پيشنيهِ روابط خارجي ايران و كويت
ايران از جملهِ نخستين كشورهايي بود كه در سال 1961، استقلال كويت را به رسميت شناخت. سياست خارجي اين كشور مبني بر تنش زدايي با كشورهاي عرب حوزهِ خليج فارس، باعث شده بود تا دولت آن سياست متعادلي در برابر كويت داشته باشد.
سياست خارجي ايران در مورد كويت بر حمايت از تماميت ارضي اين كشور استوار بود و در قبال ادعاهاي ارضي عراق نسبت به كويت، همواره، از كويت حمايت مي كرد. در مقابل، سياست خارجي كويت دربارهِ ايران همواره، بر پايهِ تعلقات عربي اين كشور قرار داشت، طوري كه در جريان اختلافات مرزي ايران و عراق، دولت كويت از عراق حمايت مي كرد و افزون بر آن، در مقاطع مختلف تاريخي از استقلال استان خوزستان طرفداري مي نمود، ضمن آنكه اين كشور يكي از مراكز اصلي فعاليت جبههِ آزادي بخش خوزستان نيز بود.(27)
پس از خروج نيروهاي بريتانيا از منطقهِ خاورميانه و استرداد جزاير سه گانه به ايران، دولت كويت در اعتراض به اين اقدام سفير خود را از ايران فراخواند و روابط دو كشور تقريبا،ً به مدت يكسال قطع شد.(28) در سال 1974، دولت ايران براي تأمين امنيت منطقهِ خليج فارس انعقاد پيمان دفاعي مشتركي بين كويت، عربستان سعودي و ايران را پيشنهاد داد كه مقامات كويتي آن را رد كردند. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، سياست خارجي كويت تا اندازهِ زيادي از سياست خارجي عراق نسبت به ايران متأثر بود. در واقع، رقابتي كه بين ايران و عراق براي ايفاي نقش برتر در كشورهاي منطقه وجود داشت، مانعي در برابر دولت كويت براي اتخاذ سياست مستقلي در قبال ايران بود. دولت عراق از طريق اهرمهاي فشار خود در كويت، از ايجاد روابط صميمانه بين ايران و كويت جلوگيري مي كرد. اين مسئله بر تعيين خطوط مرزي دو كشور در خليج فارس نيز تأثير گذاشته بود. با توجه به اينكه تعيين محدوده فلات قارهِ دو كشور، به تعيين فلات قارهِ ايران و عراق در اروندرود منوط بود، حسن نيت مقامات دو كشور براي حل اين مشكل، نتيجه اي دربرنداشت.(29)
پيروزي انقلاب اسلامي، حادثهِ تأثيرگذاري در روابط ايران و كويت بود. با وجود موضع مسالمت آميز اوليهِ كويت در برابر حكومت جديد جمهوري اسلامي، به تدريج، و با روشن شدن دامنهِ تغييرات ايجاد شده در جامعهِ ايران، اين كشور از تأثيرات انقلاب اسلامي احساس خطر كرد و موضع خود را تغيير داد. با سقوط حكومت شاهنشاهي در ايران، موازنه موجود بين سه كشور قدرتمند منطقه (ايران، عراق و عربستان) بر هم خورد. هر چند حكومت كويت با حكومت پيشين ايران روابط گرمي نداشت، اما همواره، در منازعات منطقه اي از آن به عنوان عامل تأثيرگذاري استفاده مي كرد. افزون بر اين، سقوط رژيم شاهنشاهي و تأسيس نظام جمهوري اسلامي در ايران، براي ملتهاي عرب همسايه، كه بيشتر نظامي پادشاهي داشتند، خطرناك بود؛ چرا كه انگيزهِ مخالفان را براي تغيير حكومتهاي موجود تقويت مي كرد. همچنين، وجود جمعيت 20 درصدي شيعه در كويت و حضور تعداد در خور توجه مهاجران ايراني در اين كشور، تهديد عمده اي براي حكومت آن بود و مقامات كويتي از تأثيرپذيري جمعيت شيعهِ اين كشور از نظام جمهوري اسلامي ايران واهمه داشتند؛ مسئله اي كه با شعارهاي مقامات جمهوري اسلامي ايران مبني بر صدور انقلاب، تشديد شد. از سوي ديگر، اقدام دولت كويت در جلوگيري از ورود امام خميني(ره) به آن كشور، در شرايطي كه ايشان بر اثر رفتارهاي سوء رژيم عراق قصد خروج از اين كشور را داشتند، باعث شده بود تا پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مقامات كويتي از واكنش احتمالي حكومت ايران، نسبت به خود، هراسان باشند.(30) احساس خطري كه كشورهاي عرب حوزهِ خليج فارس از سرايت انقلاب ايران به كشورهايشان داشتند، باعث مي شد تا جمهوري اسلامي ايران را تهديدي براي حكومتهايشان فرض كنند. اين مسئله همراه با تغيير رويكرد كشورهاي صاحب نفوذ خارجي نسبت به حكومت ايران باعث شده بود تا كشورهاي حوزهِ خليج فارس،به رغم اطمينان دادن مسئولان جمهوري اسلامي مبني بر خودداري از هرگونه دخالت در كشورهاي همسايه، با حكومت جديد ايران روابط مطلوبي نداشته باشند.
در چنين شرايطي، رژيم بعث عراق با بهره گيري از ديدگاه بدبينانه اي كه در سطح منطقه و جهان عليه نظام جديد ايران به وجود آمده بود، توانست با بزرگ جلوه دادن تهديد اين كشور براي كشورهاي منطقه و جلب حمايت آنها، تهاجم گسترده اي را عليه ايران آغاز كند. عراق با اجراي جنگ تبليغاتي گسترده عليه ايران، و طرح شعار دفاع از امنيت كشورهاي عرب منطقه توانست حمايت اين كشورها را جلب كند. موضع و عملكرد كويت در مقابل اين حمله موضوع مبحث بعدي اين نوشتار است.
