|
کتاب های دارای شناسه-غدیر
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
منبع : http://www.monasebatha.com
منبع : http://www.monasebatha.com
آنچه پیش رو دارید نگاهی است به آیاتی که در خطبه غدیر درباره امامت علی (علیه السلام) و دیگر امامان (علیهم
نکاتی از حدیث و حادثه غدیر یک نگاه اجمالی به خطبه و حدیث غدیر , وقایعی قبل و بعد از آن بخوبی این نکته را روشن می سازد که بحث امامت علی (ع ) و تداوم آن مطرح بوده است به جهت این نکات : 1 ـ آیه تبلیغ یا اعلام امامت بعد از ثنا و شتایش الهی فرمود : « فاوحی الی ... « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس 2 ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است , کاملا (به مردم ) برسان , و اگر نکنی , رسالت او را انجام نداده ای , خداوند تو را از (خطرات احتمالی ) مردم نگاه می دارد » . 3 آنگاه ادامه داد که مردم ! جبرئیل سه بار نازل شده است که خداوند فرمان داده که در میان این جمع برای سفید و سیاه اعلام کنم که : « ان علی بن ابی طالب اخی و وصیی و خلیفتی و الامام بعدی ;4 که به حقیقت علی بن ابی طالب برادر و وصی و جانشین و پیشوای بعد از من است . » 2 ـ علی سرپرست شماست دومین ایه که مورد استشهاد پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) قرار گرفته آیه ولایت است , حضرت فرمود : « و هو ولیکم بعدالله و رسوله , و قد انزل الله تبارک و تعالی بذلک ایه من کتابه ; علی صاحب اختیار و ولی شما است بعد از خدا و رسولش . و در این آیه در قرآنش نازل فرموده است , آنجا که می فرماید : « انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون ;6 سرپرست و ولی شما , تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند , همانها که نماز را برپا می دارند , و در حال رکوع , زکات می دهند , » و این علی بن ابی طالب بود که اقامه نماز کرد و زکات (صدقه ) در حال رکوع در راه خدا داد . »7 3 ـ افشای منافقان در ادامه می فرماید : « از جبرئیل خواستم که از بیان آیه تبلیغ مرا معذور دارد , چرا که مومنان (راستین ) در اقلیت و منافقان و خدعه گران و... فراوانند چنان که قرآن کریم در باره آنها فرمود : « تقولون بافوا هکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه هینا و هو عند الله عظیم ;11 با دهان خود سخنی می گفتید که به آن یقین نداشتید , و آن را کوچک می پنداشتید در حالی که در نزد خدا بزرگ است . » همانهایی که مرا آزار دادند , تا آنجا که مرا اذن (خوش باورم نامیدند)... و خداوند در رد آنها فرمود : « و منهم الذین یوذون النبی و یقولون هو اذن , قل اذن خیرلکم ... ;12 از آنها کسانی هستند که پیامبر(صلی الله علیه واله ) را آزار می دهند , و می گویند « او آدم خوش باوری است ! » بگو « خوش باوربودن او به نفس شماست » . صحیفه ملعونه اول دو نفر از منافقین در یک تصمیم اساسی و خطرناک با هم پیمانی بستند و آن این بود که « اگر محمد از دنیا رفت یا کشته شد , نگذاریم خلافت و جانشینی او در اهل بیتش مستقر شود » سه نفر دیگر در این تصمیم با آنها هم پیمان شدند , و اولین قرارداد و معاهده را در کنار کعبه بین خود امضا کردند , و داخل کعبه آن را زیر خاک پنهان نمودند تا سندی برای التزام عملی آنها باشد , یکی از این سه نفر معاذبن جبل بود او گفت : شما مسئله را از جهت قریش حل کنید و من درباره انصار ترتیب امور را خواهم داد » , از آن جا که « سعد بن عباده » رئیس کل انصار بود و او کسی نبود که با غیر علی (علیه السلام) هم پیمان شود , لذا معاذ بن جبل به سراغ بشیر بن سعید , واسیر بن حضیر که هر کدام بر نیمی از انصار یعنی دو طایفه « اوس » و « خزرج » نفوذ و حکومت داشتند , آمد و آن دو را با خود بر سر غصب خلافت هم پیمان نمود . 14 توطئه قتل پیامبر(ص ) نقشه قتل پیامبر(صلی الله علیه واله) بارها به اجرا در آمد , ولی منجر به شکست شد. یک بار در جنگ تبوک و چند بار به وسیله سم و بارها به صورت ترور تدارک دیده شده بود. در حجه الوداع همان پنج نفر اصحاب صحیفه ملعونه , با نه نفر دیگر برای بار آخر نقشه دقیق تری برای قتل حضرت در راه بازگشت از مکه به مدینه کشیدند , و نقشه چنین بود که در محل از پیش تعیین شده ای , در قله کوه « ارشی » کمین کنند وهمین که شتر پیامبر(صلی الله علیه واله) سربالایی کوه را پیمود و در سرازیری قرار گرفت , سنگهای بزرگی را به طرف شتر حضرت رها کنند تا برمد وبا حرکات ناموزون حضرت را به زمین افکند و آنان با استفاده از تاریکی شب به حضرت حمله کند و وی را به قتل برسانند و متواری شوند. علی جنب الله است . در ادامه خطبه فرمود : « مردم علی را برتر بدانید زیرا او بر همه مردم بعد از من برتری دارد مردم به وسیله ماست که خداوند روزی می دهد و خلق باقی می ماند , از رحمت خدا دور است کسی که با این سخنان من مخالفت کند... بعد فرمود : مردم ! « انه جنب الله الذی نزل فی کتابه یا حسرتی علی فرطت فی جنب الله ;17 براستی علی جنب الله (از مقربان درگاه الهی است ) که خداوند در کتابش در باره او فرمود : « افسوس بر کوتاهی که در (مورد) جنب الله کردم » . امامت همچنان باقی است در فراز دیگر از خطبه غدیر فرمود : « ای مردم این امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت در نسل خود تا روز قیامت به ودیعه می سپارم , و من ابلاغ کردم آنچه را مامور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند . » 22 بیعت با علی (ع ) بیعت با خداست در ادامه فرمود : « و من بایع فانها یبایع الله ; 27 کسی که با علی بیعت کند همانا با خدا بیعت کرده است. » چرا که دست علی دست خداست قرآن کریم می فرماید : « ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیوتیه اجرا عظیما;28 کسانی که با تو بیعت می کنند (در حقیقت ) تنها با خدا بیعت می نمایند و دست خدا بالای دست آنهاست , پس هر کس پیمان شکین کند , تنها به زیان خود پیمان شکسته است و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند , بزودی پاداش عظیمی به او خواهد داد. » با ولایت علی دین کامل شد هنوز جمعیت متفرق نشده بودند که امین وحی این آیه را فرود آورد , « الیوم اکملت دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا » 31 امروز دین شما را کامل کردم , و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان ) شما پذیرفتم . آیات بی شمار در فضائل علی (علیه السلام) آنچه از آیات ذکر شد , برخی آیات بود که در خطبه غدیر مورد استدلال و اشاره قرار گرفته است و گرنه آیاتی که درباره امامت و ولایت علی (علیه السلام) و فضائل آن حضرت وارد شده بیش از آن است که حتی در یک کتاب بگنجد , خود پیامبراکرم (صلی الله علیه واله) در همین خطبه غدیر به این مطلب اشاره فرموده است آنجا که فرمود : « و ما نزلت آیه رضی الافیه , و ما خاطب الله الذین آمنوا الابرابه ولا نزلت آیه مدح قرآن الافیه , ولا شهد الله بالجنه فی « هل اتی علی الانسان » الاله , ولا انزلها فی سواه , ولا مدح بها غیره 34 و آیه خشنودی (پروردگار) جز درباره او نازل نشده است و مخاطبه خداوند با مومنان آغازش بااو (علی ) است , آیه مدحی در قرآن نازل نشده است مگر او داخل آن است و در هل اتی بهشت را خدا برای او شهادت داده است و سوره هل اتی درباره غیر او (و اهل بیتش ) نازل نشده و جز او (و اهل بیتش ) کسی به وسیله آن مدح نشده است » . پی نوشت ها : 1 ـ محمد باقر مجلس , بحارالانوار , بیروت , داراحیا التراث العربی , ج 37 ص 207 ـ 208 و ر ـ ک عوالم العلوم , شیخ عبدالله بحرانی , ج 15 ص 375 ـ ص 376 فصل اول: جايگاه عيد غدير در مكتب1- عيد خلافت و ولايتروى زياد بن محمد قال: دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت: للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟ قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسولالله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: 736. زياد بن محمد گويد: بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد. 2- برترين عيد امتقال رسول الله(ص): يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على رسول خدا(ص) فرمود: روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد; 3- عيد بزرگ خداعن الصادق(ع) قال: هو عيد الله الاكبر،و ما بعث الله نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء امام صادق(ع) فرمود: روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خدا پيامبرى مبعوث نكرده، مگر اينكه اين روز را عيد 4- عيد ولايتقيل لابى عبد الله(ع): للمؤمنين من الاعياد غير العيدين و الجمعة؟ قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، يوم اقيم اميرالمؤمنين(ع) فعقد له رسول الله الولاية وسائل الشيعه، 7: 325، ح 5. به امام صادق(ع) گفته شد: آيا مؤمنان غير از عيد فطر و قربان و جمعه عيد ديگرى دارند؟ فرمود: آرى، آنان عيد بزرگتر از اينها هم دارند و آن روزى است كه اميرالمؤمنين(ع) در غدير خم 5- روز تجديد بيعتعن عمار بن حريز قال دخلت على ابى عبد الله(ع) فىيوم الثامن عشر من ذى الحجة هذا يوم عظيم عظم الله حرمته على المؤمنين و اكمل لهم فيه الدين و تمم عليهم النعمة و مصباح المتهجد: 737. عمار بن حريز گويد: روز هجدهم ماه ذيحجه خدمت امام صادق(ع) رسيدم و آن حضرت را روزه يافتم. امام به من 6- عيد آسمانىقال الرضا(ع): حدثنى ابى، عن ابيه(ع) قال: ان يوم الغدير فى السماءاشهر منه فى الارض. مصباح المتهجد: 737. امام رضا(ع) فرمود: پدرم به نقل از پدرش (امام صادق(ع)) نقل كرد كه فرمود: روز غدير در آسمان مشهورتر از زمين است. 7- عيد بىنظيرقال على (ع): ان هذا يوم عظيم الشان،فيه وقع الفرج، ورفعت الدرج و وضحت الحجج وهو يوم الايضاح بحارالانوار، 97: 116. على(ع) فرمود: امروز (عيد غدير) روز بس بزرگى است. در اين روز گشايش رسيده و منزلت (كسانى كه شايسته آن بودند) بلندى گرفت و 8- عيد پربركتعن الصادق(ع): والله لو عرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة فى كل يوم عشر مرات... وما اعطى الله لمن عرفه ما لايحصى بعدد. مصباح المتهجد: 738. امام صادق(ع) فرمود: به خدا قسم اگر مردم فضيلت واقعى «روز غدير» را مىشناختند، فرشتگان روزى دهبار با آنان 9- عيد فروزانقال ابو عبد الله(ع): ... و يوم غدير بين الفطر والاضحىو يوم الجمعة كالقمر بين الكواكب. اقبال سيد بن طاووس: 466. امام صادق(ع) فرمود: ... روز غدير خم در ميان روزهاى عيد فطر و قربان و جمعه همانند ماه در ميان ستارگان 10- يكىاز چهار عيد الهىقال ابو عبد الله(ع): اذا كان يوم القيامة زفت اربعة ايام الىاللهعز و جل كما تزف العروس الى خدرها: يوم الفطر و يوم الاضحى و يوم الجمعةو يوم غدير خم. اقبال سيد بن طاووس: 466. امام صادق(ع) فرمود: هنگامى كه روز قيامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوى خدا مىشتابند همانطور كه عروس آن روزها عبارتند از: روز عيد فطر و قربان و جمعه و روز غدير خم. فصل دوم: شايستهها و بايستههاى غدير11- روز پيام و ولايتقال رسول الله(ص): يا معشر المسلمين ليبلغ الشاهد الغائب، اوصى من آمن بى و صدقنى بولاية على، الا ان ولاية بحارالانوار 37: 141، ح 35. رسول خدا(ص) (در روز غدير) فرمود: اى مسلمانان! حاضران به غايبان برسانند: كسى را كه به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده 12- روز اطعامقال ابو عبد الله(ع): ... و انه اليوم الذى اقام رسول الله(ص) عليا(ع) للناس علما و ابان فيه فضله و وصيه فصام وسائل الشيعه 7: 328، ضمن حديث 12. امام صادق(ع) فرمود: عيد غدير، روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت 13- روز هديهعن امير المؤمنين(ع) قال: ... اذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم و تهابوا النعمة فىهذا اليوم، و ليبلغ الحاضر الغائب، وسائل الشيعه 7: 327. امير المؤمنين(ع) (در خطبه روز عيد غدير) فرمود: وقتى كه به همديگر رسيديد همراه سلام، مصافحه كنيد، و در اين روز به يكديگر هديه 14- روز كفالتعن امير المؤمنين(ع) قال: ... فكيف بمن تكفل عددا من المؤمنين والمؤمنات وانا ضمينه علىالله تعالى الامان منالكفر امير مؤمنان(ع) فرمود: ... چگونه خواهد بود حال كسى كه عهدهدار هزينه زندگى تعدادى از مردان و زنان مؤمن (در 15- روز سپاس و شادىقال ابو عبد الله(ع): ... هو يوم عبادة و صلوة و شكر لله و حمد له،و سرور لما من الله به عليكم من ولايتنا،و انى وسائل الشيعه 7: 328، ح 13. امام صادق(ع) فرمود: عيد غدير، روز عبادت و نماز و سپاس و ستايش خداست و روز سرور و شادى است به خاطر 16- روز نيكوكارىعن الصادق(ع): ... و لدرهم فيه بالف درهم لاخوانك العارفين،فافضل على اخوانك فى هذا اليومو سر فيه كل مصباح المتهجد: 737. از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود: يك درهم به برادران با ايمان و معرفت، دادن در روز عيد غدير برابر هزار درهم است، بنابراين 17- روز سرور و شادىقال ابو عبد الله(ع): انه يوم عيد و فرح و سرورو يوم صوم شكرا لله تعالى. وسائل الشيعه 7: 326، ح 10. امام صادق(ع) فرمود: عيد غدير، روز عيد و خوشى و شادى است و روز روزهدارى به عنوان سپاس نعمت الهى است. 18- روز تبريك و تهنيتقال على(ع): عودوا رحمكم الله بعد انقضاء مجمعكم بالتوسعة على عيالكم، والبر باخوانكم والشكر لله على(ع) فرمود: بعد از پايان گردهم آيى خود (در روز غدير) به خانه برگرديد، خدا بر شما رحمت فرستد. به 19- روز درود و برائتروى الحسن بن راشد عن ابى عبد الله(ع) قال: قلت: جعلت فداك، للمسلمين عيد غيرالعيدين؟ قال: نعم، يا حسن! اعظمهما و اشرفهما، قال: يوم نصب اميرالمؤمنين(ع) فيه علما للناس. قلت له: جعلت فداك وما ينبغى لنا ان نصنع فيه؟ قال: تصومه يا حسن و تكثر الصلوة على محمد و آله فيه و تتبرا الى الله، ممن ظلمهم،فان مصباح المتهجد: 680. حسن بن راشد گويد: به امام صادق(ع) گفتم: آيا مسلمانان بجز آن دو عيد، عيد ديگرى هم دارند؟ فرمود: بله، فرمود: روزى كه اميرمؤمنان بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد. گفتم: فدايتشوم در آن روز سزاوار است، چه كنيم؟ فرمود: روزهبگير و درود برمحمد و آلاو 20- عيد اوصياءعن ابى عبد الله(ع) قال: ... تذكرون الله عز ذكره فيه بالصيام والعبادة والذكر لمحمد و آل محمد، فان رسول الله(ص) وسائل الشيعه 7: 327، ح 1. امام صادق(ع) فرمود: در روز عيد غدير، خدا را با روزه و عبادت و ياد پيامبر و خاندان او يادآورى كنيد، زيرا رسول 21- روز گشايش و درودعن ابى عبد الله(ع) قال: والعمل فيه يعدل ثمانين شهرا، و ينبغى ان يكثر فيه ذكر الله عزوجل، والصلوة على النبى(ص) وسائل الشيعه 7: 325، ح 6. امام صادق(ع) فرمود: ارزش عمل در آن روز (عيد غدير) برابر با هشتاد ماه است، و شايسته است آن روز ذكر خدا و 22- روز ديدار رهبرىعن مولانا ابىالحسن على بن محمد(ع) قال لابى اسحاق: و يوم الغدير فيه اقام النبى(ص) اخاه عليا علما للناس و اماما من بعده،[قال] قلت: صدقت جعلت فداك، لذلك قصدت، اشهد انك حجة الله على خلقه. وسائل الشيعه 7: 324، ح 3. امام هادى(ع) به ابواسحاق فرمود: در روز غدير پيامبر اكرم(ص) برادرش على(ع) را بلند كرد و به عنوان پرچمدار (و فرمانده) ابواسحاق گفت: عرض كردم، فدايتشوم راست فرمودى. به خاطر همين به زيارت و ديدار 23- روز تكبيرعن على بن موسى الرضا(ع) : من زار فيه مؤمنا ادخلالله قبره سبعين نورا و وسع فى قبره و يزور قبره كل يوم سبعون الف اقبال الاعمال: 778. امام رضا(ع) فرمود: كسى كه در روز (غدير) مؤمنى را ديدار كند، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد مى كند و 24- روز ديدار و نيكىقال الصادق(ع): ينبغى لكم ان تتقربوا الى الله تعالى بالبر والصوم والصلوة و صلة الرحم و صلة الاخوان، فان مصباح المتهجد: 736. امام صادق(ع) فرمود: شايسته است با نيكى كردن به ديگران و روزه و نماز و بجاآوردن صله رحم و ديدار برادران 25- نماز در مسجد غديرعن ابى عبد الله(ع) قال: انه تستحب الصلوة فى مسجد الغديرلان النبى(ص) اقام فيه امير المؤمنين(ع)و هو موضع وسائل الشيعه 3: 549. امام صادق(ع) فرمود: نماز خواندن در مسجد غدير مستحب است، چون پيامبر اكرم(ص) در آنجا اميرمؤمنان(ع) 26- نماز روز غديرعن ابى عبد الله(ع) قال: و من صلى فيه ركعتين اى وقتشاء و افضله قرب الزوال و هى الساعة التى اقيم فيها وسائل الشيعه 5: 225، ح 2. امام صادق(ع) فرمود: كسى كه در روز عيد غدير هر ساعتى كه خواست، دو ركعت نماز بخواند و بهتر اينست كه 27- روزه غديرقال الصادق(ع): صيام يوم غدير خم يعدل صيام عمر الدنيا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنيا لكان له امام صادق(ع) فرمود: روزه روز غدير خم با روزه تمام عمر جهان برابر است. يعنى اگر انسانى هميشه زنده باشد و 28- روز تبريك و تبسمعن الرضا(ع) قال: ... و هو يوم التهنئة يهنئ بعضكم بعضا،فاذا لقى المؤمن اخاه يقول: «الحمد لله الذى جعلنا من المتمسكينبولاية امير المؤمنين و الائمة(ع)» و هو يوم التبسم فى وجوه الناسمن اهل الايمان... اقبال: 464. امام رضا(ع) فرمود: عيد غدير روز تبريك و تهنيت است. هر يك به ديگرى تبريك بگويد، هر وقت مؤمنى فصل سوم: ولايت در غدير29- پيامبر و ولايت على(ع)عن ابى سعيد قال: لما كان يوم غدير خم امر رسول الله(ص) مناديا فنادى: الصلوة جامعة، فاخذ بيد على(ع) و اللهم من كنت مولاه فعلى مولاه،اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه. بحارالانوار 37: 112، ح 4. ابو سعيد گويد: در روز غدير خم رسول خدا(ص) دستور داد: منادى ندا دهد كه: براى نماز جمع شويد. بعد خدايا كسى كه من مولاى اويم پس على هم مولاى اوست، خدايا دوست بدار كسى را كه على 30- زندگى پيامبرگونهقال رسول الله(ص): من يريد ان يحيى حياتى، و يموت مماتى،ويسكن جنة الخلد التى وعدنى ربىفليتول على ابن الغدير 10: 278. رسول خدا(ص) فرمود: كسى كه مىخواهد زندگى و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانهاى كه پروردگارم 31- پيامبر و امامت على(ع)عن جابر بن عبد الله الانصارى قال: سمعترسول الله(ص) يقول لعلى بن ابى طالب(ع): يا على! انت اخى و وصيى و وارثىوخليفتى علىامتى فىحيوتى و بعد وفاتىمحبك محبى و امالى صدوق: 124، ح 5. جابربن عبد الله انصارى مىگويد: از رسول خدا(ص) شنيدم كه به على بن ابىطالب(ع) فرمود: اى على، تو برادر و وصى و وارث و جانشين من در ميان امت من در زمان حيات و بعد از 32- پايههاى اسلامعن ابى جعفر(ع) قال: بنى الاسلام على خمس: الصلوة و الزكوة و الصوم و الحج و الولايةو لم يناد بشىء ما نودى بالولاية يوم الغدير. كافى 2، 21، ح 8. امام باقر(ع) فرمود: اسلام بر پنج پايه استوار شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت و به هيچ چيز به اندازه 33- ولايت جاودانهعن ابى الحسن(ع) قال: ولاية على(ع) مكتوبة فى صحف جميع الانبياء ولن يبعثالله رسولا الا بنبوة محمد ووصية امام كاظم(ع) فرمود: ولايت على(ع) در كتابهاى همه پيامبران ثبتشده است و هيچ پيامبرى مبعوث نشد، مگر با 34- ولايت و توحيدقال رسول الله(ص): ولاية على بن ابى طالب ولاية اللهو حبه عبادة الله و اتباعه فريضة اللهو اولياؤه اولياء الله و امالى صدوق: 32. رسول خدا(ص) فرمود: ولايت على بن ابيطالب(ع) ولايتخداست، دوست داشتن او عبادت خداست، پيروى كردن او 35- روز ناله نوميدى شيطانعن جعفر، عن ابيه(ص) قال: ان ابليس عدوالله رن اربع رنات: يوم لعن، و يوم اهبط الى الارض،و يوم بعث النبى(ص) و يوم الغدير. قرب الاسناد: 10. امام باقر(ع) از پدر بزرگوارش امام صادق(ع) نقل كرد كه فرمود: شيطان دشمن خدا چهار بار ناله كرد: روزى كه مورد لعن خدا واقع شد و روزى كه به زمين 36- ولايت علوى دژ توحيدعن النبى(ص): يقول الله تبارك و تعالى: ولاية على بن ابى طالب حصنى،فمن دخل حصنى امن من نارى. جامع الاخبار: 52، ح 7. پيامبر اكرم(ص) فرمود: خداوند مىفرمايد: ولايت على بن ابيطالب دژ محكم من است، پس هر كس داخل قلعه من 37- جانشين پيامبرقال رسول الله(ص): يا على انا مدينة العلم و انت بابها و لن تؤتى المدينة الا من قبل الباب... انت امام امتى و جامع الاخبار: 52، ح 9. رسول خدا(ص) فرمود: اى على من شهر علمم و تو درب آن هستى، به شهر جز از راه درب آن وارد نشوند. ... تو 38- اسلام در سايه ولايتقال الصادق(ع): اثافى الاسلام ثلاثة: الصلوة و الزكوة و الولاية،لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتيها. كافى: 2، ص 18. امام صادق(ع) فرمود: سنگهاى زيربناى اسلام سه چيز است: نماز، زكات و ولايت كه هيچ يك از آنهابدون ديگرى درست نمىشود. 39- ده هزار شاهدقال ابو عبد الله(ع): العجب يا حفص لما لقى على بن ابىطالب!! انه كان له عشرة الاف شاهد لم يقدر على اخذ بحار الانوار: 37، 140. امام صادق(ع) فرمود: اى حفص! شگفتا از آنچه على بن ابى طالب(ع) با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه 40- على(ع)، مفسر قرآنعن النبى(ص) فى احتجاجه يوم الغدير: على تفسير كتاب الله، و الداعى اليه، الا و ان الحلال و الحرام اكثر من ان احصيهما و اعرفهما، وسايل الشيعه: 18، 142، ح 43. پيامبر اكرم (ص) روز عيد غدير فرمود: على(ع) تفسير كتاب خدا، و دعوت كننده به سوى خداست، آگاه باشيد كه حلال و حرام اى مردم! انديشه كنيد و آيات الهى را بفهميد، در محكمات آن دقت كنيد و متشابهات آن را منابع1- قرآن كريم . 2- امالى شيخ صدوق، كتابخانه اسلاميه. 3- قرب الاسناد، عبد الله جعفر الحميرى، آل البيت. 4- مصباح المتهجد، شيخ طوسى، مؤسسة فقه الشيعه. 5- وسايل الشيعه، شيخ حر عاملى، مكتبة الاسلامية. 6- سفينة البحار، شيخ عباس قمى، اسوه. 7- جامع الاخبار، محمد سبزوارى، آل البيت. 8- بحار الانوار، علامه مجلسى، دار الكتب الاسلاميه. 9- حماسه غدير، محمدرضاحكيمى، مؤلف. 10- اقبال الاعمال، سيد بن طاووس مؤسسة الاعلمى. 11- اصول كافى، كلينى، دار الكتب الاسلاميه. 12- الغدير، علامه امينى دار الكتب الاسلاميه.
منبع : http://www.imamalinet.net/k/qadir/index.htm :: حديث كساء از شعائر استحديث شريف كساء از شعائر تشيع، اسلام و از شعائراللّه است و البته بزرگ داشتن آن نشانه پاكيزگى و پيراستگى دلهاست، چنان كه خداى متعال مىفرمايد: :: دو ركن حديث شريف كساءعيد غدير و روز عاشورا كه از نظر زمانى با فاصلهاى اندك و در پى يكديگر مىآيند، دو ركن حديث شريف كساء هستند؛ يكى روز شادمانى وعيد و ديگرى روز اندوه و سوگوارى كه پيروان و دوستداران اهل بيت عليهمالسلام اين دو مناسبت را به حسب حال و هوايش، بزرگ مىدارند. در اين باره روايات متعددى از امامان معصوم عليهمالسلام وارد شده است، از جمله اميرالمؤمنين عليهالسلام مىفرمايند: :: جايگاهى والاروايتى مفصل در كامل الزيارات و ديگر منابع آمده است كه طى آن، امام صادق عليهالسلام به يكى از اصحاب خود، به نام «مسمع» فرمودند: :: كرامت حسينىمرحوم علامه امينى ـ رضوان اللّه عليه ـ در كتاب گرانسنگ الغدير آورده است: «در روزگار علامه حلى ـ رضوان اللّه عليه ـ شخصى بود به نام «خليعى» يا «خلعى». او در خانوادهاى دشمن اهل بيت عليهمالسلام و با پدر و مادرى ناصبى زندگى مىكرد. مادرش به هر دليلى كه بوده، باردار نمىشد. به منظور بچهدار شدن، نذر مىكند كه اگر خدا به او فرزندى بدهد و بزرگ و برومند شود، او را براى غارت، آزار و حتى كشتن زوار امام حسين عليهالسلام بر سر راه آنان قرار دهد! سرانجام خدا به او پسرى داد و پسر، بزرگ شد. زمان مناسب كه فرا رسيد، مادرش ماجراى نذر خود را با او در ميان گذاشت. جوان كه با عقايد پدر و مادرى ناصبى پرورش يافته بود، دشنه يا سلاح ديگرى برداشته، روانه مىشود تا به نذر مادرش عمل كند. إذا شِئت النّجاة فَزُر حسينا *** لِكَى تَلْقى الإله قرير عيني «چو خواهان رستگارى و نجات باشى، به زيارت حسين عليهالسلام رو؛ تا با روشنى چشم [و آرامش خاطر] خدا را ملاقات كنى. :: عنايت علوىدر همان روزگار شاعرى مىزيست شيعى كه از خانواده و نياكانى شيعى برآمده بود و در مدح و فضايل اميرالمؤمنين عليهالسلام شعر مىسرود. :: آيا ممكن است؟راستى آيا ممكن است به ما كه شيعه و از نياكانى شيعى هستيم و در خاندانى شيعى پرورش يافتهايم، بگويند: «تو از ما هستى». :: نبايد هراسيدچند روز قبل با دو جوان از كشورى كه نام اسلامى را يدك مىكشد، ديدار داشتم. ضمن گفتگو از ايشان پرسيدم: براى اهل بيت عليهمالسلام چكار كردهايد كه پاسخى مناسب دادند. :: نگاهى به تاريخكندوكاوى در تاريخ به ما نشان مىدهد كه غدير و عاشورا با پشت سرگذاشتن عقبهها و تنگناهاى بىشمارِ، سخت و فراوانى به دست ما رسيده است. در تاريخ آمده است كه معاويه در يك جريان سى هزار شيعه را كشت. راستى در آن روزگار شمار شيعيان چقدر بوده است و كسانى كه در آن جريان به فرمان معاويه كشته شدند، چند درصد كل شيعيان را تشكيل مىدادند؟ و اصولاً چرا معاويه آنان را كشت؟ بىترديد آنان در پى آن بودند تا واقعه غدير را زنده نگاه دارند و كسانى كه پس از آن دوره به دست حاكمان ستمگر و سركش به شهادت رسيدند، براى حفظ غدير و عاشورا مىكوشيدند. :: شكنجههاى جانكاهبه گواهى تاريخ، سِندى بن شاهك در مقابل ديدگان هارون، ابن ابى عمير را شكنجه مىكرد. شايان توجه است كه به ياد ندارم در جايى از منابع تاريخى ديده باشم هارون ناظر شكنجه شدن كسى باشد. اين طاغوتيان ستمگر در شكنجه كسى حاضر نمىشدند و اگر مىخواستند بر چنين كارى نظارت كنند، در جايى مخفى شده، امور را زير نظر مىگرفتند، مبادا كه حضورشان در محل شكنجه و ديدن آن، زبان به زبان بگردد و ماهيتشان آشكار شود. بدين ترتيب خود را از اين امور بىاطلاع و پيراسته وانمود مىكردند و اگر هم روزى راز آنان مبنى بر حضور در وقت شكنجه برملا مىشد، منكر مىشدند. :: پاداش بىمانندبنا نبود صحبت به درازا كشيده شود، اما در اين جا لازم ديدم داستانى را درباره عنايت حضرت سيدالشهدا عليهالسلام و پاداش كسانى كه در راه حضرتش خدمت مىكنند، بيان كنم، چرا كه اين داستان بر من تأثير گذاشته است و از خاطرم محو نمىشود. :: به خود آييممسلّم اينكه همه ساله در اين كره خاكى ميلياردها براى حضرت سيدالشهدا عليهالسلام هزينه مىشود و البته آن حضرت به اين خرج يا مقدارى لبنيات و ميوهجات آن زن و امثال او نياز ندارند، اما آنچه ترديدپذير نيست آنكه حضرت، آقا و بزرگوارند. و هيچ محبتى را بىپاسخ نمىگذارند، حال كه اين خوان نعمتْ و رستگارى گسترده است، ما نيز به سهم و در حد توان خود در گسترده نگاه داشتن و تقويت آن شريك باشيم و درصدى از درآمد خود را تقديم امام حسين عليهالسلامكنيم. مبادا روح دنياپرستى بر ما غالب شود، كه در آن صورت... . :: هشدار!مبادا كسى در اين مسير و بر ضد دستگاه اهل بيت عليهمالسلام به ويژه موضوع غدير و عاشورا كارشكنى كند و اقدام خود را خيرانديشى بپندارد[6] و مبادا كسى را در پيمودن اين راه سرد كند. بانوان و آقايان و همه و همه موظفند نزديكان و بستگان خود را در پيمودن اين راه و پاى بندى به آن تشويق كنند. خداى ناكرده فضايى به وجود نيايد كه به خرده حسابهاى شخصى پرداخته شود. همگى بايد يكديگر را به اين سو، جهت دهيم كه قصه غدير و عاشورا و دستگاه حضرت امام حسين عليهالسلامبه ميدان ستيز و تصفيه حسابهاى فردى تبديل نشود، بلكه بايد همه تلاشها براى خوب شناختن و بهتر معرفى كردن غدير و عاشورا باشد. وصلى اللّه على محمد وآله الطاهرين (1). اين سخنرانى در روز هجدهم ماه ذيقعدة الحرام سال 1428 هجرى در جمع كثيرى از شركتكنندگان و مسئولين هيئت حديث كساءِ اصفهان، ايراد شده است.
