ادامه مطلب
سیدجلال در حالی به آرزوی شهادت دست یافت که قرار بود یک هفته پس از شهادتش پسرش سید علی را داماد کند.
این مطلب به قصد یادکردی از این شهید عزیز منتشر میشود.


.jpg)

فارس
«خدا مىداند كه من هر وقت نظرم به اين جوانهايى كه عازم جبهه هستند و با شور و شعف دارند به جبههها مىروند، وقتى من آنها را نگاه مىكنم، از خودم خجالت مىكشم، ما كى هستيم، ما چى هستيم؟ ما قريب هشتاد و چند سال در اين دنيا خودم را مىگويم- بودم و به قدر اين چند روزى كه اينها مشغول خدمت هستند، ما خدمت نكرديم، ما خودمان را نساختيم.»
صحیفه امام، جلد 20، صفحه54

توجه به نیازهای یکدیگر و تلاش در راه برطرف ساختن آنها از طریق قرض از توصیه های دینی است که آثار مثبتی را برای فرد قرض دهنده به ارمغان می آورد.
جابر از امام صادق (ع) نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمودند: «هر كس به مؤمنى قرض دهد و در انتظار گشايش كار او باشد آن مال ثواب زكات خواهد داشت، و فرشتگان همواره بر او درود مى فرستند تا آنكه قرض گيرنده مال او را ادا كند.»
امام صادق (ع) فرموده اند: «هيچ مسلمانى به مسلمان ديگر براى خشنودى خدا قرض نمىدهد مگر اينكه خداوند ثواب صدقه دادن آن را براى او ثبت مىكند تا آنكه مال به او باز گردد.»
و نیز از امام صادق (ع) نقل كردهاند كه فرمودند: «ثواب قرض هيجده برابر است، و چنانچه بميرد به عنوان زكات حساب مى شود.»
علاوه بر این آمده که امام صادق (ع) مى فرمودند: «مالى را قرض دهم خوش تر دارم از اينكه آن را ببخشم.» و مى فرمودند: «هر كس مالى را قرض دهد و براى آن مدتى معين كند و قرض گيرنده نتواند آن را در سر آمد معين ادا كند، به هر روزى كه آن را به تأخير مى افكند براى صاحب مال ثواب صدقه دادن يك دينار در هر روز خواهد بود.»
همچنین، عبد اللَّه بن سنان از امام صادق (ع) نقل كرده است كه پيامبر (ص) فرمودند: «هزار درهم را دو بار قرض دهم نزد من محبوب تر است از اينكه آن را يك بار صدقه دهم، و همان گونه كه براى بدهكار تو روا نيست كه اداى دين را در صورت قدرت به تأخير افكند، براى تو نيز روا نيست كه در صورت آگاهى از تنگدستى وى، او را تحت فشار قرار دهى.»
منبع: ثواب الاعمال و عقاب الاعمال
قدس آنلاین
ادامه مطلب
1. اي عزيزان من! خود را بشناسيد كه شناختن خدا در خودشناسي است. كسي از اين انديشه (خداشناسي) زيان نديده است.
2. كوشش بيجا براي دنيا مكنيد كه به غير روزي خود نتوانيد رسيد. غم و غصه دنيا را به خود راه ندهيد كه زيان در اين است.
3. از هواپرستي كناره گيريد، تا همهچيز به شما داده شود؛ و بدانيد آنچه در هواپرستي ميجوييد، در ترك هوا يافت ميشود.
4. نفس را نبايد زياد در فشار گذاشت تا از فرمان سركشي كند؛ بلكه بايد همه لذايذ را بهطور اعتدال به او داد. در اولين قدم بايد لذت شرك جلي و معصيت خدا را قطع كرد و به مرور زمان دست به امور ديگر زد.
5. در مقابل شيطان، به واجبات و ترك معاصي بپردازيد. هنگاميكه قدرت معنويتان افزوده شد، به ترك مكروهات و انجام مستحبات بپردازيد.
6. شخص غير روحاني، اگر هواپرست شود يا اطاعت شيطان كند، ضرر به خودش ميرساند؛ ولي شخص روحاني ضررش به يك معني به جامعه ميرسد، ولو اينكه به معني ديگر، هواپرستي ضررش به تمام عوالم بشر و موجودات ديگر ميرسد.
7. از افراط و تفريط در امور بپرهيزيد. به قدري كه احتياج به خواب داريد، خواب برويد؛ نه بيداري زياد بكشيد كه از تمام امور شايسته اخروي و يا دنيوي بمانيد؛ و نه زياد بخوابيد كه از مهم باز مانيد، بلكه برطبق نظري كه خداوند به وسيله سفرايش معين فرموده، عمل كنيد.
