فرقه ذهبیه
منابع و تاریخچه فرقه ذهبیه

فرقه ذهبيه يکي از فرقه‌هاي فعال صوفیه در ایران است که با رويکردهای گوناگون مانند رويکرد اجتماعي (خدمت و خيانت آن ها)، رویکرد سياسي (ارتباط با بيگانگان و فراماسونربودن برخی ازرهبران معاصر فرقه ذهبيه)، رويکرد فقهي(نظر علما و فقها در مورد فرقه ذهبیه ازجمله فتوای آيهْْ الله استهباناتي (1297-1337) مبنی برضاله دانستن ذهبیه وقتی که در زمان ايشان گروهي ازذهبیه خواستند مقبره شيخ علي نقي استهباناتي، قطب سی ویکم ذهبيه را مرمت کنند ايشان طي فتوايي گروه شيخيه و صوفيه و ذهبيه و ... را ضاله شمردند.)، رویکرد اخلاقی واعتقادی، می‌توان آن ها را بررسي کرد. اما به دلايل ذيل، شناخت این فرقه، ضرورت واولويت دارد:
اول: اين فرقه درشهرهای مختلف کشورازجمله درتهران، شيراز، دزفول، رشت و استهبان پراکنده‌اند و فعاليت های گسترده ای دارند.
دوم:اين فرقه، نسبت به فرقه های ديگر کمتر گرفتار انحرافات فکری واخلاقی می باشد. بسياری از طرفداران ذهبيه، زندگي متدينانه‌ و مقيد به احکام شرعی و نماز و روزه دارند و در مراسم مذهبي شرکت مي‌کنند، مراسم روضه خوانی سيدالشهدا برگزارمی کنند. البته به دلايل مختلفی مردم شهرستان‌های پيشگفته، اقبال و توجه زیادی به این فرقه نشان ندادند. و با اين‌که سالها از فعالیت های اقتصادی و فرهنگی آنها مانند: ساختن مدرسه، بيمارستان، حسينيه و مسجد مي‌گذرد؛ اما نتوانستند مريدان زیادی جمع کنند. البته برخی ازطرفداران این فرقه به جهت پاره‌ای ازرفتارهای اخلاقی درشهرهایی مانند: استهبان، محبوبیت خود راازدست داده و خاطرۀ خوشی درذهن مردم نگذاشتند. ویا اینکه برخی از رهبران معاصراین فرقه دراثر ارتباط با بیگانه و فراماسونر بودن با مشکلات سیاسی دست و پنجه نرم می‌کنند.
سوم: برخي علمای گذشته مانند: ملا محمدتقي مجلسي پدرعلامه محمد باقر مجلسي به ظاهر از فرقه ذهبیه حمايت کرده‌اند البته نباید به انتساب‌های فرقه های صوفیه توجه چندانی کرد زیرا‌ گاهي اینها به دروغ، بزرگانی را طرفدار و مرید فرقه خود معرفی می کنند، برای نمونه: فرقه ذهبیه، شيخ بهايي یا فرقه نعمت اللهیه گناباديه‌، فيض کاشاني را به خود نسبت مي‌دهند؛ درحالیکه، این گونه نسبتهای دروغین، هیچ اساس تاریخی ندارد ولی به هرحال، ملا محمدتقي مجلسي دررسالۀ تشويق السالکين، فرقه ذهبيه راتأیید می کند. وی دراین رساله می نویسد: « اما بعد: چنين مي‌گويد محتاج غفران رب وفيّ و پروردگار عليّ، محمدتقي مجلسي بر ضماير صافيه ارباب دانش و بينش پوشيده نماند که علت غائيه ايجاد جن و انس شناخت حضرت باري است عز و جل چنانچه آيه وافی هدایۀ ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون اي ليعرفون برآن ناطق است و اقرب طرق به معرفت الهي، طريقه حقه رضويه ذهبيه معروفه مرتضويه است که طريق تصوّف و حقيقتش نيز خوانند که عبارت است از تحصيل معرفت رب‌العالمين به طريق زهد و رياضت انقطاع از خلق و مواظبت بر طاعت و عبادت. اکنون جمعي پيدا شده‌اندکه ايشان را از شريعت خبري