قلب های حسینی
جهاد فرهنگی در نشر حماسه حسینی.
درباره وبلاگ


در صحرای کربلا قدم می زنم امروز در انجا گنبد های طلایی زیبایی هستند که تابششان را از سلاله پاک رسول الله گرفتند.در گوشه ای می نشینم چشمانم را می بندم روز گرمی را در صحرایی بزرگ تجسم می کنم بدن های بی جان وبی سر روی زمین افتاده است .شیر خواره ای برای همراهی پدر به میدان میرود اما زمان برگشت کودک با تیری در گلو به اغوش مادر باز می گردد.لحظه ای دیگر دوباره صدای هل من ناصر ینصرنی صحرای کربلا را پر میکند اری این صدای حسین بن علی ع است که در میان لشکر دشمن محاصره شده و برای مبارزه با کفار یار می طلبد

آرشيو وبلاگ

یکی از شاگردان علامه می گوید: بعدازظهر عاشورایی به قبرستان حاج شیخ (قبرستان نو) در قم رفته بودم که دیدم مرحوم علامه در گوشه ای از قبرستان هستند برای عرض ارادت نزدیک شده و عرض سلام و ادب کردم آن بزرگ چند بار از سوز و گداز به من فرمودند:

 

آقای وجدانی میدانید امروز چه روزی ست؟ عرض کردم بله امروز عاشوراست فرمودند:

 

میبینی همه دنیا موجودات آسمان زمین و جمادات در حال اشک ریختن و گریستن بر حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) هستند؟؟؟

 

متعجب شده و دانستم که ایشان خبر از حقایق هستی می دهند در همین حال ایشان خم شده و سنگی از زمین برداشته آن را به سان سیبی با دست از وسط شکافتند و میان آن را به من نشان دادند با چشمان خودم در میان سنگ خون دیدم و ساعتی با بهت و حیرت غرق مشاهده آن بودم وقتی به خود آمدم متوجه شدم که علامه از قبرستان رفته اند و من در تنهایی به نظاره آن سنگ خونین جگر مشغولم.(۱)

 

 
(۱) کتاب کیش مهر صفحه42









آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 14108
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 27
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 20 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    دوشنبه 3 فروردین 1394