Image result

در گذشته سه مجلس مهم عزاداری در کاشان در استان اصفهان شهرت داشته است از جمله مجلس روضه خوانی بیت آیت الله مدنی که بیش از دو قرن نسل به نسل بر پا می شود.

دومین مجلس روضه خوانی همه ساله در بیت”آیت الله یثربی پشت مشهدی” در مسجد حبیب ابن موسی (ع) برپا می شود و یک قرن از سابقه برپایی آن می گذرد.

سومین مجلس در مسجد “درب یلان” از طرف مرحوم”حاج ارباب حسن تفضلی” دو قرن پیش، از پدر وی به یادگار مانده است که هنوز همه ساله برگزار می شود.

بنا بر سنت دیرینه، دسته جات سینه زنی هیات های عزاداری کاشان باید در لیالی و ایام عاشورای حسینی از بازار سرپوشیده این شهر عبور کنند زیرا بر این باورند که هیاتی که از بازار نمی گذرد، عنوان و اعتبار هیاتی ندارد.

یکی از عزاداری های سنتی کاشان،”عزاداری سقایی”است که قرن ها بین شیعیان خاصه در کشور ایران و عراق رایج بوده و بتدریج فراموش شده، ولی در کاشان و برخی نقاط همچنان پا برجا مانده است


ادامه مطلب

،
،

تاريخ : شنبه 13 آذر 1395  | 4:49 PM | نویسنده : احسان رستمی | نظرات 0
یکی از مراسمات تعزیه‌ خوانی، مراسم روز «بنی اسد» است که شبیه‌سازی وقایع بعداز عاشوراست وبیان‌کننده‌‌ی مصیبت‌های اصحاب امام حسین(ع) همچنین نحوه خاکسپاری شهدای دشت کربلا می باشد که هر ساله در روز دوازدهم محرّم در شهر گودین برگزار میشود.

به گزارش خبرنگار آفتاب کنگاورطبق نقل کتابهای تاریخی و مقاتل، دفن بدن مطهر امام حسین (ع) و اجساد مطهر شهدای کربلاء در پایان روز دوازدهم (شب سیزدهم) محرم توسط گروهی از مردان قبیله بنی اسد که درنزدیکی کربلا چادر زده و سکونت داشتند انجام شده است.

 

یکی از سنت‌های دیرینه و بسیار قدیمی که در شهر گودین با کیفیتی بالا اجرا می‌شود، باز سازی خاکسپاری شهدای کربلا می باشد که به دست طایفه بنی اسد صورت گرفته است.

 

 

این مراسم شبیه‌خوانی و تعزیه‌خوانی در گودین قدمت دیرینه‌ای دارد و طرفداران زیادی را به خود جذب کرده است؛ به طوری‌که بسیاری از مردم این شهر در روز مراسم خود را برای تماشا به این مراسم تعزیه می رسانند.

 

 

نکته‌ای که در این‌جا حایز اهمیت است این‌که، افراد دست اندرکار اجرای مراسم  به قصد قربـﮥً الی‌الله و تنها برای زنده نگه داشتن  واقعه کربلا و رساندن پیام آن به آیندگان فعالیت می کنند.

 


ادامه مطلب

،
،

تاريخ : شنبه 13 آذر 1395  | 4:46 PM | نویسنده : احسان رستمی | نظرات 0

http://axgig.com/images/30477278752626124666.jpg


ادامه مطلب

،
،

تاريخ : شنبه 13 آذر 1395  | 4:32 PM | نویسنده : احسان رستمی | نظرات 0

مهاتما گاندی (رهبر استقلال هند):اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز شود، باید از زندگی امام حسین پیروی كند.

 

محمدعلی جناح (قاعداعظم پاكستان):به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق (امام حسین) این شهیدی كه خود را در سرزمین عراق قربانی كرد، پیروی كنند.

 

توماس كارلایل (فیلسوف و مورخ انگلیسی):بهترین درسی كه از واقعه كربلا می‌گیریم، این است كه حسین و یارانش، ایمان استوار به خدا داشتند.

 

پروفسور ادوارد براون (شرق‌شناس انگلیسی):آیا قلبی پیدا می‌شود كه وقتی درباره كربلا سخن می‌شنود، آغشته به حزن و اندوه نشود؟

 

پروفسور ماربین (فیلسوف و خاورشناس آلمانی):من معتقدم كه رمز بقا و پیشرفت اسلام و تكامل مسلمانان به خاطر شهید شدن حسین(ع) و آن رویدادهای غم‌انگیز می‌باشد.

 

بولس سلامه(نویسنده و شاعر مسیحی لبنانی):شب‌هایی كه بیدار بودم یك بار برای مدتی طولانی به جهت علاقه‌ای كه به آن دو بزرگوار – امام علی و امام حسین(ع) - داشتم، گریستم سپس شعر علی و حسین را سرودم.

 

عباس محمود عقاد (نویسنده و ادیب مصری):جنبش حسین، یكی از بی‌نظیرترین جنبش‌های تاریخی است كه تاكنون در زمینه دعوت‌های دینی یا نهضت‌های سیاسی پدیدار گشته است.

 

گابریل آنگری (نویسنده فرانسوی):آرامگاه حسین در كربلا بعد از كعبه، بدون تردید دومین زیارتگاه مسلمانان است. جنایت كربلا وحشت‌انگیز و غیرانسانی بود.

 

عبدالرحمن شرقاوی(نویسنده مصری): حسین(ع)، شهید راه دین و آزادگی است. نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد، بلكه تمام آزادمردان دنیا باید به این نام شریف افتخار كنند.

 

ابن ابی الحدید (دانشمند و شاعر عراقی):مانند حسین چه كسی را سراغ دارید به راستی این مرد مافوق بشر كیست كه لحظه‌ای پستی را نمی‌پذیرد و با اختیار خود در برابر ستمگران سر تعظیم فرود نمی‌آورد.

 

گیبون مورخ انگلیسی: او می نویسد: « با آنکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ماهم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم، مع ذلک مشقّات و مشکلاتی که امام حسین تحمّل نمود احساسات سنگ دل ترین خواننده را برمی انگیزد، چنان که یک نوع عطوفت و مهربانی نسبت به آن حضرت در خود می یابد».