عملكرد كويت در جنگ ايران و عراق
با آغاز جنگ ايران و عراق، دولت كويت رسماً، با اعلام موضع بي طرفي، از دو كشور خواست تا از انجام هر اقدامي، كه حاكميت ملي و تماميت ارضي كويت را به خطر اندازد، خودداري كنند. با توجه به شواهد موجود، كشورهاي عرب حوزهِ خليج فارس پيش از آغاز تجاوز عراق به ايران، از قصد رژيم بغداد در اين زمينه آگاهي داشتند. با توجه به توان نظامي بالاي ارتش عراق و آمادگي كامل آن و نيز مشكلات بسياري كه جمهوري اسلامي ايران پس از پيروزي انقلاب در داخل كشور، به ويژه در زمينهِ مسائل نظامي با آن روبه رو بود، پيش بينيهاي اوليه، پيروزي سريع و راحتي را براي عراق نشان مي داد. پيروزي عراق بر ايران و ساقط كردن نظام جمهوري اسلامي، مي توانست كشورهاي همسايه را از خطر روبه رشد اصول گرايي اسلامي برهاند، اما با گذشت مدت زمان كمي از آغاز جنگ و زمين گير شدن ارتش عراق در مناطق مرزي و مقاومت شديد نيروهاي نظامي و مردمي ايران در برابر متجاوزان، مشخص شد كه تصور شكست سريع ايران سرابي بيش نبوده است.
گسترش دامنهِ جنگ و تشديد درگيريها، باعث شد تا ضعف نيروهاي نظامي عراق آشكارتر شود و به مرور زمان، نيروهاي ايراني بتوانند ابتكار عمل را در بيشتر جبهه ها به دست گيرند. موفقيت نيروهاي مسلح ايران در زمين گير كردن نيروهاي عراق و ضربات متعدد وارد شده بر اين نيروها موجب شد تا كشورهاي عرب به ياري رژيم عراق بشتابند. طي جنگ، عراق از حمايت بيشتر كشورهاي عرب برخوردار بود. در اين ميان، حمايتهاي چهار كشور كويت، عربستان سعودي، مصر و اردن، در حفظ توان نظامي عراق براي تداوم جنگ نقشي حياتي داشت. در بين اين چهار كشور نيز، كويت به دليل داشتن مرز مشترك با عراق و پتانسيل اقتصادي بالا مهم ترين پشتيبان عراق بود. طي اين دوران، روابط نزديكي بين دو كشور برقرار و چالشهاي پيشين به تدريج، فراموش شد. ميزان كمكهاي حكومت كويت به رژيم عراق طي جنگ، با موقعيت جبهه هاي جنگ رابطهِ مستقيمي داشت و در مواقعي كه نيروهاي ايران در جبهه ها برتر بودند، حجم اين كمكها به ميزان درخور توجهي افزايش مي يافت. از اين نظر، مي توان موضع و عملكرد كويت را در قبال جنگ در سه مقطع مشخص بررسي كرد. مقطع نخست، آغاز تجاوز عراق به ايران تا بازپسگيري مناطق اشغالي، مقطع دوم از آغاز سياست تنبيه متجاوز ايران تا تصرف شهر فاو و مقطع سوم، آغاز جنگ نفت كشها تا پذيرش قطع نامهِ 598 از سوي ايران را شامل مي شد.
1) آغاز تجاوز عراق به ايران تا بازپس گيري مناطق اشغالي
رژيم عراق پيش از تجاوز به ايران، تلاشهاي ديپلماتيك گسترده اي را آغاز كرد تا حمايت كشورهاي عرب حوزهِ خليج فارس را براي اجراي سياست توسعه طلبانه اش به دست آورد. در اين راستا، شيخ سعد عبدالله، نخست وزير و وليعهد كويت، با سفر به بغداد و ديدار با صدام، با تأكيد بر حمايت كويت از عراق در برابر ايران، آمادگي كشورش را براي اعطاي هر نوع كمك به عراق اعلام كرد.(31)
بدين ترتيب با آغاز تجاوز عراق، دولت كويت به مهم ترين كشور حامي عراق تبديل شد. حمايتهاي اين كشور از عراق را مي توان در قالب حمايتهاي سياسي، كمكهاي مالي، خدمات لجستيكي و ترانزيت كالا طبقه بندي كرد.
در عرصهِ ديپلماتيك، كويت پس از پيشروي ارتش عراق در خاك ايران و اشغال بخشهاي وسيعي از مناطق غربي اين كشور، با اتخاذ موضع هماهنگي با رژيم بغداد، بر لزوم برقراري آتش بس بين دو كشور بدون عقب نشيني نيروهاي عراقي تأكيد كرد. در واقع، اين موضع حمايت از ادعاي رژيم عراق مبني بر آزادسازي سرزمينهاي غصب شدهِ اين كشور بود.(32)
همان طور كه پيش از اين آمد، كويت مهم ترين تأمين كنندهِ نيازهاي مالي عراق بود. اين كشور در پاييز سال 1980 و در ماههاي آوريل و دسامبر سال 1981، سه وام بدون بهره را به مبلغ شش ميليارد دلار با بازپرداخت ده ساله به عراق پرداخت كرد. كمكهاي مالي كويت ظاهراً، براي بازسازي تأسيسات آسيب ديدهِ عراق در جنوب اين كشور، پرداخت هزينه هاي مربوط به كالاها و خدمات شركاي عمدهِ تجاري اين كشور مانند فرانسه يا پرداخت حق العمل كاري شركتهاي كويتي فعال در عراق صورت مي گرفت.(33) با كمكهاي مالي كويت، عراق توانست تمامي مطالبات مقاطعه كاران خارجي را پرداخت كند و همچنان، به برنامه هاي توسعهِ خود ادامه دهد. تا ماه اكتبر سال 1982، هيچ گونه كمبودي در عراق در زمينهِ ارزهاي خارجي پيش نيامد و حتي اين كشور توانست تمام ذخاير ارزي خود را دست نخورده نگه دارد.(34)
فروش نفت كويت و عربستان به نفع عراق يكي از مهم ترين كمكهاي مالي آنها به اين كشور بود. در واقع، با مسدود شدن خط لولهِ نفتي عراق از سوي سوريه و كاهش ميزان صادرات نفت عراق به نصف، كويت و عربستان درصدد برآمدند تا با فروش روزانه، 300 هزار بشكه نفت استخراج شده از منطقهِ بي طرف حايل بين دو كشور به ارزش سالانه بيش از سه ميليارد دلار به عراق كمك كنند.(35) اين دو كشور همچنين، با افزايش توليد نفت خود و كاهش قيمت آن، درآمدهاي نفتي ايران را تا اندازهِ زيادي كاهش دادند. اين در حالي بود كه كسري درآمد نفتي عراق با اختصاص بخشي از فروش اضافهِ نفت از سوي اين دو كشور براي عراق جبران مي شد.(36)
در اواخر سال 1979، عراق و كويت موافقت نامه اي را منعقد كردند كه طبق آن، عراق توانست تسهيلاتي را براي واردات و صادرات خود در بندر شويخ كويت به دست آورد. همچنين، در اوايل تابستان سال 1980، يعني حدود سه ماه پيش از آغاز جنگ، عراق و كويت موافقت نامه اي را در مورد استفادهِ انحصاري كشتيهاي حامل كالا براي عراق از برخي از بندهاي كويت امضا كردند كه طبق آن، كويت چهار لنگرگاه براي اين كار در اختيار كشتيهاي مزبور قرار مي داد.(37) بدين ترتيب، طي جنگ و با بسته شدن بندرهاي عراق، كويت مهم ترين مركز تخليه و بارگيري كالاهاي عراقي بود و سلاحهاي مورد نياز عراق، با تخليه در بنادر كويت شبانه به عراق ارسال مي شد.
