ماجرای یک عمل جراحی

با سلام 

من علی رضا هستم

در کوچکی فردی شلوغ و بازی گوش بودم 

از وقتی که به خاطر می آورم بعد از مدتی شلوغ کاری خسته می شدم تپل هم بودم میگفتند که تنبل هستی 

اما غافل از این که این زود خسته شدن ها بی علت نیست

کمی بزرگ تر که شدم تقریبا در سنین 15 سالگی، با دوستم در خیابان بودیم که گفت

 چرا این جوری راه میروی به آن حرف زیاد بها ندادم

اول دبیرستان بودم بسکتبال را زیاد دوست داشتم اگرچه بسکتبالیست ها عمدتاً افراد با خلاقی نبودند حداقل در برخورد با من ای که از پایین شهر برای بسکتبال بازی کردن می رفتم 

آن اوایل بود یک بار که برای بازی بسکتبال رفته بودم یک مربی پیری که آدم خردمندی بود مرا در حین دویدن دید و این بود آغاز یک سری ماجرا

به من گفت پا های تو از هم فاصله دارند آیا دکتر رفته ای؟ 

گفتنم: نه 

گفت برو پیش دکتر علمی او  پزشک خوبی است

امدم خانه با نگرانی پیش مادر و قضیه را گفتم و رفتیم پیش دکتر 

دکتر گفت: انحراف پاهایت زیاد است و باید عمل جراحی بشوی منهتا صبر کن سربازی معاف شو و بعد این کارو بکن

بعد از معاف شدن از سربازی به دنبال این بودیم که کدام دکتر عمل کند بهتر است 

پرس و جو از این و از آن

یکی زیر میز می خواست یک و نیم میلیون اونم سال 1388 همون سال فتنه 

یکیشون که خیلی ازش تعریف میشد دکتر بود که داشت فوق تخصص ارتوپدی می گرفت زیر میزی هم نمی خواست اما دل غافل 

خب نوشت که برو بستری بشو شنبه عملت کنم اما دل غافل اصلا این بیمارستان آموزشی بود و قرار نبود که خودش عمل کنه عمل کرد عمل اولش زیاد بد نبود با فاصله حدوداً 8 ماه پای بعدی را عمل کرد اما

این دفعه گند زد توش

پایی که وضعیتش اولش زیاد بد هم نبود حالا بدتر شده

نمی دونم ازش شکایت بکنم یا نه؟

خدا بگم چیکارش بکنه

اگه کسی عمل جراحی برای اصلاح پاش در پیش داره با من میتونه مشورت کنه(ادرس ایمیل یاهوتون رو به صورت خصوصی بزارید تا انلاین گفت و گو کنیم)

بالاخره این راهی است که من رفته ام

یا علی  

 

 

نوشته شده در : پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت :11:19 AM   |   توسط :علی رضا نظرات (0)