(2). سوره حج، آيه 32. (3). شيخ عبداللّه بحرانى، العوالم بخش امام حسين عليهالسلام، ص 525. (4). كامل الزيارات، ص 101. (5). وى از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهماالسلام و از اصحاب اجماع و از اساتيد ابن ابى عمير بوده است. برخى رواياتى كه ابن ابى عمير از امام باقر عليهالسلامنقل كرده، از طريق محمد بن مسلم است. (6). خداى متعال چنين افرادى را زيانكارترين كس خوانده، مىفرمايد: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَـلاً * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا»؛ «بگو: آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم؟ [آنان] كسانىاند كه كوشششان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مىپندارند كه كار خوب انجام مىدهند» سوره كهف، آيات 103 ـ 104. منبع :
http://www.shirazi.ir/librari/ghadir-ashura/01.htm سرتاسر حیات طیبه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و لحظه به لحظه آن در نزد مسلمانان دارای اهمیتی بس شگرف و والاست؛ چرا که نه تنها کلام رسول اکرم به نص صریح آیات قرآن، عاری از هرگونه هوا و هوس و متصل به سرچشمه وحی است(2)، بلکه عمل و فعل آن بزرگوار نیز بر تک تک مسلمانان حجت است و صراط مستقیم را به عالمیان مینمایاند.(3) اما در این میان، مقاطعی خاص از زندگی آن بزرگوار، به جهات گوناگون از اهمیتی ویژه برخوردار میباشد که یکی از بارزترین آنها، واقعه غدیر خم است. واقعه غدیر از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت، دارای درخشندگی و تلألؤ خاصی در تاریخ اسلام است. کمتر مقطع تاریخی را میتوان در جهان اسلام یافت که از لحاظ سند، اطمینان از اصل وقوع، کثرت راویان و اعتماد بزرگان و علمای مسلمین، قوت و استحکامی نظیر این رویداد مهم داشته باشد. هنگامی که به راویان حدیث غدیر مینگریم، در مرتبه نخست نام اهل بیت گرامی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی امام علی (علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) دیده میشود و در مرتبه بعدی نام حدود 110 تن از صحابه پیامبر اسلام(4) به چشم میخورد که در این میان، نام افرادی شاخص از میان صحابه همچون:
و... توجه آدمی را به خود جلب میکند که تمامی آنان در محل غدیر حاضر بودهاند و حدیث غدیر را بدون واسطه نقل نمودهاند. سپس در میان تابعین(5)، حدیث غدیر از 83 تن از تابعین نقل شده است که از جمله آنان میتوان به: 1- اصبغ بن نباته 2- سالم بن عبدالله بن عمر بن الخطاب 3- سعید بن جبیر 4- سلیم بن قیس 5- عمر بن عبدالعزیز(خلیفه اموی) و... اشاره نمود. پس از تابعین، در میان علمای اهل تسنن از قرن دوم تا قرن سیزدهم، 360 تن، حدیث غدیر را در آثار خویش نقل نمودهاند که 3 تن از صاحبان صحاح سته (صحاح ششگانه)(6) و دو تن از پیشوایان فقهی اهل تسنن(7) نیز در شمار این بزرگان جای دارند.(8) در بین محدثین و علمای شیعه نیز افراد فراوانی حدیث غدیر را در کتب مختلف، روایت نمودهاند، که تعداد دقیق آنان مشخص نیست. از این اندیشمندان میتوان به: 1- شیخ کلینی 2- شیخ صدوق 3- شیخ مفید 4- سید مرتضی و... اشاره نمود.(9) بنا بر آنچه که ذکر گردید، در میان بزرگان و محدثین اهل سنت و به دنبال دقت آنان بر روی راویان و طرق متفاوت نقل حدیث غدیر، اندیشمندان بسیاری، حدیث غدیر را حدیثی حسن(10)(11) و عده کثیری روایت غدیر را روایتی صحیح(12) دانستهاند(13) و حتی نزد عدهای از بزرگترین صاحبنظران اهل تسنن، با توجه به شمار فراوان راویان و طرق متعدد نقل حدیث، که روایت غدیر دارد، آنرا حدیثی متواتر(14) ذکر نمودهاند.(15) علما، بزرگان و محدثین شیعه نیز بالاتفاق، غدیر را حدیثی متواتر میدانند.(16)(17) بر این اساس و بر طبق آنچه که گذشت، به خوبی آشکار میگردد یکی از مهمترین وقایع تاریخ پرفراز و نشیب اسلام که در بین عامه مسلمانان، واقعهای مسلم، پذیرفته شده و قطعی تلقی میگردد، واقعه غدیر خم است. از منظری دیگر، آنچه که بر گونه غدیر، رنگ جاودانگی میزند؛ و اهمیت این واقعه را مضاعف میگرداند، نزول 2 آیه از قرآنکریم، یکی آیه 67 سوره مائده(18) و دیگری آیه 3 سوره مائده،(19) در ارتباط با این رویداد بزرگ است که بر طبق نظر مفسران نامآور شیعه و سنی، شأن نزول این آیات، مربوط به واقعه غدیر خم میباشد.(20)(21) هنگامی که کمی بیشتر در مقایسه مفاد این آیات و لحن آنها با سایر آیات قرآن کریم میاندیشیم، درمییابیم اگر نگوییم چنین آهنگ کلامی در میان سایر آیات بینظیر است، لااقل کمتر آیهای را میتوان یافت که مضامین و لحنی شبیه به این دو آیه داشته باشد. طبیعی است هر مسلمان هنگامی که در تلاوت قرآن بدین دو آیه میرسد، شگفت زده از خویش بپرسد این چه امر خطیری است که عدم ابلاغ آن توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، زحمات 23 ساله آن حضرت را تباه میگرداند و در این صورت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هرگز رسالت خویش را به مردم نرسانده و وظیفه پیامبری را بجای نیاورده است؟ واقعاً این چه پیامی است که خداوند متعال به پیامبر خویش وعده داده است تا او را در زمینه ابلاغ آن، حافظ و نگهدار باشد؟ به علاوه، مگر این موضوع چه اهمیتی دارد که ابلاغ این پیام به امت و پیروی مردم از آن، سبب کامل شدن دین و تمام شدن نعمت و رضایت پروردگار میگردد؟ پس دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمیماند که روز نزول و ابلاغ این امر مهم و خطیر که بدین واسطه، روز اکمال دین و رضایت پروردگار محسوب میگردد، دارای اهمیت بسزایی در میان مسلمین خواهد بود.(22) از آنچه که گذشت، مشخص میگردد علاوه بر مورخان که به تناسب فن خویش (و البته به دلیل اثرات و نتایجی که بر پایه این مطالعه بنا میگردد)، به واقعه غدیر نگاهی موشکافانه دارند،(23) غدیر از آن جهت که حدیثی قطعی و متواتر است و کار یک محدث، شناسایی احادیث معتبر و دقت بر روی مفاهیم آنهاست، مورد توجه محدثین است(24) و دارای جایگاهی ویژه در کتب مختلف حدیث میباشد. به خاطر نزول 2 آیه ویژه از قرآن کریم درباره این واقعه که القاکننده مفهومی منحصر بفرد و دارای لحنی کمنظیر در میان سایر آیات است، غدیر منشأ بحثهای گوناگونی در کتب تفسیری میباشد.(25) با تکیه بر مفاهیم این آیات و اثرات شگرف اعتقادی مترتب بر آن، این واقعه منظور نظر مخصوص متکلمان واقع گشته است.(26) حتی لغویین نیز توجه خاص خویش را به این رویداد مهم معطوف داشتهاند و به هنگام شرح و توضیح کلمه غدیر خم (که نام محلی است)، به اصل این رویداد اشاره نمودهاند.(27) ادیبان و شعرای بسیاری در میان امت اسلامی در طول 14 قرن، از همان لحظه وقوع و در همان صحنه گرفته تا روزگار معاصر، همواره این واقعه بزرگ را در آثار و اشعار خویش، توصیف و تشریح نمودهاند.(28) آنچه که تاکنون ذکر شد، گوشهای از اهمیت رویداد غدیر خم بود که در حد گنجایش این مقاله، به آن اشاره گردید. ما در این مجال به دنبال جستجو و تحقیق درباره این رویداد بزرگ اسلامی و این بُرهه از حیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میباشیم تا هرچه بیشتر و البته با رعایت اختصار، بتوانیم زوایای گوناگون آن را بررسی نماییم. لذا در ادامه، ابتدا اصل واقعه را به گونهای که در بین مسلمین مشهور و مورد اتفاق است، نقل نموده، سپس به بررسی مفاد حدیث غدیر میپردازیم و بر روی مفاهیم آن، هرچه بیشتر تأمل مینماییم و در انتها نیز نتایجی را که به دنبال واقعه غدیر جلوهگر میگردد و مستلزم توجه ویژه مسلمانان میباشد، بر میشماریم.
واقعه غدیر خم پیامبر اکرم بنا بر امر الهی، در سال دهم هجرت تصمیم به زیارت خانه خدا و بجاآوردن حج نمودند؛ لذا مردم را از این امر مطلع کردند(29) و حتی برای آگاه نمودن اهالی مناطق مختلف، قاصدانی را به آن شهرها گسیل داشتند. فرستادگان حضرت نیز همانگونه که وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خود اعلام نموده بودند، این پیام را به مردم رساندند که این آخرین حج رسول خداست و این سفر دارای اهمیت فراوانی است. هر کس که توانایی و استطاعت آن را دارد، بر او لازم است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را در این سفر همراهی نماید. گرچه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با همراهی عدهای از اصحاب خویش پیش از این، اعمال عمره مفرده را انجام داده بودند،(30) اما این نخستین بار و تنها مرتبهای در طول حیات طیبه پیامبر اسلام بود که بنا بر امر الهی، حضرت تصمیم به بجایآوردن و تعلیم مناسک حج گرفتند. پس از این اعلام، جمعیت کثیری در مدینه جهت همراهی با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و بجای آوردن اعمال حج، مجتمع گشتند. مورخان و صاحبنظران از این سفر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با عنوان حجةالوداع(31)، حجةالاسلام، حجةالبلاغ(32)، حجة الکمال و حجة التمام(33) یاد مینمایند. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با پای پیاده و در حالیکه غسل نموده بودند، در روز شنبه 24 یا 25 ذیقعده به همراه همراهان خود و اهلبیت گرامیشان و عامه مهاجرین و انصار و جمعیت کثیری که گرداگرد حضرت اجتماع کرده بودند، به قصد بجای آوردن مناسک حج از مدینه خارج گشتند. تعداد جمعیتی که به همراه حضرت از مدینه خارج شده بودند را بین 70000 تا 120000 (و حتی برخی بیشتر از 120000) نقل نمودهاند؛(34) اما افراد بسیاری به غیر از این عده، نظیر اشخاصی که در مکه مقیم بودند و یا اشخاصی که از شهرهای دیگر خود به مکه آمده و در آنجا به حضرت ملحق شدند، به همراه پیامبر و با اقتدای به ایشان مناسک حج را در این سفر بجای آورده و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراهی نمودند. امام علی، پیش از تصمیم پیامبر برای بجای آوردن مناسک حج، از طرف ایشان برای تبلیغ اسلام و نشر معارف الهی به یمن فرستاده شده بودند؛ اما هنگامی که از تصمیم پیامبر برای سفر حج و لزوم همراهی سایر مسلمین با آن حضرت در این سفر، آگاه گشتند، به همراه عدهای از یمن به سمت مکه حرکت نمودند و در آنجا پیش از آغاز مناسک، به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ملحق شدند.(35) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و همراهیان آن حضرت، در میقات مسجد شجره مُحرم گشتند و بدین ترتیب اعمال حج را آغاز نمودند. گرچه اصول و کلیات مناسک حج قبلاً و به هنگام نزول آیات مربوطه، توسط رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) توضیح داده شده بود، اما در این سفر، پیامبر این اعمال را به طور عَملی برای مردم آموزش داده و جزئیات را برای آنان تبین نمودند و در مواقف گوناگون، با ایراد خطابه، مردم را نسبت به سایر تکالیف الهی و وظایف شرعیشان آگاهی بخشیدند. سرانجام اعمال حج، پایان یافت و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه جمعیت کثیری که ایشان را همراهی مینمودند، شهر مکه را ترک نمودند و رهسپار مدینه شدند که در بین راه به محل غدیر خم رسیدند. غدیر در لغت به معنای آبریز و مسیل،(36) و غدیر خم در جغرافیا، نام محلی است که به خاطر وجود برکهای در این محل، که در آن آب باران جمع میشده است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته است. غدیر در 3 - 4 کیلومتری جُحفه واقع شده و جحفه در 64 کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه میباشد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا میشود.(37) غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع میشد اما دارای گرمایی طاقت فرسا و شدید بود.(38) هنگامی که رسول اکرم در روز 5شنبه 18 ذیالحجه به وادی غدیر خم رسیدند و پیش از جدایی اهالی شام، مصر و عراق از میان جمعیت، جبرئیل امین از جانب خداوند بر ایشان نازل گردید و آیه: « یا أیها الرّسول بلّغ ما أنزل الیک من ربّک فان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس »(39) را نازل نمود و از جانب حق تعالی، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را امر نمود تا حکم آنچه را که در قبل بر پیامبر درباره امام علی نازل گشته بود، به مردم ابلاغ نمایند. در این هنگام، پیشتازان کاروان و افرادی که جلوتر حرکت مینمودند، حوالی جحفه رسیده بودند. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول آیه، دستور توقف کاروانیان را صادر نمودند و امر فرمودند تا آنانی که پیشاپیش حرکت مینمودند، به محل غدیر بازگردند و افرادی که در پس قافله، عقب مانده بودند، سریعتر به کاروان در این وادی، ملحق شوند.(40) همچنین به چند تن از صحابه دستور دادند تا فضای زیر چند درخت کهنسال را که در آن محل قرار داشتند، آماده نمایند؛ خارها را از زمین برکنند و سنگهای ناهموار موجود در زیر آن درختان را جمعآوری نمایند. در این هنگام، زمان به جای آوردن نماز ظهر فرارسید و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فریضه ظهر را در گرمای شدید،(41)(42) به همراه جمعیت کثیر حاضر، ادا نمودند. شدت گرما در وادی غدیر به حدی بود که اشخاص، گوشهای از ردا و لباس خویش را برای در امان بودن از شدت تابش آفتاب، بر سر میافکندند و مقداری از آنرا برای کاستن از شدت گرمای شنها و سنگها، در زیر پای خویش میگستردند.(43) برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز پارچهای بر روی شاخسار آن درختان کهن افکندند تا مانعی در برابر حرارت موجود و تابش خورشید، ایجاد نمایند. هنگامی که حضرت از نماز فارغ گشت، از جهاز شتران، در همان محلی که به فرمان رسول خدا توسط صحابه آماده شده بود، منبری ساختند و وجود مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر فراز آن در آمدند و شروع به ایراد خطبه، با صدایی بلند و رسا نمودند؛ در حالیکه جمعیت فراوان همراه پیامبر، بر گرداگرد حضرت جمع گشته بودند و به سخنان نبیاکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گوش فرا میدادند و برخی از افراد نیز برای آنکه همگان از کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مطلع گردند، سخنان آن حضرت را با صدایی بلند برای افرادی که دورتر قرار داشتند، تکرار مینمودند. خطابه حضرت در میان جمعیت بدین گونه ایراد گردید: « حمد و ستایش مخصوص خداوند است و از او یاری میخواهیم و به او ایمان داریم و از شرور نفسهایمان و زشتیهای کردارمان، به او پناه میبریم؛ خداوندی که هدایتگری وجود ندارد برای کسانی که گمراهشان نماید و گمراه کنندهای وجود ندارد برای اشخاصی که او هدایتشان نماید و شهادت میدهم که جز خدا، معبودی نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست و اما بعد؛ ای مردم، خداوند لطیف و خبیر (دارای لطف فراوان و بسیار آگاه) مرا خبر داد که من به زودی (به سوی او) فرا خوانده میشوم و (دعوت او را) اجابت خواهم نمود.(44) من مسئول هستم و شما نیز مسئولید. پس (درباره دعوت و مسئولیت من) چه میگویید؟ » حاضران در پاسخ گفتند: « شهادت میدهیم که دعوت خویش را ابلاغ نمودی و نصیحت کردی و کوشش نمودی، پس خداوند شما را جزای خیر دهد.»(45) سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: « آیا شهادت نمیدهید که معبودی جز خدا نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست؟ و (آیا شهادت نمیدهید که) بهشت و دوزخ خداوند، حق است و مرگ، حق است و قیامت میآید و در آن شکی نیست و خداوند کسانی را که در قبرها هستند مبعوث میگرداند؟» حاضران گفتند: « بله ای رسول خدا، شهادت میدهیم.» سپس در ادامه، رسول اکرم خداوند را بر این امر شاهد گرفتند و از مردم پرسیدند: « آیا (کلام مرا) میشنوید؟» حاضرین گفتند: « بله یا رسولالله.»(46) پس حضرت فرمودند: « من پیش از شما در کنار حوض (کوثر) حاضر میگردم و شما در کنار آن بر من وارد میگردید و عرض آن به اندازه فاصله مابین بُصری (شهری در حوالی شام) و صَنعا (شهری در یمن) میباشد. در آن قدحهایی به تعداد ستارگان، از جنس نقره است؛ پس بنگرید که پس از من چگونه درباره ثقلین (دو شئ گرانبها) رفتار مینمایید.» در این هنگام فردی ندا داد که « ثقلین چه هستند ای رسول خدا؟» رسول اکرم فرمودند: « ثقل اکبر کتاب خداست. جانبی از آن بهدست خداوند و جانب دیگر آن در دستان شماست. پس به آن متمسک شوید. (آنرا گرفته و از هدایت آن بهره برید.) که اگر به آن تمسک جویید، گمراه نمیشوید و ثقل دیگر و کوچکتر، عترت من هستند. خداوند لطیف خبیر مرا خبر داد که این دو ثقل تا هنگامی که در کنار حوض بر من وارد شوند، از یکدیگر جدا نمیگردند(47) و من این را از پروردگارم مسئلت نمودهام. پس، از این دو پیشی نگیرید که هلاک میگردید و از این دو، باز نمانید که هلاک میشوید.(48)» سپس رسول خدا، دست امام علی را بلند نمود تا همه مردم، ایشان را در کنار رسول خدا مشاهده نمودند.(49) در این هنگام رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از حاضرین پرسیدند: « ای مردم، آیا من از خود شما، بر شما اولی و مقدمتر نیستم؟»(50)(51) مردم پاسخ دادند: « بله، ای رسول خدا.»(52) حضرت در ادامه فرمودند: «خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم میباشم.»(53) آنگاه فرمودند: « پس هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست.»(54)، رسول خدا 3(صلی الله علیه و آله و سلم) بار این جمله را تکرار نمودند(55) و فرمودند: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن میدارد(56) و یاری نما هر کسی که او را یاری مینماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا میگذارد.(57)» سپس خطاب به مردم فرمودند: «ای مردم، حاضرین به غایبین (این پیام را) برسانند.»(58) هنوز جمعیت متفرق نگشته بودند که بار دیگر جبرائیل نازل شد و از جانب خداوند، آیه: « ألیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دیناً»(59) را بر پیامبر فرو فرستاد. هنگامی که این آیه نازل گردید، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «اللهاکبر بر کامل شدن دین و تمام گشتن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و ولایت علی پس از من.»(60) در این موقع، مردم به امیر مؤمنان، امام علی(علیه السلام) تهنیت گفتند. از جمله کسانی که پیشاپیش سایر صحابه، به امام علی تهنیت گفتند، ابوبکر و عمر بودند. عمر پیوسته خطاب به امیر مؤمنان میگفت: « بر تو گوارا باد ای پسر ابیطالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی.»(61) در این هنگام، حسّان بن ثابت که از شعرای زبردست بود از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه خواست تا آنچه را که در این موقف درباره امام علی (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده است، در ضمن ابیاتی بسراید. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «به برکت الهی، بگو.» حسّان، خطاب به بزرگان قریش گفت: « ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش کنید.» و این چنین سرود: «در روز غدیر پیامبرشان با بانگ بلند ندایشان در داد، غدیری که در سرزمین خم قرار داشت و ای کاش مردم جهان بودند و رسول خدا را در حال ندا میدیدند که میفرمود: آیا من سرپرست و ولی شما نیستم؟ مردم در پاسخ او بدون هیچ پرده پوشی گفتند: معبود تو، مولای ما و تو ولی ما هستی؛ و تو ای خواننده شعر، اگر در آنجا بودی، حتی یک نفر هم مخالف نمییافتی. در این هنگام رو به علیبنابیطالب کرد و فرمود: یا علی، برخیز که من تو را برای امامت و هدایت خلق بعد از خود (و از جانب خداوند) شایسته دیدم.»(62)(63) آنچه ذکر شد، خلاصه جریان غدیر بود و همانگونه که در پاورقیها، با تفصیل ذکر گردید، علمای بزرگ اهل تسنن و تشیع، آنرا نقل نمودهاند. منبع : http://www.roshd.org/per/beliefs/?bel_code=94
