امّ موسى گوید:
کانَ الْحَسَنُ بْنُ عَلىٍّ علیهماالسلام اِذا آوى اِلى فِراشِهِ بِاللَّیْلِ اَتى بِلَوْحٍ مَنْقُوشٍ فیهِ سُورَةُ الْکَهْفِ فَیَقْرَأُها.
امام حسن علیه السلام وقتى شب به رختخواب خود مى رفت، لوح منقوشى مى آورد که سوره کهف در آن نوشته شده بود و آن را مى خواند.
عمیر بن اسحاق گوید:
ما تَکَلَّمَ عِنْدى أَحَدٌ أَحَبَّ اِلَىَّ اِذا تَکَلَّمَ أَنْ لایَسْکُتَ مِنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ علیهماالسلام وَ ما سَمِعْتُ مِنْهُ کَلِمَةَ فُحْشٍ قَـطُّ.
کسى نزد من [نیکو گفتارتر] از امام حسن علیه السلام نبود تا آنجا که هرگاه سخن مى گفت دوست داشتم سخنش به پایان نرسد و سکوت نکند و هرگز کلمه زشتى از او نشنیده ام.
امام سجاد علیه السلام فرمودند:
اِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلىٍّ علیهماالسلام کانَ أَصْدَقَ النّاسِ لَهْجَةً وَ أَفْصَحَهُمْ مَنْطِقاً.
امام حسن علیه السلام از جهت زبان صادقترین مردم و از نظر گفتار فصیحترین آنان بود.
فیض کاشانى روایت مىکند که:
وَ کانَ الْحَسَنُ علیه السلام یَمُرُّ بِالسُّؤّالِ وَ بَیْنَ أَیْدیهِمْ کَسْرٌ فَیَقُولُونَ هَلُمَّ إلَىَّ الْغَداءَ یَا ابْنَ رَسُولِاللّهِ وَ هُمْ جُلُوسٌ عَلَى الطَّریقِ، فَکانَ یَنْزِلُ عَلَى الطَّریقِ وَ یَأْکُلُ مَعَهُمْ وَ یَقُولُ: انَّ اللّهَ لایُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرینَ.
حضرت امام حسن علیه السلام گهگاهى در میانه راه به گدایان برخورد مىکردند که نشسته و چند تکه نان مىخوردند، آنان حضرت را دعوت مىکردند و امام حسن نیز مىنشست و از غذاى آنان مىخورد و مىفرمودند: خدا مستکبران را دوست ندارد.
ابن شهر آشوب نقل مىکند که:
کانَ الْحَسَنُ علیه السلام اِذا بَلَغَ بابَ الْمَسْجدِ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ یَقُولُ: اِلهى ضَیْفُکَ بِبابِکَ، یا مُحْسِنُ قَدْ أَتاکَ الْمُسىءُ، فَتَجاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما عِنْدى بِجَمیلِ ما عِنْدَکَ، یاکَریمُ.
هرگاه امام حسن علیه السلام به درب مسجد مىرسیدند، سرشان را بلند کرده مىگفتند: خدایا میهمانت درِ خانهات ایستاده، اى احسانکننده! گناهکار نزد تو آمده، از گناهان زشتى که در نزد من است به آن زیبایى که در نزد توست در گذر، اى بخشنده.