با زمين گير شدن ارتش عراق در خاك ايران و تجديد ساختار نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي، موج حمله هاي ايران عليه نيروهاي اشغالگر آغاز شد. اجراي عملياتهاي ثامن الائمه، طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس از سوي نيروهاي نظامي ايران، ضربات نابود كننده اي را بر ارتش عراق وارد كرد و با آزادسازي شهرها و مناطق اشغال شده، به ويژه در جبههِ جنوب، نيروهاي عراقي ضمن دادن تلفات بسيار سنگين به پشت مرزهاي بين المللي رانده شدند. شكستهاي پي درپي ارتش عراق در مرحلهِ آزادسازي موجب شد، تا كشورهاي حامي رژيم بعث، از امكان پيروزي ايران در جنگ هراسان شوند و در نتيجه، كمكهاي خود را به ميزان درخور توجهي افزايش دهند. در اين بين، كويت و عربستان نقش تعيين كننده اي را ايفا كردند. به رغم انهدام گستردهِ ماشين جنگي عراق، اين كشور توانست با كمكهاي فراواني كه دريافت مي كرد؛ خسارتهاي وارد شده را در مدت كوتاهي جبران كند.
در اين مقطع، مقامات جمهوري اسلامي با آگاهي از حجم گستردهِ كمكهايي كه كويت در اختيار عراق قرار مي داد و تأثيري كه اين كمكها بر حفظ توان نظامي عراق براي ادامهِ جنگ داشت، بارها، قطع كمكها به عراق و حفظ اصول بي طرفي را از دولت كويت خواستار شدند و اين كشور را از پيامدهاي تداوم اين حمايت بر حذر داشتند. در اين زمينه، در سال 1980، به چندفروند نفت كش كويتي در خليج فارس حمله و پاسگاه مرزي العبدلي و نيز تأسيسات نفتي كويت در منطقهِ ام العيش بمباران شد كه خسارات زيادي بدان وارد آمد؛ اقداماتي كه دولت كويت تمامي آنها را به ايران نسبت داد، اما مقامات ايراني اين ادعا را رد كردند.(38)
2) آغاز سياست تنبيه متجاوز از سوي ايران تا فتح فاو
با شكستهاي پي درپي ارتش عراق و آزادسازي مناطق اشغالي ايران، مقطع جديدي در جنگ ايران و عراق شكل گرفت. در اين مرحله، استراتژي جمهوري اسلامي كشاندن جنگ به خاك عراق و تنبيه متجاوز اعلام شد. عمليات رمضان نخستين عملياتي بود كه در محدودهِ سرزميني عراق و با هدف تصرف شهر بصره انجام شد. هرچند اين عمليات موفقيت چنداني نداشت و اهداف تعيين شدهِ آن تحقق نيافت، اما طي آن، ضربات مهلكي بر ارتش عراق وارد شد. عمليات خيبر يكي ديگر از عملياتهاي مهم ايران در اين مرحله از جنگ بود كه در آن، جزاير مهم و استراتژيك مجنون و تعدادي زيادي از چاههاي نفت عراق در اختيار ايران قرار گرفت. موفقيت نيروهاي ايراني در اين عمليات و اهميت استراتژيك مناطق تصرف شده به دليل نزديكي به بصره و راههاي مواصلاتي جنوب به شمال عراق، انعكاس وسيعي در سطح منطقه اي و جهاني داشت. در واقع، اين عملياتها نشان دادند كه نيروهاي ايران در پي دسترسي به بصره و تصرف آن هستند.
با آغاز مرحلهِ جديد دولت كويت در حمايت از رژيم عراق مصمم تر گرديد و ضمن افزايش كمكهاي مادي و مالي خود هم صدا با عراق، خواهان صلح و برقراري آتش بس شد. بدين ترتيب، اين دو كشور تلاش ديپلماتيك شديدي را به طور هماهنگ آغاز كردند. از 12 ماه ژانويه تا اواخر سال 1985، مقامات دو كشور دست كم، شانزده مرتبه به پايتختهاي يكديگر سفر و در مورد مسائل مورد علاقه به مذاكره پرداختند. در اين زمينه، عراق توانست حمايت كامل ديپلماتيك كويت را به دست آورد.(39) شيخ صباح الاحمد الجابر الصباح، وزير امورخارجهِ كويت، در ماه ژوئيهِ سال 1984 اظهار كرد. < كويت به حمايت از عراق ادامه خواهد داد؛ زيرا، قراردادها و منشورهايي هست كه نمي توان آنها را ناديده گرفت و ديگر اينكه عراق كشوري عرب است> .(40) پس از تصرف جزاير مجنون به دست نيروهاي ايران، وزير خارجهِ كويت همراه با ديگر وزيران امورخارجهِ اتحاديهِ عرب در بغداد گرد هم آمدند، تهاجم ايران و اشغال سرزمينهاي عراق را محكوم كردند و خواستار برقراري فوري آتش بس شدند.(41)
به غير از تلاشهاي ديپلماتيك كويت براي حمايت از عراق، در اين مرحله از جنگ، بر ميزان كمكهاي مالي اين كشور به عراق افزوده شد. موانعي كه در اواخر سال 1982 در پرداخت كمكهاي مالي از سوي كويت به عراق، به دليل ضرورت تصويب پرداخت اين كمكها در مجلس كويت، پيش آمده بود، با تغيير موازنهِ برتري در جبهه ها به ضرر عراق، برداشته شد و از آغاز سال 1983، اعطاي كمكهاي مالي به عراق تسهيل شد و افزايش يافت. مطابق با برآوردي كه به عمل آمده، از آغاز سال 1983، كمك مالي كشورهاي خليج فارس به عراق سالانه، پانزده ميليارد دلا ر بود كه بخش عمده اي از آن را كويت و عربستان سعودي پرداخت مي كردند.(42) اين كمكها منبع مالي مهمي براي حفظ توان نظامي عراق بود، طوري كه از محل كمكهاي مالي كويت، مبلغ پنج ميليارد دلار براي خريد تجهيزات نظامي از فرانسه هزينه شد.(43)