و از طريقت اثري نه و انکار اين طريقه حقه مي‌نمايند، بنابر عدم وقوف و قلّت تدبّر در آيات و اخبار ائمه اطهار و به متابعت نفس غدار که ثمره آن حسد و عناد و تعصّب است اگرچه مشهورا ست اما چون انکار ايشان سبب محروميت بعضي از عوام بود از اين نعمت عظمي لهذا بعضي از احباء ازين فقير، محمدتقي التماس نمودند رساله مختصري در حقيقت اين طريقه نوشته شود تا شيعيان اميرالمؤمنين(ع) از اين سعادت بي نصيب نباشند. پس ايجاباً لسوء اليهم با آن که کتاب مبسوطي موسوم به مستند السالکين درين باب نوشته شده، مجملي از هر باب در اين رساله مذکور مي‌گردد و بالله التوفيق .»آنگاه ملا محمد تقی به نقل احاديث و برخي مدعيات دیگر می‌پردازد. علامه مجلسی دررساله اعتقادات درتوجیه رفتار و دیدگاه پدرش می‌گوید: « هرگز درمورد پدربزرگوارم سوء ظن نکن وخیال نکن که او از صوفیه بوده وبه راه و سلک آنهامعتقد بوده، حاشا که دربارۀ اوچنین گمان کنی. او چگونه می توانست مسلک صوفیه را بپذیرد درحالی که او مأنوس‌ترین اهل زمانش با اخبار آل محمد(ص) وداناترین اهل‌ِزمانش به اخبار اهل بیت بود. پدرم مرد زاهد وپارسا بود برای ارشاد وهدایت صوفیان خودرا درسلک آنان نشان داد تا ازاو فرار نکنند، بلکه بتواند آنها را ازاین افکار باطل، سخنان فاسد واعمال غیرمشروع باز دارد که الحمدلله بسیاری ازآنها را با این شیوه حسنه هدایت کرد وبه راه حق ارشاد نمود. اما دراواخرعمر مشاهده کرد که این شیوه دیگر مؤثرنیست، چون آنهاپرچم ضلالت وطغیان را به دوش گرفته اند وشیطان برآنها چیره شده است ودانست که آنها دشمن خداوند هستند ازآنها بیزاری جست وراه باطل وعقاید سخیف آنها راتکفیر کرد. من بر افکار و عقاید او بهتر ازهرکسی مطلع هستم ودستنویس های او دراین زمینه نزد اینجانب است. » بسیاری از بزرگان همين شيوه محمد باقر مجلسی را دنبال می کردند تا خود را به صوفیه نزديک کنند تا آن ها از شريعت جدا نشوند. واگر این شیوه کارگر نمی افتادبه مخالفت آشکار با صوفیه می‌پرداختند.
چهارم: برخي از اقطاب فرقه ذهبیه مانند: شيخ محمدعلي مؤذن خراساني قطب بیست ونهم و نویسندۀکتاب تحفه عباسي از فضل علمي نسبی برخوردار بوده‌‌اند و همین باعث مشروعیت جامعه شناختی آنها می شود. این کتاب، يکي از منابع مهم اين فرقه به شمار می‌آید که با يک ديباچه و پنج فصل و 12 باب و يک خاتمه و يک تکمله به بیان عقایدتصوّف و ذهبیه پرداخته است. فهرستِ مطالب آن عبارت است از:« در بيان اعتقاد صوفيه به توحيد، در بيان اعتقاد صوفيه به نبوت، در بيان اعتقاد صوفيه به امامت، در بيان اعتقاد صوفيه به معاد، در بيان استناد صوفيه به ائمه معصومين، در بيان فضيلت علم و عالم و اصناف آن، در بيان زهد و رياضت، دربيان صمت، در بيان جوع، در بيان عزلت، در بيان ذکر، در بيان توکل، در بيان رضا و تسليم، در بيان عبادت کردن چهل صباح، در بيان جواز استماع آواز خوش، در بيان وجد، در بيان احتياج به پير، در بيان آداب پيري و مريدي، در بيان اقاويل صوفيه در هر باب،‌در بيان عدل» فرقه ذهبیه