نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:23 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بسم الله الرحمن الرحیم

 

دوستان گرامی و علاقمندان به حوزه فرهنگ و اقتصاد سلام علیکم

امیدوارم مباحثی که تا اینجا به طور پراکنده برایتان مطرح کردیم مفید فایده قرار گرفته باشه.

در ادامه بحث روابط متقابل فرهنگ و اقتصاد می خواهیم به مسئله فرهنگ اقتصادی بپردازیم.

اما عبارت فرهنگ اقتصادی معانی مختلفی رو می تونه به ذهن متبادر کنه که یکی از اونها مدنظر ماست.

یکی از معانی ای که می تونیم برای این عبارت متصور بشیم فرهنگ مربوط به رفتارها گرایشات و بینشهای اقتصادی است. به عنوان مثال فرهنگ مصرف، فرهنگ کار، فرهنگ پس انداز و ... که جای بحث وبررسی مفصلی داره.

دومین معنی ای که میشه از این عبارت برداشت کرد هنگامی است که کلمه "اقتصادی" صفت برای فرهنگ بگیریم و به عبارتی نوعی از فرهنگ را معرفی کنیم که این فرهنگ ویژگیهای اقتصادی دارد. اما این که یک فرهنگی ویژگی های اقتصادی داشته باشد یا به صفت اقتصادی متصف شود به چه معناست؟

فرهنگ در ابعاد مختلف می تواند مسیرها، ابزار و اهداف گوناگونی را انتخاب کند که هر یک از اینها می توانند فرهنگی باشند یا نباشند و یا حتی ضد فرهنگی باشند. بسته به اینکه چگونه فرهنگ را تعریف کنیم و رابطه نظام فرهنگی با دیگر نظامات اجتماعی را چگونه بنگریم این صفات شدت، ضعف و جهت می گیرند.

به عبارت ساده تر هنگامی که می گوییم نظام فرهنگی بدون تردید این نظام اهدافی را و با بکارگیری ابزاری دنبال می کند و سپس ارزیابی و سنجه این حرکت نیز مولفه ها و شاخص هایی را می طلبد که در مجموع این نظام را از نظامات اجتماعی دیگر جدا می کند.

فلذا ما در اینجا در چند سطح اقتصادی شدن فرهنگ اشاره خواهیم کرد.

الف- در اهداف:اهداف به دو دسته تقسیم می شوند. اهداف نظام فرهنگی و اهداف متولیان فرهنگ. اما اهداف نظام فرهنگی هر جامعه با توجه به ارزشهای اساسی آن جامعه تعیین می شود. به عنوان مثال در یک جامعه اسلامی اهداف نظام فرهنگی رسیدن به ارزشهای اسلامی بوده و در یک جامعه مارکسیستی اهداف در راستای ارزشهای مارکسیستی تعریف می شود. هم چنین در یک جامعه لیبرالیستی نیز ارزشها متناسب با جامعه لیبرالیستی مشخص می گردند. حال اگر ارزشهای اساسی یک جامعه سیاسی باشند اهداف فرهنگی تمایل به اهداف سیاسی پیدا می کنند. همچنین است اگر ارزشها اقتصادی و یا دینی و ... باشد. فلذا اگر بحث از فرهنگ اقتصادی می شود در سطح اهداف یعنی فرهنگی که اهدافش اقتصادی باشد. یعنی اگر مصرف در جامعه ارزش است آنگاه نظام فرهنگی نیز به سمت مصرفگرایی هدایت می کند. اما این بدان معنا نیست که نظام فرهنگی تابع مطلق نظامات اقتصادی و ... است. بلکه در اینجا در مقام اثبات اثر نظام اقتصادی بر نظام فرهنگی می باشیم که البته میتواند این اثر به قدری شدید باشد که نظام فرهنگی را کاملا تابع خود نماید. علی ای حال جهت شناخت صحیح فرهنگ نمی توان به ارزشها و اهداف اساسی جامعه که بسیاری از آنها اقتصادی اجتماعی و یا سیاسی هستند بی اعتنا بود.

پس فرهنگ اقتصادی در این سطح یعنی فرهنگی که ارزشها و اهداف خود را از اقتصاد می گیرد و به عبارتی اقتصاد ارزشها و اهداف خود را بر فرهنگ تحمیل می کند.

در بحث متولیان فرهنگ نیز می توان اهداف را فرهنگی یا اقتصادی گرفت. اگر فردی که در حوزه فرهنگ فعالیت می کند هدفش اقتصادی باشد و به عبارتی حوزه فرهنگ را به عنوان بازار خود و مخاطبین را به عنوان متقاضیان کالاهای فرهنگی خود می بیند. این نوع نگرش می تواند اثرات مخربی بر فرهنگ بگذارد.به عبارتی هنگامی فرد هدفش اقتصادی باشد ممکن است به هر وسیله ای تمسک پیدا کند تا هدف خود یعنی کسب درآمد را دنبال نماید.

در اینجاست که گاه می بینیم فعالیتهایی ظاهرا فرهنگی هستند اما در باطن خود نتایج ضد فرهنگی دارند. مثل برخی از فیلمهای سینمایی و ... که گاها مشاهده می شود.

اما در کنار مباحث ذکر شده در این باب در تعلیمات دینی و اعتقادات تربیتی ما این نکته بسیار مشهود است که فعالیتهای فرهنگی و تربیتی آنهنگام می تواند اثر گذار باشد که فرد خود عامل و نیتش سالم باشد. به عبارت ساده تر چون ما اثری برای هیچ کس و هیچ چیز غیر از خداوند متعال قائل نیستیم و اعتقادمان بر این است که اثر، مخصوصا اثرات تربیتی و روحی مختص خداوند متعال است  (لا موثر فی الوجود الا الله) پس فردی که در کار تعلیم و تربیت و فرهنگ وارد می شود باید ویژگی های خدایی خود را حفظ کند. به عبارتی هدفش الهی باشد، نیتش الهی باشد، خود عامل باشد و از ابزارهای الهی نیز استفاده نماید.

ب- در ابزار و رسانه های فرهنگی: در این سطح از بحث ابتدا مثالی بیان می کنیم و سپس به تفصیل آن می پردازیم.

فرض کنید برنامه ای در راستای ارتقاء سطح کتابخوانی در جامعه داشته باشیم. برای اینکه فرهنگ کتابخوانی را اشاعه دهیم از ابزارهای اقتصادی نظیر یارانه کتاب، جوایز در ازای خرید و یا مسابقات کتابخوانی با جوایز ارزنده استفاده کنیم. این ابزارهای اقتصادی در ارتقاء سطح کمی کتابخوانی بی تردید اثر می گذارد اما در مورد سطح کیفی آن و فرهنگ شدن آن جای تامل وجود دارد. برخی شرایط را جهت فرهنگ سازی آماده می کند اما فرهنگسازی نمی کند. فرهنگ کتابخوانی همچون تمام مسائل تربیتی دیگر امری است درونی و تابع شرایط بیرونی نیست. فلذا استفاده از ابزار اقتصادی جهت فرهنگسازی لااقل به طور مستقیم، دائمی و اثرگذار نمی تواند کارا باشد. اما این به معنای استفاده نکردن از این ابزار نیست. بلکه به معنای شناخت جایگاه استفاده از این ابزار است تا با توجه به آنچه در قسمت قبل نیز بدان اشاره شد انتظارمان از این ابزار در حد توانایی آن باشد نه بیشتر.

ج- در مولفه ها: در اینجا دو موضوع قابل طرح است. اول اینکه مولفه هایی که باید جهت رشد فرهنگی در نظر گرفته شوند و دوم اینکه مولفه هایی که باید جهت ارزیابی عملکرد به شاخص تبدیل شوند که در قسمت بعد بدان می پردازیم. اما مولفه هایی که جهت رشد فرهنگی و مهندسی فرهنگی باید در نظر گرفته شوند اولا و بذات باید فرهنگی باشند. یعنی  هنگامی که می خواهیم در هر حوزه ای از اجتماع و نظامات اجتماعی حتی اقتصاد و سیاست و ... به مهندسی فرهنگی بپردازیم و به عبارتی مثلا به مهندسی فرهنگی نظام اقتصادی بپردازیم باید نگاهمان فرهنگی بوده و حتی شاخصه های اقتصادی را با عینک فرهنگ بنگریم. اما این به چه معناست؟

مثالی برای زمانی که مولفه ی ما مولفه ای اقتصادی است: فرض کنید می خواهیم در حوزه اقتصاد به بحث اصلاح الگوی مصرف بپردازیم. خب مصرف یک مولفه اقتصادی است و در ذهن یک اقتصاددان معنایی از آن نقش می بندد که در ذهن یک جامعه شناس و یا فرهنگشناس نمی باشد. اینکه گفتیم باید با عینک فرهنگ به اقتصاد و مولفه های اقتصادی نگاه کرد یعنی همین. یعنی وقتی اقتصاد را طفیلی فرهنگ بدانیم و مصرف را پیش از آنکه یک مولفه اقتصادی بدانیم یک مولفه فرهنگی بدانیم آنگاه وقتی می خواهیم فرهنگ مصرف را اصلاح کنیم به سراغ اثرات فرهنگی و علل فرهنگی این مولفه می رویم و از ابزارهای فرهنگی در این راه استفاده می کنیم.(که در بالا تفاوت این نگاه با نگاه دیگر بیان شد)

به عنوان مثال وقتی مصرف را یک رفتاری که در پیش روی یک گرایش و شناخت قرار گرفته است بدانیم و آن عبارت باشد از "مصرف بیشتر بهتر است(the more is better)" یا "مصرف حداقلی و تولید حداکثری" یا "مصرف بر اساس نیاز" هنگامی که می خواهیم این الگوهای رفتاری را تغییر دهیم به سراغ نظام ارزشگذاری ذهنی افراد جامعه رفته و نقطه تاکیدمان رفتار نیست بلکه بینش و گرایش است. یعنی فردی که برای او مصرف بیشتر ارزش است شما نمی توانید با افزایش قیمت مصرف او را اصلاح کنید و اگر این کار را کردید رفاه او را پایین  آورده اید. در مقابل اگر مصرف را یک رفتار بدانیم که تابع متغیرهای اقتصادی ازجمله قیمت بدانیم آنگاه به این نتیجه می رسیم که تغییر قیمت بهترین راه جهت اصلاح الگوی مصرف می باشد. فلذا مشاهده شد تفاوت هنگامی که نگاهمان به مولفه های مختلف در حوزه های گوناگون اجتماع فرهنگی باشد یا نباشد. یعنی مصرف را ذیل رفتارهای اقتصادی ببینیم یا ذیل رفتارهای فرهنگی؟

اما باز به این نکته اشاره می کنیم ما قائل به عدم تاثیر متغیرهای اقتصادی نیستیم و همانطور که همیشه اشاره کرده ایم رابطه فرهنگ و اقتصاد را دوسویه می بینیم اما اقتصاد را طفیلی فرهنگ.

