بسم رب شهدا والصدیقین
هر چند امام حسین (ع)هدفی جز احیای امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امت رسول الله(ص) نداشت، اما باز هم عدهای در صدد تحریف رسالت این شهید و امام بزرگوار برآمدند.که سعی خواهیم کرد بیشتر این مسئله را بررسی نماییم.
معنی تحریف
تحریف که از مادۀ "حرف" در زبان عربی است ،یعنی متمایل کردن چیز ی از آن مسیر اصلی و وضع اصلی که داشته، یا باید داشته باشد.
انواع تحریف
تحریف انواع مختلفی دارد که مهمترین آنها لفظی است و معنوی.
تحریف لفظی این است که ظاهر یک چیز را عوض کنند. مثلا شخصی به شما سخنی گفته است،شما چیزی از گفتۀ او کم کنید، یا یک چیزی به گفته اش اضافه کنید، ویا جمله های او را پس و پیش کنید که معنیاش فرق کند .بالاخره در ظاهر و لفظ سخن او تصرف کنید؛ این را میگویند ((تحریف لفظی)) .
اما تحریف معنوی این است که شما در لفظ تصرف نمیکنید ،ولی این لفظ را طوری میتوان معنی کرد که همان معنی مستقیم آن است و مقصود گوینده نیز همین بوده است ،و یا اینکه طور دیگری معنی کرد که خلاف مقصود گوینده است. وقتی میخواهید این کلام را برای کسی شرح دهید آن را طوری معنی میکنید که مطابق مقصود شما باشد نه مقصود اصلی گوینده،که به آن تحریف معنوی گویند.
عوامل تحریف
1-اغراض دشمنان
دشمن برای این که به هدف و غرض خویش برسد،تغییر و تبدیلهایی در متن تاریخ میدهد ،یا توجیه و تفسیرهای ناروایی از تاریخ ارائه میدهد.در حادثه کربلا این نوع از عوامل دخالت داشت،یعنی دشمنان در صدد تحریف نهضت حسینی برآمدند.همان طوری که در دنیا معمول است دشمنان نهضتهای مقدس را به افساد ،اخلال ،و ایجاد اختلاف متهم می کنند ، حکومت اموی خیلی تلاش کرد برای اینکه چنین رنگی به نهضت حسینی بدهد.
از همان روزهای نخست چنین تبلیغاتی شروع شد .مسلم که به کوفه آمده بود یزید ضمن ابلاغی برای حکومت کوفه به ابن زیاد این گونه مینویسد؛ (( مسلم به کوفه آمده برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان، او را سرکوب کن.)) وقتی که مسلم اسیر میشود و او را به دارالامارۀ ابن زیاد میبرندابن زیاد همین جملهها را به او میگوید ((ای پسر عقیل این شهر وضع آرامی داشت ، اما تو دراین شهر فتنه انگیزی وایجاد اختلاف کردی.))
بعد هم حکومت اموی برای اینکه در این واقعه تحریف معنوی کرده باشد ،از این جور قضایا زیاد گفت،ولی تاریخ اسلام تحت تاثیر این تحریف قرار نگرفت. شما یک مورخ یا صاحب نظر پیدا نمیکنید که این گونه اظهار نظر کرده باشد و گفته باشد حسین بن علی "العیاذ بالله "قیام نابجایی کرد ،آمد تا اتحاد را از بین ببرد ؟ خیر،این تحریف اثر نکرد که نکرد.پس دشمن نتوانست در حادثه کربلا تحریفی ایجاد کند. در حادثه کربلابا کمال تاسف هر چه تحریف شده است ،از ناحیۀ دوستان است.
2-تمایل بشر به اسطوره سازی
عامل دوم، تمایل بشر به اسطوره سازی و افسانه سازی است.در بشر یک حس قهرمان پرستی وجود دارد، حسی که دربارۀ قهرمانهای ملی و دینی افسانه میسازد.
حاجی نوری این مرد بزرگ،در کتاب لولو و مرجان انتقاد میکند،میگوید :برای شجاعت ابوالفضل در جنگ صفین-که اصل شرکت حضرت هم معلوم نیست، اگر هم شرکت کرده یک بچۀ پانزده ساله بوده است-نوشتهاند ابولفضل العباس هشتاد نفر رابه هوا پرتاب کرد،هشتادمی را که پرتاب کرد ، هنوز اولی به زمین نیامده بود .
در حادثه کربلا ،یک قسمت از تحریفاتی که صورت گرفته است معلول حس اسطوره سازی است.و در این رابطه مبالغهها و اغراق هایی شده است.
بسم رب شهدا والصدیقین
هر چند امام حسین (ع)هدفی جز احیای امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امت رسول الله(ص) نداشت، اما باز هم عدهای در صدد تحریف رسالت این شهید و امام بزرگوار برآمدند.که سعی خواهیم کرد بیشتر این مسئله را بررسی نماییم.
معنی تحریف
تحریف که از مادۀ "حرف" در زبان عربی است ،یعنی متمایل کردن چیز ی از آن مسیر اصلی و وضع اصلی که داشته، یا باید داشته باشد.
انواع تحریف
تحریف انواع مختلفی دارد که مهمترین آنها لفظی است و معنوی.
تحریف لفظی این است که ظاهر یک چیز را عوض کنند. مثلا شخصی به شما سخنی گفته است،شما چیزی از گفتۀ او کم کنید، یا یک چیزی به گفته اش اضافه کنید، ویا جمله های او را پس و پیش کنید که معنیاش فرق کند .بالاخره در ظاهر و لفظ سخن او تصرف کنید؛ این را میگویند ((تحریف لفظی)) .