در کنار سه فرقه ديگر: رفاعيه، نقشبنديه و... در پايان کتاب با عنوان سلسله عليه ذهبيه معرفی شده و سلسلۀ اقطاب و مشایخ سی ونه گانۀ خود را به حضرت رضا(ع) مي‌رساند. وسپس از معروف کرخي، سري سقطي، جنيد بغدادي، ابوعثمان مغربي شروع می کند و به قطب سي و نهم که عبدالحميد گنجويان(با عنوان قطب فلک ولايت، مير سپهر هدايت، ملجأ الابدال و الاوتاد حضرت مير برنا استاد حاج دکتر عبدالحميد گنجويان معرفی می شود) می رساند. قطب سی ونهم ذهبیه بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی ایران به انگلستان مهاجرت کرد. عصاریان، قطب صامت و درآینده قطب چهلم این فرقه خواهد شد. راز شيرازي قطب سي و پنجم ذهبیه که درشاه چراغ شیرازدفن گردیده است نیز از جمله اقطاب درس خواندۀ این سلسله به شمار می آید و کتابهاي متعددی مانند طباشير الحکمهْْ را از خود به جای گذاشته است. ايشان برای اولین باراین سلسله را به مباحث ابن عربی به ویژه نظریه وحدت وجودي نزدیک ساخت به همین دلیل، آقای محمد خواجوی یکی ازطرفداران فرقۀ ذهبیه در ترجمه آثارمکتب ابن عربی تلاش فراوان نمودند.
چیستی تصوّف ازدیدگاه ذهبیه
مؤذن خراسانی در فصل اول از مقدمه تحفۀ عباسی، بحثی را با عنوان «در بيان معني تصوّف و صوفي و کم بودن ايشان در ميان خلق» به طور مفصل مطرح می‌کند و معاني تصوّف و اقوال زيادي را بیان مي‌کند. از جمله روايتي از اميرالمؤمنين (ع) از غوالي اللئالي نقل مي‌کند که ايشان فرموده است: الشريعهْْ اقوالي و الطريقهْْ افعالي و الحقيقهْْ احوالي و نيز فرموده است: التصوّف علي اربعهْْ احرف: التاء و الصاد و الواو و الفاء. و التاء توبهْْ و ترک و تقاهْْ، و الصاد، صبر و صدق و صفاء، و الواو ودّ و ورد و وفاء و الفاء، فرد، و فقر و فناء، برخي از اکابرنیز گفته‌ اند: التصوّف، صدق التوجه الي الله و گفته‌اند: التصوّف، اکتساب الفضائل و محو الرذائل و گفته‌اند: التصوّف، ترک الفضول و حفظ الاصول. وی، پس ازبیان معانی مختلف تصوّف به نظریه فرقه ذهبیه اشاره می کند و می نویسد: « و وجه تسميه اين طايفه جليله به صوفي آن است چنانچه شهرت دارد که صوفي اصلش صفّي بوده منسوب به اصحاب صفّه. جمعي بوده‌اند از فقرا و زهّاد صحابه که پيوسته در صفّه مسجد رسول‌الله به ذکر و عبادت مشغول مي‌بودند و به سر مي‌بردند مثل سلمان و ابوذر و مقداد و غيرهم و بسياري از آيات و احاديث به فضل ايشان ناطق است از آن جمله در بعضي از تفاسير مذکور است که جماعتي از اکابر قبيله مذر به خدمت حضرت رسالت پناه آمدند و چون ايشان قبيله عظيمي بودند و اسلام ايشان باعث مزيد قوت اسلام بود آن حضرت در تعظيم ايشان به حسب مصلحت مبالغه مي‌فرمودند و ايشان را به صدر مجلس عالي جاي مي‌دادند. و ايشان را به حسب عادت اهل زمان از مجالست اصحاب صفّه که به ظاهر فقير و متلبس به لباس گلين و حصير بودند چنانچه سلمان به ترکه درخت، خرقه خود را دوخته بود ايشان را تنفري حاصل آمده از آن حضرت درخواستند ما بزرگانيم در مجلسي که ما باشيم اين فرقه پوشان نباشند