دشت شقایق-حضرت ابوالفضل(ع)

ساقی تشنه لبان رو سوی دریا می کرد
ساغر وصل ز معشوق تمنّا می کرد
شد دل شط فرات از عطش او بی تابی
چون تماشا لب خشکیدة سقّا می کرد
کفی از آب چو آورد به نزدیک دهان
عکس شش ماهه در آن آب می دید
آب ریخت روی آب و نخورد آب ولی
شرمگین پیش لبش آب روان را می کرد
مشگ آبی به سوی خیمه چو می برد ز مهر
ادامه مطلب