 

چارلز دیکنز: این نویسنده انگلیسی درباره ی قیام عاشورا می نویسد: « اگر مقصود حسین جنگ در راه خواسته های دنیوی خود بود، من نمی فهمم چرا خواهران و کودکانش را همراه خود برد. پس عقل چنین حکم می کند که او به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد».

 

پرفسور براون: « یادآوری واقعه کربلا که در آن سبط رسول بعد از تحمل آزار و عطش به شهادت رسید کافی است تا در سردترین و سست ترین افراد اثر گذارد. و حتی کسانی را که به امور حماسی و حزن آور اعتنا و توجهی ندارند به خود آورده و روح آنان را به درجات کمال بالا برد، به حدی که درد و مرگ بر آنان چیزی بی ارزش و سست شود».


ادامه مطلب

،
،

تاريخ : شنبه 13 آذر 1395  | 4:28 PM | نویسنده : احسان رستمی | نظرات 0

 آیت‌الله روح الله فرهی، مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) منطقه حکیمیه تهران به مناسبت آغاز دهه اول محرم به موضوع « تاریخ کربلا و یهود شناسی» می‌پردازد که در شب دوم محرم به «محوریّت باطل در عالم» اشاره کرد که در گزیده‌ای از آن در ادامه می‌آید:

Image result for ‫مختار‬‎

 

*سپاهیان ابلیس

 

 

 

 

سپاه ابلیس دو نوع هستند که این، صراحت قرآن کریم و مجید الهی است که فرمود: سپاهش یا از جنس خود ابلیس «کانَ مِنَ الْجِنّ‏ّ»  و یا از جنس غیر ابلیس یعنی از خود انسان هستند، «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاس‏»، این دو گروه به عنوان سپاه شیطان هستند که وسوسه می‌کنند.

«خنّاس» از «خنس» می‌آید؛ یعنی آن چیزی که نگرش درونی او را می‌بیند و وقتی تمایلات درونی او را دید، به واسطه همان تمایلات درونی او را به انحراف می‌کشاند.

مثلاً تمایلات درونی کسی تقواست، مگر می‌شود شیطان از تقوا فریب بدهد؟ بله، چطور؟ این که جلواتی را نسبت به بعضی از امور تبیین می‌کند، آن هم به واسطه امر نفس انسانی.

*مقام مختار به هیچ یک از شهدای کربلا نخواهد رسید!

فرق حبیب بن مظاهر که در کوفه بود و ابی‌عبدالله(ع) را دعوت کرد، با سلیمان و یا مختار (گرچه مختار بعد توبه کرد و دل اهل‌بیت را هم شاد کرد)، در این بود که سلیمان و مختار خود را صاحب نظر دیدند.

لذا هیچ‌گاه درجه مختار به درجه شهدای کربلا نخواهد رسید، البته گفته‌اند: در این موارد، کسی را با کسی قیاس نکنید، من خودم هم معمولاً وقتی دوستان می‌گویند: مثلاً کدام عارف برتر است؟ می‌گویم قیاس نکنید، به من و شما ربطی ندارد، امّا این را از باب یقین عرض می‌کنم که هیچ‌گاه مختار ثقفی که دل اهل بیت را شاد کرد، مقامش به هیچ یک از شهدای کربلا نخواهد رسید و اتّفاقاً یک مقام بسیار بسیار دوری هم نسبت به شهدای کربلا دارد و علّت هم این بود که مختار خود را صاحب‌نظر می‌دانست.

مختار بد نرفت، مختار هیچ‌گاه به ظاهر در جبهه دشمن نرفت، مختار آن موقعی هم که با فرزندان زبیر بود، از درون وجودش، انتقام خون ابی عبدالله موج می‌زد، امّا اشتباه کرد! مختار وقتی دید مسلم بن عقیل به شهادت رسید، آن موقعی که می‌توانست سپاه خود را به سمت ابی‌عبدالله(ع) ببرد (که سپاه بزرگی هم داشت)، با دستی خود، خود را تسلیم کرد، چرا؟ چون خود را صاحب نظر می‌دانست!

مختار حبّ عجیبی به اهل بیت داشت، حبّ عجیبی به وجود مقدس امیرالمؤمنین، امام حسن مجتبی و ابی‌عبدالله(ع) داشت، امّا خود را صاحب نظر می‌دانست و مشمول «فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ» نشد.

پس مختار خود را صاحب نظر دید و تبعیّت نکرد، قرآن کریم می‌فرماید: «الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذی یُوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ»؛ خنّاس از باب شهوت سراغ مختار نمی‌آید، مختار محبّ اهل‌بیت است امّا حبّ بدون تبعیّت دارد، چون احساس می‌کند که خودش صاحب نظر است، لذا وقتی احساس کرد صاحب‌نظر است، امام مجتبی(ع) را تنها گذاشت، وقتی احساس کرد صاحب نظر است، بعد از این که فهمید مسلم شهید شده، آن سپاه آماده را - که آماده بودن خیلی مهم است - برد تسلیم کرد، در حالی‌که می‌توانست به کربلا ببرد، امّا فکر می‌کرد که آن جنگ یک خونریزی و کشته شدنی بیجا و بی‌هدف است. به همین خاطر گفت: کینه‌ها را در سینه نگاه می‌داریم برای وقت دیگر!

کدام وقت دیگر؟! وقت الان است که باید تبعیّت کنی، «فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ» مهم است، نه فقط حبّ ظاهری به هادی که مختار بالجد محبّ بود.

عرض کردم که خود من موافق قیاس افراد نیستم، امّا مختار به هیچ عنوان با این که قلب اهل بیت را شاد کرد، درجه هیچ یک از شهدای کربلا را ندارد، چون به موقع نفهمید، چرا به موقع نفهمید؟ چون تبعیّت نداشت و احساس کرد که من خودم صاحب نظرم.

لذا مختاری که شاد کننده دل اهل‌بیت بود، درجه‌اش فرسنگ‌ها با شهدای کربلا فاصله دارد! گرچه قیام کرد امّا حتّی قیامش هم موقعی بود که خودش احساس کرد باید قیام کند که این همان «الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ» است.