د: در شاخص ها: در مورد شاخصها به این نکته اشاره  می کنیم که سنجش و ارزیابی عملکرد فرهنگی اگر فرهنگی باشد صحیح و قابل قبول است و اگر اقتصادی و یا ... باشد گرچه به طور غیر مستقیم اثرات را نشان می دهد اما ما را به جایی می برد که نه دقتی است و نه یقینی. فرض کنید متولیان امر فرهنگ هنگام گزارش فعالیتهای فرهنگی خود به بودجه ای که صرف فرهنگ شده استناد کنند. یا هنگامی که می خواهند فعالیتهای فرهنگی در حوزه سینما را ارزیابی  کنند به سراغ میزان فروش بلیط و یا تولید فیلم سینمایی در آن سال بروند. حتی جهت ارزیابی کیفیت فیلم ها نیز به شاخصی کمی روی بیاورند. به عنوان مثال جهت بررسی کیفیت فیلمهای تلوزیونی به تعداد مخاطبین و کسانی که پای تلوزیون نشسته و برنامه را مشاهده کردند استدلال کنند. اینها همه غلطهای رایجی است که در حوزه فرهنگ نفوذ کرده و راهی است جهت توجیه فرار از تحمل سختی ها و مشکلات کار فرهنگی. تمام مثالهای فوق نشان می دهد که نمی توان جهت ارزیابی دقیق فعالیت های فرهنگی به شاخص های اقتصادی روی آورد. اگر چه اثر آن را انکار نکرده و استفاده از آن را منع نمی کنیم اما به هیچ عنوان کافی ندانسته و به گمراهی های ناشی از این نوع نگاه اشاره می کنیم.

علی ای حال فرهنگی که خود را طفیلی اقتصاد بداند فرهنگ نیست و متولیان فرهنگی آن سرمایه گذاران اقتصادیند و پول و درآمد مولفه های آن و هزینه ها و مخارج شاخص هایش خواهند بود.

این مطالب البته ناقص است و جای خالی نقد و بررسی شما بزرگواران در آن مشهود است.

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل....

یا حق علی



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:22 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




«بسم الله الرحمن الرحیم»

 

امسال سال جهاد اقتصادی است یا فرهنگ اقتصادی؟

 

این سومین سالی است که مقام معظم رهبری شعاری برای سال انتخاب می کنند که به نظرم نزدیک ترین حوزه به این شعارها حوزه فرهنگ اقتصادی است. اصلاح الگوی مصرف(فرهنگ مصرف)، همت مضاعف و کار مضاعف(فرهنگ کار)، جهاد اقتصادی(حرکت جهادگونه در راستای اهداف اقتصادی)... به نظرم در دو مورد اول این ادعا گزاف نیست که "مهندسی فرهنگی نظام اقتصادی" به عنوان عبارت اخرای اصلاح الگوی مصرف و همت مضاعف و کار مضاعف می تواند قرار گیرد. در مورد شعار امسال ابتدا به ساکن ذهنم به این سمت نیامد. اما وقتی بیانات ایشان را با دقت واکاوی کردم، به نتایج جالبی دست یافتم که امیدوارم مورد استفاده دوستان قرار بگیرد.

 

ادعا:

 

شعار امسال اگر چه زمینه اش اقتصادی است اما تمام الزامات و شروطی را که مقام معظم رهبری جهت پیشرفت و حرکت در این راستا بیان نمودند فرهنگی است.

 

استدلال:

 

چیستی شعار: حرکتی جهادگونه در راستای پیشرفت اقتصادی

 

"اگر كشور عزیز ما بتواند در زمینه‌ى مسائل اقتصادى، یك حركت جهادگونه‌اى انجام بدهد، این گام بلندى را كه برداشته است، با گامهاى بلند بعدى همراه كند، بلاشك براى كشور و پیشرفت كشور و عزت ملت ایران تأثیرات بسیار زیادى خواهد داشت"

 

چرایی: الگو سازی برای سایر ملل و تبلیغ اسلام و نظام اسلامی

 

"ما باید بتوانیم قدرت نظام اسلامى را در زمینه‌ى حل مشكلات اقتصادى به همه‌ى دنیا نشان دهیم؛ الگو را بر سر دست بگیریم تا ملتها بتوانند ببینند كه یك ملت در سایه‌ى اسلام و با تعالیم اسلام چگونه میتواند پیشرفت كند"

 

زمینه ها:

 

1.      رشد اقتصادی 8 درصدی

 

"آنچه كه در این زمینه با عنوان شاخص وجود دارد و مهم است، رشد پرشتاب كشور به میزان تعیین شده‌ى در برنامه‌ى پنجم است كه اعلام شده است؛ یعنى حداقل رشد هشت درصدى"

 

2.      کاهش نرخ بیکاری و افزایش اشتغال

 

"كاهش نرخ بیكارى و افزایش اشتغال در كشور، از جمله‌ى مسائل بسیار اساسى و مهم است"

 

3.      افزایش سرمایه گذاری بخش خصوصی....تشکیل و حمایت از تعاونی ها

 

"افزایش سرمایه‌گذارى بخش خصوصى و كمك به بخش خصوصى كه بتواند در زمینه‌ى مسائل اقتصادى كشور سرمایه‌گذارى كند، از جمله‌ى مسائل مهم و اساسى است؛ كه یكى از كارهاى مهم در این باب، ایجاد تعاونى‌هاست"

 

4.      بهره وری و اصلاح الگوی مصرف

 

"در این رشد، سهم بیشتر مربوط به بهره‌ورى است؛ یعنى ما بتوانیم از امكانات كشور به شكل بهترى استفاده كنیم..."

 

"صرفه‌جوئى در مواد اساسى..."

 

شروط و الزامات:

 

1.      مشارکت مستقیم مردم در امر اقتصاد...توانمندی و اطلاعات....رسانه ها

 

 مشاركت مستقیم مردم در امر اقتصاد، لازم است. این نیازمند توانمند شدن است، نیازمند اطلاعات لازم است

 

2.      روحیه جهادی: برای خدا، با جدیت، به صورت خستگی ناپذیر

 

اولاً روحیه‌ى جهادى لازم است

 

3.      معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه

 

دوم، استحكام معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه است

 

4.      قرار نگرفتن مسائل حاشیه  ای در افکار عمومی

 

 یك شرط دیگر این است كه كشور به مسائل حاشیه‌اى مبتلا نشود.

 

5.      حفظ اتحاد و انسجام ملی...علاقه و اعتماد به مسئولین

 

یك شرط دیگر، حفظ اتحاد و انسجام ملى است

 

همانگونه که ملاحظه می شود آنچه ایشان به عنوان شروط لازم جهت تحقق این شعار ذکر فرموده اند همه از اموری هستند که به طور مستقیم با مباحث فرهنگی ارتباط وثیقی دارد.

 

خوب است یادمان باشد در سال اصلاح الگوی مصرف چه اسراف ها که نشد در راستای اصلاح الگوی مصرف...

 

در سال همت مضاعف و کار مضاعف چه کسانی نبودند که در مورد کار مضاعف فقط حرف زدند و نوشتند...

 

به امید اینکه در راه این جهاد به جای حرف، عمل کرده و به جای نوشته های اضافی راجع به جهاد اقتصادی جهاد اقتصادی هم بکنیم.

 

دوستانه و به عنوان یک برادر کوچکتر عرض می کنم از هزینه هایی که امسال در این راستا خواهد شد بترسیم...و حرص و طمع ما را نگیرد که امسال دور، دور اقتصادی هاست و سال سال پژوهش و پروپوزال و پروژه و پول و ...

 

البته از جهاد علمی و ارائه مطالب علمی خود نیز نباید غافل شوید...

 

و آخر دعوانا الحمد لله رب العالمین

 

والسلام علی من اتبع الهدی




 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

بسم الله الرحمن الرحیم

این جمله و یا شبیه این جمله رو شاید خیلی شنیده باشید. گلاب به روتون از اون تف سر بالاهاییه که خیلی ناجور آبروی آدم رو می بره.

آمریکایی ها و غربی ها و اونوریا و اروپایی ها و امثالهم از ما مسلمونترند و اسم اسلام اینجاست اما عمل به اسلام اونجاست.

مخصوصا ژاپنی ها که دیگه اصلا حرفش رو نزن. خود اسلام ناطقند.

فکر نکنید می گیم مرگ بر آمریکا منظورمون تمدن و فرهنگ غربی و ملتهای غربی و دانشمندان و علم و ساختمون ها و اکثر مسئولین و ....اونجاست. نه منظورمون فقط اوباما و بوش و هیلاری و حداکثر کارتره...

تازه اون بیچاره ها هم نه چند تا یهودی صهیونیست سرمایه دار که نه نامی ازشون هست و نه نشانی.

مرگ بر آمریکا اصلا ربطی به پیشرفت علم و تکنولوژی آمریکا نداره. مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر سیاست های برخی سیاست مداران صهیونیست پشت پرده آمریکا

مرگ بر آمریکا اصلا حرف غلطیه. باید بگیم مرگ بر اون امواج صوتی که از طریق تارهای صوتی برخی افراد خاص که احتمالا عضو لژهای فراماسونری هستند بیرون میاد. اما چون این جمله طولانیه ونمیشه شعار بدیم میگیم مرگ بر آمریکا ولی منظورمون همینه وا. نه مردم و ...

راجع به اسرائیل و انگلیس و ...هم قس علی هذا...

چرا؟ چرا آمریکایی ها از ما مسلمون ترند؟

۱. چون دروغ نمی گویند

۲. ترافیک ندارند

۳. منظم هستند

۴. وقتی لب ساحل هستند هر کسی با کیس خودش کار دارد و نگاهی هم به  کیس دیگری نمی کند

۵. دزدی نمی شود

۶. تورم پایین است و همه در رفاه هستند

۷. علم و تکنولوژی در دست آنهاست

۸. لا اکراه فی الدین است

۹. خود اظهاری مالیاتی بسیار زیاد است

۱۰. سر وفت به سر کار سر می زنند و سرشان به سر کار خودشان است و سر به سر کسی نمی گذارند و سرسری بر مسائل پیش پا افتاده سرپوش می گذارند.

