احادیث امام باقر علیه السلام
امام باقر علیه السلام فرمودند:
کانَ الْحَسَنُ علیه السلام کَثیرَ الاِْجْتِهادِ فى الْعِبادَةِ وَ التَّصَدُّقِ.
امام حسن علیه السلام در عبادت و صدقه دادن سخت کوش بود.
نظم درر السمطین، ص 196
ادامه مطلب
برای ترویج دین اسلام باید از هر وسیله ای استفاده نمود
امام باقر علیه السلام فرمودند:
کانَ الْحَسَنُ علیه السلام کَثیرَ الاِْجْتِهادِ فى الْعِبادَةِ وَ التَّصَدُّقِ.
امام حسن علیه السلام در عبادت و صدقه دادن سخت کوش بود.
نظم درر السمطین، ص 196
سلمى کنیز امام باقر علیه السلام مى گوید: برادران آن حضرت نزد او مى آمدند و از محضرش خارج نمىشدند مگر اینکه آنان را غذاى گوارا مىخورانید و لباسهاى نیکو مىپوشانید و بدانان درهمهاى نقره مىبخشید. در این باره با او سخن گفتم تا از این رفتار خویش بکاهد، ولى ایشان مى فرمودند:
یا سَـلْمى ما حَسَنَـةُ الدُّنْـیا اِلاّ صِلَةَ الاْءخْوانِ وَ الْمَعارِفَ.
اى سلمى! خوبى دنیا جز نیکى با برادران و آشنایان چیزى نیست.
هیچ گاه از خانه امام باقر علیه السلام شنیده نشد که به فقیر گفته شود: اى فقیر! خدایت برکت دهد یا گفته شود: اى فقیر این را بگیر، بلکه امام باقر علیه السلام هماره مى فرمودند:
سَمُّوهُمْ بِاَحْسَنِ أَسْمائِهِمْ.
فقرا را با بهترین اسمهایشان صدا بزنید.
کشف الغمة، ج 2، ص 363
سلیمان بن قرم درباره بخشش گسترده امام باقر علیه السلام مىگوید:
کانَ [الامام الباقر علیه السلام] لا یَمِلُّ مِنْ صِلَةِ اِخْوانِهِ وَ قاصِدیهِ وَ مُؤَمِّلیهِ وَ راجیهِ.
او (امام باقر علیه السلام) هرگز از نیکى به برادرانش و به آنان که به او روى مىآوردند و به کسانى که به او امید مىبستند و از او انتظار نیکى داشتند، خسته و ملول نمىشد.
بحارالانوار، ج 46، ص 288
جابر بن عبداللّه انصارى مى گوید: پیامبراکرم صلى الله علیه وآله به من فرمودند:
یُوشَکُ أَنْ تَبْقى حَتى تَلْقى وَلَدا لى مِنَالْحُسَیْنِ یُقالُ لَهُ مُحَمَّدٌ، یَبْقَرُ الْعِلْمَ بَقْرا فَاِذا لَقیتَهُ فَاقْرَئْهُ مِنّى السَّلامَ.
انتظار مىرود تو بمانى تا ملاقات کنى فرزند مرا از نسل «حسین علیه السلام» که به او «محمد علیه السلام» مىگویند. او علم را به گونه اى شگفت مى شکافد. چون او را دیدى سلام مرا به او برسان.
احقاق الحق، ج 12، ص 157
ابوعبیده حذّاء (از یاران امام باقر علیه السلام) مىگوید:
زامَلْتُ مَعَ أَبى جَعْفَرٍ علیه السلام، فَکانَ إذا نَزَلَ یُریدُ حاجَةً ثُمَّ رَکِبَ فَصافَحَنى. قالَ فَقُلْتُ: کَأَنَّکَ تَرى فى هذا شَیْئا، قـالَ علیه السلام: نَعَمْ اِنَّ الْمُـؤْمِنَ اِذا صافَحَ الْمُؤْمِنَ تَفَرَّقـا مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ؛
با امام باقر علیه السلام در راهى همسفر و همراه بودم. هرگاه آن حضرت نیازى داشت و پیاده مىشد، به هنگام سوار شدن با من دست مىدادند. گفتم گویا در این دست دادن چیزى [از فضیلت ]سراغ دارىد؟ فرمودند: آرى، چون مؤمنى با مؤمنى دست دهد، بدون گناه از همدیگر جدا مىشوند (خدا گناه هردو را مىبخشد).
سعد بن خلف مىگوید:
کانَ أَبُوجَعْفَرٍ علیه السلام اِذا عَطَسَ فَقیلَ لَهُ «یَرْحَمُکَ اللّهُ»، قالَ: «یَغْـفِرُاللّهُ لَکُمْ وَ یَرْحَمُکُمْ » وَ اِذا عَطَسَ عِنْدَهُ اِنْسانٌ قالَ: «یَرْحَمُکَ اللّهُ ».
چون امام باقر علیه السلام عطسه مىکرد و کسى به او مىگفت « یَرْحَمُکَ اللّهُ؛ خداى تو را رحمت کند»، آن حضرت مىفرمودند: «یَغْفِرُاللّهُ لَکُمْ وَ یَرْحَمُکُمْ ؛ خداى شما را ببخشاید و رحمت کند» و هنگامى که کسى نزد او عطسه مىکرد، آن حضرت مىفرمودند: «یَرْحَمُکَ اللّهُ ؛خدایت رحمت کند».
افلح، غلام امام باقر علیه السلام مىگوید:
کانَ [الامام الباقر علیه السلام] اِذا ضَحِکَ قالَ: «اَللّهُمَّ لا تَمْقُتْنى».
چون امام باقر علیه السلام خنده مىکرد، مىگفت: خدایا مرا دشمن مدار (و بر من غضب مکن).
کشف الغمة، ج 2، ص 329
چون امام باقر علیه السلام قصد سفر مى کرد، خانواده اش را در اتاقى گرد مى آورد و می فرمودند:
اَللّهُمَّ اِنّى أَسْتَوْدِعُکَ الْغَداةَ نَفْسى وَ مالى وَاَهْلى وَ وُلْدى الشّاهِدَ مِنْهُمْ وَ الْغائِبَ، اَللّهُمَّ احْفَظْنا وَ احْفَظْ عَلَیْنا، اَللّهُمَّ اجْعَلْنا فى جِوارِکَ، اَللّهُمَ لا تَسْلُبْنا نِعْمَتَکَ وَ لا تُغَیِّرْ ما بِنا مِنْ عافیَتِکَ وَ فَضْلِکَ.
خدایا در این صبحگاه خودم و مالم و خانواده و فرزندان حاضر و غایبم را به رسم امانت به تو مى سپارم، خدایا ما را حفظ کن و بر ما نگه دار، خدایا ما را در پناه خویش قرار ده، خدایا نعمت خود را از ما مگیر و عافیت و فضلى که بما عنایت نموده اى دگرگون مساز.
جابر مىگوید:
کانَ أَبوُجَعْفَرٍ علیه السلام یُبَکِّرُ اِلَى الْمَسْجِدِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ حینَ تَکُونُ الشَّمْسُ قَیْدَ رُمْحٍ فَـاِذا کانَ شَـهْرُ رَمَضـانَ یَکُونُ قَبْلَ ذلِکَ.
امام باقر علیه السلام روزهاى جمعه صبحگاهان به هنگامىکه خورشید به اندازه یک نیزه برآمده بود به مسجد مىشتافت و چون ماه رمضان مىشد زودتر از این به مسجد مىرفت.
وسائل الشیعه، ج 5، ص 42، روایت 2