*دو مطلبی که باید از شیطان بیاموزیم!

این را اولیاء الهی گفتند، گفتند: دو چیز را از شیطان یاد بگیرید، یکی این که شیطان، خستگی‌ناپذیر است و ابداً خسته نمی‌شود و دیگر این که همّت بالا دارد، قرآن می‌فرماید: حتّی می‌خواهد به آن بالاها هم برود که با شهاب مبین او را به آن طرف پرتاب می‌کنند .

*خوارج، چرا خوارج شدند؟

از روز اول که این آیه آمد و گفت بروید، «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»، فرمود: من رهایتان نمی‌کنم. می‌دانم ابلیس قسم خورده امّا منِ خدا هم که شما را رها نمی‌گذارم، هادی می‌فرستم. منتها این تبعیت مهم است «فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ». لذا این که بگوییم حالا یک چیزش را می‌پذیریم و یک چییزش را نمی‌پذیریم، به درد نمی‌خورد، تبعیّت باید به طور کامل باشد.

خوارج چرا خوارج شدند؟ آیا خوارج آدم‌هایی بودند که مثلاً شراب‌خوار بودند؟! به خدا قسم اگر کسی بخواهد بگوید خوارج شراب‌خور بودند، عذاب می‌شود. ابداً این طور نبودند. آن‌ها اهل عبادت و اهل سجده و اهل نماز شب بودند. امّا ولو عابد هم بودند ولی «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»  از هر حیوانی، حیوان‌تر بودند - می‌ترسیم فردای قیامت، حیوانات جلوی ما را بگیرند و بگویند: ما که از اوّل حیوان بودیم، شما که آدم بودید، چه گلی بر سر خلقت که هیچ، بر سر خودتان زدید!!! -

*شیطان و آرزوی گمراهی همه انسان‌ها حتّی اولیا!/واکنش شیطان به رحلت آیت‌الله سبزواری

آیت‌الله آسیّد عبدالاعلی سبزواری که چندین سال پیش - بعد از آیت‌الله خویی - در نجف اشرف مرجع شدند و یک سال هم بیشتر مرجع نبودند که غریق رحمت الهی شدند، یکی از عرفا بیان می‌کرد: وقتی ایشان رحلت کردند، صدای نعره شیطان را شنیدم که گفت: نشد! بعد قهقهه زد و گفت: خوب شد رفت!


ادامه مطلب

،
،

تاريخ : شنبه 13 آذر 1395  | 4:24 PM | نویسنده : احسان رستمی | نظرات 0

خاطرات اسرا گویای رنج و مقاومت فراوانی است که ایام اسارت، بر آنان همانند یک آزمون الهی، ایشان را درمعرض امتحان قرار داده بود و بعثی‌های کافر سال‌ها ایران عزیز ما را در بدترین شرایط زیستی و عاطفی قرار داده بودند. اما آنها با کمال مردانگی، استقامت و تقوای الهی انواع فشارها و رنج‌ها را تحمل کردند و قهرمانی خود را در میدان جهاد و استقامت به اثبات رساندند. خاطره زیر به نقل از آزاده «ایرج احمدی» بیان شده است.

شب اول، در سوله برنامه روضه خوانی توسط بچه‌ها اجرا شد. جمعیت داخل سوله همه به گرد حاج آقایی جمع شده بودند و مشغول گریه و زاری برای عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین(ع) بودند. عراقی‌ها که صدای نوحه و روضه خوانی و گریه بچه‌ها را شنیدند بارها تذکر دادند که سکوت اختیار کنیم. 

البته از میان اسرا بچه‌هایی هم بودند که به حاج آقا می‌گفتند تو را به خدا ادامه نده الان دوباره با چوب و کابل سرو کار پیدا خواهیم کرد. اما حاج آقا گوشش به این حرف‌ها بدهکار نبود. در آن میان من از نوای غم انگیز و توضیحات حاج آقا در مورد چگونگی شهید شدن امامان و یاران وفادارش در این منطقه سخن می‌راند، احساساتی شده بودم، جمعیت را کنار زدم و سینه‌زنان به پیش او رفتم.

نگاهی به چهره و رخساره او انداختم، متوجه شدم که او همان حاج آقایی است که می‌خواست ما را در جبهه نجات دهد. او را در آغوش گرفتم و به او گفتم حاج آقا من را می‌شناسی؟ به خاطر می‌آوری؟ مگر نگفته بودیم که ‌نیا؟ چرا پیش آمدی که اسیر بشوی؟ و از این صحبت‌ها...

در حالی که ناله‌های عزاداری اسرا برای امامان علیهم السلام ادامه داشت، پانزده نفر از نظامی‌های تنومند عراقی وارد آسایشگاه شدند و دستور دادند که همگی دراز بکشیم. همگی دراز کشیدیم و این پانزده نفر با پوتین‌هایی که به پا داشتند چند بار از ابتدا تا انتهای آسایشگاه بر روی کمرهای ما دویدند. صدای داد و فریاد و آخ و ناله‌هایمان به گوش آسمان می‌رسید.

روزگاری پر از دردسر داشتیم ولی هر چه بود گذشت؛ بعضی از بچه‌ها که در تابستان با یک پیراهن نازک اسیر شده بودند با همان لباس زمستان را هم طی کردند؛ بی‌ وجدان‌ها لااقل لباس گرمی به ما ندادند. اوضاع طوری بود که شبی بچه‌ها همه با هم فریاد زدند که ما به لباس، حمام، سرویس بهداشتی و غذای درست حسابی نیاز داریم.