منبع : حوزه نت
منبع : http://www.hawzah.net 1-((امام صادق (علیهالسلام)) حدیث فرمود که روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است. 2-مبعث، غدیر و مهدویت را دارای یک فلسفه است . 3-هدف غدیر ایجاد روابط مبتنی بر معنویت و عدالت است ************************** به تصویر زیر نگاه کن: حالا به این تصویر دقت کن ویرانه های مسجد غدیر را میگویم: آیا ماندگاری غدیر به دیوارهایش است یا به ایمان قلبهای مومنینش؟؟ باشد...دیوارها را فرو ریختی... با توام که با علی نه در زمان امامتش بلکه از زمان جنگها و یاریش به پیامبر کینه داشتی ********************************* واما حالا همگی دستهایمان را بالا می آوریم و پیامبر گونه دستان پر توان حضرت مهدی ،بقیه الله العظم را میفشاریم و بالا می آوریم تا برای حکومت جهانی الهی اش بیعت کنیم یا علی مدد... منابع شیعه نیوز و سخنان رحیم پور ازغدی
پس از شهادت امام عسکری (ع)، امام زمان (عج) به عنوان امام دوازدهم معرفی میشود. همه جا بحث دربارهی امام زمان (عج) است. روایتهای فراوانی از امامان پیشین و پیامبر اسلام (ص) نقل میکنند و او را چنین معرفی میکنند: «فرزند امام عسکری (عج) و هم نام پیامبر اسلام (ص) است.» ذهنها پر از سوال است. پیامبر فرمود: «از میان شما میروم.» ایشان آخرین حج را به جا میآورد و بیم از آیندهی اسلام و حکومت اسلامی همه را به فکر فرو میبرد. جانشین پیامبر چه کسی است؟ چه کسی این شایستگی را دارد؟ پیامبر سالها برای هدایت مردم تلاش کرده و پیام خدا را به گوش آنها رسانده. اکنون چه خبر مهمی است که جبرئیل، فرشتهی پیامآور خدا، در راه بازگشت از مکه، نزد پیامبر میآید. خبر بسیار مهم است. آری! پاسخ همهی سوالها را برای مردم آورده. جبرئیل میگوید: «اگر پیامبر این خبر را به گوش مسلمانان نرساند، مثل این است که هیچ کاری را برای اسلام انجام نداده.» آن خبر مهم، جانشینی حضرت علی (ع) است. شبیه این سوالها، پس از شهادت امام عسکری (ع) ذهنها را آشفته میکند. در این دوره شرایط سختتر بود. چون مردم امام را با چشم نمیبینند. پاسخ به این سوال در غدیر خم برای همه بسیار مبارک بود. آن روز را عیدالله الاکبر مینامند، یعنی روزی که خدا آن را عید قرار داده. روزی که امام زمان (عج) نیز معرفی میشود، مانند عید غدیر است. عیدی که پاسخ به همهی شک و تردیدهایی میدهد که دربارهی ناجی جهان است. علی (ع) 25 سال از پشت ابر به مردم نور میدهد. غیبت علی (ع) به خاطر جهل مردم است. برای این است که علی (ع) را نمیشناسند. مهدی (عج) نیز غیبت میکند، اما غیبت مهدی (عج) بسیار طولانیتر از علی (ع) است. با این تفاوت که غیبت مهدی (عج) به خاطر جهل مردم و نشناختن مهدی (عج) نیست. غیبت او برای این است که لیاقت حضور مهدی (عج) را ندارند. آنها مهدی (عج) را میشناسند، اما نمیتوانند حق او را ادا کنند و آماده نیستند. غیبت او به خاطر همهی مردم جهان است. غدیر برپا میشود و پیامبر علی (ع) را جانشین خود میخواند. همه گردِ علی (ع) حلقه میزنند و آشکارا دوست و دشمن، امامت او را تبریک میگویند و دست پیروی به او میدهند، اما وقتی شب نهم ربیع از راه میرسد، مهدی (عج) در پستوی خانه تنهاست و فقط عثمان بن سعید عمری، نواب خاص او پیام تبریک را میرساند. در امامتِ مهدی (عج) تبریک را با واسطه میرسانند. دوستان امام به نواب خاص میگویند: «به مهدی (عج) تبریک ما را برسانید.» برای بهره بردن از نور علی (ع) عدهای مستقیم از او نور میگرفتند و برخی با واسطه! حضرت علی (ع) نیز مانند امام زمان (عج) نواب خاص داشتند. نواب خاص علی (ع)، مالک اشتر، ابیذر، سلمان فارسی و مقداد بودند. حضرت مهدی (ع) هم نواب خاص دارد. عثمان بن سعید عمروی، محمد بن عثمان بن سعید، حسین بن روح و علی بن محمد سمری، نواب خاص امام زمان (عج) بودند. آنها عید غدیر را زنده نگه داشتند و اینها عید امامت مهدی (عج)، عید ربیع را. غدیر نام برکهای است و ربیع یعنی بهار. جانشینی پیامبر در غدیر آغاز شد و به بهاری دلانگیز ختم شد. امامت هر امام، غدیری دیگر است. با این تفاوت که آغازگر غدیر اول پیامبر بود و سرپرست یازده غدیر دیگر، امامان معصوم. غدیرِ ربیع الاول هم غدیرِ انتظار است. او میآید، درحالی که در دستش قرآن است. همانگونه که روز غدیر در دست پیامبر قرآن ناطق بود. از غدیر ذیحجه تا غدیر ربیع الاول بر همه مبارک باد. منبع :http://www.hawzah.net در خطبه شریف غدیر به امام زمان عجل الله تعالی فرجه توجه خاصی شده است. و در سه فراز خطابه، پیامبر اکرم صلی الله علیه آله اشاره به وجود مبارک آن حضرت فرموده اند. اول این که امامت در خاندان امیر المومنین علی علیه السلام جاری است، به طوری که این رشته الهی در آغاز به دست مبارک امیر المومنین علیه السلام و در نهایت به وجود مبارک مهدی فاطمه سلام الله علیهما سپرده شده است؛ و دوم آن حضرت حق خدا و حق تمامی اهل بیت علیهم السلام را از غاصبانشان خواهند گرفت ان شاءالله. فراز دوم از گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه آله به صورت مسقل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه اختصاص دارد. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لفظ هشدار دهنده، شیفتگان مکتب ولایت از روزگاران کهن این روز را پاس داشته و درطی قرون متمادی در حفظ آن تلاش نمودند. اینک غدیر رمز تشیع است و هر حکومتی که به گرامیداشت آن اقدام کند، به شیعه بودن مشهور می شود و یکی از شاخصهای شناخت حکومتهای شیعی شمرده می شود. آنگونه که وقتی استاد علامه محمد حسین مظفر به جستجوی حکومتهای شیعه در بستر تاریخ می نشیند، بزرگداشت این روز را ازنشانهای دولت شیعی می شمارد، آنسان که مراسم عزاداری روزعاشورا نشان تشیع دارد. ایشان غدیر در عصر آل بویه را اینگونه توصیف می کند: «آل بویه در روز غدیر یعنی هجدهم ذی حجه روزی که رسول خدا(ص) علی(ع) را به عنوان امام و راهبر و مولی و سرور هر مرد و زن با ایمان منصوب نمود مراسمی را اجراءمی کردند که درهیچ عید دیگری این مراسم را اجراء نمی نمودند. دراین روز اظهار شادی و سرور می کردند و درفشهای زینت برمی افراشتند و غذاها و خوراکیهای مطبوع و لذیذی فراهم می نمودندو آنها را میان همه مردم تقسیم می کردند و جامه های فاخر در برمی کردند و با دست گشاده ای به انفاق و بخشش روی می آوردندوکارهای دیگری انجام می دادند که حاکی از بزرگداشت آنها نسبت به چنین روزی بوده است. شیعیان بغداد و سایر بلاد عراق و نیزفاطمیون در مصر از این راه و رسم پیروی می کردند. در نتیجه روزدهم محرم روز گریه و ناله و عزاداری بود و روز هجدهم ذیحجه روز سرور و جشن و شادمانی. (1) وی در اشاره به حکومت فاطمیان مصرنیز این مساله را یاد آور شده است و سابقه عید غدیر در آل بویه را پیش از فاطمیان مصر می داند. (2) علامه مظفر پس از بر شمردن مراکز شیعه نشینی چون عراق، حجاز، یمن، سوریه، جبل عامل وایران از حکومتهای شیعی معاصری در هند یاد می کند که روز غدیررا از اعیاد دینی و حکومتی شمرده و آن را گرامی می دارند. (3) عیدغدیر از زمانیکه حکومتهای محلی شیعی در ایران بوجود آمد،جایگاه ویژه ای در میان اعیاد اسلامی یافت. و این سنت مقدس درزمان حکومتهای علویان، مرعشیان، صفویان و در دوره های متاءخرتا زمان قاجار معمول بود. عبدالحسین خان سپهر مورخ بنام دوره قاجاری در «مرآه الوقایع مظفری » که وقایع سالهای 1313 تا1316 را تحریر نموده، حیات اجتماعی این دوره را به صورت فشرده ترسیم کرده است. وی اعیادمرسوم در ایران عصر قاجار را به دو قسم عمده دولتی و ملتی تقسیم نموده می گوید: «ملت و دولت ایران را چند قسم عید است: اعیاد میلادی حضرت ختمی مرتبت و سایر ائمه(علیهم السلام) را ملت و ولت شریک اند،لکن فقط چند عید میلادی را جشن می گیرند. عید فطر و عید قربان را تمام مسلمانان عید می گیرند. عید نوروز را نیز ملت و دولت شرکت دارند. عید میلاد همایونی مخصوص دولت است که در آن روز ودر عید نوروز جمشیدی وزرای مختار به خاکپای همایونی تشرف می جویند. عیدهای معمولی ایرانیان که جشن می گیرند: - عید میلاد حضرت ختمی مرتبت، دولت و ملت شرکت دارند. - عید غدیر خم هردو شرکت دارند، عید میلاد حضرت مرتضوی، به شراکت. - میلاد مبارک خامس آل عبا(ع)، از ایجادات اعلیحضرت شهریاری،ملت و دولت هردو. - عید میلاد حضرت حجت الله (عج) به شراکت ملت و دولت. - عید فطر، به شراکت ملت و دولت. - عید قربان، به شراکت هردو. - عید میلاد اعلیحضرت! مخصوص دولت است. - عید نوروز به شراکت هردو تا سیزده روز به پا دارند.» (4) وی پس از ذکر اعیادرسمی ایران در زمان قاجار به برگزاری مراسمی در میلاد مرتضوی و... (5) اشاره می کند، آنگاه در گزارشی مراسم عید غدیرخم گوید: روز سه شنبه هجدهم ذی حجه الحرام (1315 ه) که عید سعید غدیرخم بود، در حضور همایونی مراسم عید و سلام به عمل آمد. اعلیحضرت شاهنشاهی در تالار برلیان به سلام عام جلوس کرد. تمام طبقات حضور داشتند. محمد حسن صنیع الدوله فرزند حاجی علی خان حاجب الدوله که بعدها ملقب به «اعتماد السطلتنه » شد نیز درروزنامه خاطرات خود به برگزاری عید غدیر خم اشاره کرده است. (6) ویا در 18 ذی حجه 1296 هجری قمری میرزا حسین خان سپهسالار عیدغدیر را به ولیعهد تبریک گفته است. (7) با استقرار رژیم پهلوی وفاصله گرفتن آن از دین و مذهب و اصول اسلامی خشم روحانیان وعالمان دینی و مردم مسلمان ایران فراهم آمد. لذا برای فرونشاندن خشم انقلابی امت اسلامی، شاه نیز در برهه ای از تاریخ این عید را تبریک گفت. (8) همانگونه که غدیر روز «ولایت » است روز«ولایت فقیه » نیز هست و در این روز مبارک، خشم مقدس انقلابیان با فضای عطر آگین عید غدیر پیوند خورد وروزهای خدایی راپدیدار ساخت که زمینه تاسیس حکومت اسلامی و ظهور جلوه هایی ازعدل علی(ع) را فراهم آورد. عید غدیر با نخستین جرقه های انقلاب و مخالفت با اصلاحات ارضی ورفراندم لوایح شش گانه یکی از روزهای انقلاب نیز محسوب شد و17ذیحجه سال (1382 ه ق) برابر با 21 اردیبهشت (1342 ش) شب عیدغدیر، «به مناسبت فاجعه مدرسه فیضیه قم، مجلس یاد بود وبزرگداشتی در مسجد ارک تهران، از سوی آیه الله حکیم برگزارشد.» (9) و 18 ذیحجه روز عید غدیر «آیه الله سید محمود شاهرودی طی تلگرافی برای حضرات آیات خمینی، گلپایگانی و... از مبارزات روحانیت ایران اعلام پشتیبانی کرد. (10) هر روز بر اوج مبارزات افزوده شد و مبلغان دینی و مدافعان شریعت و پرچمداران نهضت هریک در شهرها و مناطق مختلف به افشای رژیم منحوس پهلوی پرداختند. مسجد امام موسی بن جعفر(ع) که از سوی آیه الله سعیدی به پایگاه انقلاب در مرکز ایران تبدیل شده بود، در طی برنامه های منظم خود، به پشتیبانی از نهضت امام خمینی پرداخت و16 ذیحجه سال(1385 ه ق) برابر با19 فروردین (1345 ه ش) روز آغازبرنامه های عید غدیر یکی از آن روزهای خدایی بود.» (11) شکوهمندتراز همه طرح حکومت اسلامی یا ولایت فقیه از سوی امام خمینی(ره)بود که مبانی نظری و عملی سیاست دینی شیعه امامیه را تفسیر وتبیین نمود. امام خمینی در روز چهارشبنه اول بهمن ماه 1348 (13 ذیقعده 1389) بحث حکومت اسلامی را تحت عنوان «ولایت فقیه » در مسجدشیخ انصاری، در بازار «حویش » نجف آغاز کرد و به اثبات اصل قضیه همت گمارد. (12) و با وجود فشارها و کنترل های ساواک جزوه های حکومت اسلامی و نوارهای سخنرانی امام درباره آن به وسیله زائران خانه خدا و از راه های دیگر، به ایران رسید و در حدگسترده ای توزیع شد. (13) به احتمال زیاد روز پخش جزوات، روز عیدغدیر (1389 ه ق) برابر6 اسفند (1348 ه ش) است که 7 اسفند، در پی پخش جزوات درس ولایت فقیه، رئیس ساواک طی بخشنامه ای به کلیه ادارات تابعه خود از آنان خواست تا درجمع آوری و شناسایی عاملین انتشار آن تلاش کنند. (14) بدین ترتیب غدیر انقلاب اسلامی با غدیر عصر رسالت پیوند خورد و اصول سیاسی اسلام از سوی فقیهی سترگ در حوزه کهن نجف اشرف که سابقه آن به هزار و اندی سال می رسید، مطرح گردید و رابطه ناگسستنی دین وسیاست تبیین شد و موضع اسلام در مقابل استعمار، صهیونیسم ورژیمهای وابسته مشخص گردید. همچنین عید غدیر1397 ه ق /1356 ه ش مصادف با بزرگداشت شهادت حاج آقا سید مصطفی خمینی است. (15) و در عید غدیر 1398 ه ق/1357 ه ش حضرت امام می فرماید:«ما در پی جلب حمایت روسها نیستیم. به علاوه ما حمایت مظنون آمریکا را نیز رد می کنیم.» (16) این ایام پر شورترین روزهای انقلاب، روزهای خون و حماسه است، مبارزات مردمی به اوج خودرسیده و در فاصله چند ماه انقلاب به پیروزی رسید. و 12 فروردین 1358 با همه پرسی رژیم شاهنشاهی به نظام جمهوری اسلامی تغییر وامت اسلام با فرزند علی(ع) بیعت نموده و غدیر انقلاب اسلامی رامی آفریدند. با تکرار حماسه غدیر آرمان الهی هزار و چهار صدساله شیعه تحقق یافت و جهانیان با اسلام ناب محمدی و حکومت عدل علوی آشنا گردیدند. نظام حکومتی ما، راستی گفتار الهی را در مورد رهبری جامعه اسلامی گواهی داد که با تحقق آن آئین اسلام کامل شده و نعمت واحسان بر بندگان مومن و مخلص نازل می شود. پی نوشتها: 1- تاریخ شیعه، ص 155، 294 و 297. 2- همان، ص 275. 3- همان، ص 339. 4- مرآت الوقایع مظفری، ص 112. 5- همان، ص 111، 149، 150، 206، 213، 219، 235، 236، 332، 334 و 335. 6- روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، ص 58. 7- تلگراف عصر سپهسالار ص 601. 8- هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 1، ص 60، 187. 9- همان، ص 143. 10- همان، ص 144. 11- همان، ص 260. 12- نهضت امام خمینی، ج 2، ص 494. 13- همان، ص 518. 14- هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی. 15- همان، ج 2، ص 744. 16- همان، ص 1002. منبع : http://www.hawzah.net
غدیر، نه فراموش شدنی است و نه کهنه شدنی؛ ماندگار است و پویا و زندگی ساز. غدیر، تجلی ولایت و رکن حیات معنوی انسان است. غدیر، روز اکمال دین و اتمام نعمت حق است. غدیر، آزمایشگاه بود و علی، وسیله امتحان مدعیان ایمان، تا در جریان اطاعت از رهبری او و پذیرفتن ولایتش، صداقت او را در عمل نشان دهند. پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، خواست تا جریان رهبری امت، از آغاز به دست پاکترین و شایستهترین افراد باشد و آب زلال حق، در بستر تاریخ و زمان و در توالی نسلها و اندیشهها، آلوده نگردد و دشمنان نتوانند از آب گل آلود، ماهیِ مراد خویش را بگیرند. بر همین اساس است که غدیر هیچ گاه فراموش نمیشود؛ بلکه همواره نامیرا و جاودانه باقی خواهد ماند. منبع :http://www.tebyan.net معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد : يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انااي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و مندرابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است. يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئهو لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.
آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند. لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك... در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم : السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفونسلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم ″علي″ نام گرفت. روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست. فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61) پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده: (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند. در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان : ((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار)) محبت علي عامل رسيدن به كمالدر دواير مختلف هستي،هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:
حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ (بحار ج 9 ص 401) محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند. بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است. منبع :http://ghadir_velayat.persianblog.ir/ سال دهم هجرت که مسلمانان همراه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) مراسم حج را به پایان رساندند و آن سال، بعدا «حجهٔ الوداع» نام گرفت، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) عازم مدینه گردید. فرمان حرکت صادر شد. هنگامی که کاروان به سرزمین «رابغ» در سه میلی جحفه که میقات حجاج است، رسید امین وحی در مکانی به نام «غدیرخم» فرود آمد. آیه: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس». نازل شد که ای پیامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ کن. اگر این کار را نکنی، رسالت خود را تکمیل نکردهای و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد کرد. سوره مائده، آیه دستور توقف در آن مکان صادر شد. همه مردم ایستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) نماز ظهر را با جماعت خواند سپس در حالی که مردم دور او را گرفته بودند، بر روی نقطه بلندی که از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صدای رسا خطبه خواند و سپس فرمود: «مردم نزدیک است من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤولید». سپس مطالبی گرانبها بیان کرد و فرمود: «من دو چیز نفیس در میان شما به امانت گذاردم، یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیت من، این دو هرگز از هم جدا نشوند. مردم بر قرآن و عترت من پیشی نگیرید و در عمل به آنها کوتاهی نورزید که هلاک میشوید». در این هنگام دست علی (علیه السّلام) را گرفت و او را بلند کرد و به همه مردم معرفی نمود، سپس فرمود: «سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان کیست؟ همگی گفتند: خدا و پیامبر او داناترند». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خدا، مولای من و من، مولای مؤمنانم و من بر آنها از خودشان اولی و سزاوارترم». بعد فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و...» «ای مردم هرکس من مولای اویم، علی مولای اوست، خداوندا کسانی را که علی را دوست دارند، دوست بدار و کسانی که او را دشمن دارند، دشمن دار و...» سپس فرشته وحی نازل شد و آیه «الیوم اکملت لکم دینکم...» را نازل فرمود و آن روز در تاریخ اسلام جاودانه و حماسهساز شد. آری غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شکرگزاری، روز پیام رسانی، روز تبریک و تهنیت، روز سرور و شادی و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان و تجدید میثاق، روز تکمیل دین و بیان حق، روز راندن شیطان، روز معرفی راه و رهبر، روز آزمون، روز یاس دشمن و امیدواری دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزی که پیروان واقعی مکتب حیاتبخش اسلام آن را گرامی میدارند و به همدیگر تبریک میگویند. از احادیث بر میآید که ائمه: آن روز را جشن میگرفتند و در آن روز مراسم ویژهای داشتند، شبیه مراسمی که ما ایرانیان امروز در عید نوروز داریم. از فیاض بن محمد طوسی نقل شده: روز غدیر به حضور امام هشتم (علیه السّلام) رسید. دید گروهی از افراد ویژه در خدمت حضرت هستند که امام آنان را برای افطار در خانهاش نگهداشت و به منزل آنان غذا و لباس و کفش و انگشتر و هدایای دیگر فرستاد و آن روز وضع او و اطرافیان او کاملا عوض شده بود و فضائل آن روز را برای آنان یادآوری میکرد. (بحار الانوار، ۱۱۲:۹۷، ح ۸) در حدیث دیگری است: روزی از روزهای خلافت علی (علیه السّلام) جمعه و عید غدیر به یک روز افتاد. امام (علیه السّلام) خطبه مفصلی خواند و فرمود: «این مجمع اکنون به پایان میرسد و شما همگی به خانههایتان بر میگردید، بروید خدای بر شما رحمت فرستد- و بر خانواده خود فراخ گیرید و به برادران خود نیکی کنید. خداوند را بر این نعمت که شما را بخشیده است، سپاس گزارید. متحد شوید تا خدا کمکتان کند. نیکویی کنید تا خدا دوستیتان را پایدار کند. از نعمتهای خداداد، یکدیگر را هدیه فرستید. خداوند در این روز چندین برابر دیگر عیدها پاداش دهد. این گونه پاداش جز در این روز (غدیر) دیگر نخواهید یافت. نیکوییکردن در این روز مال را بسیار کند و عمر را زیاد. مهربانی کردن باعث رحمت خدا شود و مهربانی او. در این روز به برادران و خاندان از مال خدا داده ببخشید، هر اندازه که بتوانید. همواره چهره خندان دارید. چون به یکدیگر رسیدید، شادمانی کنید، و خدا را بر نعمتهایش سپاس گوئید. بروید و به آنان که امیدشان به شماست، نیکی بسیار کنید در خورد و خوراک، خود و زیردستانتان یکسان باشید. این یکسانی و مساوات را تا جایی که توانایی دارید عملی سازید، که پاداش یک درهم در این روز، صد هزار درهم است و برکت به دست خداست. روزه این روز را نیز خداوند مستحب قرار داده است و در برابر آن پاداشی بس بزرگ نهاده. اگر کسی در این روز، نیاز برادران خود را برآورد- پیش از تمنا و درخواست- و با میل و رغبت خوبی کند، پاداش او چنان باشد که این روز را روزه داشته است و شب آن را با عبادت به بامداد رسانیده. و هرکس در این روز به روزهداری افطاری دهد، چنان است که گویی دسته دسته مردم را افطاری داده است... همین که به یکدیگر رسیدید همراه سلام، مصافحه کنید و نعمتی را که در این روز نصیبتان شده است به یکدیگر تبریک گویید. باید این سخنان را آن که بود و شنید به آن که نبود و نشنید، برساند. باید توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعیفان، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) مرا به این چیزها امر کرده است». (ترجمه این روایت تا اینجا از استاد محمدرضا حکیمی است که از حماسه غدیر، ص ۷۱ گرفته شده است). بعد امام (علیه السّلام) خطبه جمعه را خواند و نماز جمعه را نماز عیدش قرار داد، بعد با فرزند و شیعیانش به منزل امام حسین (علیه السّلام) برگشت که غذا آماده کرده بودند و آن شیعیان نیازمند و بینیاز با هدایای او به طرف خانواده خود برگشتند. (بحار الانوار ۱۱۷:۹۷). به امید روزی که همه مسلمانان بویژه مردم مسلمان ایران روز عید غدیر را بزرگترین عید خود قرار داده و این روزه آنطور که بایسته و شایسته آن است، گرامی بدارند. ● پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و ولایت علی(علیه السّلام)عن ابیسعید قال: لما کان یوم غدیر خم امر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) منادیا فنادی: الصلوهٔ جامعهٔ، فاخذ بید علی (علیه السّلام) و قال: اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه. (بحارالانوار ۱۱۲:۳۷، ح ۴) ابوسعید گوید: در روز غدیر خم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) دستور داد: منادی ندا دهد که: برای نماز جمع شوید. بعد دست علی (علیه السّلام) را گرفت و بلند کرد و فرمود: خدایا کسی که من مولای اویم پس علی هم مولای اوست، خدایا دوست بدار کسی را که علی را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که با علی دشمنی کند. ● زندگی پیامبر گونهقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): من یرید ان یحیی حیاتی، و یموت مماتی،ویسکن جنهٔ الخلد التی وعدنی ربی فلیتول علی ابنابیطالب، (علیهما السّلام) فانه لن یخرجکم من هدی، و لن یدخلکم فی ضلالهٔ. (الغدیر ۲۷۸:۱۰) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: کسی که میخواهد زندگی و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانهای که پروردگارم به من وعده کرده، ساکن شود، ولایت علی بن ابیطالب (علیهما السّلام) را انتخاب کند، زیرا او هرگز شما را از راه هدایت بیرون نبرده، به گمراهی نمیکشاند. ● پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و امامت علی(علیه السّلام)عن جابر بن عبدالله الانصاری قال: سمعت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) یقول لعلی بن ابیطالب (علیهما السّلام): یا علی! انت اخی و وصیی و وارثیوخلیفتی علی امتی فی حیوتی و بعد وفاتی محبک محبی و مبغضک مبغضی و عدوک عدوی. (امالی صدوق: ۱۲۴، ح ۵) جابربن عبدالله انصاری میگوید: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) شنیدم که به علی بن ابیطالب (علیهما السّلام) فرمود: ای علی، تو برادر و وصی و وارث و جانشین من در میان امت من در زمان حیات و بعد از مرگ منی. دوستدار تو دوستدار من و دشمن و کینهتوز تو دشمن من است. ● پایههای اسلامعن ابیجعفر (علیه السّلام) قال: بنی الاسلام علی خمس: الصلوهٔ و الزکوهٔ و الصوم و الحج و الولایهٔ و لم یناد بشیء ما نودی بالولایهٔ یوم الغدیر. (کافی ۲۱ و ۲، ح ۸) امام باقر (علیه السّلام) فرمود: اسلام بر پنج پایه استوار شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و به هیچ چیز به اندازه آنچه در روز غدیر به ولایت تاکید شده، ندا نشده است. ● ولایت جاودانهعن ابیالحسن (علیه السّلام) قال: ولایهٔ علی (علیه السّلام) مکتوبهٔ فی صحف جمیع الانبیاء و لن یبعث الله رسولا الا بنبوهٔ محمد و وصیهٔ علی (علیه السّلام). (سفینهٔ البحار ۶۹۱:۲) امام کاظم (علیه السّلام) فرمود: ولایت علی (علیه السّلام) در کتابهای همه پیامبران ثبت شده است و هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر با میثاق نبوت محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم) و امامت علی (علیه السّلام). ● ولایت و توحیدقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): ولایهٔ علی بن ابی طالب ولایهٔ اللهو حبه عبادهٔ الله و اتباعه فریضهٔ الله و اولیاؤه اولیاء الله و اعداؤه اعداء الله و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عز وجل. (امالی صدوق: ۳۲) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ولایت علی بن ابیطالب (علیهما السّلام) ولایت خداست، دوست داشتن او عبادت خداست، پیروی کردن او واجب الهی است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدایند، جنگ با او، جنگ با خدا و صلح با او، صلح با خدای متعال است. ● روز ناله نومیدی شیطانعن جعفر، عن ابیه (علیهما السّلام) قال: ان ابلیس عدوالله رن اربع رنات: یوم لعن، و یوم اهبط الی الارض، و یوم بعث النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم) و یوم الغدیر. (قرب الاسناد: ۱۰) امام باقر (علیه السّلام) از پدر بزرگوارش امام صادق (علیه السّلام) نقل کرد که فرمود: شیطان دشمن خدا چهار بار ناله کرد: روزی که مورد لعن خدا واقع شد و روزی که به زمین هبوط کرد و روزی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) مبعوث شد و روز عید غدیر. ● ولایت علوی دژ توحیدعن النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم): یقول الله تبارک و تعالی: ولایهٔ علی بن ابیطالب حصنی،فمن دخل حصنی امن من ناری. جامع الاخبار: ۵۲، ح ۷ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: خداوند میفرماید: ولایت علی بن ابیطالب دژ محکم من است، پس هر کس داخل قلعه من گردد، از آتش دوزخم محفوظ خواهد بود. ● جانشین پیامبرقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): یا علی انا مدینهٔ العلم و انت بابها و لن تؤتی المدینهٔ الا من قبل الباب... انت امام امتی و خلیفتی علیها بعدی، سعد من اطاعک و شقی من عصاک، و ربح من تولاک و خسر من عاداک. (جامع الاخبار: ۵۲، ح ۹) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ای علی من شهر علمم و تو درب آن هستی، به شهر جز از راه درب آن وارد نشوند.... تو پیشوای امت من و جانشین من در این شهری، کسی که اطاعت تو کند سعادتمند است، و کسی که تو را نافرمانی کند، بدبخت است، و دوستدار تو سود برده و دشمن تو زیان کرده است. ● اسلام در سایه ولایتقال الصادق (علیه السّلام): اثافی الاسلام ثلاثهٔ: الصلوهٔ و الزکوهٔ و الولایهٔ، لا تصح واحدهٔ منهن الا بصاحبتیها. (کافی: ۲، ص ۱۸) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: سنگهای زیربنای اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت که هیچ یک از آنهابدون دیگری درست نمیشود. ● ده هزار شاهدقال ابوعبدالله (علیه السّلام): العجب یا حفص لما لقی علی بن ابیطالب!! انه کان له عشرهٔ الاف شاهد لم یقدر علی اخذ حقه و الرجل یاخذ حقه بشاهدین. (بحارالانوار: ۱۴۰ و ۳۷) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: ای حفص! شگفتا از آنچه علی بن ابی طالب (علیهما السّلام) با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه (در روز غدیر) نتوانست حق خود را بگیرد، در حالی که شخص با دو شاهد حق خود را میگیرد. ● علی، مفسر قرآنعن النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم) فی احتجاجه یوم الغدیر: علی تفسیر کتاب الله، و الداعی الیه، الا و ان الحلال و الحرام اکثر من ان احصیهما و اعرفهما، فآمر بالحلال و انهی عن الحرام فی مقام واحد، فامرت ان آخذ البیعهٔ علیکم و الصفقهٔ منکم، بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فی علی امیرالمؤمنین و الائمهٔ من بعده، معاشر الناس تدبروا و افهموا آیاته، و انظروا فی محکماته و لا تتبعوا متشابهه، فو الله لن یبین لکم زواجره، و لا یوضع لکم عن تفسیره الا الذی انا آخذ بیده. (وسایل الشیعه: ۱۸ و ۱۴۲، ح ۴۳) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) روز عید غدیر فرمود: علی (علیه السّلام) تفسیر کتاب خدا، و دعوت کننده به سوی خداست، آگاه باشید که حلال و حرام بیش از آنست که من معرفی و به آنها امر و نهی کنم و بشمارم. پس دستور داشتم که از شما عهد و پیمان بگیرم که آنچه را در مورد علی امیرمؤمنان، و پیشوایان بعد او از طرف خداوند بزرگ آوردم، بپذیرید. ای مردم! اندیشه کنید و آیات الهی را بفهمید، در محکمات آن دقت کنید و متشابهات آن را دنبال نکنید. به خدا قسم هرگز کسی نداهای قرآن را نمیتواند بیان کند و تفسیر آن را روشن کند، جز آن کسی که من دست او را گرفتهام (و او را معرفی کردم). شایستهها و بایستههای غدیر● روز پیام و ولایتقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): یا معشر المسلمین لیبلغ الشاهد الغائب، اوصی من آمن بی و صدقنی بولایهٔ علی، الا ان ولایهٔ علی ولایتی و ولایتی ولایهٔ ربی، عهدا عهده الی ربی و امرنی ان ابلغکموه. (بحارالانوار ۱۴۱:۳۷، ح ۳۵) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) (در روز غدیر) فرمود: ای مسلمانان! حاضران به غایبان برسانند: کسی را که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است، به ولایت علی سفارش میکنم، آگاه باشید ولایت علی، ولایت من است و ولایت من، ولایت خدای من است. این عهد و پیمانی بود از طرف پروردگارم که فرمانم داد تا به شما برسانم.
