اثر خوش
خلقی
او در برابر كوچكترين پيش آمد،ناله سر مي داد و از زمين و زمان شكايت مي كرد. لقمان از زبوني و عجز او آزرده و دلگير بود ولي هرگز آن را اظهار نمي كرد. لقمان بيم آن داشت كه اگر در اين باره صريحاً با او گفتگو كند احساسات او بيشتر جريحه دار شود و نتيجه ي معكوس بگيرد.
از اين رو به دنبال فرصتي مناسب و محيطي مساعد مي گشت. روزي يكي از دوستانش خربزه اي به عنوان هديه براي او فرستاد. ولي از آنجا كه وي فضايل اخلاقي و خصلتهاي نيكي از لقمان ديده و خدماتي از او مشاهده كرده بود و تحت تأثير شخصيت لقمان قرار داشت؛آن ميوه ي نورس را از خود دريغ داشت و به لقمان ايثار كرد. سپس دستور داد كاردي آوردند و با دست خود خربزه را بريد و با اصرار،لقمان را به خوردن آن دعوت و وادار نمود.
لقمان هم با روي گشاده و اظهار تشكر و سپاس آن را پذيرفت و خربزه را خورد تا آن كه يك قطعه ي آن بيش نماند. مرد ثروتمند آن تكه ي آخر را برداشت و قدري از آن را بريد و به دهن گذاشت. ناگهان از شدت تلخي آن فرياد برآورد و با لحني آميخته با تعجّب گفت: لقمان! خربزه اي به اين تلخي را چگونه با چهره اي گشاده ميل كردي؟ به علاوه چرا از تلخي آن چيزي نگفتي؟
لقمان دريافت كه هنگام اصلاح او فرا رسيده و نبايد فرصت را از دست داد. از اين رو با نهايت ادب اظهار داشت من ناگواري و تلخي اين ميوه را به خوبي احساس مي كردم و از خوردن آن رنج مي بردم.
ولي چون سالها مي گذرد و من از دست تو لقمه هاي شيرين و گوارا فراوان گرفته ام و از نعمتهاي تو برخوردار بوده ام؛اكنون شايسته نديدم كه با گرفتن يك لقمه ي تلخ شكوه آغاز نمايم و از احساس تلخي آن چهره بر چين كنم و لب به شكايت بگشايم. در اين جا بود كه او را از شنيدن سخنان لقمان به ضعف روحي و زبوني و عجز خود پي برد و در برابر عظمت روح و شخصيت والاي لقمان بي اختيار تواضع كرد و از آن روز به اصلاح خويش و رفع عيوب و نواقص اخلاقي خود همّت گماشت.
شك نيست اگر لقمان به جاي آن سخنان،انگشت روي عيبهاي آن مرد مي نهاد يا سرزنش و ملامتش مي كرد و شخصيت او را به باد انتقاد مي گرفت هرگز چنين نتيجه اي نمي گرفت. به اين ترتيب او نه تنها به اصلاح آن مرد موفق نمي شد بلكه با جريحه دار كردن احساسات او چه بسا ضربه ي روحي ديگري بر او وارد مي كرد ضمن اين كه محبوبيت نفوذ كلام خويش را هم نزد او از دست مي داد. اين است اثر رواني يك عمل و اخلاق نيكو كه هم قدرت خودسازي دارد و هم مي تواند ديگران را هدايت كند.