![]() |


![]() نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 11 بهمن 1394
زمان : 3:19 PM
![]()
نظرات(0)
| ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 11 بهمن 1394
زمان : 3:19 PM
![]()
نظرات(0)
| ادامه مطلب
از عارفی پرسیدند:
![]() نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 11 بهمن 1394
زمان : 3:19 PM
![]()
نظرات(0)
| ادامه مطلب
مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم میزد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم میشود و چیزی را از روی زمین بر میدارد و توی اقیانوس پرت میکند. نزدیک تر می شود، میبیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل میافتد در آب میاندازد.
صبح بخیر رفیق، خیلی دلم میخواهد بدانم چه میکنی؟
این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمیتوانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمیکند؟ مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت:"برای این یکی اوضاع فرق کرد. ![]() نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 11 بهمن 1394
زمان : 3:19 PM
![]()
نظرات(0)
| ادامه مطلب
بهر ما دیوانگان ، دنیا سرایی دیگر است ![]() نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 11 بهمن 1394
زمان : 3:18 PM
![]()
نظرات(0)
| ادامه مطلب
خدایا! ![]() نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 11 بهمن 1394
زمان : 3:18 PM
![]() ![]() نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 11 بهمن 1394
زمان : 3:18 PM
![]()
نظرات(0)
| ادامه مطلب
در یک شهربازی، پسرکی سیاهپوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد که از قرار معلوم فروشنده مهربانی بود. بادکنک فروش برای جلب توجه یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از مشتریان جوان را جذب خود کرد. ![]() نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 11 بهمن 1394
زمان : 3:17 PM
![]()
نظرات(0)
| ادامه مطلب
چند نکته خوب از آقای دکتر غلامعلی افروز رئیس انجمن روانشناسی ایران:
![]() نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 11 بهمن 1394
زمان : 3:17 PM
![]()
نظرات(0)
| ادامه مطلب
در این عمری که میداﻧﻲ فقط چندی تو مهماﻧﻲ! به جان و دل تو عاشق باش......رفیقان را.......مراقب باش.... مراقب باش ﺗﻮ به آﻧﻲ، دل موری نرنجاﻧﻲ... که در آخر تو میمانـﻲ و مشتی خاک که از آﻧﻲ... دلا یاران سه قسمند گر بدانی. زبانی اند و نانی اند و جانی. به نانی نان بده از در برانش. محبت کن به یاران زبانی. ولیکن یار جانی را نگه دار. به پایش جان بده تا میتوانی. (حضرت مولانا)
![]() نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 11 بهمن 1394
زمان : 3:17 PM
![]()
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::. |
آرشيو ماهانه نويسندگان ديگر موارد
» تعداد مطالب : 531 » آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 16 اردیبهشت 1395 » بازدید کل : 32993 |