عنوان وبلاگ : فریاد سکوت / انسانیت در سایه سار همه برابری و همه برادری
کل بازدید : 95545
تعداد کل پست ها : 243
تعداد کل نظرات : 1
تاریخ آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 18 مرداد 1396
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 23 دی 1395
نویسنده وبلاگ : فریاد سکوت
توسط : فریاد سکوت در تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 9:00 PM
نکاتی ناب و مهم در تفسیر باطنی قران
چگونه میتوانیم به معانی باطنی قرآن دست پیدا کنیم؟ (تفسیر انفسی برخی کلمات قرآن)
عمری از ما گذشت و صرفا در ظواهر معانی قرآن غرق شده ایم و متاسفانه تا هر لفظى را مى شنویم اول در اين عالم مادی به دنبال معنای آن میگردیم و معناى ظاهرى آن را به كار مى بندیم.
به همین علت میبینیم که در تطبیق خیلی از مسائل قرآنی با حقایق ملکوتی دچار مشکل شدیم. خطای ما در اینجاست که نمیدانیم عالم ماده سایه ای از عالم ملکوت است و هر معنى را در عالَم خودش حكمى خاص و صورتى خاص است . یعنی کلمه (آب ) در عالم ماده دارای یک معنا است و در عالم ملکوت دارای معنای دیگری است. و چون عالم ماده سایه عالم ملکوت است. معانی کلمات عالم ملکوت اصل است و معانی مادی آن کلمات فرع است و به منزله سایه ای از ان معانی میباشد.
مثلا قلم در نزد ما به معنای آلتى چوبين يا آهنين است که نویسنده به واسطه آن مینویسد. و لوح به معنای یک قطعه سنگ سياه و يا تخته سياه و كاغذ و غيره آنها است كه بر آنها مطالب نوشته و رسم میشود.
اين لوح و قلم مادى است كه بدانها انس و علاقه پيدا كرده ايم . این معنای لوح و قلم در عالم ماده است. اما همین لوح و قلم در عوالم مافوق معانی دیگری دارد. ارباب معانى مى فرمايند هر چه واسطه نگارش است قلم و هر چه كه پذيرنده نقش و نگار و خط و كتاب است لوح است ، و هر يك از لوح و قلم را مراتبى است كه بعضيها مادى اند و بعضيها مجرد از ماده میباشند.
ماحصل کلام اینکه بعد از این هر کلمه ای که در قرآن خواندیم سریع نباید آن را به معنای مادی بگیریم و بدانیم قرآن کتابی است که تنزل یافته است و این کلمات مانند نردبانی است که ما را بالا میبرد و به آن حقایق ماورایی میرساند. برای ذکر نمونه به معانی چند کلمه کلیدی در قرآن اشاره مینمایم. عزیزان خواننده میتوانند در حین قرائت قرآن هر وقت که به این کلمات رسیدند آیه را با این کدی که عرض نمودم معنا کنند و ببینند اینگونه قرآن خواندن چه میزان شیرین تر است. ( البته معنای مادی و ظاهری سرجای خودش حق است و کسی منکر آن نیست)
سما = نفس یا روح انسانی - عالم ملکوت
ارض =جسم یا بدن انسان - عالم ملک
ماء = علم - حقایق عالم ملکوت
شمس= حقیقت عالم تاب حق متعال- حقیقت محمدیه- پیامبر اسلام از باب مصداق-آفتاب معرفت- حقیقت خداوند
نهار = انسانی که دائما آفتاب حقیقت (شمس ) بر وی در حال تابش است. یعنی انسانهای الهی
ظلمت= انسانی که در نهایت دوری از آفتاب حقیقت است . مانند کفار . ظلمت وقتی است که انسان خدا را درک نکند و در غفلت و بی خبری و نافرمانی خدا به سر ببرد.
فجر= گاهی انسان در مرحله فجر است و آن هنگامی است که نور حقیقت میخواهد درون جانش رسوخ کند و یاد خداوند در دل او زنده گردد و معرفت حق را درک کند . مانند وقتی که انسان تازه به تکلیف میرسد و بالغ میشود.
نکته کلیدی : ظلمت آن تاریکی است که در آن امیدی به نور نیست . لیل آن تاریکی موقتی و مستعد روز شدن است ، فجر دمی است که لیل می خواهد تبدیل به روز بشود و طلوع آفتاب است و نهار روز و صبح کامل است.
