![]() |
افتخار نوكري در خانه امام جواد نصيبم شده بود.از خانه ي امام كسي ميآمد ودستورات را به من ميرساند.چند وقتي بود احمد اشعري هم شبها ميآمد خانهام، از حال امام خبر بگيرد.
يك شب فرستاده ي امام سرش را آورد نزديك گوشم وآهسته گفت:"امام سلامت رساندند وگفتند امشب از دنيا ميروند و بعد از ايشان امامت به پسرشان علي ميرسد."
احمد حرفها را شنيد.
*
خبر شهادت امام كه پخش شد، بر سر جانشينش حرف و نقل در گرفت.
دستور امام را ميگفتم،كسي باور نميكرد.احمد كه شهادت داد
من راست گفتهام همگي رفتند خدمت امام هادي.



