بي شك، واقعة خونين كربلا يكي از وقايعي است كه قلب هر مؤمن و هر انسانآزاده را جريحهدار ميكند .
عاشورا پديده نيست كه فقط متعلق به گذشته دور باشد، بلكه عاشورا و قيام خونيناباعبدالله و يارانش يك جريان است كه هميشه در قلب تاريخ ثبت است و گذشت زمانآن را كهنه نميكند و از خاطرهها هرگز محو نميشود. زينب كبري در مجلس يزيد خطاببه يزيد - عليه اللعنة - به همين نكته اشاره ميكند: «وَ كِدْ كَيدك وَاسْعَ سعيك و ناصبجهدك فوالله لا تمحو ذكرنا و لا تميت وحينا» مكرو حيلهات را به كار ببر، آنچه تلاش وسعي داري به كارگير، به خدا قسم! ياد ما را از دلها نميتواني محو كني و وحي مارانميتواني بميراني.
عاشورا داراي ابعاد مختلفي است: عدهاي از تحليل گران به ديد عرفاني به آننگاه ميكنند و گروهي ديگر به ديد حماسي و دستة سوم به ديد رثاء و مرثيه سرايي.
قيام امام منحصر به اين ابعاد نيست، زيرا يك نقش مورد غفلت قرار گرفته و آننقش اخلاقي عاشورا است. به راستي نقش اخلاقي كمتر از نقش حماسي آن نيست .چهدرسي بهتر از درس اخلاقي، همان طوري كه جدّ حسين(ع) فرمود:
«عليكم بمكارم الاخلاق فانّالله بعثني بها» بر شمااست به مكارم اخلاق، زيراخداوند مرا به آن مبعوث كرده است و باز فرمود:
«انّما بعثت لِاُتممّ مكارم الاخلاق» خَلق و خُلق دو عبارتي هستند كه استعمالميشوند: يكي مربوط به ظاهر خلقت انسان است و ديگري مربوط به باطن انسان .