۱۱. وقتشان طلاست

۱۲. کاری به کار هم ندارند

۱۳. بهداشت را رعایت می کنند

۱۴. به هم احترام می گذارند و هر وقت همدیگر را می بینند به هم لب (خند هدیه) می دهند

۱۵. آزادی وجود دارد و آنها که می خواهند دین نداشته باشند لااکراه فی الدین است و آنها هم که می خواهند دین داشته باشند بازم لااکراه فی الدین است

۱۶. خیلی خوب است!

۱۷. نرخ بهره به نرخ بهره اسلامی یعنی صفر دارد نزدیک می شود

۱۸. نگو از عدالت که عدالت اقتصادی و اجتماعی و ...دیوانه کرده ما را

۱۹. اصل کاری یادم رفته بود و اونم قانون مداری و احترام به قانون در اونجاست(شما ساعت ۳ نصف شب هم که برید می بینید پشت چراغ قرمز همینطوری ماشین وایستاده)

۲۰. نمره همشون بیسته

۲۱. زندانهاشون خالیه و دانشگاهاشون پر

۲۲. بیمارستانهاشون خالیه و ورزشگاهاشون پر

۲۳. باره هاشون پره و البته کتابخونه هاشونم پر

۲۴. ...

اگر شما هم می دونید از این مثالها بزنید

اما ژاپن(به نقل از وبلاگ یکی از دوستان)

این مردم، علی‌رغم قدهای کوتاه‌شان دستشان را به بالاترین نقطه‌ها می‌رسانند و آنچه می‌خواهند را با اراده‌ی خود محکوم به در دست‌رس بودن می‌سازند. علی‌رغم چشمان باریک‌شان اصلا تنگ‌نظر نیستند و سلوک اجتماعی و همکاری مدنی بسیار بالائی برخوردارند. و علی رغم خم شدنشان در هنگام سلام یا عذرخواهی، در مقابل دشواری‌ها هرگز سر خم نمی‌کنند.

فارغ از تمام عیب‌ها و خوبی‌هائی که می‌شود در مورد هر ملتی متصور شد، ژاپن از نظر من همیشه الگوی فرهنگ و هویت ملی است. ملتی که اگرچه در جنگ با آمریکا شکست خورد، اما هرگز اجازه نداد نمادهای فرهنگ و ملیتش متاثر از آمریکائی‌ها باشد. این در حالی است که می‌بینیم کشورها و ملت‌هائی را که در حالی که حاکمیت‌شان مستقل است، سبک زیستن و فرهنگ و خلق و خویشان متاثر از فرهنگ تزریق شده از سوی آمریکا است.

فقط به همین نباید بسنده کرد. ملت ژاپن بسیار عمیق‌تر از این است. برای یک ژاپنی، ژاپنی بودنِ آنچه مصرف می‌کند بسیار مهم است. طوری که وقتی روزگاری محصولات زراعی بخش بزرگی از ژاپن دچار آفت شد و دولت ژاپن برای اول‌بار مجبور به واردات برنج امریکائی شد، علی رغم قیمت یک سومی برنج امریکائی، مردم حتی حاضر نشدند گرسنگی را با برنج آمریکائی معاوضه کنند!

این روزها این کشور و این ملت بزرگ، داغ‌دارند. داغ‌دار از دست دادن بیش از ده هزار نفر از اعضای خانواده‌ی بزرگشان یعنی ژاپن. داغ‌دار فاجعه‌ای که هنوز به پایان نرسیده است. داغ‌دار غمی که بر گوشه‌ی چشمان هر انسانی، اشک را میهمان می‌کند.

اما در همین روزهای دشواری نیز، نمی‌توانم کتمان کنم که مسحور بزرگی هویت و غرور ژاپن شده‌ام! ژاپن امروز به من ثابت کرد که رشد و تعالی ژاپن با هیچ زلزله‌ای قابل تخریب نیست و این ملت به زودی تمام آنچه از دست داده است را دوباره به دست خواهد آورد.

هرگز از خاطر نمی‌برم روزهای داغ‌داری میهنم برای مردم بم را. اما یکی از غمهائی که بر داغ من می‌افزود، غم مشاهده‌ی افرادی بود که از اموال گردآوری شده برای مردم بم نیز می‌دزدیدند و به جیب می‌زدند. غم مشاهده‌ی افرادی بود که از امریکا به خاطر فرستادن کمک‌های بشردوستانه تعریف و تمجید می‌کردند. اما امروز ژاپن برای من بسیار دیدنی است. مردم به یکدیگر اجازه داده‌اند که از مغازه‌ها، بدون محدودیت، مایحتاج خود را بدون پرداخت پول بردارند. اما در عین حال، کمتر کسی در ژاپن بیش از نیاز ضروری خود برمی‌دارد. چنین سطحی از فرهنگ، نه فقط برای ما که از فرهنگ اسلامی دم می‌زنیم و از آن فرسنگ‌ها فاصله داریم، بلکه برای اروپا و امریکا نیز الگوئی دست‌نیافتنی است.

ژاپنی‌ها علی رغم خسارات فراوانی که دیده‌اند هنوز به پیشنهاد هیچ یک از کشورهائی که حاضر به کمک به ژاپن شده‌اند جواب مثبت نداده‌اند. و این یعنی ژاپن حتی اگر زانوانش زخم هم بردارد، دستش را روی زانوی زخمی می‌گذارد ولی روی دوش دیگری هرگز!

و از همه‌ی این‌ها بالاتر روحیه‌ی بزرگ این مردم در حفظ غرور و هویت ملی‌شان است. طی سه روز گذشته، تصاویر فراوانی از ژاپن و ژاپنی‌ها پخش شد که حتی تماشای آن‌ها، مو به تن هر جنبنده‌ای راست می‌کند. اما هرگز ندیدم ژاپنی‌ها تصویری از گریستن مردمشان را به نمایش بگذارند. شاید شما چنین تصویری دیده باشید، اما من ندیدم. فکر می‌کنم علی‌رغم بزرگی مصیبت، مردم ژاپن آنقدر بزرگند که حاضر نیستند کسی اشک هم‌وطنانشان را ببیند.

و این‌ها همگی مرا بدان وامی‌دارد که در مقابل بزرگی این ملت، سکوتم را بشکنم و به افتخار این ملت بزرگ بگویم: ژاپن، خورشید امیدت هماره تابنده، و مردمان همچون کوهت استوار باد.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

 
 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

دوستان و همراهان عزیز سلام و خدا قوت

 

 

نقلی است از سید جمال الدین اسدآبادی رحت الله علیه که فرموده بودند:

 

 

در غرب رفتم مسلمان ندیدم ولی مسلمانی دیدم و در شرق آمدم مسلمان دیدم و مسلمانی ندیدم.

 

 

شاید بتوان گفت که این جمله تمام دعوای اکنون اسلام و مدرنیته است. و از نظر من صرفنظر از ناقل این جمله و شرایطی که این جمله در آن گفته شده، حرفی است غلط، بیانی است اشتباه، حماقتی است بزرگ، کلامی است سخیف، نطقی است که لا اله الا الله.... آدم چی بگه در مقابل این همه گژفهمی در یک جمله...

 

 

اما بعد...

 

 

اگر در پست قبل نظرمو ننوشتم و فقط برخی صحبتهایی که در بین عوام گفته می شد رو آوردم فقط به این خاطر بود که عکس العمل دوستان رو ببینم و ایجاد سوالی بشه برای کسانی که یا این جملات رو قبلا شنیده بودند و یا حتی خودشون گفته بودند. به هر حال قصد نداشتم این حرف های صد من یه غاز عوام رو به عنوان نظر خودم خدمتتون ارائه بدم. البته از لحن کلام و ابتدا و انتهای سخن و مخصوصا عنوان پست کاملا واضح بود که این مطالب از باب مزاح است و نظر نویسنده کاملا خلاف این مطالب است.

 

 

اما این واقعیتی است موجود در جامعه که می توانم نام شرک نوین را روی آن بگذارم و بگویم که بتهای مدرنیته غربی خدایان دروغینی هستند که نه تنها لا نفع و لاضررند بلکه، اثمها اکثر من نفعها...

 

 

اما چه کنیم که رکن اول ایمان را که کفر است گم کردیم و آلهه ای می پرستیم الا الله (۱)

 

 

از اساتید دانشگاه و آنهایی که این غرب تعلیم و نطقشان داده است انتظاری نیست. از آندسته از روحانیون اسلام ناشناسی که چون می خواهند از قافله حرافی و اظهار نظر عقب نمانند و به جای پاسخ صحیح دادن به تمدن غرب می خواهند آن را به قول خودشان در خود حل کنند و ناگاه می بینی که در باتلاق غرب مستغرق شده و اسلام عزیز را به هر نجاستی آلوده کرده اند توقع و انتظاری نیست. اما از شما هست. از تو که می اندیشی و خوب می بینی هست. انتظار هست که واقعیات را آنگونه که هست ببینی نه آنگونه که نشانت می دهند. اگر می بینی که موسی و شبان را مولانا می سراید و همای می خواند و صدای آمریکا پخش می کند این را باید خوب ببینی و بشنوی. جور دیگری ببینی و طور دیگری بشنوی. اگر می بینی که بزرگانی امثال سید جمالها در این باتلاق گیر می افتند و سروش ها و دیگران غرق آن می شوند، تعجب نکن که من و تو بسیار ساده تر از این حرفها ممکن است در دام این صیاد ماهر بیفتیم. اگر می خواهی نیفتی اول قدم این است که صید و صیاد را بشناسی...

 

 

می خواهیم با هم غرب را خوب ببینیم. خوب بشنویم و خوب قضاوت کنیم...

 

 

 از مردمی نباشیم که که خواه ناخواه دوست دارند آنگونه زندگی کنند که یک آمریکایی زندگی می کند. زندگی شرک آلود اما ظاهرا زیبای یک غربی را با تمام وجود می پذیرند و فریاد بر می آورند مرگ بر آمریکا

 

 

طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق          تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش

 

 

ادامه دارد...

۱. (اشاره به : فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله ... و لا اله الا الله)




 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




"هدی بن امیر" جلاد بنغازی که بخاطر جنایاتش مورد نفرت مردم قرار گرفت، از جمله خادمان دیکتاتور لیبی است که برای اربابش دست به هر جنایتی می زند.