● روز اطعامقال ابوعبدالله (علیه السّلام):... و انه الیوم الذی اقام رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) علیا (علیه السّلام) للناس علما و ابان فیه فضله و وصیه فصام شکرا لله عز وجل ذلک الیوم و انه لیوم صیام و اطعام و صلهٔ الاخوان و فیه مرضاهٔ الرحمن، و مرغمهٔ الشیطان. (وسائل الشیعه ۳۲۸:۷، ضمن حدیث ۱۲) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: عید غدیر، روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) علی (علیه السّلام) را بعنوان پرچمدار برای مردم برافراشت و فضیلت او را در این روز آشکار کرد و جانشین خود را معرفی کرد، بعد بعنوان سپاسگزاری از خدای بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز، روز روزهداری و عبادت و طعام دادن و به دیدار برادران دینی رفتن است. آنروز روز کسب خشنودی خدای مهربان و به خاک مالیدن بینی شیطان است. ● روز هدیهعن امیرالمؤمنین (علیه السّلام) قال:... اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم و تهابوا النعمهٔ فی هذا الیوم، و لیبلغ الحاضر الغائب، والشاهد الباین، ولیعد الغنی الفقیر والقوی علی الضعیف امرنی رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلّم) بذلک. (وسائل الشیعه ۳۲۷:۷) امیرالمؤمنین (علیه السّلام) (در خطبه روز عید غدیر) فرمود: وقتی که به همدیگر رسیدید همراه سلام، مصافحه کنید، و در این روز به یکدیگر هدیه بدهید، این سخنان را هر که بود و شنید، به آن که نبود برساند، توانگر به سراغ مستمند برود،و قدرتمند به یاری ضعیف، پیامبر مرا به این چیزها امر کرده است. ● روز کفالتعن امیرالمؤمنین (علیه السّلام) قال:... فکیف بمن تکفل عددا من المؤمنین و المؤمنات وانا ضمینه علیالله تعالی الامان من الکفر و الفقر (وسائل الشیعه ۳۲۷:۷) امیرمؤمنان (علیه السّلام) فرمود:... چگونه خواهد بود حال کسی که عهدهدار هزینه زندگی تعدادی از مردان و زنان مؤمن (در روز غدیر) باشد، در صورتی که من پیش خدا ضامنم که از کفر و تنگدستی در امان باشد. ● روز سپاس و شادیقال ابوعبدالله (علیه السّلام):... هو یوم عبادهٔ و صلوهٔ و شکر لله و حمد له، و سرور لما من الله به علیکم من ولایتنا،و انی احب لکم ان تصوموه (وسائل الشیعه ۳۲۸:۷، ح ۱۳) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: عید غدیر، روز عبادت و نماز و سپاس و ستایش خداست و روز سرور و شادی است به خاطر ولایت ما خاندان که خدابر شما منت گذارد و من دوست دارم که شما آن روز را روزه بگیرید. ● روز نیکوکاریعن الصادق (علیه السّلام):... و لدرهم فیه بالف درهم لاخوانک العارفین، فافضل علی اخوانک فی هذا الیومو سر فیه کل مؤمن و مؤمنهٔ (مصباح المتهجد: ۷۳۷) از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که فرمود: یک درهم به برادران با ایمان و معرفت، دادن در روز عید غدیر برابر هزار درهم است، بنابراین در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان. ● روز سرور و شادیقال ابوعبدالله (علیه السّلام): انه یوم عید و فرح و سرورو یوم صوم شکرا لله تعالی (وسائل الشیعه ۳۲۶:۷، ح ۱۰) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: عید غدیر، روز عید و خوشی و شادی است و روز روزهداری به عنوان سپاس نعمت الهی است. ● روز تبریک و تهنیتقال علی (علیه السّلام): عودوا رحمکم الله بعد انقضاء مجمعکم بالتوسعهٔ علی عیالکم، والبر باخوانکم و الشکر لله عز وجل علی ما منحکم، واجتمعوا یجمع الله شملکم، و تباروا یصل الله الفتکم، و تهانؤا نعمهٔ الله کما هنا کم الله بالثواب فیه علی اضعاف الاعیاد قبله و بعده الا فی مثله... (بحارالانوار ۱۱۷:۹۷) علی(علیه السّلام) فرمود: بعد از پایان گردهم آیی خود (در روز غدیر) به خانه برگردید، خدا بر شما رحمت فرستد. به خانواده خود گشایش و توسعه دهید، به برادران خود نیکی کنید، خداوند را بر این نعمت که شما را بخشیده است، سپاس گزارید، متحد شوید تا خدا به شما وحدت بخشد، نیکویی کنید تا خدا دوستیتان را پایدار کند، به همدیگر نعمت خدا را تبریک بگوئید، همانطور که خداوند در این روز با چندین برابر عیدهای دیگر پاداش دادن به شما تبریک گفته، این گونه پاداشها جز در روز عید غدیر نخواهد بود. ● روز درود و برائتروی الحسن بن راشد عن ابیعبدالله (علیه السّلام) قال: قلت: جعلت فداک، للمسلمین عید غیرالعیدین؟ قال: نعم، یا حسن! اعظمهما و اشرفهما، قال: قلت له: و ای یوم هو؟ قال: یوم نصب امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فیه علما للناس. قلت له: جعلت فداک وما ینبغی لنا ان نصنع فیه؟ قال: تصومه یا حسن و تکثر الصلوهٔ علی محمد و آله فیه و تتبرا الی الله، ممن ظلمهم، فان الانبیاء کانت تامر الاوصیاء بالیوم الذی کان یقام فیه الوصی ان یتخذ عیدا. (مصباح المتهجد: ۶۸۰) حسن بن راشد گوید: به امام صادق (علیه السّلام) گفتم: آیا مسلمانان بجز آن دو عید، عید دیگری هم دارند؟ فرمود: بله، بزرگترین و بهترین عید. گفتم: کدام روز است؟ فرمود: روزی که امیرمؤمنان بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد. گفتم: فدایت شوم در آن روز سزاوار است، چه کنیم؟ فرمود: روزه بگیر و درود برمحمد و آل او بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوی، زیرا پیامبران به جانشینان دستور میدادند که روزی را که جانشین انتخاب میشود، عید بگیرند. ● عید اوصیاءعن ابیعبدالله (علیه السّلام) قال:... تذکرون الله عز ذکره فیه بالصیام و العبادهٔ و الذکر لمحمد و آل محمد، فان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) اوصی امیرالمؤمنین ان یتخذ ذلک الیوم عیدا، و کذلک کانت الانبیاء تفعل، کانوا یوصون اوصیائهم بذلک فیتخذونه عیدا (وسائل الشیعه ۳۲۷:۷، ح ۱) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: در روز عید غدیر، خدا را با روزه و عبادت و یاد پیامبر و خاندان او یادآوری کنید، زیرا رسول خدا به امیرالمؤمنین سفارش کرد که آن روز را عید بگیرد، همینطور پیامبران هم به جانشینان خود سفارش میکردند که آن روز را عید بگیرند، آنان هم چنین میکردند. ● روز گشایش و درودعن ابیعبدالله (علیه السّلام) قال: والعمل فیه یعدل ثمانین شهرا، و ینبغی ان یکثر فیه ذکر الله عز وجل، والصلوهٔ علی النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم)، ویوسع الرجل فیه علی عیاله (وسائل الشیعه ۳۲۵:۷، ح ۶) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: ارزش عمل در آن روز (عید غدیر) برابر با هشتاد ماه است، و شایسته است آن روز ذکر خدا و درود بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) زیاد شود، و مرد، بر خانواده خود توسعه دهد. ● روز دیدار ولی خداعن مولانا ابیالحسن علی بن محمد (علیهما السّلام) قال لابی اسحاق: و یوم الغدیر فیه اقام النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم) اخاه علیا علما للناس و اماما من بعده، [قال] قلت: صدقت جعلت فداک، لذلک قصدت، اشهد انک حجهٔ الله علی خلقه (وسائل الشیعه ۳۲۴:۷، ح ۳) امام هادی (علیه السّلام) به ابواسحاق فرمود: در روز غدیر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) برادرش علی (علیه السّلام) را بلند کرد و به عنوان پرچمدار (و فرمانده) مردم و پیشوای بعد از خودش معرفی کرد. ابواسحاق گفت: عرض کردم، فدایت شوم راست فرمودی. به خاطر همین به زیارت و دیدار شما آمدم، گواهی میدهم که تو حجت خدا بر مردم هستی. ● روز تکبیرعن علی بن موسی الرضا (علیهما السّلام): من زار فیه مؤمنا ادخلالله قبره سبعین نورا و وسع فی قبره و یزور قبره کل یوم سبعون الف ملک و یبشرونه بالجنهٔ (اقبال الاعمال: ۷۷۸) امام رضا (علیه السّلام) فرمود: کسی که در روز (غدیر) مؤمنی را دیدار کند، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد می کند و قبرش را توسعه میدهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت میکنند و او را به بهشت بشارت میدهند. ● روز دیدار و نیکیقال الصادق (علیه السّلام): ینبغی لکم ان تتقربوا الی الله تعالی بالبر و الصوم و الصلوهٔ و صلهٔ الرحم و صلهٔ الاخوان، فان الانبیاء علیهم السلام کانوا اذا اقاموا اوصیاءهم فعلوا ذلک و امروا به (مصباح المتهجد: ۷۳۶) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: شایسته است با نیکی کردن به دیگران و روزه و نماز و بجا آوردن صله رحم و دیدار برادران ایمانی به خدا نزدیک شوید، زیرا پیامبران زمانی که جانشینان خود را نصب میکردند، چنین میکردند و به آن توصیه میفرمودند. ● نماز در مسجد غدیرعن ابیعبدالله (علیه السّلام) قال: انه تستحب الصلوهٔ فی مسجد الغدیر لان النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم) اقام فیه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و هو موضع اظهرالله عز وجل فیه الحق (وسائل الشیعه ۵۴۹:۳) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: نماز خواندن در مسجد غدیر مستحب است، چون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) در آنجا امیرمؤمنان (علیه السّلام) را معرفی و منصوب کرد. و آنجایی است که خدای بزرگ، حق را آشکار کرد. ● نماز روز غدیرعن ابیعبدالله (علیه السّلام) قال: و من صلی فیه رکعتین ای وقتشاء و افضله قرب الزوال و هی الساعهٔ التی اقیم فیها امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بغدیر خم علما للناس و... کان کمن حضر ذلک الیوم... (وسائل الشیعه ۲۲۵:۵، ح ۲) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: کسی که در روز عید غدیر هر ساعتی که خواست، دو رکعت نماز بخواند و بهتر اینست که نزدیک ظهر باشد که آن ساعتی است که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در آن ساعت در غدیر خم به امامت منصوب شد، (هر که چنین کند) همانند کسی است که در آن روز حضور پیدا کرده است... ● روزه غدیرقال الصادق (علیه السّلام): صیام یوم غدیر خم یعدل صیام عمر الدنیا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنیا لکان له ثواب ذلک (وسائل الشیعه ۳۲۴:۷، ح ۴) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: روزه روز غدیر خم با روزه تمام عمر جهان برابر است. یعنی اگر انسانی همیشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگیرد، ثواب او به اندازه ثواب روزه عید غدیر است. ● روز تبریک و تبسمعن الرضا (علیه السّلام) قال:... و هو یوم التهنئهٔ یهنئ بعضکم بعضا،فاذا لقی المؤمن اخاه یقول: «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایهٔ امیر المؤمنین و الائمهٔ (علیهم السّلام)» و هو یوم التبسم فی وجوه الناسمن اهل الایمان... (اقبال: ۴۶۴) امام رضا (علیه السّلام) فرمود: عید غدیر روز تبریک و تهنیت است. هر یک به دیگری تبریک بگوید، هر وقت مؤمنی برادرش را ملاقات کرد، چنین بگوید: «حمد و ستایش خدایی را که به ما توفیق چنگ زدن به ولایت امیرمؤمنان و پیشوایان عطا کرد» آری عید غدیر روز لبخند زدن به چهره مردم با ایمان است... جایگاه عید غدیر در مکتب● عید خلافت و ولایتروی زیاد بن محمد قال: دخلت علی ابیعبدالله (علیه السّلام) فقلت: للمسلمین عید غیر یوم الجمعهٔ والفطر والاضحی؟ قال: نعم، الیوم الذی نصب فیه رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلّم) امیرالمؤمنین (علیه السّلام) (مصباح المتهجد: ۷۳۶) زیاد بن محمد گوید: بر امام صادق (علیه السّلام) وارد شدم و گفتم: آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند؟ امام (علیه السّلام) فرمود: آری، روزی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) امیرمؤمنان (علیه السّلام) را (به خلافت و ولایت) منصوب کرد. ● برترین عید امتقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی و هو الیوم الذی امرنی الله تعالی ذکره فیه بنصب اخی علی بن ابیطالب علما لامتی، یهتدون به من بعدی و هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین و اتم علی امتی فیه النعمهٔ و رضی لهم الاسلام دینا (امالی صدوق: ۱۲۵، ح ۸) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم علی بن ابیطالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید. ● عید بزرگ خداعن الصادق (علیه السّلام) قال: هو عید الله الاکبر،و ما بعث الله نبیا الا و تعید فی هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود (وسائل الشیعه، ۲۲۴:۵، ح ۱) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: روز غدیر خم عید بزرگ خداست، خدا پیامبری مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان و در زمین، روز پیمان محکم و حضور همگانی است. ● عید ولایتقیل لابیعبدالله (علیه السّلام): للمؤمنین من الاعیاد غیر العیدین و الجمعهٔ؟ قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، یوم اقیم امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فعقد له رسول الله الولایهٔ فیاعناق الرجال والنساء بغدیر خم (وسائل الشیعه، ۳۲۵:۷، ح ۵) به امام صادق (علیه السّلام) گفته شد: آیا مؤمنان غیر از عید فطر و قربان و جمعه عید دیگری دارند؟ فرمود: آری، آنان عید بزرگتر از اینها هم دارند و آن روزی است که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا مساله ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد. ● روز تجدید بیعتعن عمار بن حریز قال دخلت علی ابیعبدالله (علیه السّلام) فی یوم الثامن عشر من ذی الحجهٔ فوجدته صائما فقال لی: هذا یوم عظیم عظم الله حرمته علی المؤمنین و اکمل لهم فیه الدین و تمم علیهم النعمهٔ و جدد لهم ما اخذ علیهم من العهد والمیثاق ( مصباح المتهجد: ۷۳۷) عمار بن حریز گوید: روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق (علیه السّلام) رسیدم و آن حضرت را روزه یافتم. امام به من فرمود: امروز، روز بزرگی است، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پیمان قبلی را تجدید کرد. ● عید آسمانیقال الرضا (علیه السّلام): حدثنی ابی، عن ابیه (علیه السّلام) قال: ان یوم الغدیر فی السماء اشهر منه فی الارض (مصباح المتهجد: ۷۳۷) امام رضا (علیه السّلام) فرمود: پدرم به نقل از پدرش (امام صادق) (علیه السّلام) نقل کرد که فرمود: روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است. ● عید بینظیرقال علی (علیه السّلام): ان هذا یوم عظیم الشان، فیه وقع الفرج، و رفعت الدرج و وضحت الحجج و هو یوم الایضاح و الافصاح من المقام الصراح، ویوم کمال الدین و یوم العهد المعهود... (بحارالانوار، ۹۷: ۱۱۶) علی (علیه السّلام) فرمود: امروز (عید غدیر) روز بس بزرگی است. در این روز گشایش رسیده و منزلت (کسانی که شایسته آن بودند) بلندی گرفت و برهانهای خدا روشن شد و از مقام پاک با صراحت سخن گفته شد و امروز روز کامل شدن دین و روز عهد و پیمان است. ● عید پربرکتعن الصادق (علیه السّلام): والله لو عرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقته لصافحتهم الملائکهٔ فی کل یوم عشر مرات... وما اعطی الله لمن عرفه ما لایحصی بعدد (مصباح المتهجد: ۷۳۸) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعی «روز غدیر» را میشناختند، فرشتگان روزی ده بار با آنان مصافحه میکردند و بخششهای خدا به کسی که آن روز را شناخته، قابل شمارش نیست. ● عید فروزانقال ابوعبدالله (علیه السّلام):... و یوم غدیر بین الفطر والاضحیو یوم الجمعهٔ کالقمر بین الکواکب (اقبال سید بن طاووس: ۴۶۶) امام صادق (علیه السّلام) فرمود:... روز غدیر خم در میان روزهای عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است. ● یکی از چهار عید الهیقال ابوعبدالله (علیه السّلام): اذا کان یوم القیامهٔ زفت اربعهٔ ایام الی الله عز وجل کما تزف العروس الی خدرها: یوم الفطر و یوم الاضحی و یوم الجمعهٔ و یوم غدیر خم (اقبال سید بن طاووس: ۴۶۶) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: هنگامی که روز قیامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوی خدا میشتابند همانطور که عروس به حجلهاش بسرعت میرود. آن روزها عبارتند از: روز عید فطر و قربان و جمعه و روز غدیر خم. منبع :http://www.ketabkhani.com حمد و ثناي اللهيحمد و سپاس خدايی را كه در يگانگي خود بلند مرتبه، و در تنهايي و فرد بودنش نزديك است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است. علم او به همه چيز احاطه دارد در حالي كه در جاي خود است، و همه مخلوقات با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد. هميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتي كه از بين رفتني نيست. ابتدا كننده و بازگرداننده اوست و هر كاري به سوي او باز مي گردد. به وجود آورنده بالا برده شده ها (آسمان ها و افلاك) و پهن كننده گسترده ها (زمين)، يگانه حكمران زمين ها و آسمان ها، پاك و منزّه و تسبيح شده، پروردگار ملائكه و روح، تفضّل كننده بر همه آنچه خلق كرده، و لطف كننده بر هر آنچه به وجود آورده است. هر چشمي زير نظر اوست ولي چشم ها او را نمي بينند. كَرم كننده و بردبار و تحمّل كننده است. رحمت او همه چيز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است. در انتقام گرفتن خود عجله نمي كند و به آنچه از عذابش كه مستحقّ آنند مبادرت