رسیدگی به حال بیچارگان
امام به مالک اشتر می نویسد: «وَ تَفَقَّدْ اُمُورَ مَنْ لا یَصِلُ اِلَیْکَ مِنْهُمْ، مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ الْعُیُونُ وَ تَحْقِرُهُ الرِّجالُ؛ به مشکلات کسانی از مردم بیشتر رسیدگی کن که کمتر به تو دست رسی دارند و از کوچکی به چشم نمی آیند و دیگران آنان را کوچک می شمارند.»
| چراغی که بیوه زنی بر فروخت | بسی دیده باشی که شهری بسوخت |
* * *
| تیر دعای سحرِ بیوه گان |
بگذرد از نُه سپر آسمان |
http://www.hawzah.net
ادامه مطلب
آزمایش انسان ها
امیرمؤمنان علی علیه السلام شناختن حقیقت افراد را منوط بر گذر زمان و دگرگونی روزگار و رخدادها می داند و می فرماید: «فی تَقَلُّبِ الاَْحْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ؛ گوهرهای افراد در دگرگونی احوال (دگرگونی روزگار و حوادث) شناخته می شود.»
| خوش بود گر محک تجربه آید به میان | تا سیه روی شود هر که در او غش باشد |
* * *
| روشن دلان همیشه به سختی به سر برند | در سنگ، زندگی به سر آمد شرار را |
http://www.hawzah.net
ادامه مطلب
اعتدال در زندگی
| در کار میانه رو بود سالم تر | یعنی که بود خیر امور الاوسط |
* * *
| چو داری به دست اندرون خواسته | زر و سیم و اسبان آراسته |
| هزینه چنان کن که بایدت کرد | نباید فشاند و نباید فشرد |
این اشعار از این کلام امام علیه السلام الهام گرفته اند: «کُنْ سَمْحا وَلا تَکُنْ مُبَذِّرا وَ کُنْ مُقَدِّرا وَلا تَکُنْ مُقَتِّرا؛ بخشنده باش نه به حد تبذیر، و اندازه نگهدار، نه به حد بخل.»
http://www.hawzah.net
ادامه مطلب
عبرت از تاریخ
دل نبستن به دنیا و عبرت گرفتن از احوال و آثار گذشتگان، از موضوعاتی است که سخنوران مذهبی برای تنبیه و بیداری غفلت زدگان و ترغیب به ایمان به کار می گیرند. رودکی می گوید:
| مجلس وعظ رفتنت هوس است | مرگ همسایه واعظ تو بس است |
و ناصر خسرو:
| مرا این روزگار آموزگار است | کزین بِهْ نیست مان آموزگاری |
و الهی قمشه ای:
| در دور زمان فراز و نشیب است | هر لحظه کند حوادث ارشاد |
و اشاره به این سخنان است: «... وَاعْتَبِرُوا بِما قَدْ رَأَیْتُمْ مِنْ مَصارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَکُمْ قَدْ تَزایَلَتْ اَوْصالُهُمْ وَ زالَتْ اَبْصارُهُمْ وَ اَسْماعُهُمْ وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ وَانْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعیمُهُمْ فَبُدِّلُوا بِقُرْبِ الاْءَوْلادِ فَقْدَها وَ بِصُحْبَةِ الاَْزْواجِ مُفارَقَتَها لا یَتَفاخَرُونَ وَ لا یَتَناسَلُونَ؛ [ای بندگان خدا!]... و از آنچه بر گذشتگان شما رفت، عبرت بگیرید که چگونه بندهای بدن ایشان از هم جدا و چشمها و گوشهایشان زایل شد، و شرافت و شکوهشان از بین رفت و شادیها و خوشگذرانیهایشان از آنها جدا شد، پس نزدیکی فرزندان به دوری، و همنشینی با همسران به جدایی بدل شد. دیگر نه به هم می نازند و نه فرزندانی می آورند.»
