ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
گاهی با خود میخواندم «ای من فدای آن که زبان و دلش یکی است.»
در عالم معنا، سلمان را به من نشان دادند و گفتند: این شخص زبان و دلش یکی است و می خواهیم تو را فدای او بکنیم.
من گفتم : حاضر نیستم فدای سلمان شوم، من فدای پیامبر و امام می شوم.
فهمیدم حرفهایی که می زنیم همه حساب دارد و بایستی آنها را راست بگوییم.
از آن جا که حاضر بودم نوکری سلمان را به جا آورم، از آن پس می خواندم :
«ای من غلام آنکه زبان و دلش یکی است.»
ادامه مطلب
ادامه مطلب
خواستن، سندِ «احتياج» است و نشانه فقر و ناداري. گاهي يك «آبرو» در گرو يك «درخواست» قرار دارد و با گشودن دست نياز، آن آبرو و حيثيتِ ساليان دراز، يكباره بر خاك مي ريزد و بر باد مي رود.
امام علي(ع) فرموده است: «ماءُ وَجْهِكَ جامِدٌ تُقْطِرُهُ السّؤالُ، فَانْظُرْ عِندَ مَنْ تُقْطِرُهُ؟»(1) آبروي تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره مي ريزد. بنگر كه قطرات آبرو را پيش چه كسي مي ريزي!
و چه زيبا گفته است صائب تبريزي:
بدترين وضع، آن است كه حرص و طمع و تكاثر و افزون طلبي، انسان را به «خواستن» وادار سازد و براي دست يافتن به آنچه كه ندارد، دست به هر كاري بزند و پيش هر كس و ناكسي كوچك شود و التماس و خواهش كند و كوچك شود، غلام و چاكر اين و آن گردد، تا از اين رهگذر، چيزي بر «داشته»هايش بيفزايد و يا به برخي از «خواسته»هايش برسد.
مگر دنيا چه اندازه مي ارزد كه انسان، اعتبار و شرف خود را در گرو آن بگذارد؟ مگر پول، چقدر مقدس است كه انسان، عزت نفس خويش را با آن مبادله كند؟
حضرت علي(ع) در سخن زيبا و بلند و شيوايي، در بيان جايگاه رفيع انسان و ارزش وجودي او مي فرمايد: «بدانيد كه براي جانها و وجودهاي شما، قيمت و بهايي جز «بهشت»، نيست. آگاه باشيد و خود را جز به بهشت نفروشيد»: چه بسيار عزيزاني كه در چاه «خواستن» افتادند و چون با طناب ديگران بيرون آمدند و به خواسته هاي نفساني رسيدند، زير بار منت دونان ماندند و عزت خويش را در همان چاه وا نهادند و كرامت را با وابستگي به ديگران معامله و مبادله كردند.
آيا بايد به هر خواسته اي رسيد؟ و هر چه را «دل» خواست، بايد تأمين كرد؟ پس عفاف و كفّ نفس و كنترل غرايز و تمنيّات و مهار زدن بر حرص و آز، براي كجا و كيْ و چه كساني است؟!
در اين داد و ستد، چه مي دهيم و چه به دست مي آوريم؟ سخني زيبا از حضرت علي(ع) نقل شده است:
«وَ اَكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنّيةٍ وَ اِنْ ساقَتْكَ اِلَي الرّغائبِ، فَاِنّكَ لَنْ تَعْتاضَ بِما تَبْذُلُ مِنْ نَفسِكَ عِوَضا».(2)
خويشتن را از هر چه كه پست باشد، والاتر بدان و پرهيز كن. هر چند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا كه تو هرگز از آنچه كه از «خويش» مي دهي، چيزي عوض نخواهي يافت.
مسأله بر سر شرافت و كرامت انسان است. وقتي در اين داد و ستد، در مقابل «دنيا» و خواهشهاي نفساني قرار گرفت و بخشي از آن به هدر رفت و تباه شد، ديگر جايگزيني براي آن پيدا نخواهد شد.
چه بسيار عزيزاني كه در چاه «خواستن» افتادند و چون با طناب ديگران بيرون آمدند و به خواسته هاي نفساني رسيدند، زير بار منت دونان ماندند و عزت خويش را در همان چاه وا نهادند و كرامت را با وابستگي به ديگران معامله و مبادله كردند.
نخواه، تا عزيز بماني. طمع مدار، تا سربلند باشي و قانع باش، تا اسير نگردي.
اين رهنمود مولاي آزادگان حضرت امير(ع) است كه فرمود: «القناعةُ تُؤَدّي اِلَي العِزُّ»(3) قناعت، عزت مي آورد. و نيز سخن او است كه: «العِزُ مَعَ اليأس» عزّت، همراه با نااميدي از دست مردم است. به آنچه داري قانع باش و به داشته هايت بساز، تا عزيز باشي.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
فرانسوی ها روز ملی کشورشان و سالگرد شروع انقلاب کبیر فرانسه را جشن گرفتند. این روز در فرانسه به روز باستیل معروف است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.