نمي ورزد. باطن ها و سريره ها را مي فهمد و ضماير را مي داند، و پنهان ها بر او مخفي نمي ماند و مخفي ها بر او مشتبه نمي شود. او راست احاطه بر هر چيزي و غلبه بر همه چيز و قوّت در هر چيزي و قدرت بر هر چيزي، و مانند او شيئي نيست. اوست به وجود آورنده شي (چيز) هنگامي كه چيزي نبود. دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است. خداوندي جز او كه با عزت و حكيم است نیست. بالاتر از آن است كه چشمها او را درك كنند ولي او چشمها را درك مي كند و او لطف كننده و آگاه است. هيچكس نمي تواند با ديدن به صفت او راه يابد، و كسي به چگونگي او از سر و آشكار دست نمي يابد، مگر به آنچه خود خداوند عزوجل راهنمايي كرده است. گواهي مي دهم به او كه اوست خدا، خدايي كه قُدس و پاكي و منزّه بودن او روزگار را پر كرده است. او كه نورش ابديّت را فرا گرفته است. او كه دستورش را بدون مشورتِ مشورت كننده اي اجرا مي كند و در تقديرش شريك ندارد و در تدبيرش كمك نميشود. آنچه ايجاد كرده بدون نمونه و مثالي تصوير نموده و آنچه خلق كرده بدون كمك از كسي و بدون زحمت و بدون احتياج به فكر و حيله خلق كرده است. آنها را ايجاد كرد پس به وجود آمدند و خلق كرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدايي كه جز او خدايي نيست. صنعت او محكم و كار او زيباست. عادلي كه ظلم نمي كند و كرم كننده اي كه كارها به سوي او باز مي گردد. شهادت مي دهم اوست خدايي كه همه چيز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چيز در مقابل عزّت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده اند. پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاك و مسخّر كننده آفتاب و ماه، كه همه با زمان ِتعيين شده در حركت هستند. شب را بر روي روز و روز را بر روي شب مي گرداند، كه به سرعت در پي آن مي رود. در هم شكننده هر زور گوي با عناد، و هلاك كننده هر شيطان سر پيچ و متمرّد. براي او ضدّي و همراه او معارضي نبوده است. يكتا و بي نياز است. زاييده نشده و نمي زايد، و براي او هيچ همتايي نيست. خداي يگانه و پرودگار با عظمت. مي خواهد پس به انجام مي رساند، و اراده مي كند پس مقدّر مي نمايد، و مي داند پس به شماره مي آورد. مي ميراند و زنده مي كند، فقير مي كند و غني مي نمايد، مي خنداند و مي گرياند، نزديك مي كند و دور مي نمايد، منع مي كند و عطا مي نمايد. پادشاهي از آن ِاو و حمد و سپاس براي اوست. خير به دست اوست و او بر هر چيزي قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو مي برد. نيست خدايي جز او كه با عزّت و آمرزنده است. اجابت كننده دعا، بسيار عطا كننده دعا، بسيار عطا كننده، شمارنده نَفَس ها و پرودگار جن ّو بشر، كه هيچ امري بر او مشكل نمي شود، و فرياد دادخواهان او را منضجر نمي كند، و اصرارِ اصرار كنندگانش او را خسته نمي نمايد. نگهدارنده صالحين و موفّق كننده رستگاران و صاحب اختيار مومنان و پروردگار عالميان. خدايي كه از آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالي شكر و سپاس گويند. او را سپاس بسيار مي گويم و دائماً شكر مي نمايم، چه در آسايش و چه در گرفتاري، چه در حال شدت و چه در حال آرامش. و به او و ملائكه اش و كتاب ها و پيامبرانش ايمان مي آورم. دستور او را گوش مي دهم و اطاعت مي نمايم و به آنچه او را راضي مي كند مبادرت مي ورزم و در مقابل مقدرات او تسليم مي شوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا كه اوست خدايي كه نمي تواند از مكر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداريم (يعني ظلم نمي كند). فرمان الهي براي مطلبي مهمبراي خداوند بر نفس خود به عنوان بندگي او اقرار مي كنم، و شهادت مي دهم براي او به پروردگاري، و آنچه به من وحي نموده ادعا مي نمايم از ترس آنكه مبادا اگر آنجام ندهم عذابي از او بر من فرود آيد كه هيچكس نتواند آن را دفع كند، هر چند كه حيله عظيمي بكار بندد و دوستي او خالص باشد. نيست خدايي جز او. زيرا خداوند به من اعلام فرموده كه اگر آنچه در حق علي بر من نازل نموده ابلاغ نكنم رسالت او را نرسانده ام، و براي من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا كفايت كننده و كريم است. خداوند به من چنين وحي كرده است: اي پيامبر ابلاغ كن آنچه از طرف پرودگارت بر تو نازل شده – درباره علي، يعني خلافت علي بن ابي طالب – و اگر انجام ندهي رسالت او را نرسانده اي، و خداوند تو را از مردم حفظ مي كند. اي مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهي نكردم، و من سبب نزول اين آيه را براي شما بيان مي كنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام - كه او سلام است - مرا مامور كرد كه در اين اجتماع بپا خيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه: علي بن ابي طالب برادر من و وصي من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسي است جز اينكه پيامبري بعد از من نيست. و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است. و خداوند اين آيه از كتابش را بر من نازل كرده است: صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كساني كه ايمان آورده و نماز را بپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند. و علي بن ابي طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در حال خداوند عزوجل را قصد مي كند. من از جبرئيل در خواست كردم از خدا بخواهد تا مرا ابلاغ اين مهم معاف بدارد، زيرا از كمي متقين و زيادي منافقين و فساد ملامت كنندگان و حيله هاي مسخره كنندگان ِاسلام اطلاع دارم، كساني كه خداوند در كتابش آنان را چنين توصيف كرده است كه با زبانشان مي گويند آنچه در قلبهايشان نيست، و اين كار را سهل مي شمارند در حالي كه نزد خداوند عظيم است. همچنين به خاطر اينكه منافقين بارها مرا اذيت كرده اند تا آنجا كه مرا اُذُن «گوش دهنده بر هر حرفي» ناميدند، و گمان كردند كه من چنين هستم به خاطر ملازمت بسيار علي با من و توجه من به او و تمايل او و قبولش از من، تا آنكه خداوند عزوجل در اين باره چنين نازل كرد: از آنان كساني هستند كه پيامبر را اذيت می کنند و مي گويند او اُذُن «گوش دهنده به هر حرفي» است، بگو: گوش است - بر ضد كساني كه گمان مي كنند او اُذُن است- و براي خود خير است، به خدا ايمان مي آورد و در مقابل مومنين اظهار تواضع و احترام مي نمايد، و براي كساني از شما كه ايمان آورده اند رحمت است؛ و كساني كه پيامبر را اذيت مي كنند عذاب درد ناكي در انتظارشان است. اگر من بخواهم گويندگان اين نسبت اُذُن را نام ببرم مي توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره كنم مي نمايم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفي كنم مي توانم، ولي به خدا قسم من در كار آنان با بزرگواري رفتار كرده ام. بعد از همه اينها، خداوند از من راضي نمي شود مگر آنچه در حق علي بر من نازل كرده ابلاغ نمايم. اي پيامبر برسان آنچه - در حق علي- از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهي رسالت او را نرسانده اي، و خداوند تو را از مردم حفظ مي كند. اعلان رسمي ولايت و امامت دوازده امام عليهم السلاماي مردم! اين مطلب را درباره او بدانيد و بفهميد، و بدانيد كه خداوند او را براي شما صاحب اختيار و امامي قرار داده كه اطاعتش را واجب نموده است بر مجاهدين و انصار بر تابعين آنان به نيكي، و بر روستايي و شهري، و بر عجمي و عربي، و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و كوچك، و بر سفيد و سياه، بر هر يكتاپرستي حكم او اجرا شونده و كلام او مورد عمل و امر او نافذ است. هر كس با او مخالفت كند ملعون است، و هر كس تابع او باشد و او را تصديق نمايد مورد رحمت الهي است. خداوند او را و هر كس را كه از او بشنود و او را اطاعت كند آمرزيده است. اي مردم! اين آخرين باري است كه در چنين اجتماعي بپا مي ايستم. پس بشنويد و اطاعت كنيد و در مقابل امر پروردگارتان سر تسليم فرود آوريد، چرا كه خداوند عزوجل صاحب اختيار شما و معبود شماست، و بعد از خداوند رسولش و پيامبرش كه شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علي صاحب اختيار شما و امام شما به امر خداوند است، و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزي كه خدا و رسولش را ملاقات خواهيد كرد. حلالي نيست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان حلال كرده باشند، و حرامي نيست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان بر شما حرام كرده باشند. خداي عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پرودگارم از كتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام. اي مردم! علي را (بر ديگران) فضيلت دهيد. هيچ علمي نيست مگر آنكه خداوند آن را در من جمع كرده است، و هر علمي را كه آموخته ام در امام المتقين جمع نموده ام، و هيچ علمي نيست مگر آنكه آن را به علي آموخته ام. اوست امام مبين كه خداوند در سوره يس ذكر كرده است: و هر چيزي را در امام مبين جمع كرديم. اي مردم! از علي به سوي ديگري گمراه نشويد، و از او روي بر مگردانيد و از ولايت او سر باز نزنيد. اوست كه به حق هدايت نموده و از آن نهي مي نمايد، و در راه خدا سرزنش ملامت كننده اي او را مانع نمي شود. علي اول كسي است كه به خدا و رسولش ايمان آورد و هيچكس در ايمان به من بر او سبقت نگرفت. اوست كه با جان خود در راه رسول خدا فداكاري كرد. اوست كه با پيامبر خدا بود در حالي كه هيچكس از مردان همراه او خدا را عبادت نمي كرد. از طرف خداوند به او امر كردم كه درخوابگاه من بخوابد، او هم در حالي كه جانش را فداي من كرده بود در جاي من خوابيد. اي مردم! او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده است، و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است. اي مردم! او از طرف خداوند امام است، و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه اش را نمي پذيرد و او را نمي بخشد، حتمي است بر خداوند كه با كسي كه با او مخالفت نمايد چنين كند و او را به عذابي شديد تا ابديت تا آخر روزگار معذب نمايد. پس بپرهيزيد از اينكه با او مخالفت كنيد و گرفتار آتشي شويد كه آتشگيره آن مردم و سنگ ها هستند و براي كافران آماده شده است. اي مردم! به خدا قسم پيامبران و رسولان پيشين به من بشارت داده اند، و من به خدا قسم خاتم پيامبران و مرسلين و حجت بر همه مخلوقين از اهل آسمان ها و زمين ها هستم. هر كس در اين مطالب شك كند مانند كفر جاهليت اول كفار شده است؛ و هر كس در چيزي از اين گفتار من شك كند در همه ي آنچه بر من نازل شده شك كرده است، و هر كس در يكي از امامان شك كند در همه آنها شك كرده است، و شك كننده درباره ما در آتش است. اي مردم! خداوند اين فضيلت را بر من ارزاني داشته كه منّتي از او بر من و احساني از جانب او به سوي من است. خدايي جز او نيست. حمد و سپاس از من بر او تا ابديت و تا آخر روزگار و در هر حال. اي مردم! علي را فضيلت دهيد كه او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامي كه خداوند روزي را نازل مي كند و خلق باقي هستند. معلون است ملعون است. مورد غضب است مورد غضب است كسي كه اين گفتار مرا رد كند و با آن موافق نباشد. بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براي من آورده است و مي گويد: «هركس با علي دشمني كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد». هر كس ببيند براي فردا چه پيش فرستاده است. از خدا بترسد كه با علي مخالفت كنيد و در نتيجه قدمي بعد از ثابت بودن آن بلغزد، خداوند از آنچه انجام مي دهيد آگاه است. اي مردم! علي «جنب الله» است كه خداوند در كتاب عزيزش ذكر كرده و درباره كسيكه با او مخالفت كند فرموده است: اي حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند تفريط و كوتاهي كردم. اي مردم! در قرآن تدبر نماييد و آيات آن را بفهميد و در محكمات آن نظر كنيد و به دنبال متشابه آن نرويد. به خدا قسم، باطن آن را براي شما بيان نمي كند و تفسيرش را برايتان روشن نمي كند مگر اين شخصي كه دست او را مي گيرم و او را به سوي خود بالا مي برم و بازوي او را مي گيرم و با دو دستم او را بلند مي كنم و به شما مي فهمانم كه هر كس من صاحب اختيار اويم اين علي صاحب اختيار اوست و او علي بن ابي طالب برادر و جانشين من است، و ولايت او از خداوند عزوجل است كه بر من نازل كرده است. اي مردم! علي و پاكان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اكبر است. هر يك از اين دو از ديگري خبر مي دهد و با هم موافق هستند. آنها از يكديگر جدا نمي شوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند. بدانيد كه آنان امين هاي خداوند بين مردم و حاكمان او در زمين هستند. بدانيد كه من ادا نمودم، بدانيد كه من ابلاغ كردم، بدانيد كه من شنوانيدم، بدانيد كه من روشن نمودم، بدانيد كه خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عزوجل مي گويم، بدانيد كه اميرالمومنيني جز اين برادرم نيست. بدانيد كه اميرالمومنين بودن بعد از من براي احدي جز او حلال نيست. بلند كردن اميرالمومنين عليه السلام بدست رسول خدا صلی الله علیه و الهسپس پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم دستش را بر بازوي علي علیه السلام زدند و آن حضرت را بلند كردند. و اين در حالي بود كه اميرالمومنين علیه السلام از زماني كه پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم بر فراز منبر آمده بودند يك پله پايين تر از مكان حضرت ايستاده بودند و نسبت به صورت حضرت به طرف راست مايل بود كه گويي هر دو در يك مكان ايستاده اند. پس پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم با دستشان ایشان را بلند كردند و هر دو دست را به سوي آسمان باز نمودند و علي علیه السلام را از جا بلند نمودند تا حدي كه پاي ایشان موازي زانوي پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم رسيد. سپس فرمودند: اي مردم! اين علي است برادر من و وصي من و جامع علم من، و جانشين من در امتم بر آنان كه به من ايمان آورده اند، و جانشين من در تفسير كتاب خداوند عزوجل و دعوت به آن و عمل كننده به آنچه او را راضي مي كند، و جنگ كننده با دشمنان خدا و دوستي كننده بر اطاعت او و نهي كننده از معصيت او. اوست خليفه رسول خدا، و اوست اميرالمومنين و امام هدايت كننده از طرف خداوند، و اوست قاتل ناكثين و قاسطين و مارقين به امر خداوند. خداوند مي فرمايد: سخن در پيشگاه من تغيير نمي پذيرد. پرودگارا، به امر تو مي گويم: خداوندا دوست بدار هر كس علي را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس علي را دشمن بدارد، و ياري كن هر كس علي را ياري كند و خوار كن هر كس علي را خوار كند، و لعنت نما هر كس علي را انكار كند و غضب نما بر هر كس كه حق علي را انكار نمايد. پرودگارا، تو هنگام روشن شدن اين مطلب و منصوب نمودن علي در اين روز، اين آيه را درباره او نازل كردي: امروز دين شما را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين شما راضي شدم. فرمودي: دين نزد خدا اسلام است و فرمودي: هر كس ديني غير از اسلام انتخاب كند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زيانكاران خواهد بود. پرودگارا، تو را شاهد مي گيرم كه من ابلاغ نمودم. تاكيد بر توجه امت به مسئله امامتاي مردم! خداوند دين شما را با امامت او كامل نموده، پس هر كس اقتدا نكند به او و به كساني كه جانشين او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه خداوند عزوجل، چنين كساني اعمالش در دنيا وآخرت از بين رفته و در آتش دائمي خواهند بود. عذاب از آنان تخفيف نمي يابد و به آنها مهلت داده نمي شود. اي مردم! اين علي است كه ياري كننده ترين شما نسبت به من و سزاوارترين شما به من و نزديك ترين شما به من؛ خدای عزوجل و من از او راضي هستيم. هيچ آيه رضايتي در قرآن نازل نشده مگر درباره او، هيچگاه خداوند مومنين را مورد خطاب قرار نداده مگر آنكه ابتدا او مخاطب بوده است، و هيچ آيه مدحي در قرآن نيست مگر درباره او، و خداوند در سوره «هَلْ اَتي» شهادت به بهشت نداده مگر براي او، و اين سوره جز او را مدح نكرده است. اي مردم! او را ياري دهنده دين خدا و دفاع كننده از رسول خداست، و اوست با تقواي پاكيزه هدايت كننده هدايت شده. پيامبرتان بهترين پيامبر و وصيتان بهترين وصي و فرزندان او بهترين اوصياء هستند. اي مردم! نسل هر پيامبري از صلب خود او هستند ولي نسل من از صلب اميرالمومنين علي است. اي مردم! شيطان آدم را با حسد از بهشت بيرون كرد. مبادا به علي حسد كنيد كه اعمالتان نابود شود و قدم هايتان بلغزد. آدم به خاطره يك گناه به زمين فرستاده شد در حالي كه انتخاب شده خداوند عزوجل بوده، پس شما چگونه خواهيد بود در حالي كه شماييد و در بين شما دشمنان خدا هستند. بدانيد كه با علي دشمني نمی كند مگر با تقوي و به او ايمان نمي آورد مگر مومن مخلص. به خدا قسم سوره والعصر درباره علي نازل شده است: قسم به عصر، انسان در زيان است مگر علي كه ايمان آورد وبه حق و صبر راضي شد. اي مردم! من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چيزي نيست. اي مردم! از خدا بترسيد آن گونه كه بايد ترسيد و از دنيا نرويد مگر آنكه مسلمان باشيد.