عمليات والفجر 8 و فتح فاو به دست نيروهاي ايران، يكي از مهم ترين تحولات جنگ ايران و عراق براي دولت كويت بود. با سقوط شهر فاو، حدود سي هزار نيروي ايران در چند كيلومتري كويت مستقر شدند؛ مسئله اي كه مقامات كويتي آن را تهديد بزرگي عليه امنيت ملي خود تلقي كردند. تصرف فاو موقعيت استراتژيكي مهمي را به ايران بخشيد. هرچند شبه جزيرهِ فاو با مردابها و باتلاقها احاطه شده بود، اما به دليل تأثير و نفوذش بر جنوب خليج فارس اهميت ويژه اي داشت؛ زيرا، از اروندرود تا جزيرهِ بوبيان در كويت امتداد داشت. پيشروي موفقيت آميز ايران براي اين كشور سه نتيجهِ عمده را به ارمغان آورد؛ چرا كه: الف) عراق را كاملاً از خليج فارس جدا مي كرد؛ ب) به ايران امكان حمله به بصره از جنوب را مي داد؛ و ج) خطوط اصلي ارتباطي عراق و كويت را قطع يا حتي انجام حملات آبي خاكي به كويت را براي ايران ممكن مي كرد.(44) اعمال فشار بر كشورهاي عرب خليج فارس براي رعايت اصول بي طرفي و خودداري از ارائه كمكهاي مالي و نظامي به رژيم عراق يكي از اهداف اصلي مسئولان جمهوري اسلامي از اجراي عمليات در اين منطقه بود. در اين زمينه، پس از تصرف شهر فاو به دست نيروهاي ايراني، آقاي هاشمي رفسنجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي، اظهار كرد. < كشورهاي خليج فارس كه به عراق كمك اعطا مي كنند، بدانند كه پس از اين، ما تحمل نخواهيم كرد كه كشتيهاي مملو از سلاحهاي نظامي براي رژيم عراق در بندرهايشان لنگر بيندازند؛ از اين رو، حضور ما در منطقهِ فاو ضروري بود تا آنها نيروهاي ما را در كنار آبهايشان ببينند> .(45) اين اظهارات هشدار مستقيمي عليه حكومت كويت محسوب مي شد. صباح الاحمد، وزير امورخارجهِ كويت، در مورد وضعيت ايجاد شده در منطقه فاو گفت: < ايرانيان با كويت فاصلهِ چنداني ندارند و اگر شما به جزيرهِ بوبيان برويد، با چشم خودتان آنها را مي توانيد ببينيد و البته، اين وضعيت، خطر بزرگي براي كويت محسوب مي شود> .(46) دو روز پس از تصرف فاو به دست نيروهاي ايراني، دولت كويت همراه با مجلس اين كشور در 11 ماه فوريهِ سال 1986 (اواخر بهمن ماه سال 1364) بيانيهِ مشتركي را صادر كرد كه در آن، كوششهاي مكرر ايران براي اشغال قسمتهايي از سرزمين عراق و به خطر انداختن ثبات آن كشور محكوم شده بود.(47) همچنين، دولت كويت از 21 كشور عضو جامعهِ عرب دعوت كرد تا با اجراي منشور دفاع مشترك اعراب، از عراق حمايت كنند.(48) در راستاي حمايت سياسي دولت كويت از عراق، اين كشور همراه با اعضاي گروه هفت نفري اتحاديهِ عرب (عراق، اردن، عربستان سعودي، يمن شمالي، تونس و مغرب) در ماه فوريهِ سال 1986، تشكيل جلسهِ شوراي امنيت را ساختار شد. بدين ترتيب، شوراي امنيت در 24 ماه فوريه، تشكيل جلسه داد و قطع نامهِ 582 را صادر كرد، كه در آن، بر اصل غيرقابل پذيرش بودن تصرف سرزمين از راه زور تأكيد شده بود؛ قطع نامه اي كه كاملاً، عليه جمهوري اسلامي ايران بود.(49)
فشار رژيم عراق بر كويت براي واگذاري دو جزيرهِ وربه و بوبيان يكي از مهم ترين پيامدهاي تهاجم ايران به شهر فاو براي دولت اين كشور بود. با سقوط شهر فاو، بر اهميت استراتژيك اين دو جزيره افزوده شد. اين جزيره ها كه در جنوب شبه جزيرهِ فاو قرار دارند، مي توانستند در حملهِ متقابل عراق عليه نيروهاي ايراني مستقر در فاو، نقش مهمي داشته باشند. البته، دولت عراق پس از عمليات خيبر و سقوط جزاير مجنون، با موافقت ضمني دولت كويت، از اين دو جزيره براي كارهاي پشتيباني استفاده مي كرد، اما پس از فتح فاو به دست نيروهاي ايراني، دولت عراق واگذاري اين جزيره ها را به طور كامل خواستار شد. كه در نهايت، دو كشور بر سر اين موضوع به توافق رسيدند. همچنين، در جريان ديدار شيخ سعدعبدالله السالم الصباح، وليعهدونخست وزير كويت از عراق، اخبار غيررسمي حكايت از اين داشت كه دولت كويت به غير از دو جزيرهِ وربه و بوبيان، جزيرهِ فيلكه را نيز در اختيار رژيم عراق قرار داده است.(50) اين جزيره ها در دو سال پاياني جنگ در اختيار عراق قرار داشتند و بدين ترتيب، نيروهاي ايراني صدمات زيادي را متحمل شدند. دولت ايران بارها، از دولت كويت خواست تا مانع از استفادهِ عراق از جزيره هاي مزبور عليه ايران شود. دولت ايران همچنين، اعلام كرد در صورتي كه در جريان درگيري با نيروهاي عراقي، اين جزيره ها را تصرف كند، كويت نبايد هيچ گونه ادعايي براي استرداد آنها داشته باشد. در مقابل، دولت كويت با رد ادعاهاي ايران، براي سرپوش گذاشتن بر همكاري خود با رژيم عراق، هم زمان با حضور نيروهاي عراقي در اين جزيره ها، اجراي چندين پروژهِ عمراني را در اين جزاير آغاز كرد.(51)
شكست رژيم عراق در عمليات والفجر 8 و برخورداري نيروهاي ايران از ابتكار نظامي در جبهه ها، باعث شد تا اين رژيم براي تحت الشعاع قرار دادن موفقيتهاي ايران، به نيروي هوايي اش متوسل شود و با بمباران مناطق مسكوني ايران و حمله به تأسيسات و نفت كشهاي آن در خليج فارس، دامنهِ جنگ را گسترش دهد. بدين ترتيب، مرحلهِ جديدي از جنگ شكل گرفت كه به جنگ نفت كشها معروف شد. تحولات اين دوره از جنگ تأثير زيادي در ايجاد يك اجماع بين المللي براي پايان دادن به جنگ ايران و عراق داشت.