8. از رفتن به قبرستان مسلمانان در هر شهري كه هستيد، مضايقه ننماييد كه بهترين مذكر (تذكردهنده) است.
9. با اهل دل، دنياديدهها و پيرمردها بسيار معاشرت كنيد كه معين دنيا و آخرتاند.
10. هميشه در فكر آن باشيد وظيفه خود را انجام دهيد، در هر لباسي، با هر كسي و در هر مقام، نه تملق كسي گوييد و نه در فكر آنكه نسبت به خود، از كسي تملق بشنويد. بشر را يك مردن است، در راه وظيفه باشد يا برخلاف وظيفه.
11. از كوچكي، اين انديشه را در سر داشته باشيد كه، تمام قدرتها در كف عنايت حق است، هيچكس نميتواند اگر خدا نخواهد، به من صدمهاي زند. من بايد به وظيفهام عمل كنم، ولو عالم با من دشمن شوند؛ اگر چنين شديد، آن وقتي كه به مقام و رياست رسيديد، يا آنكه وظيفه بزرگي براي شما پيش آمد، از عمل باكي نداريد.
12. در امر ازدواج، آن قدري كه بايد به فكر نجابت طرف باشيد، به فكر جهات ديگر نباشيد؛ چنانچه توانستيد جمع بين نجابت و جهات ديگر بنماييد، چه بهتر و الا، نجابت مقدم است.
13. استقامت و پايداري در امور را، مركب هر امري قرار دهيد، تا آن مركب به زير پاي شماست، به منزل خواهيد رسيد؛ و الا، با پاي لنگ در امور دنيوي و اخروي كجا توان به منزل رسيد؟ هرچه امر و مقصد بزرگتر و شريفتر باشد، استقامت در آن بايد بيشتر باشد.
14. آن وقتي كه به امري از امور دنيوي و اخروي و معنوي موفق شديد، بدانيد كه خداوند شما را موفق كرده، چون استقامت ورزيديد از خدا هم كمك ميرسد و اگر استقامت نورزيديد، گويا به خداوند عملاً گفتهايد: اين چيزي كه به ما دادهاي، نميخواهيم!
پرسمان
، از حجةالاسلام شيخ محمد نوري كه در كتابخانه نجف اشرف ملازم علامه اميني بود، نقل شده است:
علامه اميني ميفرمود: در يك شب جمعه زائر حرم حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) و مشغول زيارت و دعا بودم و از خدا ميخواستم به خاطر حضرت امير(علیه السلام)، كتاب «درر السمطين» كه در آن زمان كمياب بود و در تكميل مباحث كتاب الغدير نياز داشتم، براي من مهيا كند.
در اين زمان، يك عرب دهاتي براي زيارت حضرت مشرف شد، و از حضرت ميخواست كه حاجت او را برآورده كند و گاوش را كه مريض بود شفا دهد. يك هفته گذشت و من كتاب را پيدا نكردم، بعد از يك هفته دوباره براي زيارت مشرف شدم. از حُسن اتفاق در وقتي كه مشغول زيارت بودم، ديدم همان مرد دهاتي به حرم مشرف شد و از حضرت تشكر مينمود كه حاجت او را برآورده كرده! وقتي من كلام آن مرد را شنيدم، محزون شدم، چون ديدم امام حاجت او را برآورده كرده بود، ولي حاجت مرا برآورده نكرده است!
خطاب به حضرت گفتم: جواب اين مرد دهاتي را دادي و حاجتش را برآورده كردي! و من مدتي است متوسل ميشوم به خدا و شما را شفيع قرار ميدهم كه آن كتاب را براي من مهيا كنيد، ولي آن كتاب مهيا نشده؛ آيا من كتاب را براي خودم ميخواهم يا به خاطر كتاب شما الغدير؟ گريه كردم، از حرم بيرون آمدم و آن شب از ناراحتي چيزي نخوردم و خوابيدم. در عالم خواب، ديدم مشرف به خدمت حضرت امير شدهام، حضرت به من فرمود: «آن مرد ضعيفالايمان بود و نميتوانست صبر كند»، از خواب بيدار شدم و صبح سرسفره بودم كه در زده شد.
در را باز كردم، ديدم همسايهاي كه شغلش بنايي بود، داخل شد و سلام كرد، سپس گفت: من خانه جديدي خريدهام كه بزرگتر از اين خانه است و بيشتر اساس خانه را به آنجا نقل دادهام، اين كتاب را در گوشه خانه پيدا كردم، خانمم گفت: اين كتاب به درد شما نميخورد و شما آن را نميخواني، آنرا به همسايهمان شيخ عبدالحسين اميني هديه كن شايد او استفاده كند. من كتاب را گرفتم و غبارش را پاك كردم، ديدم همان كتاب خطي «درر السمطين» است كه دنبالش بودم! در اين هنگام بر اين نعمت سجده شكر كردم.
