شـادے در سـ ه چیــز استــ : وفـادارے ،
رعـایتــ حقــوق و ایستـادگے در بـرابــر سختے هـا.
ادامه مطلب
امام علی علیه السلام:
شما را سفارش مى كنم كه به یاد مرگ باشید
و از آن كمتر غفلت ورزید.
چگونه از چیزى غافلید كه او از شما غافل نیست
و چگونه به كسى چشم طمع دوخته اید كه به شما مهلت نمى دهد!
مردگانى كه مشاهده كرده اید خود واعظانى هستند كه شما را از هر واعظى بى نیاز مى كنند.
نهج البلاغه خطبه 188
مهربانا !
چشمانم را به باران رحمتِ عاشقانه ات دوخته ام.
ببار بر من مهربانیِ بهشتی ات را .
که من سخت دلخوشِ آسمانِ مهربانیت هستم.
امام صادق (ع) فرموده است :
دوستی و رفاقت حدودی دارد ، کسیکه واجد تمام آن حدود نیست اساساً دوست نیست.
• اوّل آن که ظاهر و باطن رفیقت نسبت به تو یکسان باشد ،
• دوّم آن که زیبائی و آبروی تو را جمال خود بیند و نازیبائی تو را نازیبائی خود بداند ،
• سوم دست یافتن به مال یا رسیدن به مقام ، روش دوستانه ی او را نسبت به تو تغییر ندهد ،
• چهارم در زمینه ی رفاقت از آنچه و هر چه در اختیار دارد، نسبت به تو مضایقه ننماید ،
• پنجم تو را در مواقع آلام و مصائب ترک نگوید.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
پیامبر خدا(ص)ـ در پاسخ به این سؤال که خداوند چه کسی را بیشتر از همه دوست دارد؟ ـ
فرمود : آن کسی که برای مردم سودمندتر باشد.
میزان الحکمه/ جلد1/ حدیث 3273
***
پیامبر خدا(ص): خداوند سبحان سه کار را دوست دارد: گزاردن حقّ او، فروتنی در برابر خلق او و نیکی کردن به بندگان او.
میزان الحکمه/ جلد1/ حدیث 3285
***
امام باقر(ع) : از پیامبر خدا(ص) پرسیده شد: خداوند عزّ و جلّ کدام کارها را بیشتر دوست دارد؟ فرمود: مسلمانی را پیاپی شاد کردن. عرض شد: ای رسول خدا! منظور از شاد کردن پیاپی مسلمان چیست؟ فرمود: گرسنگیش را برطرف سازی، اندوهش را بزدایی و قرضش را بپردازی.
میزان الحکمه/ جلد1/ حدیث 3288
***
امام باقر(ع) : خداوند با چیزی محبوبتر از شاد کردن مؤمن پرستیده نشده است. میزان الحکمه/ جلد1/ حدیث 3289
خدایا
اگه یه روز فراموش کردم که خدای بزرگی دارم
تو فراموش نکن که بنده کوچیکی داری
با نوازشی یا شاید تلنگری آرام
وجودت رو...
همراهیت را..
مهربانی و بزرگیت را...
برایم یادآوری کن.


خــــدای مــهربانـــم...
ببخش که تمام آرزویم تویی
ببخش که از تو خودت را می خواهم
کاش می توانستم مزاحم تو نشوم
ولی دست خودم نیست
هر صبح با یادت
و هر شب به یادت
بیدار می شوم
و چشم می بندم
دنج خلوت قلبم
آنجا که هیچ کس اجازه ورود ندارد
اتاقی ساخته ام برایت
به رنگ غروب
و چمنزاران
با پنجره ای رو به ساحل عشق
اتاق قلبم کوچک است و چوبی
اما با گلهایی به رنگ آسمانت تزیین کرده ام
هر گوشه آن عطری دارد از خاطرات با تو بودنها
ترسی ندارم از فردا
اگر تو کنارم باشی مرگ نیز حقیر است
اگر تو مرا بخواهی هیچ نمی خواهم
برایم کافی است
و منتهی خواسته من است
خدایا
مرا به حال خودم نگذار
حال زمینی ام
رنگ شهوت می دهد و رنگ دروغ
رنگ بدی می دهد و رنگ فریب
می سوزاند
و نابودم می کند .
مرا تنها مگذار ای زیبا ...
تو را دوست دارم و خواهم داشت تا آخرین لحظه
تا زمانی که تو بخواهی که باشم
اگر نبودم هم دوست دارمهایی که برایت روانه آسمانهایت کرده ام
تا ابد با تو خواهند بود
و این یعنی تمام خواسته من.
دوستت دارم همین
خلاصه همه حرفهایم به تو...
دلنوشته یک دوست
دوست داشتنِ کسانی که دوستمان می دارند ساده است، آیا افرادی را که بدخواهِ ما هستند را دوست می داریم؟
دوست داشتنِ کسانی که ما را می ستایند ساده است، آیا آنان که آزارمان می دهند را دوست داریم؟
عشق ورزیدن به کسانی که به ما کمک می کنند آسان است، آیا به کسانی که ما را تحقیر می کنند و یا رفتاری خودخواهانه دارند، عشق می ورزیم؟
محبّت به ثروتمند آسان است، آیا به فقیر و بی چیز و غم زده محبّت می کنیم؟
عشق ورزیدن به خوب و پرهیزگار آسان است، آیا به گناهکار و مجرم عشق می ورزیم؟
آیا به خداوند و هرچه خلق کرده عشق می ورزیم؟
"جی پی واسوانی"