3) آغاز جنگ نفت كشها تا پذيرش قطع نامهِ 598 از سوي ايران
پس از پيروزي چشم گير ايران در منطقهِ فاو و بي نتيجه بودن تلاشهاي ارتش صدام براي بازپس گيري آن، وحشت حاميان عراق افزايش يافت و آنها خود را به طور جدي با تهديد گسترش انقلاب رو به رو ديدند. در نتيجه، براي مقابله با جمهوري اسلامي صفوف خود را فشرده تر كردند. بدين ترتيب، كمكهاي وسيعي در اختيار عراق قرار گرفت و نيروهاي اين كشور كاملاً مجهز شدند و از نظر سازمان رزم نيز، توسعه در خور توجهي يافتند. با افزايش توان رزمي، ارتش عراق براي تقويت روحيهِ نظاميان و خارج شدن از حالت انفعالي، استراتژي نظامي جديدي را با نام استراتژي دفاع متحرك در پيش گرفت. با وجود موفقيت اوليهِ اين استراتژي و تصرف شهر مهران، هوشياري و آمادگي نيروهاي ايراني و بازپسگيري مناطق از دست رفته، ناكارآمدي استراتژي جديد را نشان داد. به دنبال آن، با آغاز عمليات كربلاي5 در شرق بصره و شكسته شدن خطوط دفاعي عراق در اين منطقه و وارد آمدن خساراتهاي گسترده به ارتش اين كشور، رژيم عراق دريافت كه توانايي لازم را براي مقابله با رزمندگان اسلام در جبههِ زميني ندارد؛(52) از اين رو، با آگاهي از موقعيت و مناسبات بين المللي كوشيد با توسل به جنگ نفت كشها، جريان صدور نفت از منطقهِ خليج فارس را به جهان غرب با خطر روبه رو كند و با افزايش تنش در روابط كشورهاي حاشيهِ جنوب خليج فارس با جمهوري اسلامي ايران، اوضاع را بيش از پيش بحراني و از اين راه، آنها را رو در روي يكديگر قرار دهد.
هرچند از زمان آغاز جنگ بين ايران و عراق، دو كشور به صورت پراكنده به كشتيها و تأسيسات نفتي يكديگر حمله مي كردند، اما اين حملات انگشت شمار بود و هيچ گاه، به عنوان استراتژي نظامي در نظر گرفته نشده بود تا اينكه پس از آغاز سياست تنبيه متجاوز ايران، در سال 1984 رژيم عراق حمله به كشتيهايي را كه به مقصد ايران در حركت بودند، افزايش داد. عراق انتظار داشت با اجراي سياست مقابله به مثل از سوي ايران و به خطر افتادن امنيت صدور نفت از اين منطقه، قدرتهاي بزرگ براي پايان دادن به جنگ مداخله كنند. از سوي ديگر، جمهوري اسلامي ايران براي تلافي حمله هاي عراق، با مشكل بزرگي رو به رو بود، با توجه به اينكه نيروي دريايي عراق در خليج فارس حضور عملي نداشت، نيروهاي ايران تنها با حمله به كشتيهاي كشورهاي عرب حامي عراق مي توانستند اين حمله ها را تلافي كنند؛ اقدامي كه مشكلاتي را در سطح منطقه اي و جهاني براي ايران ايجاد مي كرد. جمهوري اسلامي ايران با وجود خسارتهايي كه متحمل شد، با خويشتن داري و تغيير محل بارگيري نفت كشها به مناطقي، كه عراق امكان دسترسي به آنها را نداشت، توانست عراق را از تعقيب سياست حمله به كشتيها منصرف كند.(53) تا سال 1363، حمله هاي عراق به جزيرهِ خارك و بوشهر محدود بود. در واقع، هواپيماهاي عراقي توانايي انجام عمليات در مسافتي بيش از اين را نداشتند.(54) سرانجام، پس از سقوط فاو و ناكارآمدي استراتژي دفاع متحرك، رژيم عراق بارديگر، در سال 1986 جنگ نفت كشها را آغاز كرد و با كمكهاي كشورهاي عرب توانست به امكانات جديدي براي وارد كردن ضربات اساسي به تأسيسات نفتي و نفت كشهاي ايران دست يابد. پيش از اين، عراق تنها مي توانست موشكهاي ضدكشتي را با بالگردهاي سوپر فرلون(1) با حداكثر، شعاع عمليات دويست مايل شليك كند، اما در آن زمان، با خريد هواپيماهاي سوپر اتاندارد(2) از فرانسه و افزايش برد موشكهاي ام يك توانست شعاع عملياتي خود را تا سيصد مايل افزايش دهد.(55) در 21 مردادماه سال 1365، براي نخستين بار، جنگنده هاي عراقي به تأسيسات نفتي ايران در جزيرهِ سيري حمله كردند و سه نفت كش در حال بارگيري را هدف قرار دادند. بي گمان، هواپيماهاي ميراژ اف1 عراق براي طي مسافت نهصد كيلومتري تا جزيرهِ سيري به سوخت گيري مجدد احتياج داشتند. در 4 آذرماه، عراق بار ديگر، شعاع عمليات هوايي خود را در خليج فارس گسترش داد و به جزيرهِ لارك در تنگهِ هرمز نيز حمله كرد. جنگنده هاي عراقي در بازگشت از اين عمليات، به دليل كمبود سوخت در عربستان سعودي فرود آمدند و اين كشور برخلاف اصل بي طرفي، پس از در اختيار گذاشتن سوخت لازم به آنها اجازه داد به عراق برگردند.(56) تعداد حمله هاي عراق به كشتيهاي ايران از 27 مورد در سال 1984 (1364) و 40 مورد در سال 1985 (1365) به 65 مورد در سال 1986 (1366) افزايش يافت.(57) به دنبال افزايش خسارتهاي وارد شده به نفت كشها و تأسيسات نفتي ايران، اين كشور ناخواسته، به جنگ نفت كشها كشيده شد و در نتيجه، امكانات جديدي را براي اين جنگ تدارك ديد. در اين زمينه، نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شكل گرفت. اين نيرو از قايقهاي تندرو خريداري شده از سوئد بهره مي گرفت كه به سلاحهاي نيمه سنگين مجهز شده بودند. ايران همچنين، با خريد و توليد مقدار زيادي مينهاي پيشرفته و نيمه پيشرفته و نيز خريد موشكهاي كرم ابريشم از چين، توان درخور توجهي را براي انجام اقدامات تلافي جويانه در خليج فارس فراهم آورد.(58)
كشتيها و نفت كشهاي متعلق به كويت و عربستان سعودي مهم ترين هدف براي نيروهاي ايران محسوب مي شدند. كويت به رغم اعتراضهاي مكرر مقامات جمهوري اسلامي، بيش از پيش به حمايت خود از عراق ادامه مي داد. دولت كويت پس از تصرف شهر فاو به دست نيروهاي ايران، به هواپيماهاي عراقي اجازه داد تا با عبور از فضاي اين كشور خود را به جنوب خليج فارس نزديك كنند و كشتيهاي ايراني را هدف قرار دهند، ضمن آنكه ناوچه ها و كشتيهاي كوچك عراق از آبراه سبيه بين كويت و جزيره بوبيان و بالگردهاي عراق از فضاي كويت عبور مي كردند و حمله هايي را عليه ايران انجام مي دادند.(59)
