تمنای وصال
هركه دارد هوس كرببلا گريه كند گريه كن ها سفر كرببلا نزديك است گرچه دور از حرم كرببلاييم ولى بازهم شكر، خراسان رضا نزديك است

تکان تکان می خورد حس بی زبان قلم .

تکه تکه خال می کوبد برقامت واژه های قلم .

قلم امشب کوتاه می نویسد؟

یا قامت واژه ها تا ثامن الحجج نمی رسد ؟!

میان صحن چلچله ها رها شده ام .

چیست این صدا که مرا میان اشاره ها خرابه می کند .

کرورکرور التماس نقره ای حک می شود روی پنجره های کبوتری اش .

وصله که می زنند این گریه ها را به ضریح پیکرش ، قطره های چکیده را او ضمانت می کند .

دخیل پنجره هایش روح امن یجیب تمام پنجره هاست .

گفتنی ها را گفته ام .

نگفته هایم در پس زبان بی هنرم می ماند وبه فسیل عقده ها لبخند می زند .

آقا توکه راه می روی روی آواز حنجره ها ، قفل نگفته ها باز می شود .

ورق بزن حلقوم کنجکاو نکرده هامان را و آرام آرام بخوان تا اتاقک همسایه نشنود که ریابا اندام کبود آیه ها چه کرد  .

خیال راستی ها کم کمک سایه می کشد روی آبروی آینه ها و سیب نصف شده حجب و حیا باز هم می ماند کنج خرابه ها .

آقا دستی تکان بده !!!

 باران بپاش ...

 بوی خاک نم زده ، شاید کمکی باشد به بازگشتمان …………….


ادامه مطلب

 
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 1:33 AM ] [ xry ] [ دل نوشته 0 ]


ادامه مطلب

 
[ سه شنبه 18 شهریور 1393  ] [ 3:02 PM ] [ xry ] [ دل نوشته 0 ]

یکی میگه با یه فریاد را میندازه داد و بی داد

بچمو آقا شفا داد تو صحن گوهرشاد

یکی که دلش شکسته گوشه صحنه نشسته

دخیل درداش رو بسته عاشق دل خسته

نشون به این نشونه صدای نقاره خونه

من و به تو می رسونه ببین دلم خونه

“می دونم رو سیام من اگه بی وقام

ولی عشقم اینه عاشق این آقام”(دو بار)

منتظر یه اشارم هر چی که دارم بزارم

دلم رو زیارت بیارم منی که.آوارم

دلم اگه بی قراره چشام اگه هی میباره

ولی دلم غم نداره آقام دوست داره

“میشه شاهی کنی من و راهی کنی

چی میشه به منم یه نگاهی کنی”(دو بار)

هر کی که حاجت روا شد

گدا امد پادشاه شد

عاشق آقام رضا شد

خادم آقام شد منم امدم گداشم

کفتر گنبند طلا شم ایشالا حاجت روا شم

خادم آقام شم خودم  که شدم دیونت

آب زمزم کجا آب سقا خونت


ادامه مطلب

 
[ یک شنبه 16 شهریور 1393  ] [ 2:59 PM ] [ xry ] [ دل نوشته 0 ]

بنام پروردگار قبیله پاکی سلام به کعبه ی دلهای عاشقان بی قرار امام رضا(ع)

السلام علیک یا امام رضـــــــــا

انگار بوی خاک نم زده می دهد این نوشته هایم

دوست دارم بوی تربت تو گیرد این دل نوشته هایم گاه می شود ساعت ها غرق نگاه نام تو می شوم یا امام رضا و در امتداد این دلسپردگی دیدگانم به تمنای رضای تو چراغانی می شود

سال هاست از دور با قلبی لبریز از مهرت به زیارت تو هجرت می کنم و کوچه باغ دلم بدون گذشتن از جنگل های سبز گلستان، بهاری می شود.