علامه اميني/جرعهنوش الغدير/75
و شرم دار از اينكه با مولايت با دلى غافل و قلبى مملو از وسوسههاى دنيايى و... سخن بگويى.
و بدان كه او بر باطن تو مطلع بوده و به قلبت ناظر است، و نمازت باندازه خشوع و تواضع و تضرع و زارى تو پذيرفته مىگردد.
در نماز چنان به عبادت حق روى آور كه گويا پروردگارت را مىبينى... .
منهاجالنجات، ملامحسن فيض كاشانى/ص88
السا، یک زن 26 ساله نروژی میگوید: فکر میکنم راهنماییها و قوانین و پیامدهایی که به شکل پاداش و جزا در اسلام وجود دارد، مورد نیاز است.
وی افزود: ما به چیزی نیاز داریم که به آن ایمان داشته باشیم.
روزنامه «آفتن پستن» (Aftenposten) چند روز پیش مقالهای با مضمون گرایش مردم به اسلام به انضمام مجموعه گزارشهایی با عنوان اسلام در نروژ منتشر کرد تا چشماندازی از جامعه مسلمانان این کشور ارائه دهد.
این روزنامه نوشت: بنابر پژوهشها، تعداد نروژیهایی که به دین اسلام گرویدهاند از 500 نفر در دهه 1990 به حدود 3 هزار نفر رسیده است.
البته هنوز درصد کمی از جمعیت نروژ مسلمان شدهاند، اما نرخ رشد تازهمسلمانان بومی رقم قابل توجهی است و دلیل آن نیز درخور تأمل است.
آن سوفی روالد، استاد ادیان نروژ میگوید: اسلام دینی است که به افراد یک سبک زندگی معرفی میکند که به شدت با نحوه زندگی قبلی آنها متفاوت است.
روالد که خود بیش از 30 سال پیش به اسلام مشرف شده، میافزاید: جمعیت مسلمانان نروژ بزرگتر شده و اسلام برای نروژیهایی که به دنبال یک جایگزین عقیدتی هستند، مورد توجه قرار گرفته است.
وی عنوان میکند: نروژیهایی که مسلمان میشوند، عموماً با تمام وجود زندگی جدید خود را به عنوان یک مسلمان آغاز میکنند به گونهای که حتی نسبت به برخی مسلمانان هم توجه بیشتری به عمل به تعالیم اسلام نشان میدهند.
روالد همچنین میگوید: واقعیت این است که دلایل محدودیتهایی که دین اسلام تعیین میکند، از خود محدودیتها بسیار جذابتر هستند.
مسلمانان نروژ 150 هزار نفر از جمعیت 4.5 میلیون نفری این کشور را تشکیل میدهند و عموماً پاکستانی، سومالی، عراقی و مراکشیتبار هستند.
، مجتمع دینی ـ آموزشی «سلیمیه» که دربردارنده مسجد و مرکز آموزشی است، یکشنبه، ۱۷ خردادماه، در بروکسل، پایتخت بلژیک افتتاح شد.
در افتتاحیه این مجتمع دینی ـ آموزشی، شهردار منطقه «سان جوس» شهر بروکسل و شماری از اقلیتهای مسلمان حضور داشتند.
این مجتمع آموزشی که در محدوده شهرداری منطقه سان جوس واقع در بروکسل قرار دارد، شامل 5 طبقه بوده و 2700 متر مربع مساحت دارد و گنجایش آن 750 نفر است.
سبک هنری مسجد سلیمیه ترکیبی از هنرهای معماری ترکی و اروپایی است.
«امیر کر»، شهردار منطقه سان جوس بروکسل ضمن سخنانی در مراسم افتتاحیه این مسجد گفت: در طول ساخت این مسجد خواستههای اهالی منطقه و سبک معماری آن در نظر گرفته شد و طرح این مسجد الگویی است که میتوان از آن برای طرحهای آینده بهرهبرداری کرد.
ابنا
"شیعه امریکایی" نسخه ای است که طراحی شده برای قرائت جعلی از شیعه ناب. نسخه ای که با حمایت های فراوان دولت امریکا و از دل خاک امریکا به تبلیغ افکار خود می پردازد. و شاید بتوان بارزترین نمونه آن را شیخ حسن الهیاری و شبکه اهل بیت دانست.
هرچند محوریت شبکه اهل بیت را می توان توهین به مقدسات اهل سنت و تخریب شیعه فعال و استکبار ستیز دانست ولی تخریب فلسطینیهایی که در مقابل اسرائیل مقاومت می کنند و تخریب شیعیان بحرین و عراق و حمایت از دولت امریکا و علی الخصوص تخریب بسیاری از مراجع تقلید، از جمله موضوعاتی است که در این شبکه تبلیغ می شود و نمی شود به سادگی از کنار آن عبور کرد.
