كلمه صوم در قرآن چهارده بار تكرار شده است. (8) اصل آن امساك از مطلق فعل شامل خوردن، نوشيدن و گفتن ميباشد و اين معنا در مفردات راغب و اقرب الموارد آمده است امّا مؤلف تفسير مجمع البيان ميافزايد هرچه از حركت بايستد و نيز سكوت هم ميتواند معناي صوم را برساند. (9) اما صوم در فرهنگ قرآن امساك ويژهاي است از طعام و امور ديگر كه در منابع فقهي مندرج است(10) و از طلوع فجر شروع شده و با رسيدن تاريكي اوّليه شب به پايان ميرسد، از قرآن برميآيد كه روزه در ميان امتهاي ديگر رواج داشته اما اين امّت مشخص نشدهاند. درباره صوم زكريا از سخن گفتن در قرآن تصريحي نميباشد بلكه خداوند قدرت سخن گفتن را براي مدت سه روز از وي سلب كرده است(11) اما در مورد مريم قرآن به صراحت روزه صمت را مطرح كرده است، (12) از اين نكته بر ميآيد كه چنين روزهاي در ميان بنياسراييل بوده و نيز مبيّن آن است كه دم فرو بستن براي چند روز و فكر كردن در مورد يك موضوع خردمندانه و مورد تأييد قرآن است و سكوت توأم با انديشه دريچهاي را بر روي آدمي ميگشايد، بيتوته حضرت نبياكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در غار حراء نيز همراه سكوت توأم با تفكر بوده است. در اسلام صوم صُمت تشريع نشده بلكه با اشكالاتي همراه ميباشد و فقها فرمودهاند حرام است انسان در نيت روزه خود سكوت را قيد كند ولي اگر بدون تكلّم روزه بگيرد اشكال ندارد. در فرهنگ عترت نبي اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و منابع روايي اگرچه روزه سكوت و امساك از تكلّم نهي گرديده ولي از ديدگاه ائمه هدي كم سخن گفتن و بيشتر فكر كردن يك ممدوح اخلاقي است(13) و سعدي با الهام از احاديث ميگويد:
كم گوي و گزيده گوي چون درّ
در بحثهاي تفسيري آيات 183 تا 187 قرآن ابعادي مهم از روزه روشن گرديده كه در محورهاي ذيل قابل ذكر هستند:
1ـ روزه بر مؤمنان مكتوب گشته چنان كه بر امتهاي گذشته واجب بوده است يعني اين عبادت همانند نماز، امر به معروف و نهي از منكر، اقامه عدل و قسط، مبارزه با ستم و حرام خواري، وجه مشترك تمام اديان آسماني است و از اين منظر روزه يك تشريع تأسيسي به حساب نميآيد چون حكمش سابقه دار بوده است.
2ـ روزه يك سنت الهي است و روزه دار از دستورات پروردگارش پيروي كرده است.
3ـ روزه دار به سرمايهاي به نام پارسايي نايل ميگردد و براي رسيدن به اين مهم از آنچه خلاف، حرام، ممنوع و غيرمجاز است اجتناب ميكند، تأكيد اصلي اين است كه روزه براي پروا داري و تقوا تعيين شده اگرچه منافع و مزايا و خيرات زيادي براي فرد و جامعه در بردارد.
4ـ موضوع «لعلّكم تتقون» عام، جامع و مطلق است و پرهيز در تمامي ميدانهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي، خانوادگي و انفرادي از هر آن چه نبايد، معرفي شده است. آن چه وجدان اخلاقي، فطرت خدادادي، قوانين عرفي، مباني علمي و عقلي ممنوع اعلام كردهاند در قلمرو تقوا قرار دارند، دسترسي به اين توشه و زاد زيربنايي، آگاهي، انديشه، تحريه، رياضت، تمرين، تديّن و تعبّد را ميطلبد.
5 ـ روزه عبادتي است كه به دليل بيماري، سفر، ناتواني، قضا، فديه و بدل دارد و هرگز هيچ مسلماني از اين قوانين معاف نميگردد و به نوعي بايد جبران كند.
6ـ در حكم روزه مدت زماني مشخص در طول سال تعيين گرديده كه يك ماه و در «شهر رمضان» ميباشد، ماهي كه قرآن در آن نازل گرديده و ليالي مبارك قدر به آن زينت ويژهاي دادهاند.
7ـ روزه حكمي است براي جوامع انساني و بنابراين در حدود توان، امكانات و شرايط بشري تشريع شده و محدوديتهاي آدميان در آن لحاظ گرديده است.
8 ـ اهميت روزه به اندازهاي است كه نبايد به عنوان دستوري ديني آن را تلقي كرد بلكه به دليل تكريم لطف و عنايت خداوند كه در اين ماه بر بندگان روا نموده بايد نسبت به انجام وظايف عبادي و معنوي خويش در اين ايام مبارك دقت و توجه ويژهاي مبذول داشت.
9ـ در هنگام روزه داري ضمن احترام به حكم الهي بايد از آلودگيهاي اخلاقي چون غيبت و تهمت و دروغ گويي پرهيز كرد و شايسته است حقوق بندگان خدا و حرمت شخصيت مؤمنين توسط روزه داران حفظ شود.