آقا جان در بستر زمان جاری شده ام کوچه های دلم بوی اطلسی، داوودی، شقایق می دهد ندیده عاشقت شده ام باور دارم می توان بوی خوش معشوق را شنید هر روز از تبسم نگاه سبز تو آسمانی می شوم یاد زیارت تو فکرم را عرشی می کند

آقا جان در عنفوان کودکی وقتی کاروان روستا چاوش زیارت مرقد با صفای تو را سر می داد و بانک رحیل کاروانیان تشنه ی دیدار صبورانه بوسه های وصال را در آسمان دلدادگی پرواز می داد با خود گوشه ای خلوت می کردم دل نوشته های وصال را در صفحه ی قلبم به اندازه یک نذری ساده مهمان ضریح مقدست می کردم سالها از این دلبستگی عاشقی می گذرد و اکنون به یاد آن لحظات ساده و نورانی که می افتم آن شعر قشنگ چاوش عشق در گوش جانم زمزمه می شود

آقا جان همچنان دوست دارم بی ریاء از یاد تو سرشار شوم در اقیانوس نگاه معنوی تو ای جان جانان غوطه ور گردم و باور خاطرم بال پرواز به سوی تو گشاید و دریچه ی میترال قلبم به یاد گنبد و آن گلدسته های طلایئیت هماره کهکشانی شود

آقا جان تشنه ام، گدای پا برهنه ایی که نمی شود نگاه مهر تو باران عشقی بر کویر دل تشنه اش نباراند خیلی دلم می خواهد در آسمان بندگی و حریم پاکبازی با زبان کودکیم با تو به نجوا نشینم دوست دارم در برابر حرم نورانی تو با ادب دست به سینه تا قیامت تمام قد بایستم و دل نوشته ارسالی به نهمین کنگره ی نامه ای به امام رضا (ع) را با زبان دلم برای تو بخوانم تا شاید آرام گیرم

ای ضامن آهو آسمان زیر چتر نگاه تو زیبا می شود هر لحظه میلیون ها چشم منتظر به زیارت تو در پرواز است آقا جان ای کلیدار کعبه ی عشق اجازه بده تا سکوت خیالی باغ را بشکنم و بگویم قبولم کن نگذار تا در مرداب تنهایی غربت دنیا بپوسم

دوست دارم صدای نفس هایم در فصل بیداری بلبل و شکوفایی قناری ها بی واسطه تا آسمان کبریائیت قد کشد و درخت انتظارم ثمر دهد ای رهاننده رنج ها از جانم و گشاینده درهای رستگاری به رویم صدایم کن تا همچنان پیوسته زائر عاشق بمانم همین قدر بس بگذار و بگذرم تمنای من این است قبولم کن تا پیوسته زائر کبریائیت باقی بمانم.


ادامه مطلب

 
[ شنبه 15 شهریور 1393  ] [ 7:00 AM ] [ xry ] [ نظرات 0 ]

آشنای همیشه قلبم...

ای امامی که با هرم اشکها آشنایی و راز دلتنگیها ی نفس گیر را خوب میدانی ،

ای کسی که دستهای اجابت را می فشاری و با قلقله نیازها در صحن و سرایت کسی را ناامید از درگاهت نمی رانی ،

ای که هربار پایمان لغزید و دوباره به سویت آمدیم باز زیر سایه ات جا داشتیم ،

ای امامی که لا به لای مناجاتها مشهودی و ناخوشی احوال را مرهمی،

ای که بیقراریهای بی تاب کننده را درمانی، کلمه به کلمه ، حرف به حرف ، چکه چکه می باری بر دست نوشته هایم و من یاد می گیرم وقتی تلخ و کلافه و خسته ام برای رهایی از این همه دغدغه " تو" را طوری طواف کنم که تعبیر عاشقانه های با تو بودن در وجودم جان بگیرد.

وقتی دیر می شود و طلبیده نمی شوم ، خیال فاصله گرفتن از" تو" کابوس می شود کنج دلم وبود و نبودم بوی هراس می گیرد و این "تو"یی که مرا از پیله ام بیرون می کشی و به یادم می آوری جایی در این شهر گنبد و بارگاهی است که می تواند به مهربان ترین شکل ممکن این بیقرار ناآرام را آرام کند...

