
تفاوت اساسی اقتصاد اسلامی با سایر مكاتب اقتصادی در این است كه اقتصاد اسلامی بر وحی مبتنی است در حالی كه نظریه پردازان اقتصاد سرمایه داری حول محورهای مطلوبیت، سود و رفاه مادی میچرخند در نظریه اقتصاد سرمایهداری مبنای رفتار انسان در جایگاه مصرفكننده، حداكثر سازی مطلوبیت و در جایگاه تولیدكننده بهینهسازی تولید به هدف حداكثر كردن سود است.
افق زمانی در اقتصاد سرمایهداری، كوتاه مدت است، از معاد و توجه به آخرت اثری دیده نمی شود نگرش به خالق مبتنی برفلسفه رئالیسم و قطع رابطه با مبدأ است. نقش خالق به حدّ سازنده ساعت استراسبورگ كاهش یافته كه پس از ساخت و تنظیم آن را رها كرده است. به رفتارهای انسان بریده از مبدأ و معاد و به صورت بخشی توجه میشود در حالی كه اقتصاد اسلام در همه مراحل تولید وتوزیع و مصرف، انسان را به مبدأ و معاد متوجه مینماید و راه تكامل مادی و معنوی را برای بشر هموار میسازد.
سؤالی كه ذهن بسیاری از پژوهشگران را به خود واداشته این است كه آیا قرآن كه تبیان كل شی است آیا در زمینه اقتصاد هم اشارتی دارد یا خیر؟













