شهادتین

قلم زدند به خون سر بریده تو
 
فرشتگان نگارنده جریده تو
 
شب از دعای درختان روشن ملکوت
 
گذشت، کفترِ آهِ به خون تپیده تو
 
شب از دعای تو خون شد، وصیّتت را هم
 
چکید خون تو، بر کاغذ سپیده تو
 
دوید خون تو تا ظهر، ظهر خونین شد
 
پس آفتاب گذشت از سر بریده تو
 
و ظهر بود و مفاتیح غیبی باران
 
زمان چیدن گل های برگزیده تو
 
صلات ظهر درختی شدی، اذان گفتی
 
شهادتین تو، خونِ به لب رسیده تو
 
صلات ظهر، درختی شدی، به خاک افتاد
 
سر بریده تو، میوه رسیده تو
 
و خونِ تو، که گلوبند ارغوانی شد
 
برای یاس کبود گلو بریده تو
 
و شب که شد، سر زد، ماهِ منبعث، خونین
 
به شام غربت تنها گلِ نچیده تو
 
 
ظهور رایت سبز تو را درختانند
 
به روی خاک، علامات قد کشیده تو
 
همان بهار که شاید دوباره می جوشد
 
ز ننگ های زمین، خونِ آرمیده تو.
 
 

آدرس کوتاه شده صفحه

rsblog.ir/ashaar_shahadatein

خانه.gif (256×256)Back.jpg (256×256)

 



نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 23 مهر 1394  ساعت 9:10 PM | نظرات (0)

تعداد صفحات :70      50   51   52   53   54   55   56   57   58   59   >