آسمان۳۱۳

یکی از یاران امام صادق نقل می کند که : 

روزى خدمت امام صادق علیه السلام بودم، سهل بن حسن خراسانى وارد شد، سلام کرده، نشست. آن گاه عرض کرد: 

- یابن رسول الله ، امامت حق شماست زیرا شما خانواده رحمتید، از چه رو براى گرفتن حق قیام نمى کنید، در حالى که یکصدهزار تن از پیروانتان با شمشیرهاى بران حاضرند در کنار شما با دشمنان بجنگند! 

امام فرمود: اى خراسانى ! بنشین تا حقیقت بر تو آشکار شود. 

به کنیزى دستور دادند، تنور را آتش کند. بلافاصله آتش تنور افروخته شد، به طورى که شعله هاى آن ، قسمت بالاى تنور را سفید کرد. 

به سهل فرمود: اى خراسانى ! برخیز و در میان این تنور بنشین ! 


 

خراسانى شروع به عذر خواهى کرد و گفت : یابن رسول الله ! مرا به آتش نسوزان و از این حقیر بگذر! 

امام فرمود:  ناراحت نباش ! تو را بخشیدم . 

در همین هنگام ، هارون مکى ، در حالى که نعلین خود را به دست گرفته بود، با پاى برهنه وارد شد و سلام کرد. امام پاسخ سلام او را داد و فرمود: نعلین را بیانداز و در تنور بنشین ! 

هارون نعلینش را انداخت و بى درنگ داخل تنور شد! 

امام با خراسانى شروع به صحبت کرد و از اوضاع بازار و خصوصیات خراسان چنان سخن مى گفت که گویا سال هاى دراز در آنجا بوده اند. سپس از سهل خواستند تا ببیند وضع تنور چگونه است . سهل مى گوید، بر سر تنور که رسیدم ، دیدم هارون در میان خرمن آتش دو زانو نشسته است . همین که مرا دید، از تنور بیرون آمد و به ما سلام کرد. امام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر از اینان پیدا مى شود؟ 

عرض کرد:  به خدا سوگند! یک نفر هم پیدا نمى شود. 

آن جناب نیز فرمودند: آرى ! به خدا سوگند! یک نفر هم پیدا نمى شود. اگر پنج نفر همدست و همداستان این مرد یافت مى شد، ما قیام مى کردیم!




[ سه شنبه 24 مرداد 1396  ] [ 3:45 PM ] [ سید حمید رضا قائم مقامی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
امار سايت
كل بازديدها : 2245 نفر
كل مطالب : 8 عدد
تعداد کل نظرات: 1 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: جمعه 30 تیر 1396 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 24 مرداد 1396 
امکانات وب