بايد يادآور شد كه پيش از سال 1986 و تشديد جنگ نفت كشها، هفت فروند كشتي كويتي هدف قرار گرفته بودند.(60) با تشديد جنگ نفت كشها پس از سال 1986 از سوي رژيم عراق و اقدامات تلافي جويانه اي كه نيروي دريايي تازه تأسيس ايران انجام داد، جنگ نفت كشها به مرحلهِ جديدي وارد شد. در 13 ماه ژانويهِ سال 1987 (23دي ماه سال1365)، دولت كويت پرچم گذاري مجدد و اسكورت نفت كشهايش را از دولتهاي امريكا و شوروي خواستار شد. بدين ترتيب، با مداخلهِ اين كشورها و كشورهاي هم پيمان آنها، جنگ نفت كشها جبنهِ بين المللي پيدا كرد. هدف كويت در دعوت از امريكا، دست يابي به حمايتي خارجي در برابر اشكال مختلف تهديد و حمله از سوي ايران، به ويژه حمله به كشتيهاي حامل پرچم اين كشور بود. دولت كويت نمي توانست تأثيرات استراتژيك دست يابي ايران به فاو و بصره و تأسيس عنصر نيروي دريايي سپاه و تهديدهايي را كه از اين طريق، براي امنيت ملي اين كشور وجود داشت، ناديده بگيرد.(61)
درخواست دولت كويت از امريكا و شوروي براي اسكورت نفت كشهاي اين كشور، سياستي هماهنگ با استراتژي نظامي رژيم بغداد براي بين المللي كردن جنگ بود. اين اقدام فشار دو چنداني را بر نيروهاي ايران وارد كرد و به رويارويي نظامي اين كشور با ايالات متحده انجاميد. با گشوده شدن جبههِ جديدي در خليج فارس و گستردگي و آسيب پذيري ايران در آن، اين كشور مجبور شد بخشي از توان نظامي موجود در جبههِ جنگ با عراق را براي دفاع از سواحل خود در خليج فارس در برابر هرگونه حملهِ احتمالي، به اين منطقه انتقال دهد؛ اقدامي كه هم زمان با توسعهِ چشمگيرتوان نظامي عراق، باعث شد تا توان نظامي ايران تجزيه و به انسجام و برتري نظامي عراق تا پايان جنگ منجر شود.
با پذيرش درخواست دولت كويت مبني بر پرچم گذاري مجدد و اسكورت نفت كشهاي كويتي از سوي ايالات متحده و اتحاد جماهير شوروي، جنگ نفت كشها عملاً، به رويارويي ايران با اين كشورها منجر شد. هرچند نخستين كشتي تحت اسكورت دولت شوروي به نام ايوان كورتيف هدف حملهِ قايقهاي تندرو قرار گرفت، اما اين مسئله به دليل ملاحظات موجود بين ايران و شوروي، تنشي در روابط دو كشور ايجاد نكرد.(62)
دولت ايران با اعتراض به دولت كويت به دليل دعوت از قدرتهاي بزرگ براي حضور در خليج فارس، اين كشور را از پيامدهاي اتخاذ چنين سياستي بر حذر داشت.(63) از سوي ديگر، با وجود حضور درخور توجه نيروي دريايي امريكا در خليج فارس، نيروهاي ايراني از اجراي سياست مقابله به مثل در برابر حمله هاي عراق به منافع اين كشور در خليج فارس منصرف نشدند. در اين مقطع، استراتژي نظامي ايران در خليج فارس بر استفاده از مينهاي دريايي، موشكهاي ساحل به دريا، قايقهاي توپدار و جنگنده هايي نيروي هوايي براي ضربه زدن به منافع متحدان رژيم عراق، استوار بود. برخورد سوپر نفت كش 414266 تني بريجتون(1) با مين، كه نخستين مأموريت نيروي دريايي امريكا براي اسكورت نفت كشهاي كويتي به شمار مي رفت، باعث شد تا نقاط ضعف نيروي دريايي امريكا در انجام وظيفهِ اسكورت هرچه بيشتر آشكار شود.(64) ايالات متحده با مشكلات بسياري براي اسكورت نفت كشها رو به رو بود؛ زيرا، هيچ يك از كشورهاي حوزهِ خليج فارس به دليل ترس از واكنش افكار عمومي در سطح داخل كشور و نيز در سطح منطقه حاضر نبودند پايگاه نظامي ثابتي را به نظاميان امريكايي واگذار كنند؛ مشكلي كه باعث شد تا كويت سه كشتي بزرگ را كه قرار بود در آبهاي بين المللي خليج فارس در نزديكي جزيرهِ فارسي لنگر بيندازند، اجاره و هشت هزار گالن سوخت مورد نياز نيروهاي امريكايي مستقر در خليج فارس را تأمين كند. بدين ترتيب، نيروهاي امريكايي از كشتيهاي اجاره شده به عنوان پايگاهي دريايي براي كنترل تحركات ايران در خليج فارس استفاده كردند.(65) با تشديد حمله هاي عراق به كشتيها و پايانه هاي نفتي ايران در خليج فارس در ماه سپتامبر سال 1987، در روز 4 و 5 سپتامبر، چندين بار، كويت هدف حملهِ موشكهاي كرم ابريشم قرار گرفت. در پي اين اقدام، دولت كويت شكايت خود را به شوراي امنيت اعلام و هم زمان، پنج تن از ديپلماتهاي ايران را اخراج كرد.(66) دولت امريكا در پاسخ به اصابت مين به نفت كش بريجتون، كشتي ايراني ايران اجر را به بهانهِ انجام مين گذاري، هدف مورد حمله قرار داد و غرق كرد. آنتوني كردزمن در مورد پاسخ ايران به اين حمله مي نويسد: < در 15 ماه اكتبر سال 1987، ايران با پرتاب يك فروند موشك كرم ابريشم از شمال فاو به كويت كشتي امريكايي سانگاري(1) را هدف قرارداد. روز بعد، يك فروند موشك كرم ابريشم ديگر در بندر الاحمدي كويت به نفت كش كويتي حامل پرچم امريكا به نام سي اويل سيتي(2) اصابت كرد كه در اثر آن، كاپيتان امريكايي اين نفت كش نابينا شد و تعدادي از خدمهِ آن مجروح شدند.(67) در پاسخ بدين حمله ها، نيروهاي امريكايي با حمله به سكوهاي نفتي رشادت و سلمان در خليج فارس، آنها را منهدم كردند. به دنبال آن، يك فروند موشك كرم ابريشم به پايانهِ نفتي سي آيلند كويت اصابت كرد و بدين ترتيب، اين پايانه به دليل خسارات وارد شده بدان تا يك ماه تعطيل شد.(68) در اين مورد، دولت امريكا با اين استدلال كه تعهدي دربارهِ امنيت سرزميني كويت ندارد، از نشان دادن واكنش خودداري كرد.