اشاره به كارشكني هاي منافقيناي مردم! ايمان آوريد به خدا و رسولش و به نوري كه همراه او نازل شده است، قبل از آنكه هلاك كنيم وجوهي را و آن صورت ها را به پشت بر گردانيم يا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت كنيم. اي مردم! نور از جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علي بن ابي طالب و بعد در نسل او تا مهدي قائم، كه حق خداوند و هر حقي كه براي ما باشد مي گيرد، چرا كه خداوند عزوجل ما را بر كوتاهي کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهكاران و ظالمان و غاضبان از همه عالميان حجت قرار داده است. اي مردم! شما را مي ترسانم و انذار مي نمايم كه من رسول خدا هستم، و قبل از من پيامبران بوده اند.آيا اگر من بميرم يا كشته شوم شما عقب گرد مي نمايید؟ هر كس به عقب بر گردد به خدا ضرري نمي رساند، و خداوند به زودي شاكرين و صابرين را پاداش مي دهد. بدانيد كه علي است توصيف شده به صبر و شكر، و بعد از او فرزندانم از نسل او چنين اند. اي مردم! با اسلامتان بر من منت مگذاريد، بلكه بر خدا منت نگذاريد، كه اعمالتان را نابود مي نمايد و بر شما غضب مي كند و شما را به شعله اي از آتش و مس گداخته مبتلا مي كند. پرودگار شما در كمين است. اي مردم! بعد از من اماماني خواهند بود كه به آتش دعوت مي كنند و روز قيامت كمك نمي شوند. اي مردم! خداوند و من از آنان بيزار هستيم. اي مردم! آنان و يارانشان و تابعينشان و پيروانشان در پايين ترين درجه آتش اند و چه بد است جاي متكبران. بدانيد كه آنان اصحاب صحيفه هستند، پس هر يك از شما در صحيفه خود نظر كند. راوي گويد: وقتي پيامبر (ص) نام «اصحاب صحيفه» را آورد اكثر مردم منظور حضرت را نفهميدند و برايشان سوال انگيز شد، و فقط عده كمي مقصود حضرت را فهميدند. اي مردم! من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز قيامت به وديعه مي سپارم، و من رسانيدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غايب و بر همه كساني كه حضور دارند، به دنيا آمده اند يا نيامده اند. پس حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا روز قيامت برسانند. و به زودي امامت را بعد از من به عنوان پادشاهي و با ظلم و زور مي گيرند. خداوند غاصبين و تعدي كنندگان را لعنت كند. و درآن هنگام است- اي جن وانس- كه ميريزد براي شما آنكه بايد بريزد و می فرستد بر شما شعله اي از آتش و مس گداخته و نمي توانيد آن را از خود دفع كنيد. اي مردم! خداوند عزوجل شما را به حال خود رها نخواهد كرد تا آنكه خبيث را از پاكيزه جدا كند، و خداوند شما را بر غيب مطاع نمي كند. اي مردم! هيچ سرزمين آبادي نيست مگر آنكه در اثر تكذيب (اهل آن آيات الهي را) خداوند قبل از روز قيامت آنان را هلاك خواهد كرد و آن را تحت حكومت امام مهدي خواهد آورد، و خداوند وعده خود را عملي مي نمايد. اي مردم! قبل از شما اكثر پيشينيان هلاك شدند، و خداوند آنها را هلاك نمود و اوست كه آيندگان را هلاك خواهد كرد. خداي تعالي مي فرمايد: آيا ما پيشينيان را هلاك نكرديم؟ آيا در پي آنان ديگران را نفرستاديم؟ ما با مجرمان چنين مي كنيم. واي بر مكذبين در آن روز اي مردم! خداوند مرا امر و نهي نموده است، و من هم به امر الهي علي را امر و نهي نموده ام، و علم امر و نهي نزد اوست. پس امر او را گوش دهيد تا سلامت بمانيد، و او را اطاعت كنيد تا هدايت شويد و نهي او را قبول كنيد تا در راه درست باشيد، و به سوي مقصد و مراد او برويد، و راه هاي بيگانه شما را از راه او منحرف نكند. پيروان اهل بيت عليهم السلام و دشمنان ايشاناي مردم! من راه مستقيم خداوند هستم كه شما را به پيروي آن امر نموده، وسپس علي بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او كه امامان هدايت اند، به حق هدايت مي كنند و به ياري حق به عدالت رفتار مي كنند. سوره حمد درباره من نازل شده، و به خدا قسم درباره ايشان (امامان) نازل شده است. به طور عموم شامل آنان است و به طور خاص درباره آنان است. ايشان دوستان خدايند كه ترسي بر آنان نيست و محزون نمي شوند، بدانيد كه حزب خداوند غالب هستند. بدانيد كه دشمنان ايشان سفهاء گمراه و براداران شياطين اند كه اباطيل را از روي غور به يكديگر مي رسانند. بدانيد كه دوستان اهل بيت كساني اند كه خداوند در كتابش آنان را ياد كرده و فرموده است: نمي يابي قومي را كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند، و در عين حال با كساني كه با خدا و رسولش ضدّيت دارند روي دوستي داشته باشند، اگر چه پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرنشان يا فاميلشان باشند. آنان اند كه ايمان در قلبشان نوشته شده و خداوند آنان را با وحي از خود تاييد فرموده و ايشان را به بهشتي وارد مي كند كه از پايين آن نهرها جاري است و در آن راضي است و آنان راضي هستند. آنان حزب خداوند هستند. بدانيد كه حزب خدا رستگارند. بدانيد كه دوستان اهل بيت كساني اند كه خداوند عزوجل آنان را توصيف كرده و فرموده است: كساني كه ايمان آورده و ايمانشان را با ظلم نپوشانده اند، آنان اند كه برايشان امان است و آنان هدايت يافتگان اند. بدانيد كه دوستان ايشان كساني اند كه ايمان آورده اند و به شك نيفتاده اند. بدانيد كه دوستان ايشان كساني اند كه با سلامتي و در حال امن وارد بهشت مي شوند، و ملائكه با سلام به ملاقات آنان مي آيند و مي گويند: سلام بر شما، پاكيزه شديد، پس براي هميشه داخل بهشت شويد. بدانيد كه دوستان ايشان كساني هستند كه بهشت براي آنان است و در آن بدون حساب روزي داده مي شوند. بدانيد كه دشمنان اهل بيت كساني اند كه به شعله هاي آتش وارد مي شوند. بدانيد كه دشمنان ايشان كساني اند كه از جنهم در حالي كه مي جوشد صداي وحشتناكي مي شنود و شعله كشيدن آنرا مي بينند. بدانيد كه دشمنان ايشان كساني اند كه خداوند درباره او آنان فرموده است: هر گروهي كه داخل (جنهم) مي شوند همتاي خود را لعنت مي كنند، تا آنكه همه آنان در آنجا به يكديگر مي پيوندند آخرين آنان با اشاره به اولين آنان مي گويند: پروردگارا، اينان ما را گمراه كردند؛ پس عذاب دو چندان از آتش به آنان نازل كن. خدا مي فرمايد: براي هر دو گروه عذاب مضاف است ولي شما نمي دانيد. بدانيد كه دشمنان ايشان كساني اند كه خداوند عزوجل مي فرمايد: هرگاه گروهي را در جنهم مي اندازد خزانه داران دوزخ از ايشان مي پرسند: آيا ترساننده اي براي شما نيامد؟ مي گويند: بلي، براي ما نذير و ترسانده آمد ولي ما او را تكذيب كرديم و گفتيم: خداوند هيچ چيز نازل نكرده است، و شما در گمراهي بزرگ هستيد. و مي گويند: اگر مي شنيدم يا فكر مي كرديم از اصحاب آتش نبوديم. به گناه خود اعتراف كردند. پس دور باشند اصحاب آتش. بدانيد كه دوستان اهل بيت كساني هستند كه در پنهاني از پرودگارشان مي ترسند و براي آنان مغفرت و اجر بزرگ است. اي مردم! چقدر فاصله است بين شعله هاي آتش و بين اجر بزرگ اي مردم! دشمن ما كسي است كه خداوند او را نکوهش کرده و او را لعنت کرده و دوست ما کسی است که خداوند او را مدح نموده و دوستش بدارد. اي مردم! بدانيد كه من نذير و ترساننده ام و علي بشارت دهنده است. اي مردم! بدانيد كه من مُنذر و بر حذر دارنده ام و علي هدايت كننده است. اي مردم! من پيامبرم و علي جانشين من است. اي مردم! بدانيد كه من پيامبرم و علي امام و وصي بعد از من است، و امامان بعد از او فرزندان او هستند. بدانيد كه من پدر آنانم و آنها از صلب او به وجود مي آيند. حضرت مهدي عجل الله فرجه الشریفبدانيد كه آخرين امامان، مهدي قائم از ماست. اوست غالب بر اديان، اوست انتقام گيرنده از ظالمين. اوست فاتح قلعه ها و منهدم كننده آنها. اوست غالب بر هر قبيله اي از اهل شرك و هدايت كننده آنان. بدانيد كه اوست انتقام گيرنده همه خون هاي اولياء خدا. اوست ياري دهنده دين خدا. بدانيد كه اوست استفاده كننده از دريايي عميق. اوست كه هر صاحب فضيلتي را به قدر فضلش و هر صاحب جهالتي را به جهلش نشانه مي دهد. اوست وارث هر علمي و احاطه دارنده به هر فهمي. بدانيد كه اوست خبر دهنده از پرودگارش، و بالا برنده آيات الهي. اوست هدايت يافته محكم بنيان. اوست كه كارها به او سپرده شده است. اوست كه پيشينيان به او بشارت داده اند. اوست كه به عنوان حجت باقي مي ماند و بعد از او حجتي نيست. هيچ حقي نيست مگر همراه او، و هيچ نوري نيست مگر نزد او. بدانيد او كسي است كه غالبي بر او نيست و كسي بر ضد او كمك نمي شود. اوست ولي خدا در زمين و حكم كننده او بين خلقش و امين او بر نهان وآشكارش. مطرح كردن بيعتاي مردم! من برايتان روشن كردم و به شما فهانيدم، و اين علي است كه بعد از من به شما مي فهاند. بدانيد كه من بعد از پايان خطابه ام شما را به دست دادن با من به عنوان بيعت با او و اقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا مي خوانم. بدانيد كه من با خدا بيعت كرده ام و علي با من بيعت كرده است، و من از جانب خداوند براي او از شما بيعت مي گيرم. خداوند مي فرمايد: كساني كه با تو بيعت مي كنند، دست خداوند بر روي دست آنان است. پس هر كس بيعت را بشكند بر ضرر خود اوست، و هر كس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظيمي عنايت خواهد كرد. حلال و حرام، واجبات و محرماتاي مردم! حج و عمره از شعائر الهي هستند، خداوند مي فرمايد: هر كس به خانه خدا به عنوان حج يا عمره بيايد براي او اشكالي نيست كه بر صفا و مروه بسيار طواف كند، و هر كس كار خيري را بدون چشم داشتي انجام دهد خداوند سپاسگزار داناست. اي مردم! به حج خانه خدا برويد. هيچ خانداني به خانه خدا وارد نمي شود مگر آنكه مستغني مي گردند و شاد مي شوند، و هيچ خانداني آن را ترك نمي كنند مگر آنكه منقطع مي شوند و فقير مي گردند. اي مردم! هيچ مومني در موقف (عرفات، مشعر، مني) وقف نمي كند مگر آنكه خداوند گناهان گذشته او را تا آن وقت مي آمرزد، و هرگاه كه حجش پايان يافت اعمالشان را از سر مي گيرد. اي مردم! حاجيان كمك مي شوند و آنچه خرج مي كنند به آنان باز مي گردد، و خداوند جزاي محسنين را ضايع نمي نمايد. اي مردم! با دين كامل و با تفقه و فهم به حج خانه خدا برويد و از آن مشاهد مشرفه جز با توبه و دست كشيدن از گناه بر مگرديد. اي مردم! نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد همانطور كه خداوند عزوجل به شما فرمان داده است و اگر زمان طويلي بر شما گذشت و كوتاهي نموديد يا فراموش كرديد، علي صاحب اختيار شماست و براي شما بيان مي كند، او كه خداوند عزوجل بعد از من عنوان امين بر خلقش او را منصوب نموده است. او از من است و من از اويم. او وآنان كه از نسل من اند آنچه را نمدانيد براي شما بيان مي كنند. بدانيد كه حلال و حرام بيش از آن است كه من همه آنها را بشمارم و معرفي كنم و بتوانم در يك مجلس به همه حلال ها دستور دهم و از همه حرام ها نهي كنم و پس مأمورم كه از شما بيعت بگيرم و با شما دست بدهم بر اينكه قبول كنيد آنچه از طرف خداوند عزوجل درباره اميرالمومنين علي و جانشينان بعد از او آورده ام كه نسل من و اويند، و آن موضوع امامتي است كه فقط در آنها بپا خواهد بود، و آخر ايشان مهدي است تا روزي كه خداي مدبر قضا و قدر را ملاقات كند. اي مردم! هر حلالي كه شما را بدان راهنمايي كردم و هر حرامي كه شما را از نهي نمودم، هرگز از آنها بر نگشته ام و تغيير نداده ام. اين مطلب را به ياد داشته باشيد و آن را تبديل نكنيد و تغيير ندهيد. من سخن خود را تكرار مي كنم: نماز را بپا داريد زكات را بپردازيد و به كار نيك امر كنيد و از منكرات نهي نماييد. بدانيد كه بالاترين امر به معروف آن است كه سخن مرا بفهميد و آنرا به كساني كه حاضر نيستند برسانيد و او را از طرف من به قبولش امر كنيد و از مخالفتشان نهي نماييد، چرا كه اين دستوري از جانب خداوند عزوجل و از نزد من است، و هيچ امر به معروف و نهي از منكري نميشود مگر با امام معصوم. اي مردم! قرآن به شما مي شناساند كه امام بعد از علي فرزندان او هستند و من هم به شما شناساندم كه آنان از نسل من و از نسل اويند. آنجا كه خداوند در كتابش مي فرمايد: آن (امامت) را به عنوان كلمه باقي در نسل او قرار داد، و من نيز به شما گفتم: اگر به آن دو (قرآن و اهل بيت) تمسك كنيد هر گز گمراه نمي شود. اي مردم! تقوي را، تقوي را. از قيامت بر حذر باشيد همانگونه كه خداي عزوجل فرموده: زلزله قيامت شي عظيمي است. مرگ و معاد و حساب و ترازوهاي الهي و حسابرسي در پيشگاه رب العالمين و ثواب و عقاب را به ياد آوريد. هر كس حسنه با خود بياورد طبق آن ثواب داده مي شود، و هر كس گناه بياورد در بهشت او را نصيبي نخواهد بود. بيعت گرفتن رسمياي مردم! شما بيش از آن هستيد كه با يك دست و در يك زمان با من دست دهيد، و پرودگارم مرا مأمور كرده است كه از زبان شما اقرار بگيرم درباره آنچه منعقد نمودم براي علي اميرالمؤمنين و اماماني كه بعد از او مي آيند و از نسل من و اويند، چنانكه به شما فهماندم كه فرزندان من از صلب اويند. پس همگي چنين بگويید: ما شنيديم و اطاعت مي كنيم و راضي هستيم و سر تسليم فرود مي آوريم درباره آنچه از جانب پرودگار ما و خودت به ما رساندي درباره امر امامت اماممان علي اميرالمؤمنين و اماماني كه از صلب او به دنيا مي آيند. بر اين مطلب با قلب و با جان و با زبان و دستانمان با تو بيعت مي كنيم. بر اين عقيده زنده ايم و به آن مي ميریم و (روز قيامت) با آن محشور مي شويم. تغيير نخواهيم داد تبديل نمي كنيم و شك و انكار نمي نماييم و ترديد به دل راه نمي دهيم و از اين قول بر نمي گرديم و پيمان را نمي شكنيم. تو ما را به موعظه الهي نصيحت نمودي درباره علي اميرالمومنين و اماماني كه گفتي بعد از او از نسل تو و فرزندان اويند، يعني حسن وحسين و آنان كه خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است. پس براي آنان عهد و پيمان از ما گرفته شد، از قلب هايمان و جان و زبان و ضمائر و دستهايمان. هر كس توانست با دست بيعت مي نمايد و گرنه با زبانش اقرار مي كند. هرگز در پي تغيير اين عهد نيستيم و خداوند در اين باره از نفسهايمان دگرگوني نبيند. ما اين مطالب را از قول تو به نزديك و دور از فرزندانمان و فاميلمان مي رسانيم. و خدا را بر آن شاهد مي گيريم. خداوند در شاهد بودن كفايت مي كند و تو نيز بر اين اقرار ما شاهد هستي. اي مردم! چه مي گوييد؟ خداوند هر صدايي را و پنهان هاي هر كسي را مي داند. پس هر كس هدايت يافت به نفع خودش است و هر كس گمراه شده است، و هر كس بيعت كند با خداوند بيعت مي كند. دست خداوند بر روي بيعت كنندگان است. اي مردم! با خدا بيعت نماييد و با علي اميرالؤمنين و حسن و حسين و امامان از ايشان در آخرت، به عنوان امامتي كه در نسل ايشان باقي است بيعت كنيد. خداوند بيعت شكنان را هلاك و وفاداران را مورد رحمت قرار مي دهد، و هر كس بيعت را بشكند به ضرر خويش شكسته است، و هر كس به آنچه با خدا پيمان بسته وفا كند خداوند به او اجر عظيمي عنايت مي فرمايد. اي مردم! آنچه به شما گفتم بگوييد (تكرار كنيد)، و به علي به عنوان «اميرالمؤمنين» سلام كنيد و بگوييد: شنيديم واطاعت كرديم. پرودگارا مغفرت تو را مي خواهيم و بازگشت به سوي تو ست. و بگوييد: حمد و سپاس خداي را كه ما را به اين راه هدايت كرد، و اگر خداوند هدايت نمي كرد ما هدايت نمي شديم. فرستادگان پرودگارمان به حق آمده اند. اي مردم! فضايل علي بن ابي طالب نزد خداوند- كه در قرآن آن را نازل كرده- بيش از آن است كه همه را در يك مجلس بشمارم. پس هر كس درباره آنها به شما خبر داد و معرفت آن را داشت او را تصديق كنيد. اي مردم! هر كس خدا و رسولش و علي و اماماني را ذكر كردم اطاعت كند به رستگاري بزرگ دست يافته است. اي مردم، كساني كه براي بيعت با او و قبول ولايت او و سلام كردن به عنوان «اميرالمؤمنين» با او، سبقت بگيرند آنان رستگارنند و در باغ هاي بهشت خواهند بود. اي مردم! سخني بگوييد كه به خاطر آن خداوند از شما راضي شود، و اگر شما و همه كساني كه در زمين هستند كافر شوند به خدا ضرري نمي رسانند. خدايا، به خاطر آنچه ادا كردم و امر نمودم مؤمنين را بيامرز و بر منكرين كه كافرند غضب نما، وحمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است منبع :http://www.ketabkhani.com |