آقا بیا

 


شد ثانیه های دل ، در شوق عبور تو
ای صبح خدا هستیم ، دلتنگ ظهور تو

از نام تو می ریزد ، در سینه شراب و شهد
تا چند بخوانم من ، دلخسته دعای عهد ؟

آقا بیا
آقا بیا
آقا بیا


در شهر مدینه هم ، چشمی به تو دل بسته
عجّل (!) به تو دلتنگ است ، آن مادر دلخسته


در علقمۀ جانها ، دستان حق افتاده
بردار زخاک غم ، آن بیرق افتاده


آقا بیا
آقا بیا
آقا بیا



ای مُحرم شش گوشه ، جان بر لب ما آمد
تا جدّ غریب تو ، در کربُ بلا آمد


ای مسیح آل الله ... ای منتقم گل ها
دل ز گریه ات خون است ، در غروب عاشورا


آقا بیا
آقا بیا
آقا بیا





[ شنبه 15 شهریور 1393  ] [ 8:36 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]