اخیرا این فرد در اقدامی عجیب مدعی شده است: "امام عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) به یکی از شیعیان نامه ای نوشته است که من آن نامه را دیده ام و در آن نامه دو سه سطری، آمده بود که فلانی یعنی من وکیل و نائب ماست و ایشان را نصرت کنید".
پشت پرده ادعای نیابت از امام زمان و سفارش نصرت به شبکه اهل بیت را زمانی بهتر متوجه می شویم که ادعاهای الهیاری نسبت به مشکل مالی شبکه اش را از مدتها قبل در شبکه دیده باشیم. ادعایی که نشان از یک واقعیتی می دهد واقعیت این است که وجهه اش حتی بین حامیان مالی اش هم از دست رفته است. به زبان ساده اعتبار این شبکه چنان پایین آمده که تاریخ مصرف آن روبه پایان بوده و حتی حمایت های دولت امریکا از این شبکه نیز افول چشم گیری پیدا کرده است.
الهیاری ادعایش را به اینجا ختم نمی کند و در ادامه می گوید: "یک آقایی از امام رضا (علیه السلام) شنیده بوده که فرمود آقای الهیاری حرف ما را می گوید".
تلاش مضحکانه این فرد برای جعل تاییدات از اهل بیت عصمت و طهارت در حالی صورت میگیرد که الهیاری مدتی پیش کلیپی را برای تبلیغ مرجعیت خود ساخته و آنرا تبلیغ گسترده کرد که با تمسخر و خنده مردم مواجه شد.
الهیاری که در کلیپ اعلام مرجعیت خود ادعا کرده بود من افضل علمای عصر غیبت هستم در ادامه فتوای خود را صادر کرده و به مردم اعلام می کند می توانند سهم امام زمان را از پول خمس به این شبکه بدهند!
ادعاهای این فرد به قدری سخیف است که نیازی به پاسخ ندارد. اگرچه خودش هم در قسمتی از سخنان خود اعتراف می کند علما و مراجع با این شبکه مخالف هستند.
ویدئو/ ادعای نیابت از امام زمان الهیاری ـ دانلود
رُوِیَ عَنْ ابی الحَسن الرِّضا(علیه السلام) قال: قال رسُول الله(صلّی الله علیه و آله وسلّم):
رَجَبٌ شَهْرُ اللَّهِ الْأَصَبُّ وَ شَهْرُ شَعْبَانَ تَتَشَعَّبُ فِیهِ الْخَیْرَاتُ وَ فِی أَوَّلِ یَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ تُغَلُّ الْمَرَدَةُ مِنَ الشَّیَاطِینِ وَ یُغْفَرُ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ لِسَبْعِینَ أَلْفاً.[1]
ترجمه حدیث: از حضرت علی بن موسیالرضا(علیه السلام) روایت شده که فرمودند: پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرموده است ماه رجب ماه خداوند است که رحمت الهی در آن ریزش میکند؛ و ماه شعبان ماهی است که در آن خیرات منشعب و پراکنده میشود و شیوع مییابد؛ و در روز اوّل ماه رمضان شیاطین در غل و زنجیر کشیده میشوند و در هر شب ماه مبارک رمضان هفتاد هزار نفر از بندگان (گناهکار) خدا آمرزیده میشوند.
شرح حدیث: امام هشتم (علیه السلام) از رسول خدا نقل کردند که آن حضرت فرمودند: ماه رجب ماه خدا است، که در آن رحمت الهی بر بندگانش ریزش میکند. و ماه شعبان ماهی است که خیرات در آن پراکنده میشود. و در اوّلین روز ماه مبارک رمضان، گمراهکنندگان از شیاطین به غل و زنجیر بسته میشوند. مغلول کردن یعنی قفل زدن. خداوند گمراهکنندگان از شیاطین را مهار میکند. یعنی خداوند جلوی مانع ایجاد کردن شیاطین را در ماه مبارک رمضان میگیرد. این برای روز بود. در شب چهطور؟ خداوند هر شب هفتاد هزار نفر را مورد آمرزش قرار میدهد.
این سه ماه رجب، شعبان و رمضان مورد عنایت الهی هستند. به حسب ظاهر ما در آخرین لحظات ماه شعبان هستیم. روایت معروف دیگری از امام هشتم(علیهالسلام) است[2] که دارد اباصلت در آخرین جمعه ماه شعبان، میرود خدمت حضرت امام رضا(علیه السلام).