عراقی‌ها که از ناله و ضجه‌های ما دلشاد بودند مرتب می‌خندیدند، به جای اینکه بیشتر توجه کنند حتی ما را از آب و غذای اندک سابق هم محروم کردند. به طوری که چند روزی نه آب دیدیم و نه غذا. فقط به خاطر دارم وقتی که باران می‌بارید جاهایی از سقف آسایشگاه که چکه می‌کرد بچه‌ها با ابتکار خودشان سقف را بیشتر سوراخ کردند تا اینکه از آن طریق آب باران بیشتری وارد شود. قوطی‌هایی که مملو از قطرات آب باران می‌شد به مجروحینی داده می شد که جراحات وخیم‌تری داشتند.Image result for ‫اسیر‬‎

کم‌کم مسابقات فوتبال هم به برنامه اردوگاه اضافه گردید تا جایی که بین اسرا و نظامی‌های عراقی مسابقه برگزار می‌شد. برای اولین بار در یکی از روزهای آخر تابستان مسابقه فوتبال بین اسرا و نظامی‌های عراقی تدارک دیده شد. آنها پیشنهاد دادند که اگر برنده شدید هر ده نفر از آسایشگاه یک نوشابه سهمیه‌اش می‌شود. بچه‌ها بازی می‌کردند اما چه بازی! اگر کسی گل می‌زد بعد از بازی به بهانه‌های مختلفی مورد تنبیه قرار می‌گرفت. بچه‌های ما آن روز برنده شدند اما خبری از نوشابه نشد.

بچه‌ها خیلی تشنه بودند. آنها تانکری از آب را پیش ما و بازیکنان آورده بودند که نهایتاً از تشنگی به سوی تانکر رو آوردیم اما وقتی شیر تانکر را باز کردیم فقط قورباغه و خرچنگ و جلبک از آن بیرون می‌زد. آنها می‌گفتند برای این آب هزینه کردیم و از این حرف‌ها. جبر تشنگی آنقدر بر روی بازیکنان و بچه‌ها زیاد بود که به خوردن آن آب تن دادیم.

درطول مدت اسارت آرزوی سیراب شدن به دلمان مانده بود. تابستان با استرس و فشار به هر صورتی که بود طی شد و روزهای سخت و سرد زمستانی شروع گردید. یکی از برنامه‌های روزانه ما تنفس دو ساعته بود. یک ساعت قبل از صبحانه و یک ساعت بعد از ظهرها به داخل محوطه می رفتیم و به قدم زدن و تنفس در هوای طبیعی می‌پرداختیم. نیروهای عراقی که از اجتماع ما وحشت داشتند همیشه ما رامتفرق می‌کردند و می‌گفتند شما الان چه به هم می‌گفتید؟ چه توطئه‌ای درسر دارید؟


ادامه مطلب

،
،

تاريخ : شنبه 13 آذر 1395  | 4:21 PM | نویسنده : احسان رستمی | نظرات 0

سردار خیبر «شهید محمدابراهیم همت» فرمانده لشکر 27 محمدرسول الله(ص) متولد 12 فروردین 1334 در شهرضا است؛ وی از مهر 59 تا دی ماه 60  فرماندهی سپاه پاسداران پاوه را بر عهده داشت و عملیات‌های پیروزمندانه‌ای در زمینه پاکسازی روستاها از وجود اشرار، آزادسازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ارتش بعث انجام داد؛ سرانجام 17 اسفند 1362 در عملیات خیبر به شهادت رسید.
 Image result for ‫شهید همت‬‎
شهید همت که در آبان ماه 1359 در سنگر جهاد و مقاومت غرب کشور حضور داشت، طی نامه‌ای برای خانواده‌اش نوشت:
 
 

سلام بر عاشورا  میعادگاه عاشقان راه خدا
 
سلام بر حسین و یاران حسین
 
سلام بر زینب الگوی همیشه جاوید زنان مسلمان
 
سلام بر پدر و مادر و خواهران و برادران عزیزم باد که همیشه برای من زحمت کشیده‌اند؛ باری بسیار دلم می‌خواست بتوانم عاشورا را شهرضا باشم و عجیب علاقه به سینه‌ زدن و عزاداری در این روز بزرگ را داشتم ولی به علت اینکه در اینجا کسی نبود و در ضمن کار بسیار زیاد بود، لذا نتوانستم بیایم به آقا بگویید به جای من هم سینه بزند.
 
من صحیح و سالمم و ان‌شاءالله در فرصتی دیگر که توانستم مرخصی بگیرم، به شهرضا سری می‌زنم؛ سلام مرا به همه فامیل و آشنایان برسانید خصوصاً به حبیب‌الله و همسرش، آقا منصور و همسرش و ننه جان عزیز.

 
همه شما را به خدا می‌سپارم شاد و سربلند باشید.
 حقیر و مخلص شما محمدابراهیم همت.


ادامه مطلب

،
،

تاريخ : شنبه 13 آذر 1395  | 4:17 PM | نویسنده : احسان رستمی | نظرات 0

امام خمینی(ره):

 

الان هزار وچهارصد سال است که با این منبرها، روضه ها و مصیبت ها، ما را حفظ کرده اند. 

 

 آیت الله قاضی(ره):

در عزاداری و زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) مسامحه ننمایید.روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر هفتگی هم نشد دهه اول محرم ترک نشود.

 

 

آیت الله بروجردی(ره):

ايشان مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!


آیت اله بهجت(ره):

گریه بر سید الشهدا(ع) از نماز شب بالاتر است.

 

 

حاج میرزا اسماعیل دولابی(ره):

محبت و عزاداری برای امام حسین(ع) انسان را زود به مقصد می رساند.

 

آیت الله بهاءالدینی(ره):

دستگاه امام حسین(ع) فوق فقه است... نباید به دستگاه امام حسین(ع) اهانت شود،  این عزاداری ها احیا کننده نماز و مساجد است.

 

آیت الله گلپایگانی(ره):

دلم می خواهد نام مرا هم جزء روضه خوان های حضرت سید الشهداء(ع) ثبت نمایند.

 

آیت الله علامه طباطبایی(ره):

هیچ کس به هیچ مرحله ای از معنویت نرسید، مگر در حرم مطهر امام حسین(ع) و یا در توسل به آن حضرت.

 

آیت الله عبدالکریم حائری(ره):

روضه خوانی و گریه بر سیدالشهدا(ع) عمل مستحبی است که هزار واجب درآن است.

 

آیت الله کمپانی(ره):

در مجلس روضه خوانی که داشتند، مقید بودند که خودشان پای سماور بنشینند  و خودشان همه کفش ها را جفت کنند.

دکتر سنگری

عجیب حکایتی است! "عزیز” ترین ها – حسین(ع) و یوسف(ع) از "گودال” و "چاه” به آسمان عزت رسیده اند.


