آشوبـᓄ
آراـᓄـشـᓄ تویے

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
بر آنچه گذشت ،
آنچه شکست ،
آنچه نشد ...
حسرت نخور ؛
زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد ...
ادامه مطلب
آشوبـᓄ
آراـᓄـشـᓄ تویے

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
بر آنچه گذشت ،
آنچه شکست ،
آنچه نشد ...
حسرت نخور ؛
زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد ...
همیشه نگاهت به اون بالا باشه
از پایینی ها نگیره
❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
✔ دختر کوچولو دو تا سیب تو هر دو دستش داشت.
همون موقع مادرش وارد اطاق شد
چشمش به دو تا دست دخترش افتاد.
و بهش گفت : " یکی از سیباتو به من میدی ؟"
دخترک نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به هر دو سیب .
کمی فکر کرد و ناگهان یه گاز به هر دو سیب زد!
لبخند روی لبای مادرش خشک شد ! چهره ی مادر داد میزد که چقدر از دخترش نا امید شده...
امّا ؛ دخترک لحظهای بعد یکی از سیبهای گاز زده رو به طرف مادرشگرفت و گفت : " مامان جوون بیا اینو بخور ، چون این سیب شیرین تره ! "
مادر خشکش زد ! چه اندیشهایی به ذهنش راه داده بود و دخترکش در چه اندیشه ایی بود !
✔ هر قدر با تجربه باشیم ، در هر مقامی هم که باشیم ، هر قدر هم خودمونو دانشمند بدونیم ، قضاوت رو باید کمی به تأخیر بندازیم و بذاریم طرف مقابل فرصتی برای توضیح داشته باشه
✔ قبل از اینکه درباره راه رفتن کسی قضاوت کنی، کمی با کفش های او راه برو
✔ گاهی قضاوتنادرست درباره کسی ممکن است به قسمت تباهی زندگی او تمام شود، قضاوت واقعی فقط مخصوص خداست،حقیقت زندگی انسان ها شاید با برداشت شما از آن، فرسنگ ها فاصله داشته باشد.
دلت که گرفت، دیگر منتِ زمین را نکش
راهِ آسمان باز است ، پر بکش . . .

✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺✺
گفته بودم که دگر نیست مرا انتـــــظار خبری
باز اما تو چنین
پر شتاب و پر غـــرور
زچه روی از برم می گــــذری؟!؟!
خوش به حال آنکه قلبش مال توست - حال و روزش هر نفس، احوال توست
خوش به حـال آنـکه چمانش تویی - آرزوهـــــایـش هـمه آمال تـوســت
آنکه دستش تا ابد در دست تو - کوچ او از غصه ها با بال توست
من خطاکارم خـداونـدا، ولی - دیدگانم تا ابد دنبال توست . .

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیرمن است یا تقصیرمن!
اماوقتى یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم! میبینم چون خدا را یافتم، هرچه باختم مهم نیست!
آموختم که ماجراهاى زندگى فقط قانون عشق بازى خدا باماست...
ایشان پرسید : بهترین مکان کجاست ؟
پرسید : بهترین جای مسجد کجاست ؟
پرسید : بهترین عمل چیه؟
پرسید : بهترین نماز ؟
پرسید : بهترین قسمت نماز؟
پرسید : بهترین قسمت بدن ؟
پرسید : بهترین قسمت سر ؟
پرسید : بهترین ماه؟
پرسید : بهترین شب؟
پرسید : بهترین نحوه مردن ؟
آنوقت به من گفت :
مولا علی در ماه رمضان در شب قدر در مسجد در محراب مسجد در حال نماز صبح در سجده فرق مبارکش شکافت !
و من مات و مبهوت این نتیجه گیری بسیار زیبا هستم
خوشا دل سپردن به عشق خدایی / ز قید هوس های دنیا، رهایے
خوشا، از گناهان همه توبه کردن / به درگاه حق، نیمه شب، چهره سایے
خوشا بر فراز جهان پر گشودن / گذشتن ز خودبینی و خودنمایے
❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
تا به تو فکر میکنم... جاری می شوند واژهها از قلبم
و تا به واژهها فکر میکنم... لال میشوم
و ذهنم کور میماند در یافتن حروف
اما نه... مشکل از من نیست!
میشه خدا رو حس کرد
تو لحظه های ساده...
❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
دم به دم
می دهد بر من نوید
این نوید خوش که در این روزگار
می شود هم پای حس پاک تو
بال در بال پرستو های عشق
سوی خوبی های عالم پر کشید
من خدا را
در قلب کسانی دیدم که بی توقع مهربانند
درست مثل مادر
❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
صدای اذان
خونه سوت و کور
خاطره های پر هیاهو و سفره های خالی از حضور مادر...
بعضی چیزها فقط یکبار تکرار میشن،قدرشو بدونیم!
از اتاقتون بیرون برین
30 ثانیه به مادرتون نگاه کنین
بعدش به این فکر کنین
که خیلیاااااااااااااااا حاضرن تماااااااااااام زندگیشونو بدن
تااااااااا این 30 ثااااانیه رو هر وقت بخوان
داشته باشن
![]()
تقدیم به صاحب چشمانی
که آرامش قلب من است،
وصدایش دلنشین ترین
ترانه ی من است،
ازبودنت برایم عادتی ساختی
که بی تو بودن را باور ندارم،
چه خوب شد که به دنیا آمدی
وچه خوب ترشدکه دنیای
من شدی،
همیشه بدان که تا ابد دوستت دارم مادرم