حضرت ابتدا به او میفرماید: ای اباصلت ماه شعبان بیشترش گذشت و این جمعه آخر آن است، پس آنچه از اعمال خیر که در این ماه در انجام آن کوتاهی کردهای در این چند روزی که باقی مانده تدارک کن، و بر تو باد به انجام آنچه به حال تو مفید است و ترک آنچه برای تو فائدهای ندارد، و دعا و استغفار و تلاوت قرآن را افزون کن، و از گناهان و نافرمانیهایت بهسوی خدا بازگرد و توبه نما، تا این ماه خدا به تو رو کرده باشد در حالی که تو با خدایت- عزّوجلّ- اخلاص ورزیده باشی، و امانتی بر گردن خود باقی مگذار مگر آنکه آن را ادا کنی، و نیز در دلت کینه هیچ مؤمنی نباشد مگر اینکه آن را از دل بیرون کنی، و هیچ گناهی را که مرتکب بودهای وامگذار مگر آنکه آن را رها کرده و از آن دوری گزینی، و از خداوند پروا داشته باش.
و در امور نهان و آشکارت بر او توکّل و اعتماد کن، و هر کس بر خدا توکّل کند همانا خداوند او را کافی است، زیرا خداوند کار خود را به انجام میرساند، و برای هر چیز اندازهای قرار داده است، و در باقیمانده این ماه زیاد این ذکر را بگو: «اللّهم إن لم تکن قد غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه». (یعنی: پروردگارا! اگر تاکنون در این ماه ما را نبخشیدهای، پس از تو میخواهیم که در باقیمانده این ماه ما را ببخشی و بیامرزی). زیرا خداوند تبارک و تعالی در این ماه مردم بسیاری را به جهت احترام ماه مبارک رمضان از آتش آزاد میکند.
حضرت به او گوشزد میکند که این ماه شعبان این همه برکات داشت، و چه بسا تو از آن غفلت کرده باشی. بیا از بقیهای که از ماه شعبان مانده است استفاده کن. در مابقی ماه شعبان کوتاهیات را جبران کن. بعد هم فرموده: «وَ أَکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ». دعا، استغفار و تلاوت قرآن را زیاد انجام بده. این همانی است که پیغمبر اکرم فرمود: «وَ شَهْرُ شَعْبَانَ تَتَشَعَّبُ فِیهِ الْخَیْرَاتُ»؛ خدا خیرات را در ماه شعبان برای امتش پراکنده میکند. بیا فکر کن ببین در این ماه چهقدر از این خیرات نصیب تو شده است؟ من حرفم این است. امام هشتم(علیهالسلام) میگوید خیلی از خیرات را از دست دادی؛ پس بیا در این بقیه ماه شعبان جبران کن.
دست آخر هم میفرماید زیاد این دعا را در مابقی ماه شعبان زیاد بگو: «اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِی مَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ»؛ خدایا اگر در آنچه از ماه شعبان گذشت من را مورد مغفرتت قرار ندادی، در این مابقیاش من را مورد آمرزش قرار بده. چرا باید این کار را بکنی؟ برای اینکه خودت را خالص کنی، پاک کنی، تر و تمیز کنی؛ چون میخواهی وارد بشوی در ماه رمضان. ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. خدا تو را دعوتت کرده، میخواهی بروی سر سفرهاش بنشینی، پس خودت را تطهیر کن.
انسان وقتی میخواهد برود مهمانی چهکار میکند؟ خودش را تر و تمیز میکند. اینجا میزبان خداست، میهمان عبد است. باید عبد تطهیر و تزکیه کند. و آن تزکیه هم، تزکیه نفس و درونی است. در این روایت هم امام هشتم (علیه السلام) فرمود که اگر عداوتی از کسی در دلت هست بیرون کن. همه اینها جنبههای درونی دارد. لذا میخواستم به دوستان سفارش کنم، این چند لحظهای که از ماه شعبان باقی مانده این دعا را زیاد تکرار کنید. همینطور که داری از اینجا میروی بر این ذکر مداومت کن و بگو: «اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِی مَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ». تا شب نشده این را پشت سر هم بگو. شاید انشاءالله خدا عنایتی کند و با یک روح باصفا و تطهیر شده و تزکیه شده، وارد ماه مبارک رمضان شوی.
پی نوشتها:
[1] وسائل الشيعة، جلد10، صفحه 315.