به مقتضاي غيرت الهي اين آيه کريمه خطاب به حضرت رسول نازل شد «و اصبر نفسک مع الذين يدعون ربهم بالغداوهْْ و العشي يريدون وجهه الآيه» ... بالجمله فضيلت اصحاب صفه محتاج بيان نيست و چون اصحاب صفه فرقه اول از درويشانند و اين طايفه عَلِيّه در ترک دنيا و زهد و سلوک مسلک ايشان دارند خود را بديشان منسوب ساخته صفّی گفته‌اند و به جهت کثرت استعمال در السنه رجال از اشباع ضمة صاد، واو متولد شده وفا مخفف شده، صوفی گفته اند». راز شيرازي در تذکرهْْ الاولياء این ادعا را چنین می‌سراید:
به جز صدق و صفا از اهل صفّه كه ايشانند اخيار صحابه؛ چهل تن كرده در يك صفّه منزل همه يك دل به سالار صحابه؛ چو صوفي است كيش اصل صفّه بود انگارش افكار صحابه
اين نظریه، توجيه درستي ندارد؛ برای اینکه اولاً: این توجیه گرفتار اشکال ادبي است که چرا ضمه به واو تبديل شده، چرا فای مشدّد، مخفّف گردید وآیا شاهدادبي براين مدعا وجود دارد؟ ثانياً: واژه تصوّف، بنا به نقل جامی در نفحات الانس وجاحظ در البيان و التبيين برای اولين بار در قرن دوم در زمان امام صادق (ع) برابو هاشم کوفی اطلاق گردید و این واژه در زمان حضرت علی و در زمان صحابه و تابعين مطرح نبوده است. درآن زمان‌ها، واژة زاهد و عابد مطرح می شد. و يکي از راه‌هاي تشخيص روايت صحيح از سقيم، بررسی زبان شناختی واژ‌گان روايت است. اگرواژه های روایت، به زمان بعدازعصر راوی اختصاص یابد، درآن صورت، روایت مذکور، اعتبار سندی خود را ازدست می‌دهد. پس روايت منقول از اميرالمؤمنين نمی تواند معتبر باشد، هرچند، صوفیه او را قطب الابدال خود بدانند. ثالثاً: راز شيرازي، قطب سی وپنجم، اصحاب صفه مانند ابوذر غفاري، سلمان فارسي، مقداد بن اسود کندي، عمار ياسر، حذيفه يماني، زيد بن ارقم وبرخی از مهاجر و انصار را در زمرۀ طبقه اول صوفیه معرفی می‌کند. درحالیکه، براین ادعا نه تنها دلیلی اقامه نمی کند، بلکه همانگونه که عرض شد، واژه تصوّف درآن دوران مطرح نبوده است.و تبدیل واژه صفه به صوفی نیزمشکلات قبلی را دارد. گاهی ادعا می شود که اصحاب صفّه، فقير بودند ما هم فقيريم. پاسخ ما این است که: فقر آنها با آن فقري که شما ادعا مي‌کنيد فرق دارد آنها خانه وکاشانه و مال ومنالی نداشتند و در کنار مسجد و خانه پيامبر زندگي مي‌کردند و در غزوات وفعالیت های سیاسی واجتماعی شرکت مي‌جستند وپیامبر را درهمه شرایط یاری می‌نمودند. بعد که وضعیت زندگیشان، بهتر شد، ازفقر بیرون آمده و زندگي متوسطی را آغازکردند.برای نمونه، سلمان فارسی، حاکم مداين شد. علاوه براینکه، تا آنجا که ما خبر داریم صوفیه نه تنها اهل فقر نیستند که سرمایه‌ها وکمپانی های آنها، ابزار مناسبی برای جذب انسان‌های ضعیف و بی مایه است. رابعاً: درباره تعداد و چهل تن بودن اصحاب صفّه دلیلی وجود ندارد. ازده نفرتا چهارصد نفر را نام برده‌اند. و عدد چهل برای اصحاب صفه در هيچ يك ازدیدگاه ها مطرح نبوده‌است. اين طایفه به جهت تقدسی که برای عدد چهل و چله نشيني معتقدند، اصحاب صفه را چهل نفر شمرده‌اند.
