مقدمه
شيعه در التزام و پيروي از مكتب اهلبيت(ع) از استدلال به كتاب، سنت و عقل بهرة وافري جسته است و از جمله آياتي كه شيعه بر امامت بلافصل اميرالمؤمنين(ع) به آن استدلال و ادعاي اجماع كرده، آية زير است:
إنّما وليّكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون. 1
جز اين نيست كه وليّ شما خداست و رسول او و مؤمناني كه نماز بهپا ميدارند و همچنان كه در ركوعند انفاق ميكنند.
گذشته از اجماع شيعه بر نزول اين آيه دربارة امام علي(ع)، ادعاي اجماع امت اسلامي نيز بر اين مسئله شده، كه در جاي خود آمده است.
استدلال شيعه به اين آيه بر مقدماتي استوار است. يكي از آن مقدمات كه نقشي اساسي در استفادة خلافت بلافصل حضرت امير(ع) از اين آيه دارد نزول اين آيه دربارة آن حضرت است. ولي مخالفان مكتب اهلبيت(ع) كه از دلالت قوي اين آيه بر حقانيت اين مكتب به هراس افتادهاند براي تضعيف استدلال شيعه شبهاتي را متوجه اين استدلال كردهاند؛ از جمله اينكه اگر اين آيه دربارة حضرت علي(ع) نازل شده بود و مقصود امامت آن حضرت بود، بر ايشان واجب بود كه اين مسئله را آشكارا اعلام و در منازعات سياسي به آن احتجاج كند كه در اين مقاله در صدد بررسي اين مسئله از منابع فريقين ميباشيم.
استدلال نكردن امام علي(ع) به آيه!
مخالفان مكتب اهلبيت گفتهاند:
انّه لو سلّم ذلك، كان الواجب علي الامام أن يجهر بدعوي الولاية بذلك المعني، حتّي يبرأ من مواجب أمانة الله و رسوله و استمرار الحذر نحو قريب من خمسة و عشرين سنة لايناسب شهامة ذلك الاسد الغيور ولا غيره من المسلمين الكرام.
اگر اين مطلب را بپذيريم [كه اين آيه در شأن علي(ع) نازل شده و ولايت در اينجا به معناي رياست و سرپرستي است] بر امام واجب بود كه آشكارا دعوي ولايت ـ به اين معنا ـ كند. تا ذمة او از اداي امانت واجب خدا و رسول او بري شود. اما اينكه او بيست و پنج سال از طرح اين مطلب پرهيز كند، با شهامت آن شير غيرتمند و ديگر مسلمانان صدر اسلام تناسب ندارد.
اين شبهه در شماري از منابع آمده است. 2
قبل از پاسخ اين شبهه ضمن پذيرش بخشي از سخنان اين افراد كه اگر چنين بود ميبايست صحابه احتجاج ميكردند، ما اين مسئله را به چند دليل ميپذيريم كه ميبايست در برابر حكومت ابوبكر مقاومت ميشد؛ زيرا:
1. نبي اكرم(ع) با انديشة ديني مسلمانان را طوري تربيت كرده بود كه در برابر هر خلافي مقاومت كنند و به اعتراض برخيزند. اين روحيه ميطلبيد كه در برابر حكومت ابوبكر مقاومت كنند.
2. فضائل بعضي از صحابة رسول خدا(ع) همانند امام علي(ع)، سلمان فارسي، عمار ياسر و خزيمة بن ثابت براساس آنچه در منابع اهل سنت آمده، نسبت به ابوبكر به مراتب بيشتر است، به طوري كه اصلاً قابل مقايسه نيستند.
در پاسخ اين سؤال بايد گفت: اين اعتراضها در منابع شيعه فراوان يافت ميشود، ولي در منابع اهل سنت از آنها ذكري نيست، يا بسيار كمرنگ است و اين نيز بدان سبب است كه حذف و تحريف حقايق شامل آنها شده است و متأسفانه محدثان و مورخان و مفسران اهل سنت در كتب خود آنچه خواستهاند آوردهاند، نه آنچه واقعيت داشته است؛ به عنوان نمونه ذهبي مورخ مشهور اهل سنت در شرح حال محمد بن جرير طبري ميگويد:
جمع طرق حديث غدير خم في أربعة أجزاء رأيت شطره فبهرني سعة رواياته و جزمت بوقوع ذلك.
او روايات حديث غدير خم را در چهار جلد گردآوري كرده است كه من بخشي از آن را ديدم و از گستردگي روايات آن مبهوت شدم و يقين پيدا كردم كه چنين حادثهاي اتفاق افتاده است! 3
در حالي كه همين طبري در كتاب خود كه يكي از منابع مهم تاريخي به شمار ميآيد، حتي يك كلمه دربارة اين حادثه مهم ننوشته است؟!
بنابر اين ذكر نكردن حادثهاي از حوادث تاريخ اسلام در منابع اهل سنت نميتواند به اين معني باشد كه اين حادثه اتفاق نيفتاده است. بگذريم، اما پاسخ شبهه ـ استدلال نكردن امام علي(ع) به آيه ـ را بايد در منابع هر دو گروه مورد بررسي قرار داد:
الف) منابع اهل سنت
گرچه با توجه به مسائل يادشده از اين نوع اعتراضها در منابع اهل سنت كمتر سخني به ميان آمده، ولي حقايق هميشه و براي همهكس پنهان نميماند و خداوند براي اتمام حجت عدهاي را وا ميدارد كه حقايق را بيان كنند. اكنون به چند نمونه از استدلال امام علي(ع) به اين آيه در منابع اهل سنت اشاره ميكنيم:
1. حافظ سليمان بن ابراهيم قندوزي حنفي، مؤلف ينابيع المودة در باب 38 كتاب خود نقل ميكند:
در دوران خلافت عثمان روزي جمعي از مهاجران و انصار در مسجد نشسته بودند و اميرالمؤمنين(ع) در ميان آنان بود. هركس دربارة خود سخن ميگفت و آن حضرت ساكت بود. وقتي بيان فضائل آنان به پايان رسيد، رو به امام گفتند:
يا أباالحسن تكلّم. فقال: يا معشر قريش والانصار أسئلكم ممّن أعطاكم الله هذا الفضل، أبأنفسكم أو بغيركم؟ قالوا: أعطانا الله و منّ علينا بمحمد صلّيالله عليهوآله... .
اي ابوالحسن سخن بگو! آن حضرت فرمود: اي گروه قريش و انصار، از شما ميپرسم اين فضائل را خداوند به سبب خودتان به شما داده است يا به واسطة ديگري؟ گفتند: خداوند به واسطة محمد(ص) بر ما منت نهاد و اين فضائل را به ما عطا كرد.