حسین یعنی زیبایی، مگر می شود با زیبایی همراه و همسایه بود و زیبا نشد.


کربلا نشان داد که با شکیب در عطشی کوتاه، میتوان همیشه ی تاریخ را سیراب کرد.

هرکس کتاب ۷۲ صفحه ای عشق -عاشورا- را خوب بخواند،
شیرازه ی سعادت را در زندگی اش گسسته نخواهد دید.     



حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی نامیدند.



دیدم عده ای مرده ی متحرک را که بر یک زنده ی همیشه جاوید عزاداری می کنند .



در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر حسینی می گریند که آزاده زیست.



. آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدی اند .



گویند "می” نمی شود از راه گوش خورد!
من "یا حسین” می شنوم مست می شوم


ادامه مطلب

،
،

تاريخ : شنبه 13 آذر 1395  | 4:16 PM | نویسنده : احسان رستمی | نظرات 0

عزاداری شهرهای آذربایجان و اردبیل با 2 رسم خاص «طشت‌گذاری» و دسته‌های «شاخسی، واخسی» معروف است که با مرثیه‌ها و آداب خاصی برگزار می‌شود.
دسته‌های عزاداری «شاخسی، واخسی» (شاه حسین، وای حسین)، بنابر سنت دیرینه آذربایجانیان، همه ساله از دهه آخر ماه ذیحجه، فعالیت خود را شروع می‌کنند. به این شکل که دسته‌های عزاداری شاه حسین، وای حسین (شاخسی، واخسی)، از چند روز مانده به ماه محرم، شب‌ها در حسینیه‌ها و مساجد تشکیل شده و با حضور عزاداران، در صف‌هایی طویل و زنجیروار، راهی کوچه و خیابان گشته و مرثیه‌ها و اشعار مذهبی در رثای سالار شهیدان و یاران ایشان‌ سرمی دهند. اوج این مراسم در ظهر عاشورا و پس از اتمام عزاداری ظهر عاشورا است که عزاداران، با ذکر «شاخسی، واخسی»، پس از طی نمودن مسیری طولانی نهایتا خود را به خیمه‌های به آتش کشیده‌شده (نماد خیمه‌های امام حسین(ع) و یارانش در کربلا) رسانده و به سوگ واقعه می‌نشینند.
رسم دیگر، «طشت گذاری» یا «طشت‌گردانی» است که منسوب به اردبیل، به طور خاص و مردم آذربایجان به طور عام است. در این آیین، طشت، نماد مشک سقای کربلا، نماد آب، نماد رود و نماد فراتی است که به روی حسین(ع) و یارانش بسته شد. چراکه واقعه کربلا و بسته‌شدن فرات به روی امام حسین(ع)، یارانشان و ایثارگری‌های سقای کربلا (حضرت ابوالفضل(ع)) برای رسانیدن آب به تشنگان و حماسه‌آفرینی آنانی که با لبانی تشنه به شهادت رسیدند، به یقین قداست و جایگاه والای آب را در فرهنگ شیعیان و بخصوص ایرانیان، بیش از پیش‌عمق بخشیده است تا بدانجا که انعکاس این امر را در فرهنگ مردم و بخصوص در شکل‌گیری آداب و رسوم و آیین‌های آنان شاهد هستیم.
محمدعلی محراب‌بیگی در مقاله خود تحت عنوان «کربلا، فرهنگ مردم، آب» که در نخستین همایش محرم و فرهنگ مردم در سال 1379 ارائه نموده‌اند، با تاکید بر تاثیر واقعه کربلا بر فرهنگ عامه مردم ایران و از جمله ادبیات شفاهی و باورداشت‌های عامیانه می‌نویسد: «مردم ما معتقد به فراگیر و جهانشمول‌بودن قداست و اهمیت آب در واقعه کربلا می‌باشند که حتی تمام آب‌های جهان، شوری و شیرینی خود را به خاطر حب و علاقه به سیدالشهدا دارند، به این شکل که دوستی حسین(ع) را بر همه آب‌های عالم عرضه کردند، هر آب که قبول کرد، شیرین شد و هر آب که قبول نکرد شور شد و معتقدند حتی دریاها نیز به صدای شیون و ندبه مادر سیدالشهدا، خروشان و مواج می‌شوند چنان که اگر فرشتگان و ملائکه از طغیان آن جلوگیری ننمایند، عالم غرق خواهد شد. »
و در فرهنگ عاشورا در توضیح بیشتر این سنت آمده: «مراسم طشت‌گذاری مراسمی است سنتی که در عزاداری ایام عاشورا و عمدتا در شهرستان اردبیل برگزار می‏شود و طشت‌های آب را که رمزی از «فرات» است در مساجد و حسینیه‏ها می‏آورند. این سنت به تاسی از اقدام سالار شهیدان و یادآور رفتار جوانمردانه امام حسین(ع) در مقابل سپاه حر است که به روایتی، در روز 27 ذیحجه‏، آب مشک‌ها را در طشت‌ها ریخته و تمام لشکر حُر و اسبان آنها را سیراب ‏نمودند… این ‏مراسم از 3 روزمانده به محرم در مسجد جامع، مسجد اعظم و سپس در مساجد دیگر اجرا می‏شود. طشت‌های آب را بالای سرها می‏گیرند و مسجد را دور می‏زنند. مردم آب طشت‌ها را در شیشه‏هایی برای شفا و تبرک برمی‏دارند».
مواردی از قبیل نخل‌گردانی، طبق‌کشی، طشت‌گذاری، دسته‌های شاخسی واخسی، زارخاک، گِل‌مالی، بیل‌زنی و… که در این نوشتار به معرفی آنها پرداخته شد، تنها مشتی از یک خروار جلوه‌های عزاداری عاشورایی است که به زیور خلاقیت مردم مناطق مختلف ایران آراسته شده و با جذابیت بسیار برگزار می‌شود و بازگوی جایگاه ویژه عاشورا و حوادث پیرامون آن در فرهنگ عامه مردم است.
مراسم طشت گذاری در اردبیل

 