بقره= نفس انسانی است که میباید وی را ذبح نمود.
حجاره= دلی که از شدت غفلت از یاد خداوند ، چون سنگ سخت شده است.
جبل= انانیت و خودیت انسان است. تا زمانی که این خودیت باشد ملاقات خداوند صورت نمیگیرد.
انهار = مراد از انهار، اصناف و انواع علوم و معارف حقه حقيقيه است، كه حيات قلب منوط به آن است، و غرائز انسان بدان سيراب و اشباع مىگردد
نهر ماء = آب ماده حیات همه اصناف نباتات و حیوانات و انسانهاست. آب همان علم است منتهی علومی مانند مواعظ و نصایحی که عموم مردم از آن بهره مند میشوند.
نهر لبن = شیر ظهور و بروز علومى است كه براى مبتدئين در سير راه خدا مفيد میباشد .چون شير غذاى كودك است، و علومى كه متعلق به افعال و اخلاق باشد تعبیر به شیر میشود، مانند علوم شرایع و حكمت عمليه، چون این علوم به عنوان مقدمه براى عمل و تزكيه نفس میباشند و سالک بواسطه فراگرفتن این مقدمات و عمل نمودن بآن در صدد تقويتبنيه روحى برمی آید از آن به شیر تعبیر شده چون شیر باعث تقویت بنیه کودک در ابتدای سیر طبیعی میشود.
نهر عسل = عسل از شیر خاص تر است.نهرهاى عسل اختصاص به افراد متوسط دارد، كه با ملاحظه جذبات الهى و مشاهده صفات سرگرمند، چون عسل بسيار شيرين است، لذا آن حلاوتهائى كه از واردات از عالم قدس، و بارقههاى نورانى، و لذتهائى كه در حالات مختلفه براى متوسطين در راه خدا پيدا مىشود، و آنها را در ذوق و وجد و توجه بخدا ميآورد، و متوجه بكمال خود مىنمايد،
نهر خمر= خمر از عسل خاص تر است. خمر (شراب ) آخرت، جذبات الهيه است، كه در اثر تجليات صفات و اسماء در قلب پيدا مىشود، و چنان عقل را مبهوت و حيران مىسازد، كه بكلى مراتب هستى را فراموش مى نمايد، و چون در او اين خاصيت موجود است، تعبير به خمر شده است. ولى اين خمر انسان را از مرتبه عقل به بالاتر كه مرتبه شهود و قلب است رهبرى مىكند.
نکته : نهرهای آب و شیر و عسل و خمر اشاره به چهار مرتبه سیر و سلوک علمی انسان دارد.
حمیم و غسلین و قطران و مهل = در دوزخ به ازای هر یک از چهار نهر فوق الذکر یکی از این آب های کثیف وجود دارد. چون انسان اگر از علم دوری گزیند یقینا جهل روزی وی میششود و این چرک و کثافات ناشی از جهل است.
شجره طوبی = صورت تمثل ایمان است.
فرعون = به یک معنا طبیعت است- به یک معنی غرور و تکبر نفس انسانی است-به یک معنا نفس پلید انسانی است
موسی= مقام عقل است- به یک معنا نفس ناطقه انسانی است.
تابوت= بدن مادی است که نفس ناطقه انسانی به واسطه آن در دریای علم به کسب معارف میپردازد.
ثعبان= صورت و باطن نفس اماره-باطن فرعونیت نفس انسانی-صورت ثعبان صورت ملكه كفر فرعون است .
أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيرِ = چهار پرنده ، اشاره به چهار پرنده خروس و طاووس و اردک و کرکس دارد که هر یک مظهر یکی از صفات رذیله انسانی هستند مانند شهوت- غرور و تکبر- حضیض نفس- مردار خواری.
قمر= عوالم مادون که از نور عوالم مافوق نور میگیرند مانند عالم ماده و برزخ که از عالم عقل نور میگیرند- انسان کامل- امام علی علیه السلام از باب مصداق.
و....
و به همین نحو تمام کلمات قران دارای معانی باطنی بسیاری است که گوشه ای از آن را به خدمت دوستان تقدیم نمودم.
گر بگویم شرح آن بی حد شود - مثنوی هفتاد من کاغد شود
تمرین: عزیزان خواننده زین پس در حین قرائت قران سعی کنند وقتی به این کلمات رسیدند علاوه بر معانی ظاهری این معانی انفسی را هم مد نظر قرار دهند تا ببینند چه حقایقی از قرآن روزییشان خواهد شد.