این بی قرار را که هر وقت سیلی می خورد از روزگار یادش می آید کسی هست که سنگینی بی پناهی اش را تسلی شود.

 


ادامه مطلب

 
[ شنبه 15 شهریور 1393  ] [ 6:59 AM ] [ xry ] [ دل نوشته 0 ]

در كنار تو وجودم بخدا نزديك است
هركه نزديك رضا شد بخدا نزديك است
هركه دارد هوس كرببلا گريه كند
گريه كن ها سفر كرببلا نزديك است
گرچه دور از حرم كرببلاييم ولى
بازهم شكر، خراسان رضا نزديك است

 


ادامه مطلب

 
[ شنبه 15 شهریور 1393  ] [ 12:23 AM ] [ xry ] [ دل نوشته 0 ]

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند


ادامه مطلب

 
[ شنبه 15 شهریور 1393  ] [ 12:22 AM ] [ xry ] [ دل نوشته 0 ]

به نام آنکه از نام ونشان وگمان برتر است

الهی !

نه شناخت تو را توان ، نه ثنای تو را زبان

نه دریای جلال و کبریای تو را کران

پس تو را مدح و ثنای چون توان ؟

تو را که داند، که تو را تو دانی تو، تو را نداند کس ، تو را تو دانی بس .

میلاد  هشتمین حجت سرمد، نگین درخشان وطن ، السلطان باالحسن ،

شمس الشموس ، خسرو اقلیم توس ، شاه انیس النقوس حضرت علی

بن موسی الرضا برتمامی پیروانش به ویژه شما راسخونیان   مبارک باد.

السلام ای حضرت سلطان عشق

یاعلی موسی الرضا ای جان عشق

السلام ای بهرعاشق سرنوشت

السلام ای تربتت باغ بهشت

 

ای راهب کلیسا کمتر بزن(دیگر مزن) به ناقوس

خاموش کن صدا را نقاره میزند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده راجان ؟

بردار جان خود را با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش  از  روی زایرینش 

گرد سفر  بگیرند با  بال ناز  طاووس


ادامه مطلب

 
[ جمعه 14 شهریور 1393  ] [ 3:07 PM ] [ xry ] [ دل نوشته 0 ]

 

گرفتن شفای بیماری سل از امام رضا (ع)

حجت السلام هاشمی نژاد

مدت زمان فايل : 2 دقيقه و 30 ثانيه

امام رضا (ع) و شفای یک بیمار

برای دانلود روی عکس کلیک کنید

 


ادامه مطلب

 
[ پنج شنبه 13 شهریور 1393  ] [ 11:25 PM ] [ xry ] [ دل نوشته 0 ]

یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم
در شبِ میلادِ تو دلْ‌تشنه‌ی درمان منم
دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است
پادشاهی من گدایم، دست بر دامان منم
در بیابان خطا گم کرده‌ام راهِ نجات
ضامن آهویی و آهوی سرگردان منم
هشتمین نور و دهم مولای خوبان یا رضا
ده پناهم بی‌پناهم در جهان، حیران منم
عهد کردم تا نگیرم حاجتم را ای رئوف
تا سحر کوبم درِ میخانه و گریان منم
دست بر هم می‌زنم همچون تمامِ عاشقان
تا کنم جلب نظر ‌جانا، که دست افشان منم
نوش کردم باده‌ی مهرِ تو را از کودکی
تا به پیری ذاکر این ذکرِ یا سلطان منم


ادامه مطلب

 
[ پنج شنبه 13 شهریور 1393  ] [ 11:23 PM ] [ xry ] [ دل نوشته 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ

چندیست هوای چشم من بارانی ست هر خشت دلم بیانگر ویرانی ست بیماری دوری از خراسان دارم؛ تجویز پزشک من:حرم درمانی ست
نويسنده