مراسم طشت گذاری در اردبیل

مراسم طشت گذاری در اردبیل

مراسم طشت گذاری در اردبیل

مراسم طشت گذاری در اردبیل

مراسم طشت گذاری در اردبیل

مراسم طشت گذاری در اردبیل

مراسم طشت گذاری در اردبیل

مراسم طشت گذاری در اردبیل

مراسم طشت گذاری در اردبیل

مراسم طشت گذاری در اردبیل

فلسفه طشت گذاری چیست؟

طشت گذاری یک مراسم سنتی ، مذهبی اردبیلی و جزء سنتهای عزاداری ایران است . فلسفه آنهم این است که وقتی سیدالشهدا از مکه به سمت کوفه حرکت کردند در یکی از محلهای توقف نزدیک به کوفه فرمودند که این چشمه آب بردارید . اطافیان حضرت با وجود اعتقاد به این که امام معصوم از وقایع آگاه است ، از حضرت پرسیدند : چرا از این چشمه آب برداریم ؟ چشمه پر آب تری در منزل بعدی وجود دارد . اطرافیانی که عارف تر و عالم تر بودند گفتند به فرموده امام معصوم نمی توان شبهه وارد کرد ، همه ظرفها و طشتها را پر از آب کنید . وقتی کاروان به منزل بعدی رسید دیدند که آن چشمه کاملا خشک شده است . هنگامی که کاروان به صحرای کربلا وارد شد و با لشگر حر بن ریاحی که به قصد دستگیر کردن امام به کربلا آمده بود رو به رو شد ، دیدند که سپاهیان حر از تشنگی در معرض مرگ قرار دارند ، امام به حر پیغام داد که من برای تو و سپاهیانت آب آورده ام . آبها را به تشت می ریختند و سپاه حر از آن می نوشیدند . استاد شهریار در این باره شعری دارد که :

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
این را می توانیم فلسفه مراسمی بدانیم که هر ساله در ابتدای ماه محرم به منظور اعلان عزا برگزار می شود .
و به قولی:

طشت گذاری، مراسم سنتی در عزاداری ایام عاشورا است که عمدتاً در شهرستان اردبیل برگزار می‏شود. طشت‏های آب را در مساجد و حسینیه‏ها می‏آورند و سمبل یک حادثه تاریخی است که در کربلا اتفاق افتاده است.
در توضیح سنت مرسوم در اردبیل نوشته‏اند:”این مراسم از سه روز مانده به محرم در مسجد جامع، مسجد اعظم و سپس در مساجد دیگر اجرا می‏شود. طشت‏ها را بالای سرها می‏گیرند و مسجد را دور می‏زنند، سپس در داخل آن‏ها آب می‏ریزند. مردم دست به طشت و آب می‏زنند و نوعی بیعت با امام حسین‏علیه‏السلام و حمایت ا ز عباس‏علیه‏السلام می‏کنند. آب طشت‏ها را مردم در شیشه‏هایی برای شفا و تبرک برمی‏دارند. این سنت از حادثه جوانمردانه آب دادن امام حسین‏علیه‏السلام به سپاه حر در 27 ذیحجه گرفته شده، که آب مشک‏ها را در طشت‏ها ریختند و تمام لشکر حر و اسبان را سیراب کردند. این سنت سمبولیک تأسی از اقدام سالار شهیدان است” به این مراسم طشت گردانی هم می‏گویند.


ادامه مطلب

،
،

تاريخ : پنج شنبه 11 آذر 1395  | 10:36 PM | نویسنده : احسان رستمی | نظرات 0

لرستان هر ساله در عزای امام حسین (ع) رخت سیاه بر تن می کند و این جامه سیاه رنگ را با گل متبرک روز عاشورا آذین می بخشد.

برای نوشتن از آئین های عاشورایی در لرستان باید محرم در لرستان باشی تا بتوانی عمق اندوه مردمان این سرزمین را در غم سرور و سالار شهیدان احساس کنی. اینجا زن و مرد و پیر و جوان ندارد، همه در غم و ماتم حسین(ع) سیاه پوشند و سوگوار.

با شروع ماه محرم در لرستان دستجات و هیئات عزاداری شبها با حضور در تکیه هایی موسوم به خیمه به عزاداری پرداخته و برخی از دستجات زنجیر زنی و سینه زنی نیز با حضور در خیابانهای شهر در حالی که در پیشاپیش این دستجات “چل چراغ” حرکت می کند به عزاداری می پردازند.

“چل چراغ ” یا همان چهل چراغ شامل سی تا چهل چراغ توری است که به شکلی زیبا و دیدنی و با مهارت خاصی بر پایه ای مثلث شکل از جنس چوب یا فلز سوار می شوند و عزاداران حاجتمند هر کدام به نوبت آن را حمل می کنند.

آئین خاص گل مالی در لرستان دارای چند مرحله است که از روز هفتم محرم که به روز ” تراش عباس” موسوم است، شروع می شود.

در روز هفتم محرم همه عزاداران حسینی به حمام رفته و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت کامل، لباسهای تمیز می پوشند که این روز را “تراش عباس” می نامند.

آئین گل مالی در لرستان

از این روز به بعد، عده ای برای افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع کردن و گردآوری هیزم در سطح شهر می پردازند تا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و احیانا هوا سرد باشد عزادارانی که درگِل می افتند (مراسم گِل افتادن) از سرما حفظ شوند.

به این منظور عده ای در محل دوره افتاده و با خواندن جملاتی از خانه ها تقاضای هیزم می کنند که مردم نیز با کمال میل بسته به نذری که دارند به آنان هیزم می دهند.

در روز تاسوعا نیز عزاداران خاک نرم و مخصوصی بنام گل باغچاله (گل رس) را محیا کرده و در میدانهای بزرگ و کوچک که معمولا با آجر چینی در جلوی خیمه ها و تکیه های شهر درست می شود می ریزند و در روز عاشورا این خاک را با گلاب مخلوط کرده و گل روز عاشورا را محیا می کنند.

غروب روز تاسوعا خرم آباد سراسر اندوه و ماتم است. همه بی تابند و حادثه ای ناگوار را انتظار می کشند. حوضچه های خاک رس در سطح شهر آماده شده است و هیزم های جمع آوری شده نیز کنار حوضچه های خاک رس تپه شده است.