وجه تسمیه ذهبیه
طريقة ذهبيه به لحاظ تاريخي از چه زمانی پدید آمد و منشأ پيدايش آن چیست؟ و چه زمانی عنوان ذهبيه به کار رفت؟ و به عنوان يک فرقه مطرح گردید؟ توجیهاتی که در وجه تسمیه خواهد آمد و ذهبیه را به سلسلهْْ الذهب امام رضا عليه السلام یا امور دیگری نسبت می دهد، هيچ سند تاريخي ندارد. عنوان ذهبیه از صدر اسلام تا دورة جناب سيد عبدالله مجذوب برزش‌آبادي قطب بيست و يکم ذهبیه مشاهده نشده است وبرای اولین بارعنوان ذهبيه از زمان قطب بيست و يکم مطرح گردید. پس اقطاب قبلي را نباید ذهبيه دانست و آنها با عناوین دیگری مانند: فرقة همدانيه و کبرویه ومعروفیه شناخته می شدند. همچنانکه بسیاری از فرقه های صوفیه مانند: فرقة نعمت‌اللهيه، فرقة سهرورديه، فرقة کميليه، در بعضي از اقطاب ذهبیه مشترک اند و این مطلب نشان مي‌دهد که عنوان ذهبيه، عنوان جديدي است که دردوره های بعد مطرح گردید. ذهبیه هم تصريح می کنندکه از زمان شيخ نجم‌الدين کبري که قطب دوازدهم است، فرقة کبرويه مطرح بوده، بعد که ادامه پيدا مي‌کند، مي‌رسد به قطب بيستم که جناب ابواسحاق ختلانی است واز ايشان، دو فرقه نوربخشیه و ذهبیه انشعاب می شود. خاوری یکی از نویسندگان و معتقدان و وابستگان به ذهبیه درتحقیق خود به این نتیجه می رسد که از تاريخ وضع کلمة ذهبيه وآگاهی از عنوان اين سلسله هيچ سنخ اطلاعي دردست نیست. توضیح اینکه از آغاز ظهور تصوّف در اسلام و اولين کسي که به لقب صوفي خوانده شد و همچنين از ابتداي تشکيلات صوفيه و از اولين دورة تأليف کتاب عربي و فارسي صوفيه از کتاب اللمع ابونصر سراج متوفي 378، و قوت القلوب شيخ ابوطالب محمّد بن علي مکي متوفي 386 گرفته تا برسد به آثار قرن پنجم هجري مانند طبقات الصوفيه شيخ ابوعبدالرحمان سلّمي نيشابوري متوفي 412 و أمالي و منازل السائرين شيخ الاسلام ابواسماعيل عبدالدين ابي منصور خواجه انصاري يا پير هروي متوفي 481، تا برسد به کشف المحجوب ابوالحسن علي بن عثمان هجویری متوفي 465 و رسالة قشيرية ابوالقاسم قشيري متوفای 376 تا 465 و... اثري از واژه ذهبيه يافت نمي‌شود . اينکه بعضی مي‌گويند ذهبيه از زمان امام رضا عليه السلام بوده، ادعایی است که بعضي از متأخرين ذهبیه مانند راز شیرازی مطرح کرده اند. خاوری می گوید: اولين باري که اين کلمه در آثار ادبي دانشمندان و صوفيه به چشم مي‌خورد در اشعار ابوالمعالي عبدالله بن ميانجي همداني ملقب به عين القضاهْْ همداني مقتول در چهارشنبه هفتم جمادي الآخر از سال 525 هجري مي‌باشد. صد و ده بند اشعاري به وي نسبت مي‌دهند. کاربرد ذهبیه نیزدراشعار وی ارتباطی با فرقه ذهبیه ندارد. مدعیان ذهبیه به طور کلي، هفت وجه تسميه براي ذهبيه ذکر کردند :


ادامه مطلب

نظرات شما


آرشیو

بازدید ها

    کل بازدید:10168
    تعداد کل مطالب : 3
    تعداد کل نظرات : 0
    تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 16 آبان 1395 
    تاریخ ایجاد بلاگ :
    جمعه 15 دی 1391 

دیگر امکانات


درباره ما