در خصوص اینکه طرق (و سایر نحلههای فکری و اجتماعی) تصوف را سلسله بنامیم و یا فرقه، اختلاف نظر عمیق و مسکوتی وجود دارد. عدهای که عمدتا از مخالفان تصوف هستند معتقدند که میبایست این طرق مختلف را فرقه خواند و در مقابل اقطاب و مشایخ و دراویش عمدتا طریق خود را سلسله مینامند. البته این موضوع مطلق نبوده و حتی برخی از مخالفین تصوف نیز در نوشتار و گفتار خویش مرز دقیق این دو را مشخص نکردهاند و گاهی اوقات از این طرق با عنوان فرقه و گاهی با عنوان سلسله یاد کردهاند. عرفا و متصوفه هر چند یک انشعاب مذهبی در اسلام تلقی نمیشوند و خود نیز مدعی چنین انشعابی نیستند و در همه فرق و مذاهب اسلامی حضور دارند، در عین حال یک گروه وابسته و به هم پیوسته اجتماعی هستند. یک سلسله افکار و اندیشهها و حتی آداب مخصوص در معاشرتها و لباس پوشیدنها و احیانا آرایش سر و صورت و سکونت در خانقاهها و غیره، به آنها به عنوان یک فرقه مخصوص مذهبی و اجتماعی رنگ مخصوص داده و میدهد. لذا تفکیک این دو واژه از هم بسیار سخت خواهد بود.
ذهبیه یکی از سلسله (فرقه)های تصوف اسلامی است که در ایران و سایر کشورها پیروانی دارد.[نیازمند منبع] اگرچه برخی اقطاب ذهبیه منسوب به مذاهب غیر شیعی هستند (مانند احمد غزالی که شافعی مذهب است[لیکن ذهبیه به عنوان یکی از سلسله (فرقه)های تصوف شیعی شناخته میشود. قدمت سلسله دراویش ذهبیه را به قرن سوم هجری قمری و به ابو محفوظ معروف بن فیروز کرخی معروف کرخی نسبت میدهند.[نیازمند منبع] از مشایخ آن میتوان شیخ جنید بغدادی و شیخ سری سقطی و شیخ احمد غزالی و شیخ نجم الدین کبری را نام برد. در فارس، خراسان، آذربایجان، خوزستان و برخی بلاد دیگر، فقرای این سلسله پراکندهاند.