کودکانی که با عشق حسین شکوفه می زنند…

علی پسر جوانی است که در حال چیدن بطری های گلاب بر روی خاک رس است. زیر لب بندهایی از زیارت عاشورا را زمزمه می کند. خودش می گوید از وقتی که یادش می آید در برپاگردن گل روز عاشورا کمک کار بچه های محل بوده است.

خاطرات بچگی هایش از روزهای محرم را به درخواست ما زیر و رو می کند تا از بچگی هایش بگوید. از نذر مادرش برای خرید پیراهن سیاه دهه محرم می گوید و اینکه مطابق سنتی که در برخی محلات قدیمی خرم آباد وجود داشته است تا چند سال کودکی اش پیراهن مشکی محرم را با پول نذری همسایه ها می خریده است.

علی حالا بزرگ شده است و از یادآوری خاطرات کودکی هایش سرخ و سفید می شود و می گوید: این رسم در برخی محلات قدیمی شهر وجود دارد و پسربچه هایی که دارای نذر هستند با رفتن در خانه های همسایه و جمع کردن پولهای نذری مردم برای ایام محرم پیراهن سیاه می خرند و با حضور در هیئت های سینه زنی شهر در عزاداری امام حسین(ع) شرکت می کنند.

این رسم دیرین هر چند که امروز دیگر به قوت گذشته برقرار نیست نمونه ای از مشارکت مردم در عزاداری سرور و سالار شهیدان است و به نوعی بار فرهنگی عمیقی در خود دارد.

شهر خرم آباد در شب عاشورا پر از سکوت است. صبح فردا هیئت های سینه زنی و زنجیر زنی قبل از طلوع آفتاب بی تابتر از هر روز محرم شب را به صبح پیوند می دهند.

سرنا و دهلی که به “چمری” نواختن خو کرده است

با شروع روز عاشورا در اولین ساعات روز صدای ساز و دهل با نوای سوزناک و غم انگیزی موسوم به نوای “چمریونه” عزاداران حسینی را به حضور در دستجات و هیئات عزاداری دعوت می کند.

“چمر”، “چمری” یا “چمریونه” موسیقی و آهنگ اندوه باری است که در سوگ و عزای افراد بزرگ در ریتمهای متفاوت و به وسیله “سرنا” و “دهل” نواخته می شود.

پیام آیین “چمر” علاوه بر بیان اوج اندوه مردمان این سرزمین حامل پیغامی است برای سایر افراد؛ به نوعی که با اجرای این مقام از موسیقی عزا همه خواهند فهمید که بزرگی از میان ایل یا طایفه عزادار مرده است.

صبح عاشورا در بیشتر شهرهای لرستان با صدای سوزناک “چمریونه” آغاز می شود و همه زمین و زمان بر حادثه ای می گریند که سالهاست سرنا و دهل لرستان را به چمری نواختن خو داده است.

عزاداران فراخوانده شده با حضور در تکیه های محله و “گل مالی ” کردن خود گرد آتش می ایستند تا از سرما محفوظ مانده و شروع به سینه زنی و عزاداری می کنند.

سرما و گرما و تابستان و زمستان ندارد. تنها چیزی که مردم را در غم حسین گل اندود کرده است عشق است و محبتی که مردمان لر به اهل بیت و حسین(ع) و ابوالفضل(ع) دارند.

غم و ماتمی که این فضای روحانی دارد بیش از آن است که بتوان در چند سطر آن را معنا کرد، باید باشی و ببینی تا بدانی غم و ماتم نوای “چمریونه” چگونه دوستداران حسین (ع) را به کوچه ها و هیئات می کشاند.

مردم خرم آباد و استان لرستان ماندن در خانه را در روز عاشورا ناثواب می دانند. آنها از ابتدای روز در اولین خیمه گاه گل بر سر و شانه می گذارند و پس از مراسم عزاداری در تکیه های محلات شهر در قالب دستجات سینه زنی و زنجیر زنی به سمت مرکز شهر حرکت می کنند.

از همه کوچه ها و خیابانها و خانه های شهر مردم بیرون می زنند. انگار قیامتی در راه است که این گونه بی تاب مردم به سطح شهر آمده اند.دستجات زنجیر زنی با توقف در جلوی هر خیمه (تکیه) با مداحی مداح آن تکیه عزاداری کرده و سپس به تکیه بعدی می روند.

عزاداری که به زحمت یک سالش تمام شده است

زن جوانی روی سر پسر نوزادش گل می مالد. به زحمت یک سالش تمام شده است. نامش را حسین گذاشته و می گوید: نذر کرده ام حسین ام هر سال در غم شهادت حسین فاطمه در روز عاشورا در مراسم گل مالی شرکت کند.

 

زن جوان با انگشتان دستش تصویر یک دست را – به نشانه دستان از تن جدا شده عباس- با گل معطر روز عاشورا روی لباس سبز حسین کوچکش می نگارد و زیر لب زمزمه می کند: السلام علیک یا ابوالفضل العباس(ع).

از ارادت مردمان لرستان به حسین و عباس هر چه بگوییم ذره ای نیست در مقابل این همه عشق و محبت. ارادت مردمان این دیار تا پای عشق و جان رفته و روح همه لرستانیها را به تسخیر خود درآورده است.

برای دیدن مراسم روز عاشورا در هیئت های قدیمی شهر خرم آباد باید به محلات پشت بازار و درب دلاکان رفت. هیئت های سینه زنی این محلات از قدیمی ترین های شهر هستند.

صبح عاشورا در این محلات غوغایی به پاست. بازار شهر تعطیل شده و بر سر در همه مغازه ها پرچم سیاه افراشته شده است. همه عزاداران حسینی خود را گل مالی کرده اند و برخی نیز در نوبت هستند تا میاندار سرتاپایشان را با گل معطر روز عاشورا آذین ببندد.

