بی پناه
مهدیاکن براین مسکین نگاهیgggggپناهی ده بسویت بی پناهی
گرفتارم به بندبی نوائیgggggدل تاریک من راده صفائی
عطاکن دردایشان رادوائیgggggمریضان رامحبت کن شفائی
فقیران رابده خطامانیgggggزکوی خودبه آنان ده نشانی
نجاتم ده ز دردخودپرستیgggggدلم برزعشق وشورومستی
فراخوان این گدایت رامهدیgggggکه نوشتدازدست توشهدی
گنه کاری فقیری بی نوائیgggggاسیری بی پناهی پرخطائی
سیه روئی دچارخودبرستیgggggفروافتادهای درچاه مستی
ترا(شیفته) طلب داردبیارمgggggنداردمایهای جزاشک وزاری
بیابدازعنایاتت صفائیgggggبه لطفت ندارم من پناهی
مرامحفوظ گردان ازتباهیgggggبشوی ازصفحه دل هرگناهی
زدستم گشته ایام جوانیgggggبسربردم به عصیان زندگی
شفایم ده توازدردجدائیgggggکه غیرتومرانبودولائی
دلم راگرزمهرت نوربودیgggggزبزم دشمنانت دوربودی
نجاتم ده زچاه خودپسندیgggggقبول بزم خودکن دردمندی
بده راهم به بزم آشنائی gggggرهایم ده مراازبینوائی
غمت بردل حیات جاودانیgggggمراعشق توآب زندگانی
بده راهم بملک پارسائیgggggعنایت کن روانم راصفائی
پناهی ده (میرخلف) بی پناهیgggggنوازش کن زرحمت روسیاهی
