(( اللهم عجل الولیک الفرج ))
حک شد به روی بال قنوت نمازمان
این خواهش قدیمی (( آقا ظهور کن ))
نمی دونم از چی و از کجا شروع کنم فقط وقتی به این فکر می افتم که ماه رمضونم تموم شد ولی من همونم که هستم و هیچ تغییری نکردم و صد حیف می سوزم و می سوزم ، چقدر تو این ماه شبیه آقام شدم ، چقدر به فکرش بودم ، چقدر ...
ولی وقتی به کارام نگاه می کنم به این فکر می کنم که اصلا آقا از دست من راضی شد یا خدای نکرده ...
خودم و می بینم وقتی اسیر نفسم شدم چون شیطونی در کار نبود و هیچی به هیچی .
راستی آقا نماز روزه هات قبول ، عیدت مبارک ، نماز عید تو کجا خوندی ؟ ، و ...
یادمه اول ماه رمضون این بیت و می خوندیم :
کاش در این رمضان لایق دیدار شویم سحری با نظر لطف تو بیدار شویم
اما حالا این طوری می خونم :
آیا در این رمضان لایق دیدار شدم ؟ سحری با نظر لطف تو بیدار شدم؟