موضع گيري ايالات متحده عليه ايران، با برخورد ناو ساموئل رابرتز به مين در 14 ماه آوريل سال 1988 و خسارت شديدي كه بدان وارد شد، شدت يافت. اين واقعه به بروز برخورد شديدي بين ايران و امريكا در خليج فارس انجاميد. در 18 ماه آوريل سال 1988، دولت امريكا با مقصر دانستن ايران در اين زمينه، با استفاده از توان نظامي درخور توجهي به سكوهاي نفتي ساسان و نصر حمله و آنها را منهدم كرد. در اين ميان، ناوچهِ ايراني جوشن به دليل درگيري با ناوهاي امريكايي، با آتش پرحجم اين ناوها، غرق شد. همان روز، دو برخورد ديگر بين هواپيماهاي امريكايي با تعدادي از قايقهاي تندرو ايران و دو ناوچهِ سهند و سبلان روي داد كه در نتيجهِ آن، دو فروند از قايقهاي تندرو و ناوچهِ سهند غرق شدند.(69)
هرچند نيروهاي ايران هنوز توان ضربه زدن به نيروهاي ايالات متحده و متحدان منطقه اي آن را در خليج فارس داشتند، اما تحولات بين المللي و نيز شرايط حاكم بر جبهه ها به ضرر ايران پيش مي رفت. در سطح جهاني، اجماعي براي اعمال فشار بر جمهوري اسلامي براي پايان دادن به جنگ پديد آمده بود كه از تحريم تسليحاتي ايران گرفته تا انجام اقدام نظامي عليه هواپيماهاي مسافربري آن را در بر مي گرفت. از سوي ديگر، با توجه به روند معكوسي كه در جبهه هاي جنگ عليه نيروهاي ايران وجود داشت و در نتيجه، موفقيت عراق در بازپسگيري بخش وسيعي از سرزمينهاي تصرف شده، اين احتمال وجود داشت كه در صورت اصرار ايران بر ادامهِ جنگ، حاكميت ملي كشور آسيب ببيند؛ از اين رو، با صلاح ديد مسئولان و براي جلوگيري از وارد شدن خسارت بيشتر به دو كشور، دولت ايران، آمادگي خود را براي پذيرش قطع نامهِ 598 اعلام كرد.
حمايت كويت از رژيم عراق، حتي در جريان مذاكرات صلح بين دو كشور ادامه يافت و در جريان مذاكرات، مسئولان كويتي از شرايط درخواستي مقامات عراقي حمايت مي كردند.
در مقطع سوم جنگ، نقش دولت كويت بر روند تحولات نظامي سياسي جنگ چشم گير بود. طي اين مرحله، هماهنگي كاملي بين رژيم عراق و دولت كويت وجود داشت. استراتژي اين كشور در جريان اسكورت نفت كشها، دقيقاً با سياست رژيم عراق براي بين المللي كردن جنگ هماهنگ بود؛ موضوعي كه با دعوت از قدرتهاي نظامي بزرگ جهان براي اسكورت نفت كشهاي خود بروز يافت. طي اين دوره، دستگاه ديپلماسي كويت، اقدامات وسيعي را براي ايجاد اجماعي جهاني، به منظور اعمال فشار به ايران براي پايان دادن به جنگ انجام داد. تحت تأثير رايزنيهاي دولت كويت در سازمانهاي منطقه اي، مانند شوراي همكاري خليج فارس، اتحاديهِ عرب و سازمان كنفرانس اسلامي و همچنين، در شوراي امنيت، زمينه سازي لازم براي تحريم اقتصادي و تسليحاتي ايران انجام شد. دولت كويت همچنينن كوشيد تا با استفاده از اهرم مالي، روابط كشورهاي عرب متحد ايران، مانند سوريه و ليبي را تضعيف كند كه البته، در اين زمينه، تا اندازهِ زيادي نيز موفق بود.