[2] متن کامل این روایت بدین شرح است: عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع فِي آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَعْبَانَ فَقَالَ لِي يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ شَعْبَانَ قَدْ مَضَى أَكْثَرُهُ وَ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنْهُ فَتَدَارَكْ فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ تَقْصِيرَكَ فِيمَا مَضَى مِنْهُ وَ عَلَيْكَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى مَا يَعْنِيكَ وَ تَرْكِ مَا لَا يَعْنِيكَ وَ أَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ تُبْ إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكَ لِيُقْبِلَ شَهْرُ اللَّهِ إِلَيْكَ وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تَدَعَنَّ أَمَانَةً فِي عُنُقِكَ إِلَّا أَدَّيْتَهَا وَ لَا فِي قَلْبِكَ حِقْداً عَلَى مُؤْمِنٍ إِلَّا نَزَعْتَهُ وَ لَا ذَنْباً أَنْتَ مُرْتَكِبُهُ إِلَّا قَلَعْتَ عَنْهُ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ فِي سِرِّ أَمْرِكَ وَ عَلَانِيَتِكَ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً وَ أَكْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ هَذَا الشَّهْرِ اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُعْتِقُ فِي هَذَا الشَّهْرِ رِقَاباً مِنَ النَّارِ لِحُرْمَةِ شَهْرِ رَمَضَان. «عیون اخبار الرضا، جلد2، صفحه 51».
سلسله مباحث اخلاقی آیت الله مجتبی تهرانی
چهارشنبه20 مرداد 1389 – 30 شعبان1431. مسجد جامع بازار تهران
متن توصیه امام رضا علیه السلام برای روزهای پایانی ماه شعبان:
ابَوُالصّلت هَروى روایت کرده است که در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا علیه السّلام رفتم.
حضرت فرمود: که اى ابوالصَّلْت اکثَر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافى کن در آن چه از این ماه مانده است تقصیرهایى را که در ایّام گذشته این ماه کرده اى و بر تو باد که بر آنچه نافع است براى تو رُو آورى و دعا و استغفار بسیار کن و تلاوت قرآن مجید بسیار کن و توبه کن به سوى خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشى خود را براى خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق کسى را مگر آنکه ادا کنى و مگذار در دل خود کینه کسى را مگر آنکه بیرون کنى و مگذار گناهى را که مى کرده اى مگر آنکه ترک کنى و از خدا بترس و توکّل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود و هر که بر خدا توکّل کند خدا او را بس است .
و بسیار بخوان در بقیّه این ماه این دعا را:
اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ
خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده اى در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان.
به درستى که حقّ تعالى در این ماه آزاد مى گرداند بندهاى بسیار از آتش جهنّم براى حرمت ماه مبارک رمضان.
متن کامل روایت؛
عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع فِي آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَعْبَانَ فَقَالَ لِي يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ شَعْبَانَ قَدْ مَضَى أَكْثَرُهُ وَ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنْهُ فَتَدَارَكْ فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ تَقْصِيرَكَ فِيمَا مَضَى مِنْهُ وَ عَلَيْكَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى مَا يَعْنِيكَ وَ تَرْكِ مَا لَا يَعْنِيكَ وَ أَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ تُبْ إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكَ لِيُقْبِلَ شَهْرُ اللَّهِ إِلَيْكَ وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تَدَعَنَّ أَمَانَةً فِي عُنُقِكَ إِلَّا أَدَّيْتَهَا وَ لَا فِي قَلْبِكَ حِقْداً عَلَى مُؤْمِنٍ إِلَّا نَزَعْتَهُ وَ لَا ذَنْباً أَنْتَ مُرْتَكِبُهُ إِلَّا قَلَعْتَ عَنْهُ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ فِي سِرِّ أَمْرِكَ وَ عَلَانِيَتِكَ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً وَ أَكْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ هَذَا الشَّهْرِ اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُعْتِقُ فِي هَذَا الشَّهْرِ رِقَاباً مِنَ النَّارِ لِحُرْمَةِ شَهْرِ رَمَضَان.
«عیون اخبار الرضا، جلد2، صفحه 51».
مردم از یک نظر به چهار دسته تقسیم مى شوند:
۱ـ عدّه اى «طالب حق» هستند. هر کجا که حق را بیابند، از آن پیروى و تبعیت مى کنند، و هیچ عذر و بهانه اى نمى آورند. اینها هم طالب حقّند، و هم واصل به حق شده اند. این گروه که زیر سایه تعالیم انبیا و اولیا و پیامبران و امامان، و پس از آنها علما و دانشمندان بوده و هستند، خارج از محلّ بحث ماست.