"هدی بن امیر" از جمله شخصیتهای جنایتکار و منفور رژیم معمر قذافی است. نام او برای چندین دهه لرزه بر اندام مردم بی دفاع لیبی می انداخت چرا که وی در قساوت و بیرحمی دستکمی از ارباب خود قذافی نداشت.

نام بن امیر برای نخستین بار 27 سال پیش در لیبی بر سر زبانها افتاد. سال 1984 مراسم اعدامی در شهر بنغازی (طلایه دار اعتراضات مردمی اخیر این کشور) با حضور دیکتاتور قذافی برگزار شد.
 
این مراسم برای اعدام جوانی 30 ساله بنام "حامد الشویدی" که متهم به اقدام علیه دولت قذافی شده بود، ترتیب داده شد. زمانی که این جوان به دار آویخته شد پیکر نیمه جانش برای چند دقیقه بر بالای چوبه دار تکان می خورد که این مسئله خشم هواداران دیکتاتور را برانگیخت.
 
آنها نمی توانستند چنین مقاومتی را در برابر مرگ از سوی یکی از مخالفان سرورشان تحمل کنند، به همین دلیل زنی از میانشان به چوبه دار نزدیک شده و خود را از پاهای الشویدی آویزان کرد تا وی جان داد، این زن هدی بن امیر نام داشت.
 
قذافی از تماشای این صحنه و شدت وفاداری بن امیر متاثر شده و وی را بعنوان شهردار بنغازی منصوب کرد. از آن زمان تا کنون خون صدها تن از مردم بنغازی بدست این جلاد ریخته شد. وی بخاطر این اقدامات مورد نفرت عمومی بود و وحشت از انتقام لحظه ای ترکش نمی کرد برای همین با وجود داشتن محافظ در تمام مدت با خود کلتی را حمل می کرد که در صورت لزوم از خود دفاع کند.
 
بن امیر بارها به اطرافیانش گفته بود: در بنغازی هیچ مردی وجود ندارد، مرد فقط منم. این زن خونخوار که در طول عهده داری منصب شهرداری بنغازی صدها جنایت هولناک را مرتکب شد در توجیه علت کارهایش می گفت: ما نیازی به گفتگو با دیگران نداریم بلکه ما به چوبه های دار بیشتر نیاز داریم.
 
پس از قیام مردم بنغازی و فتح این شهر توسط انقلابیون بن امیر گریخته و خود را به دیکتاتور رساند. در آخرین سخنرانی که قذافی علیه انقلابیون کرده و آنها را تهدید به قتل عام نمود، جلاد لیبی نیز در کنارش حضور داشت.
 
هدی بن امیر تنها یکی از دهها جلاد دیکتاتور لیبی است که با کمک آنها چهاردهه سلطه خونین خود را بر مردم انقلابی لیبی و نوادگان جنگجوی"عمر مختار" تحمیل کرد. با این حال انقلاب مردم این کشور بار دیگر ثابت کرد که ظلم و جنایت هیچگاه دوام نخواهد آورد حتی اگر در طولانی ترین دیکتاتوری تاریخ معاصر رخ دهد.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:51 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




با یک روز تاخیر رسیدم جهادی.راهیان نور بودم و هر کاری هم می کردم به اتوبوس بچه ها نمی رسیدم، به هر حال بعد از نصف روز توقف در مشهد و عوض کردن ساک سفر خوزستان با ساک سفر سیستان راهی ایرانشهر شدم و از ایرانشهر هم راهی دلگان. نزدیک به ۱۵۰۰ کیلومتر دور تر از مشهد!

*** تهرانی، اصفهانی، مشهدی، شیرازی، بابلی،یزدی، خوزستانی، ترک و لر و ... می شدند نزدیک به ۱۲۰ نفر دانشجو و طلبه و فارغ اتحصیل که بر و بچ جهادی را تشکیل می دادند. فقط تصور بکنید وقتی بچه های صحبت می کردند چه بلبشویی از لهجه ها و گویش ها به وجود می آمد!!!

*** در جهادی باید عنوان ها و مدرک ها را بزاری کنار! مهندس و دکتر و پزشک و روحانی و ... همه در جهادی به یک اسم صدا زده می شوند! "عمله"

اما عمله ی امام زمان(عج)، که زیر دست یک اوستا بنا کار می کردند، ملات درست می کردند، بیل می زدند، آجر پرتاب می کردند ، با فرقون رانندگی می کردند و ....

وقتی عمله ها خسته می شدند با همخوانی این شعر خستگی را خسته می کردند:

کارگرتم کارگرتم عشقم اینه دربرتم

وقتی که خوب خسته می شم می خوام بگم نوکرتم

***روستای چاه الوند، مدرسه ای در نزدیکی اش نداشت، یکی از اهالی خونه ی کوچکش را در اختیار بچه های جهادی قرار داده بود، با چسباندن یک پلاستیک به دیوار و یک ماژیک تخته جهادی راه افتاد و کلاس های درس برقرار شد.

*** امسال قسمت بچه ها کمک در ساخت سه تا مسجد بود، مسجد امام رضا(ع)، مسجد موسی بن جعفر(ع)، مسجد امام حسین(ع) و ساختن یک دیوار مدرسه

*** شب سال تحویل اهالی روستای چاه الوند، حلوا درست کرده بودند، می گفتن رسم هر ساله ی اونهاست، برای آمرزش همه اموات و شهدا از صدر اسلام تا اکنون! حلوای محلی خوشمزه بود ولی برای بچه شهری ها کمی سنگین! بعدش هم ذکر توسل بود به اهل بیت و سینه زنی همراه با اهالی روستا! حاج علی می خوند: ما دیوونه ها میریم کربلا، ما عمله ها میریم کربلا ، ما جهادی ها میریم کربلا ، با روستایی ها میریم کربلا، و ...

شب افتتاح مسجد امام رضا(ع) ی روستای چاه الوند بچه های باصفای روستا دور مسجد می چرخیدند و سینه می زندند میریم کربلا!

***شب سال تحویل در محل اسکان یک مدرسه شبانه روزی بود بچه ها شروع کردند به مدح امیرالمومنین خواندن، بعد هم کم کم ذکر گرفتن و گریه کردن و عاشورایی شدن. هیچ سال تحویلی اینقدر مزه نخواهد داد که با لباس خاکی اردوی جهادی سینه بزنی . لباس خاکی اردوی جهادی یک طرف، تمام رسم و رسومات خرافه نوروز یک طرف!

*** اهالی روستا بخاطر افتتاح مسجد امام رضا(ع) ظهر پنجشنبه گاو قربانی کردند. دور مسجد شلوغ بود و پر سر صدا!

*** شب افتتاح مسجد با یکی از بچه های دبستانی روستا تمرین کرده بودیم یک شعر برای امام رضا (ع) بخواند! بعدا فهمیدیم محمد که از صبح با شور و اشتیاق داشت شعر را یاد می گرفت از برادران اهل سنت منطقه بود!

*** گروه سرود یاوران مهدی روستای چاه الوند که دختران دبستانی روستا بودند سرود من بچه شیعه هستم را اجرا کردند، صلوات جهادی ها و مردم روستا رضایتشان را از سرود خواندن دخترها نشان می داد.

*** بچه ها هر روز قبل از شروع کار مسجد، با روضه و ذکر مصیبت و اشک بر حسین کار رو شروع میکردند، شب افتتاح مسجد هم رسم بر همین بود که بعد از خواندن اولین نماز جماعت در مسجد، حتما روضه و سینه زنی برقرار شود. روضه که شروع شد گریه ی بعضی از اهالی مخصوصا دو سه نفر از بچه های ده ، دوازده ساله روستا مجلس رو به هم ریخت، طوری گریه می کردند که بقیه بچه ها را هم تحت تاثیر قرار داده بودند. وقتی نوبت نصب کاشی حرم حضرت عباس در مسجد امام رضا شد انگاری در بین الحرمین مردم دارند سینه میزنند. بعد مراسم بود که دیدم دختر بچه ای که بیشتر از ۱۱ سال بهش نمی خورد اومد زیر کاشی ایستاد و زار زار گریه کرد. صفای و پاکی مردم روستاهای دلگان همه بچه ها رو تحت تاثیر قرار داده بود. به قول یکی از دوستان ما امده ایم جهادی که از مردم چیزی یاد بگیریم نه اینکه چیزی یاد بدهیم.

*** متن زیر هم در شب افتتاحیه مسجد امام رضا برای مردم و جهادی ها خوندم:

چشم هایت را ببند، بال های ذهنت را به پرواز در بیاور، گوش هایت را تیز کن، می شنوی؟

صدایی می آید که فرامی خواندمان. صدایی که با آهنگ ضربان قلبت هماهنگ شده است:

ای راهب کلیسا کمتر بزن به ناقوس/ خاموش کن صدا را نقاره می زند طوس

السلام علیک یا غریب الغربا، السلام علیک یا معین الضعفا، سلام بر تو ای امام غریب، بر تو ای ضامن آهوی دلهای رمیده از چنگال صیادهای نفس، سلام بر تو از بلوچستان از روستای چاه الوند، از مسجدی که با نام تو و با عشق تو بنا شده است، مسجد امام رضا(ع).

آقاجان اهالی با صفای چاه الوند عمری چشم انتظار زیارت حرم تواند. امشب از مسجد امام رضا(ع) اذن دخول می خوانند برای ورود به حرمت. ا ادخل یا رسول الله، ا ادخل یا حجه الله، ا ادخل یا ملائکه الله المقیمین فی هذه المشهد.

آقاجان مسجدمان ساده است. کوچک است. تزیینات ندارد. شما ببخشید اگر ناچیز است و در خور نام شما نیست، هر چند که شما را گفته اند با ظواهر مادی کاری نسیت و به دل ها می نگرید. آقاجان متشکریم که این قدرت را به ما دادی که بنایی را علم کنیم برای عبادت حضرت حق و گریه بر حسین(ع).

آقاجان هر صبح را با اشک بر حسین(ع) شروع کردیم و آجر آجرش را به امید قبولی شما با صلوات و ذکر به همراه مردم روستا بالا بردیم.

آهای آجرهای مسجد امام رضا(ع)، روز قیامت شهادت بدهید که عده ای به عشق نوکری امام رضا(ع) شما را روی هم نهادند، شهادت دهید سرهایی به دیوارهای شما تکیه داد و بر حسین فاطمه(ع) گریست؛ شهادت بدهید بر زیر سقفی که شما تشکیلش داده بودید عده ای به عشق کربلا سینه زدند و حسین حسین گفتند.

