
در زندگی فردی ما این را داریم که در روایت می فرماید:
که شما به نفس خودتان مدارا کنید، اگر نفست حال عبادت نداشت، مشقت در عبادت را بهش تحمیل نکن. این مرافقت با نفس مغایرتی با عداوت نفس ندارد، ما باید با نفس خودمان دشمن باشیم، دشمن ترین دشمنان ما همین نفس خود ما است؛ اما این نفس را چطور باید باهاش دشمنی کنیم؟
یک وقتی خشن باهاش دشمنی می کنی یک وقتی هم منطقی و معقول با او دشمنی می کنی، این شیوه خیلی مهم است. معمولاً آنهایی که با نفس خودشان در دینداری فردی خیلی بدبرخورد می کنند، نکات ظریفی دارد که اینها چه هستند؟
آنها بعد از یک وقتی پس می زنند، آدم باید به خودش سخت بگیرد، اما تحت یک شرایطی این سخت گیری لازم است! مثلاً تا می خواهی به خودت سخت بگیری، روزه بگیری از آن طرف یک برادر دینی می آید به شما تعارف می کند خالصانه از شما می خواهد که خواهش می کنم تشریف بیارید و با ما سر این غذا شریک بشوید. خب دیگر لجبازی نکن سر این روزه مستحبی خودت بایست تعارف که نداریم!
همراهی کن، بعضی وقت ها آدم می خواهد با نفس خودش سخت بگیرد، اما می بیند که شرایط محیطی اجازه نمی دهد، می خواهی به خودت سخت بگیری نمازت را مقید باشی که اول وقت بخوانی و همسرت از دستت ناراحت شده، حالا فعلاً همسرت را راضی بکن، دلش را به دست بیار و بعد نمازت را بخوان.
آقا نماز اول وقت من اگر سرم برود نمازم نمی رود و چنین و چنان شلوغش نکن؛ شما که دیگه از آیت الله العظمی بهجت (ره) که نمی توانی بهتر نمازت را اقامه کنی و از ایشان هم با معرفت تر نیستی درباره ایشان خاطرات نسبتاً عجیبی نقل می کنند. شما بنایت را بگذار که با نفست مبارزه کنی، بقیه اش را خدا درست می کند.