متن گزینه اول
متن گزینه دوم
نکاتی ناب و مهم در تفسیر باطنی قران
چگونه میتوانیم به معانی باطنی قرآن دست پیدا کنیم؟ (تفسیر انفسی برخی کلمات قرآن)
عمری از ما گذشت و صرفا در ظواهر معانی قرآن غرق شده ایم و متاسفانه تا هر لفظى را مى شنویم اول در اين عالم مادی به دنبال معنای آن میگردیم و معناى ظاهرى آن را به كار مى بندیم.
به همین علت میبینیم که در تطبیق خیلی از مسائل قرآنی با حقایق ملکوتی دچار مشکل شدیم. خطای ما در اینجاست که نمیدانیم عالم ماده سایه ای از عالم ملکوت است و هر معنى را در عالَم خودش حكمى خاص و صورتى خاص است . یعنی کلمه (آب ) در عالم ماده دارای یک معنا است و در عالم ملکوت دارای معنای دیگری است. و چون عالم ماده سایه عالم ملکوت است. معانی کلمات عالم ملکوت اصل است و معانی مادی آن کلمات فرع است و به منزله سایه ای از ان معانی میباشد.
مثلا قلم در نزد ما به معنای آلتى چوبين يا آهنين است که نویسنده به واسطه آن مینویسد. و لوح به معنای یک قطعه سنگ سياه و يا تخته سياه و كاغذ و غيره آنها است كه بر آنها مطالب نوشته و رسم میشود.
اين لوح و قلم مادى است كه بدانها انس و علاقه پيدا كرده ايم . این معنای لوح و قلم در عالم ماده است. اما همین لوح و قلم در عوالم مافوق معانی دیگری دارد. ارباب معانى مى فرمايند هر چه واسطه نگارش است قلم و هر چه كه پذيرنده نقش و نگار و خط و كتاب است لوح است ، و هر يك از لوح و قلم را مراتبى است كه بعضيها مادى اند و بعضيها مجرد از ماده میباشند.
ماحصل کلام اینکه بعد از این هر کلمه ای که در قرآن خواندیم سریع نباید آن را به معنای مادی بگیریم و بدانیم قرآن کتابی است که تنزل یافته است و این کلمات مانند نردبانی است که ما را بالا میبرد و به آن حقایق ماورایی میرساند. برای ذکر نمونه به معانی چند کلمه کلیدی در قرآن اشاره مینمایم. عزیزان خواننده میتوانند در حین قرائت قرآن هر وقت که به این کلمات رسیدند آیه را با این کدی که عرض نمودم معنا کنند و ببینند اینگونه قرآن خواندن چه میزان شیرین تر است. ( البته معنای مادی و ظاهری سرجای خودش حق است و کسی منکر آن نیست)
سما = نفس یا روح انسانی - عالم ملکوت
ارض =جسم یا بدن انسان - عالم ملک
ماء = علم - حقایق عالم ملکوت
شمس= حقیقت عالم تاب حق متعال- حقیقت محمدیه- پیامبر اسلام از باب مصداق-آفتاب معرفت- حقیقت خداوند
نهار = انسانی که دائما آفتاب حقیقت (شمس ) بر وی در حال تابش است. یعنی انسانهای الهی
ظلمت= انسانی که در نهایت دوری از آفتاب حقیقت است . مانند کفار . ظلمت وقتی است که انسان خدا را درک نکند و در غفلت و بی خبری و نافرمانی خدا به سر ببرد.
فجر= گاهی انسان در مرحله فجر است و آن هنگامی است که نور حقیقت میخواهد درون جانش رسوخ کند و یاد خداوند در دل او زنده گردد و معرفت حق را درک کند . مانند وقتی که انسان تازه به تکلیف میرسد و بالغ میشود.
نکته کلیدی : ظلمت آن تاریکی است که در آن امیدی به نور نیست . لیل آن تاریکی موقتی و مستعد روز شدن است ، فجر دمی است که لیل می خواهد تبدیل به روز بشود و طلوع آفتاب است و نهار روز و صبح کامل است.
بقره= نفس انسانی است که میباید وی را ذبح نمود.
حجاره= دلی که از شدت غفلت از یاد خداوند ، چون سنگ سخت شده است.
