حماســـــــــه جاودان
 

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ

قافله سالار داره میاد، جواد مقدم


 

قافله سالار داره میاد ، خــــداکنه برگرده
میگن علمدار داره میاد ، خدا کنه برگرده 
عمه سادات داره میاد ، خـــداکنه برگرده
قبله حاجات داره میاد ،خــــداکنه برگرده
خداکنه که رقیش نــــــــــباشه
خداکنه کسی تشنش نباشه
خداکنه که برگرده ربــــــــــــاب
کاشکی باشه مشــــکا پر آب
حســــــــــــــــیــن وای
صدای شمشــــیر داره میاد ،خداکنه برگردن



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ جمعه 30 آبان 1393  توسط امیرحسین

کربلای مـــــــا اینجاست

کربلای مـــــــا اینجاست، نینوای ما اینجاست

قتلگه گاه یاران، با وفــــــــــــــای ما اینجاست

رأس من در این صحرا، از بـــــدن جدا گردد

اکبرم به خون غلطان، اصغرم فــــــــدا گردد

لالۀ حَسن پرپر، در ره خــــــــــــــــــدا گردد

قتله گاه سقایِ، بـــــــــــــــا وفای ما اینجاست

پیش چشـــــــــم من اینجا، تیر و نیزه و خنجر

پاره پاره می گردد، پــــــــــــــــیکر علی اکبر

آتــــــــــشم زنـــــــــد بر دل، خندۀ علی اصغر

قتلگه گاه یاران، بـــــــــــــــا وفای ما اینجاست



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ جمعه 30 آبان 1393  توسط امیرحسین

بوی غم بوی جدایی بوی هجران می رسد

بوی غم بوی جدایی بوی  هجران  می رسد

کربلا  آغوش خود واکن که مهمان می رسد

 ناقه ام در گل نشسته چاره ای کن یا حسین

دیر اگر آیی کنارم بر لبم جان می رسد

حاجی زهرا علم کن خیمه  هایت در منا

زین عطش آباد بوی عید قربان می رسد

خاک سرخ این بیابان بوی مادر می دهد

گوش کن آوای محزون حسین جان می رسد

گو فرات بی مروّت اینقدر هوهو مکن

کودک ششماهه ای با کام عطشان می رسد



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ جمعه 30 آبان 1393  توسط امیرحسین

متن روضه ورود به كربلا-میرداماد

کیست زینب همیشه بی همتا

نور مستور عالم بالا

کیست زینب نفس نفس حیدر

کیست زینب تپش تپش زهرا

کیست زینب حسین پرده نشین

کیست زینب حسن به زیر کسا

زود می گم و رد می شم،حواست و  جمع كن

کیست زینب کسی چه میداند

غیر آن پنج آفتاب هدی

کیست زینب تلاطم عباس

کیست زینب تموّج دریا

کیست زینب فراتر از مریم

روشنی بخش هاجر و حوّا

کیست زینب حجاب جلوه غیب

صبر اعظم ، صلابت عظما

ذوالفقار علی میان نیام

اوج نهج البلاغه ای شیوا



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ جمعه 30 آبان 1393  توسط امیرحسین

متن روضه شب دوم محرم، ورود به كربلا-علی اصغر آرزومند+ دانلود

السلام علیک یا شیب الخضیب

شکر خدا به بزم عزای تو آمدیم

یا ایها الغریب برای تو آمدیم

تا میرسیم فاطمه خوشحال میشود

یا فاطمه برای رضای تو آمدیم

انگار انتخاب برای شما شدیم

ما از ازل به فیض دعای تو آمدیم

با ذکر حسین به معراج میرویم

 پیغمبرانه سوی حرای تو آمدیم

میخانه بهشت همین هیئت شماست

باده به نوش مست ولای تو آمدیم

ماه محرم آمده لبیک یا حسین



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ جمعه 30 آبان 1393  توسط امیرحسین

متن روضه شهادت مسلم بن عقیل- سعید حدادیان

آوردنش تو دارالعماره،دست بسته،همه ی بدن خون آلود،لب پاره،دندونها شكسته،آب آوردن،یه بار،دوبار،سه بار،هربار خون لب ها ریخت،دید نمی تونه بنوشه،گفت:مثل اینكه،باید لب تشنه جون بدم،آیا كسی پیدا میشه،از جانب من به اربابم،به آقام،به امامم پیام من رو برسونه،چون از در كه وارد شد،گفتند:به امیر سلام كن،گفت:این امیر، امیر شماست،امیر من حسینه،جانم فدای این مردی كه،خداوندگار حماسه است،بزرگترین پیش قراوله،من علمیش رو برات بگم،رفقا نكته مهمه،انگار كه علم لدُن داره،انگار كه نیابت فقط،نیابت اینكه فقط بیاد یه سفارتی داشته باشه،نیست،حرف هایی میزنه،كه این بوی دست داشتن،در عالم معنا رو داره،داشت از در می اومد بیرون دید طوعه،پیرزن داره گریه میكنه،میلرزه،گفت:آقا،فرمود ناراحت نباش،لقد ادیت ما علیك من البر،اونچه به گردنت بوده كار خیر،انجام دادی،حدیث شناس ها می دونن،یعنی تو مقام شهید داری،بالاترین مقام،یه شب كنیزی كرد،وای اگه یه عمر نوكری قبول نشه،یه شب كنیزی كرد،حكم داره صادر میكنه مسلم،آیا  پیشبینی نمی كنی این دو روز دیگه عوض شه؟



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ جمعه 30 آبان 1393  توسط امیرحسین

متن روضه شهادت مسلم بن عقیل علیه السلام-میرداماد

شب اول،ببین عزتُ،هر كجا می خوان روضه ی حسین علیه السلام شروع كنن،با مسلم شروع می كنن،دروازه ورود به محرم روضه ی این آقاست،اولین شهید این هفتاد و دو نفر مسلم ِ،این عزت نیست؟این مزد نیست؟سلام خدا به این آقا،خیلی نمی خوام شب اول اذیتت كنم،اما دلم راضی نمی شه از شب اول بگذرم،هی به خودم میگم مراعات كن،صدا رو نیگه دار،ده شب می خوای ناله بزنی،بعد به خودم میگم از كجا معلوم فردا شب بیام،از كجا معلوم امشب شب آخر محرمت نباشه،آقا جان بذار یه جوری گریه كنم،اگه امشب گفتند پاشو بساط خودتو جمع كن،خیلی این غزل جانسوزه من كه امروز روضه رو مرور می كردم،گفتم دیگه نمی خوای روضه بخونی،از بس كه این غزل،مرثیه حرفشو قشنگ می زنه،ببین  این آقا چقدر غریب شده،خیلی سخته آقا غربت،اونم برای یه مرد،اونم تو یه شهر غریب

دل این شهر برای نفسم تنگ شده

زبانحال مسلم با آقا و اربابشه،خیلی مسلم حسین رو دوشت داشت،خیلی به آقا ابی عبدالله علاقه داشته،بی خود نیست به این درجه رسیده

دل این شهر برای نفسم تنگ شده



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ جمعه 30 آبان 1393  توسط امیرحسین

لوگوي دوستان
بالاي صفحه



تمامي حقوق اين وبلاگ براي حماســـــــــه جاودان محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.