http://www.hawzah.net
ادامه مطلب
استفاده از فرصت
ناصر خسرو شب و روز و سال و ماه را نابود کننده عمر می داند و عمر را به راه کوتاهی تشبیه می کند:
| عمر مرا بخورد شب و روز و سال و ماه | پنهان و نرم چون موشان و راسوان |
* * *
| بنگر که عمر تو به رهی ماند | کوتاه، اگر تو اهل هُش و رأیی |
سعدی در این زمینه می گوید:
عمر می بینم چون برق یمان می گذرد
| تا دگر باد صبائی به چمن باز آید |
* * *
| سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست | در میان این و آن فرصت شمار امروز را |
با این ابیات، می توان این حدیث را توضیح داد که: «فَاِنَّ غَدا مِنَ الْیَوْمِ قَریبٌ ما اَسْرَعَ السّاعاتِ فِی الْیَوْمِ وَ اَسْرَعَ الاَْیّامَ فِی الشَّهْرِ وَ اَسْرَعَ الشُّهُورَ فِی السَّنَةِ وَ اَسْرَعَ السِّنینَ فِی الْعُمُرِ؛ همانا که فردا به امروز نزدیک است. ساعتها در روز و روزها در ماه و ماهها در سال چه زود سپری می گردد و سالها در عمر چه زود به آخر می رسد.»
http://www.hawzah.net
ادامه مطلب
ارزش سخن
در مورد زبان و آفات و برکاتش در ادبیات فارسی مطالب گوناگونی بیان شده است. یکی از آنها، سخن سعدی در گلستان است:
| تا مرد سخن نگفته باشد | عیب و هنرش نهفته باشد |
و یا:
| سخندان پرورده پیرکهن | بیندیشد آنگه بگوید سخن |
این دو شعر را در تفسیر حکمت 148 نهج البلاغه می توان به کار برد؛ آنجا که حضرت می فرماید: «اَلْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ؛ شخصیت مرد در زیر زبانش نهفته است.»
http://www.hawzah.net
ادامه مطلب
چرخش روزگار
یکی از ابیات مشهور حکیم فردوسی در مورد چرخش روزگار این بیت اوست:
| چنین است رسم سرای درشت | گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت |
و میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی هم می گوید:
| روزگار است آنکه گه عزت دهد گه خوار دارد | چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد |
این دو بیت در توضیح این گفتار علوی است که فرمود: «أَلدَّهْرُ یَوْمانِ: یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ، فَاِذا کانَ لَکَ فَلا تَبْطَرْ وَ اِذا کانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ؛ روزگار دو روز است: روزی برای کامرانی تو و روزی برای سختی و ناکامی توست. در روزی که برای خوشی تو باشد، ناشکری نکن و در روزِ سختی، شکیبا باش.»
http://www.hawzah.net
ادامه مطلب
گریز از معنویات
ناصر خسرو در مورد هجوم مردم و اشتیاق آنان به منافع مادی و حرکت کُند و باکسالتشان به سوی اعمال آخرت گفته است:
| بس به گرانی روی گهی سوی مسجد | سوی خرابات همچو تیر نشانه |
و اشاره است به این کلام امام علیه السلام : «...اِنْ دُعِیَ اِلی حَرْثِ الدُّنْیا عَمِلَ وَ اِنْ دُعِیَ اِلی حَرْثِ الاْآخِرَةِ کَسِلَ؛ [انسان گمراه[ اگر به سوی زراعت دنیا [و سود مادّی [دعوت شود، انجام دهد و اما اگر به سوی زراعت آخرت [و مسائل معنوی [خوانده شود، کاهلی می کند [و با کسالت می رود].»
http://www.hawzah.net
ادامه مطلب
اخلاص و دوری از ریا
حضرت در خطبه 76 نهج البلاغه می فرماید: «رَحِمَ اللّهُ اِمْرَأً... قَدَّمَ خالِصا وَ عَمِلَ صالِحا؛ خدا رحمت کند بنده ای را که... توشه خالصانه [و بدون ریا به درگاه خداوند] بفرستد و عمل نیک انجام دهد.»
سعدی می گوید:
| کلید در دوزخ است آن نماز | که در چشم مردم گذاری دراز |
وی حتی شرمنده گناه را بهتر از عابد خودنما و ریاکار می داند:
| گنهکار اندیشناک از خدای | به از پارسای عبادت نمای |
http://www.hawzah.net
ادامه مطلب
معرفت قبل از بندگی
فیض کاشانی درباره اینکه دین خداوند با شناخت او آغاز می شود، می گوید:
| عرفان طلب نخست و پس آنگاه بندگی | بی معرفت عبادت عابد تمام نیست |
این بیت ناظر به این کلام مولاست که فرمود: «اَوَّلُ الدّینِ مَعْرِفَتُهُ؛ سرآغاز دین معرفت خداست.»
http://www.hawzah.net
ادامه مطلب






