رابطه ی ما و امام زمان
سخنان زیبا و دلنشین استاد دانستانپور پیرامون رابطه ی ما با با امام زمان عجل الله
ادامه مطلب
اگه دلت برای آقا تنگ شده
ادامه مطلب
کوچه های انتظار
ادامه مطلب
انتظار ظهور

ادامه مطلب
داغ تو دارد این دلم

ادامه مطلب
چو دلدار نباشد

ادامه مطلب
این جمعه هم تموم شد

ادامه مطلب
تنها امیدم تویی

ادامه مطلب
در آرزوی تو باشم

ادامه مطلب
درد ما را تویی درمان

ادامه مطلب
منتظر نیستیم
نه شرم و حيا ، نه عار داريم از تو
اما گله بيشمار داريم از تو
ما منتظر تو نيستيم "آقا جان"تنها همه "انتظار" داريم از تو

ادامه مطلب
آدینه ها
نمي پرسم از هيچ کس از تو؛
که شأن هيچ پرسشي، پاسخي چون تو نيست
اي آقاي آدينه ها

ادامه مطلب
بی تو
مهدي جان!صبح بي تو ، رنگ بعدازظهر يک آدينه دارد
بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد

ادامه مطلب
مست
مست عشقم، مست يارم، مست دوست
مست معشوقي که عالم مست اوست
يا صاحب الزمان ادرکني

ادامه مطلب
غم هجران

مُردم به خدا از غم هجران و جدايي
اي دلبر دور از نظرم پس تو کجايي
بر حال دل زار، تو خود خوب گواهي
جز عشق تو ما را نبود هيچ گناهي
ادامه مطلب
گفتا
گفتم که روي خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابي ، ورنه رخم عيان است

ادامه مطلب
کی می شود
کي ميشود صبح ، ناشتاي چشمهايمان را به نگاه تو بگشاييم؟ کي ميشود شام ، تصوير تو را به قاب خوابهايمان ببريم؟ کي ميشود شب و روزمان، در فضاي ظهور تو بگذرد؟ يا ابا صالح من

ادامه مطلب
کاش
کاش صاحب برسد ،بنده به زنجير کند
ماجوانان همه را در ره خود پير کند
کاش چشم گل زهرا به دل ما افتد
با نگاهش به دل غمزده تاثير کند

ادامه مطلب
کم است
قطعه گمشده اي از پر پرواز کم است
يازده بار شمرديم و يکي باز کم است
اين همه آب که جاريست نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است که سرباز کم است

ادامه مطلب
ماندیم
عمريست كه از حضور او جا مانديم
در غربت سرد خويش تنها مانديم
او منتظر است تا كه ما برگرديم
ماييم كه در غيبت كبري مانديم

ادامه مطلب
عصر یک جمعه
عصر يك جمعه دلگير،
دلم گفت: بگويم، بنويسم
كه چرا عشق به انسان نرسيدست،
چرا آب به انسان نرسيدست،
و هنوزم كه هنوز است، غم عشق به پايان نرسيدست
بگو حافظ دلخسته ز شيراز بيايد،
بنويسد كه هنوزم كه هنوز است،
چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيدست و
چرا كلبه احزان به گلستان نرسيدست
عصر اين جمعه دلگير،
وجود تو كنار دل هر بيدل آشفته شود حس
كجايي گل نرگس؟

ادامه مطلب
سوال
سؤالي ساده دارم از حضورت
من آيا زندهام وقت ظهورت؟
اگر تو آمدي، من رفته بودم
اسير سال و ماه و هفته بودم
دعايم كن دوباره جان بگيرم
بيايم در حضور تو بميرم

ادامه مطلب
آید
زهي خجسته زماني که يار باز آيد
به کام غمزدگان غمگسار باز آيد
اگر فداي امام زمان نخواهد شد
ز سر چه گويم و سر، خود چه کار باز آيد

ادامه مطلب
خستگان عشق
خستگان عشق را ايام درمان خواهد آمد
غم مخور آخر طبيب دردمندان خواهد آمد

ادامه مطلب
خانه آرزویم
خانه آرزوهايم
کلبه اي است کوچک در دشت شقايقها
که تو را کم دارد
راستي کي مي آيي ؟

ادامه مطلب
چه انتظار عجیبی
چه انتظار عجيبي
تو بين منتظران هم
عزيز من چه غريبي !
عجيب تر آن كه چه آسان
نبودنت شده عادت
چه بي خيال نشستيم
نه كوششي ، نه تلاشي
فقط نشسته و گفتيم :
خدا كند كه بيايي

ادامه مطلب
دوباره
ر از عطشم، مرا تو دريايي کن
سرشار از احساس و تماشايي کن
هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
اي خوب بيا دوباره آقايي کن

ادامه مطلب
نمی شود
اين عشق آتشين ز دلم پاک نمي شود
مجنون به غير خانه ي ليلا نمي شود
بالاي تخت يوسف کنعان نوشته اند
هر يوسفي که يوسف زهرا نمي شود

ادامه مطلب


