دریای فنا

 
کاش، روزی به سر کوی توأم منزل بود
که در آن شادی و اندوه، مُراد دل بود
 
کاش، از حلقه ی زلفت، گرهی در کف بود
که گره باز کنِ عقده ی هر مشکل بود
 
دوش کز هجر تو دل حالت ظلمتکده داشت
یاد تو، شمع فروزنده ی آن محفل بود
 
دوستان مِی زده و مست و ز هوش افتاده
بی نصیب آنکه در این جمع، چو من عاقل بود
 
آنکه بشکست همه قید، ظلوم است و جهول
وآنکه از خویش و همه کون مکان غافل بود
 
در بر دلشُدگان، علم حجاب است، حجاب
از حجاب آنکه برون رفت، به حق جاهل بود
 
عاشق از شوق به دریای فنا غوطه ور است
بی خبر آنکه به ظلمتکده ی ساحل بود
 
چون به عشق آمدم از حوزه ی عرفان، دیدم
آنچه خواندیم و شنیدیم، همه باطل بود
 
امام خمینی رحمة الله علیه


[ سه شنبه 14 بهمن 1393  ] [ 9:45 PM ] [ KuoroshSS ]