۲ـ گروه دیگر، «جاهلان قاصِر» هستند؛ یعنى افراد نادانى که به علماء و دانشمندان دسترسى ندارند. همانند ساکنین منطقه اى که پاى عالمى به آنجا نرسیده، یا کسى که در مرکز علم و دانش و در کنار دانشمندان زندگى مى کند، امّا تاکنون به ذهنش خطور نکرده که فلان عملش اشتباه مى باشد، تا آن را اصلاح کند، و طرز صحیح آن را از آگاهان بپرسد؛ و به عبارتى کوتاه، چون غافل بوده، جاهل قاصر شمرده مى شود. خلاصه این که جاهل قاصر کسى است که دسترسى به عالم ندارد؛ چه بر اثر عدم حضور عالم، و یا به سبب غفلت جاهل. باید این افراد را با یک برنامه ریزى صحیح و مدوّن و دراز مدّت تحت تعلیم و تربیت قرار داد، و با فراهم آوردن امکانات، آنها را از بیابان جهل و نادانى به سوى نور و روشنایى هدایت کرد تنها این گروه هستند که اگر به حق دست نیابند در قیامت نیز عذر آنها پذیرفته خواهد بود.
۳ـ سومین دسته «جاهلان مقصّر» هستند. آنها کسانى هستند که توانایى تحقیق و جستجو و پرسش دارند، و امکان دسترسى به عالم و دانشمند نیز برایشان فراهم است، ولى انسانهایى تنبل، بى تفاوت، بى اعتنا به مسائل دینى، دنیاپرست و بى قید و بند هستند. و به دنبال فراگیرى مسائل خود نمى باشند. لازم است برای این افراد انگیزه حرکت و تلاش و تحقیق و بررسى ایجاد کرد و با این کار آنها را به فراگیرى مسائل دینى وادار نمود. اما اگر این افراد حق را نیابند یا پیروی از حق نکند در قیامت عذر آنها پذیرفته نخواهد بود.
۴ـ گروه چهارم کسانى هستند که آگاهانه با حق مخالفت مى کنند و با توجّه و علم و آگاهى با حقیقت سر ستیز دارند. با این افراد نیز باید تا سر حدّ امکان به نرمى و ملاطفت برخورد نمود، تا شاید هدایت شوند و به سوى حق باز گردند و چنانچه از حق پیروی نکنند در قیامت گرفتار قهر و عذاب الهی خواهند شد.
برگرفته از کتاب والاترین بندگان، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى دام ظله
این پژوهش همچنین روشن ساخته است که طی 32 سال گذشته افزایش چشمگیر 10 برابری در تعداد افرادی که خود را مسلمان معرفی می کنند، روی داده است. در سال 1983 اسلام، دین تنها حدود نیم درصد از جمعیت بریتانیا بود اما در سال 2014 این عدد به 5 درصد رسیده است.
سهم افرادی که خود را وابسته به کلیسای انگلیس می دانند به طور نگران کننده ای در طی 10 سال اخیر کاهش یافته و همزمان با آن تعداد افرادی که می گویند مذهبی ندارند افزایش یافته است. تعداد افراد لامذهب از 31 درصد در سال 1983 به 49 درصد در سال 2014 رسیده است. در مقابل سهم افرادی که عضو کلیسای انگلیس هستند در طی همین دوره زمانی از 40 درصد به 17 درصد رسیده است.
این به معنی آنست که در حال حاضر تنها گروه بزرگ به لحاظ تعداد در انگلستان کسانی هستند که می گویند هیچ دینی ندارند بر اساس برآوردهای دفتر آمار ملی، 24.7 میلیون ملحد در انگلستان زندگی می کنند. بزرگترین گروه مذهبی پس از ملحدان، مسیحیان وابسته به کلیسای انگلیس با جمعیت 8.6 میلیون نفر هستند. در هر حال براساس نمودارهای مرکز ملی، جمعیت بی دینها دست کم از سال 1994 از جمعیت این دسته از مسیحیان پیشی گرفته است به طوری که در آن سال تعداد بی دینها تنها 2 میلیون نفر بیشتر بود.
اما در مورد مسیحیانی که پیرو کلیسای انگلیس نیستند، شرایط متفاوت است به طوریکه جمعیت کاتولیک های پیرو کلیسای رم از 10 درصد کل جمعیت انگلیس در سال 1983 تنها 2 درصد کاهش یافته و به 8 درصد در سال 2014 رسیده است.
گمان می رود که مهاجرت عاملی برای حفظ تعداد مسیحیان غیروابسته به کلیسای انگلیس باشد. «نومی جونز» رییس بخش رفتارهای اجتماعی مرکز ملی پژوهش های اجتماعی در این باره توضیح می دهد: «تعداد پیروان دیگر فرقه های مسیحی و مذاهب غیرمسیحی به طور نسبی ثابت باقی مانده و یا حتی افزایش یافته است. تعداد کاتولیک ها و غیرمسیحیان در بریتانیا احتمالا به واسطه مهاجرت افراد دارای اعتقادات شدید مذهبی اضافه شده است. نتایج پژوهش های مرکز ملی این موضوع را برای ما روشن ساخته است که افراد کمتری نسبت به سال های گذشته مسیحی بودن را یک مولفه مهم از بریتانیایی بودن می دانند. بنابراین در عصر حاضر بریتانیایی های کمتری کلیسای انگلستان را جزء مهمی از هویت خود می دانند.»