اما تحریف معنوی این است که شما در لفظ تصرف نمیکنید ،ولی این لفظ را طوری میتوان معنی کرد که همان معنی مستقیم آن است و مقصود گوینده نیز همین بوده است ،و یا اینکه طور دیگری معنی کرد که خلاف مقصود گوینده است. وقتی میخواهید این کلام را برای کسی شرح دهید آن را طوری معنی میکنید که مطابق مقصود شما باشد نه مقصود اصلی گوینده،که به آن تحریف معنوی گویند.
عوامل تحریف
1-اغراض دشمنان
دشمن برای این که به هدف و غرض خویش برسد،تغییر و تبدیلهایی در متن تاریخ میدهد ،یا توجیه و تفسیرهای ناروایی از تاریخ ارائه میدهد.در حادثه کربلا این نوع از عوامل دخالت داشت،یعنی دشمنان در صدد تحریف نهضت حسینی برآمدند.همان طوری که در دنیا معمول است دشمنان نهضتهای مقدس را به افساد ،اخلال ،و ایجاد اختلاف متهم می کنند ، حکومت اموی خیلی تلاش کرد برای اینکه چنین رنگی به نهضت حسینی بدهد.
از همان روزهای نخست چنین تبلیغاتی شروع شد .مسلم که به کوفه آمده بود یزید ضمن ابلاغی برای حکومت کوفه به ابن زیاد این گونه مینویسد؛ (( مسلم به کوفه آمده برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان، او را سرکوب کن.)) وقتی که مسلم اسیر میشود و او را به دارالامارۀ ابن زیاد میبرندابن زیاد همین جملهها را به او میگوید ((ای پسر عقیل این شهر وضع آرامی داشت ، اما تو دراین شهر فتنه انگیزی وایجاد اختلاف کردی.))
بعد هم حکومت اموی برای اینکه در این واقعه تحریف معنوی کرده باشد ،از این جور قضایا زیاد گفت،ولی تاریخ اسلام تحت تاثیر این تحریف قرار نگرفت. شما یک مورخ یا صاحب نظر پیدا نمیکنید که این گونه اظهار نظر کرده باشد و گفته باشد حسین بن علی "العیاذ بالله "قیام نابجایی کرد ،آمد تا اتحاد را از بین ببرد ؟ خیر،این تحریف اثر نکرد که نکرد.پس دشمن نتوانست در حادثه کربلا تحریفی ایجاد کند. در حادثه کربلابا کمال تاسف هر چه تحریف شده است ،از ناحیۀ دوستان است.
2-تمایل بشر به اسطوره سازی
عامل دوم، تمایل بشر به اسطوره سازی و افسانه سازی است.در بشر یک حس قهرمان پرستی وجود دارد، حسی که دربارۀ قهرمانهای ملی و دینی افسانه میسازد.
حاجی نوری این مرد بزرگ،در کتاب لولو و مرجان انتقاد میکند،میگوید :برای شجاعت ابوالفضل در جنگ صفین-که اصل شرکت حضرت هم معلوم نیست، اگر هم شرکت کرده یک بچۀ پانزده ساله بوده است-نوشتهاند ابولفضل العباس هشتاد نفر رابه هوا پرتاب کرد،هشتادمی را که پرتاب کرد ، هنوز اولی به زمین نیامده بود .
در حادثه کربلا ،یک قسمت از تحریفاتی که صورت گرفته است معلول حس اسطوره سازی است.و در این رابطه مبالغهها و اغراق هایی شده است.
نمونههایی از تحریف
نمونه اول
یکی از معروفترین قضایا که حتی یک تاریخ ،به آن گواهی نمیدهد،قصۀ لیلا مادر حضرت علی اکبر است.البته ایشان مادری به نام لیلا داشتهاند.ولی یک مورخ هم به حضور ایشان در کربلا اشاره نکرده است .اما ما چقدر روضه علی اکبر و لیلا راشنیدهایم.که علی اکبر به میدان رفت ،حضرت به لیلا فرمود: از جدم شنیدم دعای مادردرحق فرزند مستجاب است، برو در فلان خیمۀ خلوت ،موهایت را پریشان کن و در حق فرزندت دعا کن،بلکه خداوند این فرزند را سالم به ما برگرداند!
اولاٌ: لیلایی در کربلا حضور نداشته. ثانیا: این منطق حسین نیست .منطق حسین در روز عاشورا جانبازی است.
حالا چه شعرها خوانده میشود:
خیز ای بابا از این صحرا رویم نک به سوی خیمۀ لیلا رویم
نمونه دوم
در کتاب اسرارالشهاده آمده است که؛ در کربلا یک میلیون و ششصد هزار نفر لشکر عمر سعد بود .آخر اینها از کجا پیدا شدهاند؟ اینه همه از کوفه بودند. مگر چنین چیزی میشود؟همچنین آمده است که امام حسین (ع)در روزعاشورا سیصد هزار نفر را با دست خودش کشت.با بمبی که روی هیروشیما انداختند ، شصت هزار نفر کشته شد.حال فرض کنیم که شمشیر مرتب از آسمان بیاید ودر هر ثانیه یک نفر کشته شود،سیصد هزار نفر، هشتادو سه ساعت و بیست دقیقه وقت میخواهد.وقتی که دیدند جور در نمیآید گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بود[همچنین نوشته است] حضرت ابولفضل بیست و پنج هزار نفر را کشت. باز هم اگر در هر ثانیه یک نفر کشته شود شش ساعت و چندین دقیقه طول میکشد تا این تعداد کشته شوند.
پس باید حرف حاجی نوری ر ا باور کنیم که میگوید : امروز اگر کسی بخواهد بگرید ، اگر کسی بخواهد ذکر مصیبت کند، بر مصائب جدیدۀ اباعبدالله باید بگرید، برای این دروغهایی که به اباعبدالله نسبت داده میشود.

