ز کثرت گنه بی شمار گریه کنم و یا ز خجلت پروردگار گریه کنم گلی نچیده خزان گشت باغ زندگیم روا بود که چو ابر بهار گریه کنم خدا گواست که جبران نمی شود گنهم تمام عمر اگر زار زار گریه کنم
نوشته شده در : یک شنبه 21 خرداد 1396 | توسط :ماه خدا نظرات (0)
ز کثرت گنه بی شمار گریه کنم و یا ز خجلت پروردگار گریه کنم گلی نچیده خزان گشت باغ زندگیم روا بود که چو ابر بهار گریه کنم خدا گواست که جبران نمی شود گنهم تمام عمر اگر زار زار گریه کنم
نوشته شده در : یک شنبه 21 خرداد 1396 | توسط :ماه خدا نظرات (0)
به اشک و ذکر سحرگاه عادتم دادی تو شور عشق و شرار محبتم دادی دلت گرفت که بی دست و پایی ام دیدی سحر به سیر مناجات همتم دادی لباس پاره و مهمانی عظیم خودت شفیع من شدی اذن شراکتم دادی
نوشته شده در : یک شنبه 21 خرداد 1396 | توسط :ماه خدا نظرات (0)
از کجا آمده ام تا به کجا می بری اَم بی پر و بالم و با دست دعا می بری اَم هر شب از لطف تو هم سُفرۀ اَبرار منم این چه لطفی است که با دل همه جا می بری ام چه مبارک سحری هست و چه فرخنده شبی که تو با توبه ای از دل به سَما می بری ام
نوشته شده در : یک شنبه 21 خرداد 1396 | توسط :ماه خدا نظرات (0)
نفس امّاره مرا اهل خطا کرد خدا غفلت از تو بنگر باز چها کرد خدا پرده انداخت میان من تو این دنیا این عجوزه چه مرا از تو جدا کرد خدا تا هلال رمضان بار دگر ظاهر شد لب این بنده ی شرمنده صدا کرد خدا
نوشته شده در : یک شنبه 21 خرداد 1396 | توسط :ماه خدا نظرات (0)
ای که می گویی خدایا در به رویم باز کن من گشودم در بیا حالا تو کمتر ناز کن دوست دارم عمر تو با معصیت پایان نگیرد پس بیا آغوش من راه ثواب آغاز کن ای زمینگیر گناهان ای شکسته بال و پر بار عصیان را بریز از دوش خود پرواز کن
نوشته شده در : یک شنبه 21 خرداد 1396 | توسط :ماه خدا نظرات (0)
کاش جرم و گنهم این همه بسیار نبود پیشه ام معصیت درگه دادار نبود قلب آشفته ام از دوری یادت ای کاش در دل سلسله ی نفس گرفتار نبود می شدم گر پی نجوای تو در راز و نیاز بهر من دوری و هجران تو هموار نبود
نوشته شده در : یک شنبه 21 خرداد 1396 | توسط :ماه خدا نظرات (0)
مینویسم خدا بحق حسین یا سریع الرضا بحق حسین ربنا آتنا بحق حسین گویم العفو را بحق حسین تا ببخشی مرا بحق حسین
نوشته شده در : یک شنبه 21 خرداد 1396 | توسط :ماه خدا نظرات (0)