جمع بندي
بي گمان موضع گيري دولت كويت طي جنگ ايران و عراق، درسهاي فراواني براي ديپلماسي اين كشور در سالهاي بعد داشته است. مهم ترين عامل مؤثر بر موضع اين كشور در طي جنگ، احتمال سرايت انديشه هاي انقلابي از ايران به كويت بود؛ چرا كه 20 درصد از جمعيت اين كشور را شيعياني تشكيل مي دادند كه از عملكرد حكومت سني كشور رضايت چنداني نداشتند و در صورت تصميم حكومت انقلابي ايران براي صدور انقلاب به كشورهاي همسايه، امكان وقوع تحولاتي، مانند تحولات ايران در كويت دور از انتظار نبود. افزون بر اين، بين اعراب، عصبيت قومي، قبيله اي و نژادي قوي اي وجود داشت. حساسيتهاي موجود بين نژاد عرب و آريايي در جريان جنگ ايران و عراق، حالت عيني تري به خود گرفت؛ موضوعي كه با تبليغات رژيم بغداد براي تحريك احساسات ضدايراني اعراب نقش مهمي را در حمايتهاي كشورهاي عرب از عراق ايفا كرد. از سوي ديگر، امنيت ملي و تماميت ارضي كويت پس از استقلال اين كشور، همواره از سوي عراق مورد تهديد قرار گرفته بود. بدين ترتيب، ايجاد موازنه بين قدرتهاي منطقه اي و نيز برقراري روابط مستحكم با كشورهاي تأثيرگذار در صحنهِ جهاني مهم ترين ابزاري بود كه دولت كويت مي توانست براي حفاظت از حاكميت ملي و تماميت ارضي اش داشته باشد. پيش از وقوع جنگ ايران و عراق، حكومت كويت به دقت اين موازنه را بين سه كشور ايران، عراق و عربستان سعودي رعايت مي كرد، اما پس از آغاز جنگ و موضع جانبدارانهِ كويت اين موازنه بر هم خورد؛ زيرا، طي جنگ، كويت با اعطاي كمكهاي مالي و اقتصادي، ترانزيت محموله هاي نظامي، حمايت سياسي در مجامع منطقه اي و جهاني و حتي واگذاري اجازهِ استفاده از فضا و محدودهِ سرزميني اين كشور، دولت عراق را در جنگ عليه ايران ياري كرد. از نظر كويت جنگ ايران و عراق سه امتياز را براي اين كشور دربرداشت. نخست آنكه با اعطاي كمكهاي مزبور به عراق، اين كشور از ادعاهاي خود عليه كويت صرف نظر مي كرد. دوم اينكه وقوع جنگ بين ايران و عراق و تضعيف دو كشور در جريان آن، تهديدهاي آنها را عليه كويت كاهش مي داد و سوم، در نتيجهِ درگيري ايران در جنگ، صدور انقلاب منتفي و انقلاب در داخل مرزهاي جمهوري اسلامي محدود مي شد.
وقايعي كه طي جنگ و پس از پايان آن، براي كويت اتفاق افتاد، نشان داد كه ديپلماسي اين كشور در جريان جنگ تا چه اندازه اشتباه بوده است. در نتيجهِ موضع جانبدارانهِ كويت به نفع رژيم عراق در طول جنگ و عدم رعايت موضع بي طرفي، جدا از كمكهاي كلاني كه به عنوان كمك مالي پرداخت كرد، با كشيده شدن دامنهِ جنگ به داخل كويت خسارتهاي زيادي به بندرها، تأسيسات نفتي و نفت كشهاي اين كشور وارد شد. با كمكهاي گسترده اي كه كويت و ديگر كشورهاي عرب در اختيار رژيم عراق دادند، اين رژيم ازنظر نظامي، در مقاطع پاياني جنگ به توان نظامي بالايي دست يافت و نه تنها از طرح ادعاهاي توسعه طلبانه اش در قبال كويت منصرف نشد بلكه با سررسيد تأديهِ مطالبات آن كشور، طي اقدام نظامي سريعي اين كشور را تصرف كرد.
منابع و ماخذ
(27)S. H Amin, Political and Strategic Issues in The Persian Arabian Gulf, Glasyow: Roystonon Ltd, 1984, p 40
(28)Assirri, Ibid, P 65
(29) جعفر ولداني؛ پيشين؛ ص 171.
(30)Assirri, Ibid, P 68
(31)Ger Nonneman, Iraq, Gulf States and The War,London, Ithaca Pess, 1986, p 22
(32) جعفر ولداني؛ پيشين؛ ص 99.
(33)Cordesman, Ibid, p 10
(34)John Townsend, Economic and Political Implications of The War: The Ecocomic consequences in The Iran Iraq War, London: Groom Helm,1984, P 55
(35)ssirri, Ibid, p 70
(36) جعفر ولداني؛ پيشين؛ ص 89.
(37)Cordesman, Ibid, P 9.
(38)Souresrafil, Ibid, P 44
(39) جعفر ولداني؛ پيشين؛ ص 99.
(40) همانجا.
(41) سپاه پاسداران انقلاب اسلامي؛ گذري بر پنجمين سال جنگ تحميلي، تهران: روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، 1364، ص 196.
(42) جعفر ولداني؛ پيشين؛ ص 100.
(43) همان؛ ص 88.
(44) آنتوني كردزمن؛ پيشين؛ صص 66 و 67.
(45)Assirri, Ibid, P 71
(46)Ibid.
(47) جعفر ولداني؛ پيشين؛ ص 100.
(48) همان؛ ص 101.
(49)Assirri, Ibid, P 78
(50) جعفر ولداي؛ پيشين؛ ص 117.
(51)Assirri, Ibid, P 79
(52) محمود يزدان فام؛ < عوامل و دلايل گسترش جنگ ايران و عراق؛> فصلنامهِ نگين ايران؛ سال اول شمارهِ اول، ص 40.
(53) اليزابت گاملن و پل راجرز؛ قرار گرفتن نفت كشهاي كويتي زير پرچم ايالت متحده:دلايل و تأثيرات آن؛ بازشناسي جنبه هاي تجاوز و دفاع، جلد دوم، تهران: دبيرخانهِ كنفرانس بين المللي تجاوز و دفاع، 1368، ص 154.
(54) محمود يزدان فام؛ پيشين؛ ص 38.
(55) همان؛ ص 40.
(56) همانجا.
(57) كردزمن؛ پيشين؛ ص 69.
(58) همان؛ ص 72.
(59) همان؛ ص 77.
(60) آنتوني كردزمن؛ < غرب و منازعهِ دريايي در خليج فارس 1987> ؛ ترجمعهِ پريسا كريمي نيا؛ فصلنامهِ نگين ايران، شمارهِ6، سال دوم، ص 61.
(61)Assirri, Ibid, P 82
(62)Souresrafil, Ibid, P 49
(63) عبدالحليم ابوغزاله؛ عراق و جنگ ايران و عراق؛ ترجمه: نادر نوروز شاد؛ تهران: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، 1380، ص 258.
(64) آنتوني كردزمن؛ < غرب و منازعهِ دريايي در خليج فارس 1987> ؛ ترجمعهِ پريسا كريمي نيا؛ فصلنامهِ نگين ايران، شمارهِ 5 سال دوم، ص 66.
(65) همان؛ ص 69 و 70.
(66) همان؛ ص 83.
(67)Assirri, Ibid, P 83
(68) گاملن...؛ پيشين؛ ص 173.
(69)Cordesman, Ibid, P 12
فصلنامه نگين - شماره 8
لينک مطلب