چه قسمتی و چه حکمتی است که مسجد امام رضا (ع)، شب جمعه افتتاح می شود و چه ارتباطی بین حرم امام رضا(ع) و حرم امام حسین؟ و این چه حکایتی است که در مسجد امام رضا(ع) گوشه ای از حرم عباس(ع) آمده است و ذکر سقا گرفته است؟

پنج امامی که تو را دیده اند/دست علم گیر تو بوسیده اند

حسین جان(ع) آدمی اگر قرار است پادشاهی بکند، هیچ پادشاهی را بزرگتر از نوکری درب کوی حسین(ع) پیدا نخواهد کرد.

بر من لباس نوکری ام را کفن کنید/ نوکر بهشت هم برود باز نوکر است

آقاجان اولین نمازمان در شب جمعه، با لباس هایی خاکی و گلی، با خستگی بیل زدن ها و ملات درست کردن ها با سر و صورتی غرق عرق در مسجد امام رضا می خوانیم، خودتان گفته اید تا عرق کارگر خشک نشده است مزدش را بدهید، بسم الله...

اهالی روستا و بچه های جهادی دلشان برای مشهد پر می زند و برای کربلا آتش است. اهالی برای مسجد شما قربانی کرده اند و شور و حالی در روستا به پا انداخته اند. در دل بیابان های بلوچستان، به نام شما بنایی علم کرده اند و چراغی روشن کرده ند و در شب جمعه ذکر حسین حسین گرفته اند....

محمد حسین زاده


 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:47 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




سردار 'يعقوب سليماني' در گفت و گو با خبرنگار دفاعي ايرنا با اشاره به رشد كمي و كيفي اردوهاي راهيان نور در سال جاري گفت: در اردوهاي راهيان نور در سال جاري اساتيد دانشگاه، پزشكان، متخصصان، هنرمندان و دانشجويان حضوري چشمگير داشتند.
رييس سازمان گردشگري و اردويي بسيج خاطرنشان كرد: در سال جاري پنج مكان زيارتي جديد در مناطق عملياتي ايجاد شده كه شامل محل شهادت علي هاشمي و قرارگاه سري نصرت ، منطقه عملياتي كربلاي چهار، گلزار شهداي آبادان و 177 شهيد گمنام، كانال كميل و حنظله و محل شهادت شهيد سبحاني در اطراف سوسنگرد است.
وي خاطرنشان كرد: شهيد سبحاني در سال 1359 توسط سربازان بعثي شكنجه و پيكرش به آتش كشيده شد و براي بزرگداشت اين شهيد كه خارج از گلزار شهداي سوسنگرد مدفون مي باشد، يادماني ايجاد شده است.

**حضور زايران خارجي در مناطق عملياتي
سردار سليماني اظهار د اشت: در سال گذشته سه هزار و 200 نفر از اتباع خارجي از 59 كشور از مناطق عملياتي دوران دفاع مقدس بازديد كرده اند.
رييس سازمان گردشگري و اردويي بسيج افزود: فضاي معنوي زيارتگاه هاي شهدا به گونه اي است كه برخي از زايران خارجي پس از بازديد از يادمان هاي شهدا درخواست مي كنند به عنوان خادمين شهدا در اين يادمان ها فعاليت كنند.
وي خاطر نشان كرد: در روزهاي اخير نيز زايراني از كشورهاي آمريكا و آلمان در اردوهاي راهيان نور حضور داشته اند.

**راهيان نور دريايي
سردار سليماني گفت:بعد از پيگيري طولاني، در سال جاري براي اولين بار كاروان هاي راهيان نور براي بازديد از مناطق عملياتي دريايي اعزام شدند.
رييس سازمان گردشگري و اردويي بسيج افزود: جزيره خارك از جمله مناطقي است كه روزانه توسط ارتش بعثي بمباران مي شد اما صادرات نفت از آن هيچگاه قطع نشد،راويان تلاش زيادي مي كنند تا با روايتگري مناسب، رشادت هاي رزمندگان در اين منطقه را منتقل كنند.
وي خاطرنشان كرد: نمايشگاهي در هرمز و بندرعباس ايجاد شده و شناورهاي سپاه مسافران نوروزي را به جزيره هرمز منتقل مي كنند.
سردار سليماني اضافه كرد: در بوشهر نيز كاروانهاي راهيان نور از نيروگاه بوشهر، محل مقاومت رييس علي دلواري و جزيره خارك بازديد مي كنند.

**برگزاري جشنواره ره آورد سرزمين نور
سردار سليماني اظهار داشت: در جريان بازديد حدود 2 ميليون زاير از مناطق عملياتي كشور، تعداد زيادي عكس، فيلم، خاطره ، داستان و... توليد مي شود و براي بهره برداري از آنها و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت جشنواره ره آورد سرزمين نور برگزار خواهد شد.
وي اضافه كرد:بعد از اتمام اعزام كاروان هاي راهيان نور به مناطق عملياتي غرب كشور و در شهريور ماه ، اختتاميه اين جشنواره با حضور سران قوا برگزار خواهد شد.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:46 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
آيت‌الله خاتمي خطاب به آل‌خليفه و آل‌سعود گفت: فكر نكنيد با كشت و كشتار حكومتتان مي‌ماند، هر قطره خوني كه از مظلومي ريخته مي‌شود شما به نابودي نزديك‌تر مي‌شويد.
امام جمعه موقت تهران گفت: خدا را شکر می‌کنیم که مردم ما انس با خدا دارند و در شرایطی که وضع منطقه را می‌بینند، امن‌ترین و آرام‌ترین کشور منطقه کشوری است که در آن زندگی می‌کنیم
به گزارش واحد مرکزی خبر، حجت الاسلام و المسلمین سیداحمد خاتمی با بیان اینکه مردم ما با آرامش ایام نوروز را گذراندند، افزود: سفرهای زیارتی مردم در این مدت به مشهد مقدس و قم و همچنین سفر راهیان نور زبانزد بود که امیدواریم این گونه سفرهای معنوی همچنان گسترده تر شود.

 

 

 

در ادامه مطلب....



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 نماينده اسرائيل بيشترين حمايت را از موسوي و كروبي كرد 

چهار نكته درباره قطعنامه سیاسی حقوق‌بشر علیه ایران

محمد جواد رمضاني: هفته گذشته در شانزدهمین شورای حقوق بشرقطعنامه‌ای برضد جمهوری اسلامی تصویب شد که بانیان آن عبارت بودند از سوئد، مالدیو، تانزانیا و چند کشور ذره بینی دیگر؛ این قطعنامه از چند لحاظ قابل بررسی است.
نخست محورهای مورد اشاره در نطق‌های کشورهای بانی و کشورهای مخالف ایران که عمدتاً بلوک غرب هستند، شامل چند مورد خاص همچون حبس خانگی سران فتنه، زندانی شدن جعفر پناهی و وجود مجازات اعدام در ایران است. مشابه همین سخنان را اوباما در سخنان خود در نوروز امسال خطاب به ایرانیان نیز تکرار کرد. جالب اینکه بیشترین حمایت از موسوی و کروبی را نماینده اسرائیل در نطق عمومي (general debate) ارائه کرد که ارزشمند بودن این مهره ها را برای بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر مشخص كرد.
این قطعنامه هر چند با رأی ضعیفی تصویب شد و اجماعی در آن مشاهده نمی شد، اما مانور تبلیغاتی سایت های معاند و به همراه آن سایت های وابسته به موسوی و کروبی که دقیقا یک متن تنظیم شده را در سایت های خود مطابق با سایت های منافقین و ضد انقلاب قرار داده بودند، جالب توجه است؛ از جمله اشاره به شکست دیپلمات های ایرانی، سخنرانی ایران در مورد هشدار به شورای حقوق بشر درخصوص روند تخریبی امريكا -که موارد متعدد نقض سیستماتیک حقوق بشری را در کارنامه خود دارد- که مسیر شورای حقوق بشر را از بحث تخصصی و فنی به سوی سیاسی کاری می برد و تعداد کشورهای مخالف و موافق قطعنامه جزو بندهای اصلی کلیه اخبار و تحلیل های ضد انقلاب بوده است.
نکته جالب ديگر اينكه کشورهای کوچک و ذره بینی که بعضا هیچ گونه مناسباتی با ایران نیز ندارند، حاضر هستند با دریافت کمک های نقدی از امريكا، کلیه سیاست های خود را با این کشور هماهنگ کنند.
بخش دوم، کشورهای مخالف قطعنامه هستند. مجموعه 24 کشور به قطعنامه رای منفی و یا ممتنع دادند که در مقابل 22 رای موافق بیانگر عدم اجماع است. با نگاهی به کشورهای مخالف و موافق و بیانیه های قرائت شده مشخص می شود که سازمان کنفرانس اسلامی در جریان بررسی قطعنامه پیشنهادی امريكا و سوئد علیه جمهوری اسلامی از ایران حمایت كرده است.
پاکستان که به نمایندگی از کشورهای اسلامی در این اجلاس سخنرانی می کرد، تاکید کرد که سازمان کنفرانس اسلامی شدیدا مخالف طرح قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران است و این اقدام را سیاسی تلقی می کند. نماینده سازمان کنفرانس اسلامی با يادآوري رویکرد فعال و مثبت جمهوری اسلامی ایران در حوزه حقوق بشر از رهیافت اتخاذ شده توسط گروه غرب در شورای حقوق بشر انتقاد نمود و لابی های گسترده امريكا در داخل شورای حقوق بشر و نیز در کشورهای مختلف را مورد نکوهش قرار داد. در این نشست همچنین سفرای کوبا، چین، موریتانی و اروگوئه علیه قطعنامه طرح شده برضد جمهوری اسلامی ایران سخنرانی کردند.
سوم اینکه آنچه باعث خشم امريكا و تشدید فعالیت های سایت های مخالف نظام شد، افشاگری ایران در مورد دخالت امريكا در روند شورای حقوق بشر است. عملکرد امريكا در کمیسیون سابق حقوق بشر موجب ناکامی اين نهاد بین المللی شد و موجب شد تا جامعه بین المللی به عضویت امريكا در آن سازمان پایان دهد. بنابراين، عضویت امريكا در شورای حقوق بشر نیز یک امر نگران کننده برای جامعه بین المللی است و این کشور از زمان حضور در شورای حقوق بشر روندی تخریبی در سازوکارهای شورا داشته است. کشوری که با حمایت بی قید و شرط خود از جنایات رژیم صهیونیستی باعث نقض روزمره حقوق مردم فلسطین می شود، صلاحیت حضور در شورای حقوق بشر را ندارد. سربازان امريكايی در افغانستان افراد غیرنظامی را می کشند و با اجساد آنها عکس یادگاری می گیرند که نمونه اخیر آن در هفته گذشته پس از افشاگری شبکه پرس تی وی که در آن بیش از 40 افغان از جمله 9 کودک کشته شدند، موجب عذرخواهی رسمی اوباما و پترائوس فرمانده نظامیان امريكا در افغانستان شد.
چهارمین نكته، وظیفه نیروهای انقلابي است که باید در نظام امپراتوری رسانه ای غرب نقش مهم‎تری ایفا کنند. موثرترین ابزارهای غرب در موضوع حقوق بشر ایران عناصری مانند شیرین عبادی هستند که کشور به کشور سفر کرده و توهم‌هايی را با مقامات آن کشورها در قالب حقوق بشر در میان می گذارند. اگر افکار عمومی از هزاران شهید نیروی انتظامی که به‌خاطر جلوگیری از قاچاق مواد مخدر جان خود را از دست داده اند، آگاه شوند، اعدام کردن این قاتلان و برهم زنندگان امنیت اجتماعی و سلامت روانی را درک نخواهند کرد؟ و یا مجازاتی کمتر از زندان برای فیلم‌سازی که با ساخت فیلم دروغین از شکنجه در زندان ها، سعی در تخریب وجهه جمهوری اسلامی دارد، قائل خواهند شد؟
 