برخی دور آتش ایستاده اند تا گل روی لباسشان خشک شود، برخی دیگر نیز در نوبت هستند تا در گل عزای حسینی غلت بخورند و برخی دیگر نیز دوره زده اند و سینه می زنند و دستهایشان را گاهی در آسمان می چرخانند و سوزناک فریاد برمی آورند: هی روو…هی روو…هی روو…

اگر در کربلا بودم، شاید…

اینجا همه چیز به رنگ گل و ماتم است. دانه های گل در موهای پسر جوان آرام آرام غلت می خورد و روی گونه هایش می نشیند. اشک ها راه خود را در میان گل نازکی که روی صورت پسر جوان نشسته است پیدا می کند.

با دیدن ما که در حال تهیه عکس از مراسم عزاداری هستیم سرش را روی زانوهایش پنهان می کند. مردانگی پسران لر را در اشک های پاکی می توان دید که از صبح عاشورا برای غریبی حسین باران می شوند و بر روی گلهای خشک شده روی گونه ها کویر را لبریز می سازد.از او راجع به آرزویش می پرسم و آرام می گوید: اگر در کربلا بودم، شاید…

آئین چهل منبری در روز تاسوعا- خرم آباد

و شاید اگر در روز عاشورا بود حرفی بیش از اشک هایش برای غریبی حسین فاطمه داشت.

هیئت های عزاداری که از کوچه های شهر به مانند رودخانه های کوچکی به سمت مرکز شهر سرازیر شده اند به هم می پیوندند.

عزیز زهراست کفن ندارد…

گرد و غباری که از سینه زدن هیئت های عزاداری به آسمان بلند می شود آرام روی زمینه سیاه چادرم می نشیند. امروز از آسمان شهر خرم آباد خاک می بارد و زمین در عزای مردمی آسمانی توان اشک ریختن را بازمی یابد.

نزدیک های ظهر عاشورا است و عزاداران بی تابتر از صبح سینه می زنند و نوحه می خوانند: این بدن از کیست که سر ندارد/ عزیز زهراست کفن ندارد…

روش سینه زنی در خرم آباد به این صورت است که اول نشسته و با یک دست سینه می زنند بعد وقتی نوحه خوان فریاد می زند “ای وای شهیدان به دشت کربلا”، همگی سرپا می ایستند و ضمن جواب دادن به نوحه خوان در مقابل هم با دو دست به سینه می زنند و بعد از آن به عزاخانه دیگری می روند.

آنچه مهم است این است که با گذشت سالها هیچ گونه تغییری در روش عزاداری مردم لرستان رخ نداده و همچنان شکوه و ماندگاری گذشته خود را حفظ کرده است.

مراسم عزاداری مردم لرستان تا ظهر ادامه دارد و در نهایت با رسمی موسوم به “طوق اشگس” به پایان می رسد.

طوق نمادی است از علم حضرت ابوالفضل (ع) (علمدار کربلا) که در عزاداری های مرسوم در برخی از نقاط استان برافراشته نگه داشته می شود و سنتی موسوم به “علم برداری” یا “علم گردانی” نیز در این زمینه مرسوم است.

علم مرسوم معمولا از چوبی به بلندی هشت تا ده متر به عنوان محور اصلی تشکیل شده که از یک متر به بالای آن از چندین حلقه متصل به چوب اصلی تشکیل می شود.

پارچه ای هم از جنس مخمل دور حلقه ها می بندند و در بالا و انتهای آن قندیلی نقره قرار می دهند و اطراف آن را با نوارهای رنگی ریشه دار و آینه های کوچک می آرایند که این علم تا ظهر عاشورا به وسیله عزاداران حاجتمند حمل شده و در نهایت در پایان ظهر عاشورا به نشانه افتادن علم حضرت عباس (ع) قسمت های مختلف آن از هم جدا می شود که در اصطلاح به این عمل “طوق اشگس” می گویند.

دخیل حرف های نگفته بر علم عزاداری عباس(ع)

غمی که هنگام باز کردن و فرود آمدن علم در قلب مردمان لر می نشیند شهادت علمدار کربلا حضرت عباس (ع) را در اذهان یادآوری می کند.

پارچه ها و نخ های سبزی که عزاداران حسینی به علم گره زده اند پر از حرف های نگفتنی است. از حاجات پیرزنی که برای عاقبت به خیری پسرش دخیل می بندد تا زن جوانی که هنوز بیماری فرزندش ناامیدش نساخته است.

بیماران زیادی بوده اند که با دخیل بستن به علم شیرمرد کربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع) حاجت روا شده اند و حال هر ساله در پیشاپیش هیئت های عزاداری برای غریبی حسین و عباس زنجیر و سینه می زنند.

زن جوانی به پای علم جدا شده اشک می ریزد و ضجه می زند. او حاجتی دارد که می داند جز بر در خانه باب الحوائج جای دخیل نیست. صدای اشک های آرام و زمزمه های یا ابوالفضل اش قلبمان را به درد می آورد. تند تند لبهایش را به هم می زند و دعا می خواند و من می دانم همینجاست که کرم عباس هر معجزه ای را مبهوت می کند.

پلکهای بی خواب لرستان در شب شام غریبان

و اما مراسم شام غریبان در لرستان حال و هوای دیگری دارد. عزاداران لرستانی از عصر روز عاشورا به مدت سه شب با پیچیدن یک دستار سیاه مخصوص به نام “کت” به سر و گردن و شانه های خود و با روشن کردن شمع در عزاداری شام غریبان شرکت می کنند.

شام غریبان در این دیار سراسر شمع هایی است که برای داغ زینب کبری روشن نگه داشته می شوند و این لرستان است که تا صبح در غم غریبی حسین و داغ دل زینب خواب ندارد.

علاوه بر آئین های یاد شده مراسم های دیگری نیز در ایام محرم و عاشورا در لرستان مرسوم است. برپایی سقاخانه، چهل منبری، تعزیه خوانی و عزاداری در خانه آیت الله بروجردی موسوم به خانه “آقا” از دیگر آئین هاییست که در استان لرستان هر ساله همزمان با محرم برگزار می شود.

محرم در استان لرستان

محرم در استان لرستان

محرم در استان لرستان


ادامه مطلب

،
،

تاريخ : پنج شنبه 11 آذر 1395  | 10:35 PM | نویسنده : احسان رستمی | نظرات 0
تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.