تصاویری از پارک تقرچه سمیرم
پارک تقرچه سمیرم اصفهان
نقد و بررسی VLC PLAYER برای سیستم های اندرویدی (نسخه بتا)
VLC PLAYER
تصاویر/ نمونههایی هیجانانگیز از خودروی شورولت کامارو
شورولت کامارو
شیرجه هم زمان دو وال غول پیکر
عکس برداری از شیرجه وال ها کار بسیار دشواری است. حال آنکه یک عکاس شانس تصویربرداری از شیرجه هم زمان دو وال غول پیکر را داشته باشد، یک شانس نادر و با ارزش است
معمای دوره عمر شمع چقدر است
پس از آن که شمعی روشن بود, سر دیگر آن را نیز روشن کردیم ویک سوم ساعت دیگر طول کشید تا شمع سوخت ...
اگر شمع در آغاز از دو طرف روشن شده بود ویک سر آن تنها زمانی که یک سوم میانی آن باقی مانده بود , خاموش می شد, سوختن شمع چه مدت طول می کشید؟
?????جواب?????
💖عید مبعث به همه دوستان گل راسخونی مبارک💖
در آن زمان که بشر محو بت پرستی بود
💖عید مبعث به همه دوستان گل راسخونی مبارک💖
عید است و باز موسم شادی مردم است
💖عید مبعث به همه دوستان گل راسخونی مبارک💖
ای بلند آفتاب بی شفق
💖عید مبعث به همه دوستان گل راسخونی مبارک💖
دو قطره اشک محمّد دوسال باران بود
💖عید مبعث به همه دوستان گل راسخونی مبارک💖
سردی نَفَس آدمی حرارت داد
💖عید مبعث به همه دوستان گل راسخونی مبارک💖
خدا به خلقت زیبای خود نمک پاشید
💖عید مبعث به همه دوستان گل راسخونی مبارک💖
بگوش باش خداوندگار گمراهی
💖عید مبعث به همه دوستان گل راسخونی مبارک💖
در آن زمان که بشر محو بت پرستی بود
💖عید مبعث به همه دوستان گل راسخونی مبارک💖
قلم به دست گرفتم دوباره بنویسم
💖عید مبعث به همه دوستان گل راسخونی مبارک💖
بخوان به نـام خـدایـت کـه آفـریده تـو را

بقیه در ادامه

بقیه در ادامه

بقیه در ادامه

بقیه در ادامه


تمام فرصتشان صرف عیش و مستی بود
بقای نسل به تدریج رو به پستی بود
بنای بتکده ها حُکم چیره دستی بود
یکی رسید که توحید ، کوله بارش بود
((بگو خداست احد)) این فقط شعارش بود


روی لب تمامی گل ها تبسم است
تقویم من دوباره نشان میدهد که باز
وقت نماز محضر آقای هشتم است
مبعث رسیده است و دلم زائر رضاست
در مشت های کودکی ام باز گندم است
هی میشمارم از من و تو ماه مهربان
حالا خودت بگو که مرا بار چندم است
اینکه دوباره پر زدم و مشهدی شدم
اینکه دلم دوباره کجای حرم گُم است
آقا چون آهویی که سر زده آمد سرای تو
من نذر کرده ام که بمیرم برای تو
عمریست نقش جان و تنم مشهد الرضاست
اوج تمام پر زدنم مشهد الرضاست
هرجا سوال شد که دلت در کجا خوش است؟
بی اختیار بر دهنم مشهد الرضاست
مبعث ،غدیر ،ماه صفر ،باز زائرم
یعنی تمام پنج تنم مشهد الرضاست

صبح روشن ای ستارۀ فلق
قل أعوذ ُ ای کسی که عاشقی
در پناه دل ز شرّ ماخَلَق
کیست این؟ برادر تو جبرئیل
می زند کلون خانه تقّ و تق
سینه سینه مژدۀ پیمبران
خندۀ فرشتگان طبق طبق
مصطفی بخوان به نام آفتاب
مصطفی بخوان به نام اهل حق
نون والقلم؛ به مکتب آمدی
نانوشته ها ورق ورق ورق
مصطفی بخوان و مصطفی بخوان
مست حق تویی، جهان چه مُستحق
در سکوت چشم های منتظر
در قنوت دست های بی رمق
مصطفی بخوان که خواندنت خوش است
إقرَ باسم ربّک الذی خَلق...

رسول می شود از بس به فکر انسان بود
شکست خورده ی این روزگار، شیطان بود
و جبرییل ز عرش خدا رجزخوان بود :
دوباره بر همه حجّت ، تمام خواهد شد
چرا که حضرت احمد ، امام خواهد شد

زمین خشک هوس باز را طراوت داد
به ذات گمشده ی عاشقی کرامت داد
به مادّیّت این خاک ، معنویّت داد
برای کسب شرابش زمین سبو می شد
جهان به یُمن قدم هاش زیر و رو می شد

به خلق جاذبه ی روی عشق می نازید
خجالت از نَفَس سرد ماه می بارید
به پشت ابر تکامل روانه شد خورشید
خدا به چهره ی او دین راستین می گفت
به انتخاب خودش ، باز آفرین می گفت

رسیده است سحر در پسِ شب واهی
وزیده است نسیم خوش سحرگاهی
به سوی چاه عدم تا ابد بشو راهی
خبر رسیده که موسی به نیل آمده است
بزن کنار دوباره خلیل آمده است


تمام فرصتشان صرف عیش و مستی بود
بقای نسل به تدریج رو به پستی بود
بنای بتکده ها حُکم چیره دستی بود
یکی رسید که توحید ، کوله بارش بود
((بگو خداست احد)) این فقط شعارش بود


نهاد عشق شدم تا گزاره بنویسم
حروف شمسی خود با ستاره بنویسم
توان گرفته ام از یک عصاره بنویسم
عصاره ای که زمین و زمان به نامش بود
اگر غلط نکنم عرش ، مست جامش بود