جبل= انانیت و خودیت انسان است. تا زمانی که این خودیت باشد ملاقات خداوند صورت نمیگیرد.
انهار = مراد از انهار، اصناف و انواع علوم و معارف حقه حقيقيه است، كه حيات قلب منوط به آن است، و غرائز انسان بدان سيراب و اشباع مىگردد
نهر ماء = آب ماده حیات همه اصناف نباتات و حیوانات و انسانهاست. آب همان علم است منتهی علومی مانند مواعظ و نصایحی که عموم مردم از آن بهره مند میشوند.
نهر لبن = شیر ظهور و بروز علومى است كه براى مبتدئين در سير راه خدا مفيد میباشد .چون شير غذاى كودك است، و علومى كه متعلق به افعال و اخلاق باشد تعبیر به شیر میشود، مانند علوم شرایع و حكمت عمليه، چون این علوم به عنوان مقدمه براى عمل و تزكيه نفس میباشند و سالک بواسطه فراگرفتن این مقدمات و عمل نمودن بآن در صدد تقويتبنيه روحى برمی آید از آن به شیر تعبیر شده چون شیر باعث تقویت بنیه کودک در ابتدای سیر طبیعی میشود.
نهر عسل = عسل از شیر خاص تر است.نهرهاى عسل اختصاص به افراد متوسط دارد، كه با ملاحظه جذبات الهى و مشاهده صفات سرگرمند، چون عسل بسيار شيرين است، لذا آن حلاوتهائى كه از واردات از عالم قدس، و بارقههاى نورانى، و لذتهائى كه در حالات مختلفه براى متوسطين در راه خدا پيدا مىشود، و آنها را در ذوق و وجد و توجه بخدا ميآورد، و متوجه بكمال خود مىنمايد،
نهر خمر= خمر از عسل خاص تر است. خمر (شراب ) آخرت، جذبات الهيه است، كه در اثر تجليات صفات و اسماء در قلب پيدا مىشود، و چنان عقل را مبهوت و حيران مىسازد، كه بكلى مراتب هستى را فراموش مى نمايد، و چون در او اين خاصيت موجود است، تعبير به خمر شده است. ولى اين خمر انسان را از مرتبه عقل به بالاتر كه مرتبه شهود و قلب است رهبرى مىكند.
نکته : نهرهای آب و شیر و عسل و خمر اشاره به چهار مرتبه سیر و سلوک علمی انسان دارد.
حمیم و غسلین و قطران و مهل = در دوزخ به ازای هر یک از چهار نهر فوق الذکر یکی از این آب های کثیف وجود دارد. چون انسان اگر از علم دوری گزیند یقینا جهل روزی وی میششود و این چرک و کثافات ناشی از جهل است.
شجره طوبی = صورت تمثل ایمان است.
فرعون = به یک معنا طبیعت است- به یک معنی غرور و تکبر نفس انسانی است-به یک معنا نفس پلید انسانی است
موسی= مقام عقل است- به یک معنا نفس ناطقه انسانی است.
تابوت= بدن مادی است که نفس ناطقه انسانی به واسطه آن در دریای علم به کسب معارف میپردازد.
ثعبان= صورت و باطن نفس اماره-باطن فرعونیت نفس انسانی-صورت ثعبان صورت ملكه كفر فرعون است .
أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيرِ = چهار پرنده ، اشاره به چهار پرنده خروس و طاووس و اردک و کرکس دارد که هر یک مظهر یکی از صفات رذیله انسانی هستند مانند شهوت- غرور و تکبر- حضیض نفس- مردار خواری.
قمر= عوالم مادون که از نور عوالم مافوق نور میگیرند مانند عالم ماده و برزخ که از عالم عقل نور میگیرند- انسان کامل- امام علی علیه السلام از باب مصداق.
و....
و به همین نحو تمام کلمات قران دارای معانی باطنی بسیاری است که گوشه ای از آن را به خدمت دوستان تقدیم نمودم.
گر بگویم شرح آن بی حد شود - مثنوی هفتاد من کاغد شود
تمرین: عزیزان خواننده زین پس در حین قرائت قران سعی کنند وقتی به این کلمات رسیدند علاوه بر معانی ظاهری این معانی انفسی را هم مد نظر قرار دهند تا ببینند چه حقایقی از قرآن روزییشان خواهد شد.