 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بازگشت پیکر مطهر17شهید دفاع مقدس به کشور 

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس گفت: پیکر پاک 17 شهید دوران دفاع مقدس روز 15 فروردین از طریق مرز شلمچه به آغوش میهن اسلامی باز می‌گردند.به گزارش مهر، سردار سید محمد باقرزاده در این راستا از عموم کاروان های راهیان نور دعوت کرد در مراسم استقبال از شهدا در مرز شلمچه از ساعت 10 صبح حضور داشته باشند.وی گفت: این شهیدان اخیرا در کاوشهای انجام گرفته توسط نیروهای عراقی در آن کشور کشف شده اند.
سردار باقرزاده در عین حال اظهار داشت: اخیرا به دنبال اخلال نیروهای آمریکایی از سرگیری عملیات جستجو در کشور عراق متوقف شده است.وی همچنین از وزارت امور خارجه کشورمان درخواست کرد با جدیت بیشتری مسئله جستجوی شهیدان در عراق را در دستور کار قرار دهند.
وی با تاکید بر این نکته که از زمان سقوط صدام هنوز عملیات جستجوی مشترک با عراق شروع نشده است، گفت: این تاخیر ناشی از شرایط عراق و بعضا کم‌کاری مسئولین وزارت امور خارجه به شمار می رود.


 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:27 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



مدل اقتصاد اسلامی:

یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر و بیشتر در کشورهای مسلمان مورد توجه قرار گرفته ارائه یک نظام اقتصادی جایگزین به‌جای سیستم اقتصادی غربی می‌باشد. یک موج فزاینده از نظریات در کشورهای در حال توسعه درحال شکل گیری است که معتقد است اقتصاد سرمایه داری غرب درحل مشکل فقر و از بین بردن بسیاری از ناهماهنگی اقتصاد شکست خورده است. بسیاری ازاین راه حل ها با هدف پاسخگویی احتیاجات انسان آزمایش شده اما هنوز انسان قادر نیست که بدون مواجهه با رکود ها و تورم های دوره ای، به یک جامعه رفاه (مبنی بر فرصت های برابر، تعادل بین طبقات وروح تعاون ومشارکت به جای حرص وهرج ومرج ) دست پیدا کند.
چه بر اساس نظریات سوسیالیسم وچه سرمایه داری انسان در مرکز دنیا قرار داشته و بوسیله تمایلات پایه ای نسبت به غذا، لذت و ماندگاری، کنترل میشود. پس از رنسانس در قرن 14مدل تمدن مرکزی اروپا بوسیله ریزون سروسامان گرفت. حتی شناخت میراث معنوی الهی موضوع برخی از ریشه یابی های دقیق شده بود. درعلم تئوری تغییر وتکمیل دوره ای هوش انسان، در اقتصاد پیشرفت تکنولوژی وابداع معیارGNP برای اندازه گیری و محک پیشرفت ملت ها و درسیاست ترویج دموکراسی وتبدیل شدن آن به یکی ازساختارهای تشکیل دولتها تغییرات زیادی در زندگی انسان بوجود آورد.
همچنین ماتریالیسم سکولار نیز اقدام به جایگزینی معنویت الهی باتئوری کرد که طبق آن زندگی انسان محدود به ارضای نیازهای بنیانی اوبوده ودرآن هیچ اعتقادی به جهان پس از مرگ وجود نداشت.کلیساها وصومعه ها برای 75 سال یا بیشتر، دیگر حرفی از جهنم به زبان نیاوردند واینگونه شد که شهرهای بوجود آمده در غرب صنعتی وکشورهای در حال توسعه که در حال بکار گیری مدل های توسعه علمی وفنی غربی بودند دچار معضلاتی چون بی ثباتی اقتصادی عدم توازن اقتصادی بین فقر وثروت وبیماری های اجتماعی مثل خشونت، مواد مخدر وروابط نامشروع نوجوانان شدند.
نظام های سیاسی اروپا در بعد از رنسانس برخلاف سیستم های پادشاهی وملوک الطوایفی، تبدیل به دولتهای مردمی شدند.این حکومتها از زمان باستان دراشکال دولت یونانی، نمایندگی امپراتور روم ، شارلمانی، امپراتور مقدس روم ودر آخر دولت های ملی اروپایی قرون وسطایی تغییرکرده بودند ودر آخرتبدیل به دولت های دموکراتیک انقلابی شده ومحور مشترک آنها زندگی آسوده و امنیت در برار حمله بیگانگان شد. از آنجا که ارباب های فئودال رعایا را مدیریت می کردند و مالیات می گرفتند، همانها هم برای حمایت از پادشاه تشکیل ارتش ونیروی نظامی می دادند.
از طرف دیگر خود کلیساها مالک زمین هایی بودند وبا دستگاه اشراف فئودالهاوپادشاه همکاری می کردند.در قرون وسطی به درخواست کلیسا ها سپاهیان زیادی برای جنگ علیه مسلمانان تشکیل شد.
این سپاهیان که آغاز گران جنگهای صلیبی بودند برای رسیدن به یک پاداش مادی ویا رسیدن به پاداش های اخروی دست به جنگ می زدند. اگر چه ارتش مسیحیان از مسلمانان بیزار بودند ولی به آنها احترام می گذاشتند وباانان رابطه برقرار می کردند به طوری که تماس های بین مسلمانان ومسیحیان که در جریان جنگ های صلیبی صورت گرفت تاثیرات زیادی روی اقتصاد اروپایی ها و همینطور زندگی سیاسی اجتماعی آن ها گذاشت.
اروپا در دوره بعد از رنسانس به سمت عقاید انسان محورانه وبرتری انسان متمایل شد که در این عقاید ابزار اصلی دانش علت هابود و نه روابط الهی. همه چیز از کتاب مقدس گرفته تا دانش سکولارنجوم،جغرافی،ریاضیات،پزشکی،فلسفه وفیزیک ) به صورت تجربی وآزمایشی تبدیل شد تا جاییکه معتقد بودند هیچ چیز وجود ندارد مگر اینکه با یکی از حواس پنجگانه احساس شود. در تاریخ اندیشه های غربی، دانشمندان تکیه برحقایق مربوط به تمدن یونانی داشته اند که البته این حقایق همیشه برای آنها نا شناخته بود، تازمانی که مسلمانان آنها رابه عربی ترجمه کرده و پس از آن دوباره به زبان های لاتین و رومی ترجمه شدند. شهر آندلس به عنوان پلی عمل می کرد به طوری که دانشمندان از استانبول که در آن زمان در دست مسلمانان قرارداشت (1458) به شهر بولونیای ایتالیا که تنها مر کز ترجمه متون عربی به زبان اروپایی بود می رفتند.
البته آسیا خود از بسیاری قبل تر حاوی تمدن های بزرگی چون آشوری، بابلی، چینی، مصری و هندی بوده است. این جملات که توسط کرنل مارتین برنل در کتاب آتن سیاه مطرح شد بسیاری از دانشمندانی که معتقد بودند یونان اولین زمینه ساز تمدن غربی است را بسیار عصبانی کرد.
از طرف دیگر بسیاری از اروپایی ها به استثنای محققین نسبت به نقش اسلام واعراب در زمینه سازی علوم انسانی بی اطلاع هستند.در مقابل غربی ها به مسلمانان به صورت تحقیر آمیزتحقیر آمیز نگاه کرده وآنها را انسانهایی منفعل وخطر ناک می دانند.
حقایق بسیاری در این بین مهجور مانده است، مثلا ابوریحان بیرونی در قرن 10 وبسیار زودتر از گالیله ثابت کرد که زمین به دور خورشید می گردد . کتاب قانون ابن سینا برای 200 سال در دانشگاه های اروپا تدریس می شد یادداشتهای فلسفی ابن رشد در مورد ارسطو طرفداران بسیاری در اروپا پیدا کرده بود. ابن خلدون به عنوان پدر جامعه شناسی مطرح شد خوارزمی اقدام به تاًلیف کتاب الجبرو المقابله کرد که پایه گذار ریاضیات مدرن شد و اعدادعربی جایگزین اعداد لاتین شدند.در نجوم نیز نام بسیاری از ستارگان عربی می‌باشد. همینطور الکندی به عنوان جغرافی دان، بیرونی به عنوان ریاضی دانی که محیط زمین رادقیق تراز بطلمیوس بدست آورده، الزهراوی به عنوان متخصص بیماری های زنان و ابن هیثم بعنوان پدر علم اپتیک آخرین کمکهای اسلام واعراب به علوم اروپا را انجام دادند.
شیمی از یکی از شعبات دانش مسلمانان الکیمیا و جبر از کتاب الجبر المقابله گرفته شده است. وبه عنوان مثال آخر میتوان از الادریس نام برد که او را یکی از جغرافی دانان بزرگ میدانند چرا که توانست اطلس زمین را تهیه کند.900 سال قبل از کریستف کلمب یک پادشاه مسلمان ساکن در غرب آفریقا (مالی)یک هیئت اعزامی را فرستاد تا کشف کنند که آن سوی اقیانوس اطلس چه چیز قرار دارد تمام کشتی ها غرق شدند و فقط یکی از آنها سالم به حوزه کارائیب رسید که بعدها دانشمندان وقتی متوجه وجود یک کتاب عربی شدند تائید کردند که آمریکا بسیار قبل تر از کریستف کلمب، توسط اعراب مسلمان کشف شده بود.
همینطور،اسپانیا ابتدا در زمان عثمان کشف شد. اوعقبه بن ناجی رابه همراه دستور العمل در دست گیری قسطنطنیه به آنجا فرستاد. اما قبائل وحشی جلوی آنها را گرفتند و بعدها دیگر اعزام این هیئت صورت نگرفت. پس همانطور که ذکر شد اندلوس به عنوان پلی بین دانش اعراب واروپائیان شده بود که بعد ها زمینه ساز ظهور رنسانس در اروپا نیز شد.
در یک سمینار بین المللی در مورد اسپانیای اسلامی که در سال 1991 در لاهور برگزار شد در مورد کمک های اعراب مسلمان به غربی ها تمام جزئیات به خوبی بیان شد (نویسنده مقاله، خود هماهنگ کننده این سمینار بود ).
پیشرفتهای علمی، تکنولوژی و اقتصادی صورت گرفته در غرب (از بعد از رنسانس ) که همراه با توسعه سیاسی وفرهنگی می باشند هنوز نتوانسته اند زمینه ساز خرسندی ورضایت انسانها شوند و یا یک جامعه عادلانه تر وبرابر تر ارائه دهند. از نظر اخلاقی بیماری های اجتماعی – اقتصادی موجود به همراه عدم پاکدامنی و انسجام در خانواده ها معضلات بزرگی را در چهره اجتماع رقم زده اند. از نظر اقتصادی نیز، رشد سریع اقتصادی موجب گرم شدن اقتصاد شده و نرخ بهره در حال زیاد شدن است چرا که باید تورم داخلی کنترل شود ولی همیشه این خطر وجود دارد که نکند این چرخ در مسیر دیگری تاب بخورد و نتایج برعکس شود یعنی سیاست های جلوگیری کننده از تورم،باعث ایجاد رکورد شوند.
در این شرایط وبرای مقابله با این بیماری های اقتصادی مخصوصاً اکنون که نظام سوسیالیسم نیز شکست خورده، وجود یک نظام اقتصادی جایگزین راه حل خوبی به نظر می رسد. در همین شرایط نظریه پایان تاریخ فوکویاما در بهترین حالت، یک تئوری ناقص وترک خورده در مورد پیروزی سرمایه داری برای درمان بیماری های موجوددر جوامع مدرن می باشد. چرا که فجایع زیست محیطی، تاٌثیرات گاز های گلخانه ای،رشد جمعیت واحتمال ایجاد زمستان هسته ای، خطرات بزرگی هستند که از ناحیه سرمایه داری بوجود آمده ودنیا راتهدید می کنند. این نتایج صنعتی شدن خود سرانه ولجام گسیخته در جوامع مدرن دنیا می باشد.
یکی از بخشهای جایگزین، نظام بانکداری بدون بهره می باشد که توسط اسلام ارائه شده ومدت زیادی ( قبل از اینکه نظام مبتنی بر نرخ بهره غربی اقتصاد دنیا را ویران کند )بکار گرفته شده. بهره در نسخ قدیمی انجیل نیز ممنوع شده بود. قرآن نیز از آن به عنوان جنگ با خدا نام می برد. در نظام اقتصادی اسلامی پول به عنوان وسیلة مبادله تعریف می شود ولی در اقتصادهای غربی که مبتنی بر نرخ بهره هستند، جامعة مصرف کننده به جای قرار گرفتن در کامروائی وخوشنودی در زیر بار سنگینی از بدهی ها وبهره قرار گرفته که باز پرداخت وامها به سالها وقت نیاز دارد.
در اقتصاد اسلامی برای درمان این معضل، مفاهیمی چون مضاربه، مشارکت واجاره تعریف می شود. مضاربه یک همکاری ببن تاٌمین کننده سرمایه وکارگر است که هر دوی آنها توافق می کنند که در سود پروژه شریک باشندواگر ضرری به خاطر کارگر به سرمایه رسید کارگر کار خود را از دست می دهد، همکاری پیامبر اسلامصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با خدیجه سلام‌الله‌علیه در زمینة تجارت، در غالب مضاربه صورت می گرفت.در مشارکت؛ سهامداران شریک می شوند.
مدیران شرکت در مورد فعالیتهای شرکت مسئول بوده ودر سود شریک می باشند ولی اگر شرکت ضرر بدهد، مدیران هزینه ودستمزد خودرادریافت می کنند ودر زیان شریک نمی باشند.واین یعنی شرکت های راس از دارایی سهامداران منتفع می شوندونه از فعالیت خود.برای نمونه در موجودی سرمایه ووجوه دو طرفه، شرکت کل(هولدینگ چندین شرکت کوچکتر ) حتی با وجود ضرر دیدن، باید هزینه های تاٌمین مالی را بپردازد.
اجاره نیز نوعی از ارائه خدمات است به گونه ای که به ازای کار با ماشین آلات یا دارائی و براساس ارزش بازار، یک مقدار اجاره با نرخی نزولی پرداخته می شود. برای مثال در بانکهای بدون ربا، یک شکل از مضاربه انجام می شود به طوری که بانک با سپرده گزاران شرط می کند که بازده سرمایة سپرده گزاران متناسب با سود وزیان متعلق به سرمایه گزارده شده شان محاسبه وپرداخت شود.
بانک سرمایه ها را براساس قواعد از پیش توافق شده وبا مدیریت اعضای هیئت مدیره بانک، سرمایه گزاری می کند. البته این مدیریت در سود وزیان سرمایه گزاری شریک هستند. تضاد آشکار در بین بانکهای موجود وبانکهای اسلامی،درزمینه فعالیت های بانکداری، اعمال بهره های ثابت در قبالدریافت وثیقه و دریافت بهره ثابت توسط سپرده گزار، بدون اعتنا به سود وزیان پروژه می باشد. خسارت ها وجریمه های کارتهای اعتباری چه یک شرکت باشد، چه بانک، با اعمال بهره های گزاف باعث می شود سپرده گزاران هزینه بسیار زیادی بپردازند ولی در اسلام بر مشارکت با حفظ برابری شرایط و با توجه به اشتراک در سود وزیان تاکید شده است.
به غیر از اجاره ماشین آلات وتجهیزات ، عقد اجاره برای خرید خانه وماشین نیز به کار می رود که در چهاچوب مالیه اسلامی قرار دادهایی بدون ربا بین سپرده گزار وبانک اسلامی منعقد می شوند. برای مثال اگر یک وام 100 هزار دلاری اعطا شود، مستاٌجر ونه صاحب سرمایه، قبول می کند که اقساط وام را طی یک دوره مشخص که بسیار کوتاه تر از 30-15 سال می باشد، بپردازد. بنابر این سرمایه گذاران سرمایه های خودر ا زودتر باز پس خواهند گرفت. به علاوه، کاربر یا مستاجر بر اساس ارزش بازار اجاره می پردازد، به طوری که مجموع اقساط و اجاره ها از مقدار وام بیشتر نمی شود. همچنین در صورت وررشکستگی، برخلاف نظام سرمایه داری، خانه یا ماشین مصادره نمی شود بلکه اقدامات به گونه ای صورت می گیرد که شخص از ورشکستگی رهایی یابد. اینگونه نظام اقتصادی بر اساس سنت پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم پیش می رود که: قرض دهنده باید یک مهلت اضافی به قرض گیرنده بدهدو....ودر صورت مرگ قرض گیرنده، قبل از تقسیم ارث، باید ابتدا دیون او پرداخت شود.
نظام اسلامی در کنار مالیه بدون بهره، موضوعات دیگری دارد که قابل تامل می باشند. هزینه داوطلبانه (صدقه) یا انفاق،هدیه و اهدا به فقرا، افراد محتاج، پیران، ناتوانان، در راه مانده گان، سربازان باز نشسته، زنان بیوه، یتیمان، ساخت مدرسه، بیمارستان والبته فریضه زکات ازاین موضوعات می باشند که قرآن مسلمانان را تشویق کرده است که آنچه مازاد بر نیاز دارند، در این مصارف خرج کنند تا در هر 40 سال چرخه ثروت تداوم داشته باشد. پاداش معنوی در جهان آخرت انگیزه خوبی برای کمک به فقرا و موجب بی تمایلی نسبت به احتکار وانباشت ثروت می شود. کمک به همسایگان بسیار سفارش شده است تا جاییکه پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود من فکر کردم جبرئیل ممکن است وحی بیاوردکه همسایه نیز از انسان ارث ببرد.
تعجبی نیست که نظام اسلامی محبوبیت زیادی پیدا کرده است. در پاکستان وجوه دو طرفه و ادغام های صنعتی بر اساس مضاربه راه انداز ی شده اند. موسسه بیت المال الاسلامی در حدود دو جین با نک اسلامی ایجاد کرده است. موسسات مالی بدون ربا توسط دکتر یحیی عبدالرحمان شعبه های زیادی در ایالات متحده وحتی در ازبکستان ایجاد کرده اند. بانک گریند لیز در پاکستان نیز اقدام به گشایش مضاربه می کند. در هوستن، سن لوئیزو تورنتو نیز وام های بدون بهره داده می شود. نظام اسلامی مخصوصاً در زمینه اقتصاد و با توجه به اصل محاسبه رفتار در معاد، ثابت کرده است که میتواند پیشرو در رسیدن به زمینه های تازه،دولت رفاه – اتوپیا- که آرزوی نوع بشر است، باشد.