«استفان ایوانز» سخنگوی جامعه سکولار ملی (NSS) بریتانیا نیز در رابطه با نتایج این پژوهش اینگونه اظهار نظر کرده است: «یافته های جدیدی که تقریبا هر ماه منتشر می شود نشان می دهد که چگونه جامعه بریتانیا تبدیل به یک جامعه لامذهب شده است. این مساله به روشنی شرایط را برای یک بریتانیای سکولار فراهم می کند. دست کم همان گونه که نتایج پژوهش مرکز ملی نیز نشان می دهد، بی معنی است که از انگلستان به عنوان یک «کشور مسیحی» نام ببریم. شکست کلیسای انگلستان در عضوگیری آنچنان ادامه یافته است که نقش آن را به یک کلیسای رسمی سست بنیاد و غیرقابل قبول تنزل داده است. بنابراین هم برای کلیسا و هم برای دولت بهتر خواهد بود اگر به همکاری با یکدیگر خاتمه دهند.»
دیگر پژوهش ها، بررسی ها و نظرسنجی ها به طور مشابه تعداد زیاد لامذهبان را تایید می کند. در آپریل 2015، جامعه سکولار ملی انگلیس از نخست وزیر این کشور بخاطر این ادعا که «بریتانیا هنوز یک کشور مسیحی است» انتقاد کرد چرا که در آن زمان نیز نظرسنجی «یوگاو» فاش ساخته بود که 62 درصد بریتانیایی ها به هیچ مذهبی اعتقاد ندارند.
شفقنا
شهید «عقیل بختیاری» صفحه ای اختصاصی در شبکهی «اینستاگرام» داشت که مشاهدهی آن بسیار جذاب و دیدنی است. پستِ زیر، چهار هفته قبل توسط وی در «اینستاگرام» ایجاد شده است:

مشرق
کارنامه عملیاتی سردار «محمدرضا نقدی» پس از پایان «جنگ تحمیلی»، از حضور در منطقهی جنگزدهی «بوسنی هرزگوین» تا فرماندهی «حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی» و «فرماندهی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز» را شامل می شود. این سردار بسیجی، چند سالی است که فرماندهی «بسیج مستضعفین» را بر عهده دارد.
تصویری که پیش رو دارید، در دههی شصت شمسی و در سال های دفاع مقدس از سردار «محمد رضا نقدی» به ثبت رسیده است:

مشرق

حسین تحصیلات خود را تا سال اول دبیرستان در رشته تجربی در دبیرستان شهید مطهری به پایان یرد. وی از همان دوران نوجوانی دراغلب مجالس و محافل مذهبی حضوری فعالانه داشت. در دوران انقلاب هم در کنار دیگر برادرانش در بسیاری از راهپیمایی ها حضور می یافت.
در چهارده سالگی به عضویت بسیج مسجد امام حسین (ع) در آمد. او شب ها برای پاسداری، حراست و ایجاد نظم و آرامش در سنگر حضور می یافت.

صابری برای اولین بار در 1362 از سوی پایگاه شهید بهشتی به کردستان اعزام شد و یک سال در مناطق عملیاتی کردستان خدمت کرد. دومین اعزام وی در 1366 به جبهه سومار بود که به عنوان مسئول پشتیبانی فعالیت هایی انجام داد تخصص او در جبهه های نبرد توپ خانه، پدافند، تک تیراندار، تیربارچی و تخریب چی بود و دو بار هم به شدت زخمی شده بود.
صابری پس از پایان جنگ به دنبال شهادت برادرش عباس به جرگه و گروه تفحص مفقودین پیوست و با سمت مدیریت داخلی قرارگاه کمیته جستجوی مفقودین، در جنوب به فعالیت پرداخت و سر انجام در 28 خرداد 1376 در منطقه عملیاتی والفجر 1(فکه) در حین تفحص به شهادت رسید.

پیکرش به تهران انتقال یافت و در قطعه 40 بهشت زهرا به خاک سپرده شد. وی حدود سه سال کارمند شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه بود. هر سه برادر در قطعه 40 دفن شده اند. هم اکنون خانواده شهید صابری در بزرگراه رسالت، انتهای کرمان جنوبی سکونت دارند.

حسین سومین شهید خانواده صابری بود. برادرش حسن در عملیات بیت المقدس 2(ماووت)در اول بهمن 1366 به شهادت رسید و برادر دیگرش عباس در 5 خرداد 1375 در حین تفحص شربت شهادت نوشید.
مشرق
.: Weblog Themes By Pichak :.














.jpg)