 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:15 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



به تعبير مرحوم شهيد مطهري رضوان الله عليه:
«قوانين اقتصاد اسلامي نمي‌تواند و نبايد بر خلاف اصول اوليه اقتصاد نظري باشد، چه در غير اين صورت شكست يار كود و سرانجام مرگ اقتصادي اين جامعه بيمار حتمي است.»
بنابر اين اقتصاد اسلامي هم داراي مکتب و نظام اقتصادي است و هم از ماهيت علمي برخوردار است و بر اساس اين ويژگيها جوامع اسلامي قادرند با تکيه بر معارف غني اسلام به حل مشکلات امروزي اقتصادي همت گمارند. البته اين امکان به معني نفي کج فهميهاي برخي مدعيان نيست. ما بر اساس وصيت پيامبر گرامي اسلام منظورمان از اسلام و شريعت اسلام قرآن و عترت است.اقتصاد اسلامي براي دوري از تفاسير سليقه اي لازم است به تعاريف روشن و واضح از معيارها و فرايندهاي تصميم گيري دست يابد. همه اين موارد با مراجعه به متخصصان امر ميسر است اما مشکل در اين است که برخي با علم اجمالي از اسلام يا اقتصاد مدعي اقتصاد اسلامي شده اند و حتي برخي از مدعيان سياسي به راحتي به خود اجازه مي دهند که ناشيانه به نفي اقتصاد اسلامي بپردازند.
بر اساس نظرات اجماعي در اقتصاد اسلامي دو تفاوت ماهوي ميان اقتصاد اسلامي و اقتصاد آزاد و نظامهاي اقتصادي مبتني بر اين معارف وجود دارد. 1- تفاوت در کسب درآمد حلال 2- نظارت درونزا
از جهت اول اقتصاد اسلامي از ميان گزينه هاي ممکن فقط به موارد حلال آن توجه دارد. از جهت دوم اقتصاد اسلامي فراتر از قوانين مدني جامعه و قبل از آنها به ايمان و اعتقاد و ارزيابي دروني مسلمان و مؤمن توجه دارد. يک انسان مسلمان قبل از همه بايد عالم را محضر خدا بداند و بر اين مبنا فقط درآمدي برايش حلال خواهد بود و مجاز به تصرف خواهد بود که قابليت انتساب به او دلاشته و حق باشد.موارد باطل اصولا پوچ و بي مبنا مي باشند. بنابر اين حتي در نظام اسلامي امروز چنانچه مالي حقا به کسي انتساب نداشته باشد صرف داشتن مجوز قانوني دليل بر حق بودن آن نيست و اصل بر بطلان آن است. براي مثال تعلق بودجه دولتي به يک فرد يا نهاد يا سازمان زماني حلال آست که کار و ارزش افزوده حقيقي لازم به وجود آمده باشد.
از جمله مهمترين معيارهاي اقتصاد اسلامي دوري از اسراف و احسان است. دوري از اسراف مشابه معيار کارايي فني در اقتصاد است که بيانگر ضرورت استفاده از حداقل منابع براي توليد محصول است. معيار دوم يعني احسان به معني اقتصاد اسلامي ملازم با معني شکر است و به معني "کار نيکو" است.کار نيکو به معني کار اثر بخش و با بالاترين کيفيت است. اين بيان نيز مشابه معيار کارايي تخصيصي در اقتصاداست.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:15 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



جایگاه اقتصاد اسلامی

در تفسیر و تحلیل رشد و توسعه اقتصادی ، پیروان مکاتب اقتصادی کلاسیک ، نئو کلاسیک ، مکتب کینز و امثال آنها ؛ دیدگاه های خاص خود را در جهت طراحی نظام اقتصادی مطرح نموده اند.
به عنوان نمونه ، کلاسیکها در مورد بازار آزاد ، نئو کلاسیکها در زمینه کارآفرینی ، پیروان مکتب شیکاگو در زمینه نقش آموزش ، طرفداران فیزیوکراسی در خصوص کشاورزی و مکتب سوداگران (مرکانتلیسم) در زمینه مازاد صادرات ؛ نقطه نظرهای ارزشمندی را مطرح نموده اند.
آیین اسلام نیز ، در جهت تنظیم روابط اقتصادی بین انسان‌ها که برای تأمین نیازهای اقتصادی (یا رفع مشکلات اقتصادی) تدوین گردیده و با عدالت اجتماعی مرتبط می باشد ، قواعدی کلی ارائه نموده که در ابواب اقتصادی فقه اسلامی به تفصیل بیان گردیده است.
واژه يا ترکيب «اقتصاد اسلامي» يک لفط مشترک است كه داراي ابعاد مختلفي است . هر يك از صاحبنظران و متفكران مرتبط با اين حوزه ديني و فكري بر اساس بينش و گرايشهايي كه داشته‌اند به نحوي بر دامنه ابعاد آن افزوده‌اند. عمده‌ترين ابهام در تعريف و تبيين وظايف و ابعاد ان ارتباط آن با حوزه دين اسلام به عنوان مجموعه معارف مرتبط با وحي كه از راه كتاب و سنت به ما رسيده است و حوزه علم اقتصاد كه در پي شناسايي و كشف روابط ثابت رفتاري در ميان متغيرهاي اقتصادي است، مي‌باشد. از سوي ديگر گستردگي دامنه بحث و اختلاف در ابعاد آن بيش از همه بيانگر ميزان انتظاراتي است كه درباره آن وجود دارد. بسياري از مسلمانان در جوامع اسلامي بر اساس شناختي كه از اقتصاد صدر اسلام و موازين شرعي دارند انتظارشان اين است كه رهبران جامعه و كارگزاران نظام اجتماعي با مبنا قرار دادن اين الگوها مشكلات اجتماعي و اقتصادي امروزين را مرتفع سازند. اين مهم به ويژه در طي 50 سال اخير كه جوامع اسلامي با ناكارآمدي الگوهاي سرمايه داري و سوسياليستي مواجه بوده اند بروز بيشتري يافته است.
اگر چه انتظارات توده‌هاي مسلمان از همگوني و سازگاري خواسته‌ها حكايت دارد اما صاحبنظران اين حوزه فكري بر اساس بينشها و گرايش‌هاي خود بر ابهام اين واژه افزوده‌اند، به ويژه اينكه عمدتاً از آنجا كه علم اقتصاد متعارف در بستر تفكر و فلسفه دوران نوزايي (Renaissance) متولد گرديده و نظام انگيزشي و اخلاقي كه توصيه نموده لزوماﹰ با مباني اخلاقي و موازين شرعي اسلام همخواني نداشته است، پذيرش دستاوردهاي آن با ترديد همراه بوده است.
بسياري از متفكران و اقتصاددانان اسلامي بيش از همه به دنبال درك و معرفي سيستم ايده آل اقتصاد اسلامي بوده‌اند و از اين رو اغلب نوشته‌هاي مدون در اين رشته به بيان مكتب و سيستم اقتصادي اسلام اختصاص داشته است.
اگر چه بيان مكتب و سيستم اقتصادي اسلام داراي اهميت والايي است و حتي با وجود تحقيقات گسترده در اين زمينه هنوز از ضعف‌هاي بنيادين رنج مي‌برد، اما اين مهم نبايد ما را از مطالعه و بررسي ابعاد ديگر اقتصاد اسلامي به ويژه در عرصه تطبيق و اجرا باز بدارد. يكي از مهم‌ترين هدفهاي اقتصاد اسلامي به تعبير مرحوم شهيد آيت الله صدر تغيير واقع فاسد در جهت نيل به واقع سالم و مطلوب اسلامي است وليكن اين مهم روشها و سازوکارهاي خود را نياز دارد. اقتصاد اسلامي چگونه مي‌تواند بدون توجه به واقعيت‌هاي اقتصادي و شناخت دقيق آن نسخه عملي براي تغيير ارائه دهد.
کساني که گستره اقتصاد اسلامي را به دايره تعريف مکتب اقتصادي و تبيين وضعيت ايده آل محدود ساخته اند، شناخت واقعيت‌ها و تفسير آن را بر عهده علم اقتصاد نهاده‌اند اما آيا علماي اقتصاد تاكنون كمكي در جهت شناسايي واقعيت اقتصادي جوامع اسلامي داشته‌اند.
حقيقت اين است كه بسياري از كساني كه در حوزه اقتصاد اسلامي قلم زده‌اند اگر چه عموماً اسلام شناس بوده‌اند اما با حقيقت علم اقتصاد آشنايي نداشته‌اند. اگر دقت شود اين افراد در حيطه قلمرو تخصصي خود كه شناخت دين و استنباط احكام شرعي بوده موضع گيري كرده‌اند و لذا نظر آنان در همين حد حجيت دارد و شامل قلمروهاي ديگر اقتصاد اسلامي نمي‌شود.
كشف مكتب اقتصادي اسلام در حوزه بايدها و نبايدهاي اقتصادي بر اساس «روش اجتهادي» ميسر است، اما در عين حال بايد توجه داشت كه زير بناي احكام اسلامي در حوزه اقتصاد، مجموعه‌اي از روابط اثباتي (Positive) قابل استخراج از قرآن و روايات است كه بر اساس آن قوانين علمي و سنن تكويني اقتصادي بر اساس شريعت اسلام و روايات اسلامي قابل كشف و استخراج است. به نظر ما بدون درك اين سيستم امكان تعميم احكام اسلامي به شرايط امروز ممكن نيست و نمي‌توان سازگاري سيستم اقتصاد اسلامي را نشان داد. علاوه بر اين امكان پذيري اقتصاد اسلامي در جوامع امروز مستلزم آن است كه اقتصاددانان اسلامي بر اساس شناختي كه از واقعيت روابط اقتصادي در جوامع اسلامي كسب مي‌كنند و بر پايه مباني و اصول ثابت شريعت اسلام به توليد نظريه‌هاي راهبردي براي تغيير واقع فعلي همت گمارند. اين نظريه‌ها در چارچوب عقل جمعي يك جامعه اسلامي و بر پايه مباني نهادي و ايدئولوژيك واقعي در آن جامعه پايه گذاري مي‌شوند و به شرايط زمان و مكان نيز توجه دارند. مجموعه اين نظريه‌ها راه را براي رهبران اسلامي جوامع اسلامي باز مي‌كند تا نظريه و راهكاري را كه با مباني اسلامي سازگارتر است انتخاب كنند و زمينه‌هاي لازم را براي تغيير شرايط بر اساس الزامات اين نظريه‌ها فراهم سازند.
به نظر ما توليد نظريه در حوزه‌هاي راهبردي مستلزم بررسي واقعيت خارجي و محاسبه عوامل تأثير گذار و پيش بيني نتايج است. اين همه جز از طريق «روش علمي» و با تبعيت از دستاوردهاي مثبت علم اقتصاد ميسر نيست. فقط با شناخت روابط ميان متغيرهاي اقتصادي و ميزان و نحوه تأثير گذاري عوامل اصلي است كه امكان تغيير شرايط و سياست گذاري واقع بينانه پديد مي‌آيد.
سخن اصلي در اين ميان اين است كه استفاده از دستاوردهاي مثبت علم اقتصاد به معناي نفي هويت علمي اقتصاد اسلامي نيست و اين دو مي‌توانند رابطه تعاضدي و مكمل داشته باشند تنها در اين شرايط است كه نظريه‌هاي اقتصاد اسلامي از «اثر بخشي» لازم برخوردار خواهند بود.


 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:07 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :4
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  

POWERED BY RASEKHOON.NET