جان جهانیان

دهید مژده که جان جهانیان آید gggggبرای یاری دین صاحب زمان آید
عزیزی دین که ز دوستان نمود چهره نهانی gggggبرون ز پرده و با نصر هم غنان آید
بامر خالق منان خدای کون مکان gggggبجسم عالم امکان عیان چوجان آید
ولی حضرت یزدان سلیل ختم رسل gggggحیات بخش محبان و شیعیان آید
رود چو دوره هجران رسد زمان وصال gggggهمای اوج شرف در جهان عیان آید
شود چو روضه رضوان جهان از مقدم او gggggبخلق رحمت یزدان برایگان آید
چو سطح خاک ز بیدادو جورشد لبریز gggggبعدل و داد جهان جهانستان آید
بجای داد چو بنشست درجهان بیداد gggggبدون ریب و گمان محیی جهان آید
اگر که زجور و جفا دین بحال ترع رسد gggggغمین مباش که در جسم او روان آید
اگر که درغم شه شه بفتد دیده هر gggggمشو ملول که ناگاه بیگمان آید
در انتظار نشین با خیال خال رخش gggggکه تا زغیب ندائی ز آسمان آید
چو مروزی ز خراسان رود بسوی عراق gggggنوید تیرگی روز ناکسان آید
بهوش باش و نشین منتظر بهر شب روز gggggکه عنقرب شهنشاه انس و جان آید
خوش آن زمان که ندائی ز آسمان شنوی gggggکه آن بگوش خلایق بسی گران آید
بروز سوم ثلث سوم زمان صبام gggggبسمع جمع هم از پیر و هم جوان آید
خوش اندمیکه جوان صبیح مه رخسار gggggدلیل حجت یزدان زطالقان آید
زهی سعادت و اقبال کزد یا ز یمن gggggیمانی از پی سر کوی خسان آید
بپای خواست چو غوغای سخت سفیانی gggggزجور و فتنه او چرخ در فغان آید
زسید حسنی لشگرش کنند فرار gggggزکوفه چونکه جنابش در آنمکان آید
سوی مدینه چوشد جاگزین سپاه لعین gggggزظلم و جور بسی خون ز دیدگان آید
زدود فتنه و بیداد آن جنود پلید gggggفغان زلزله برخیل قدسیان آید
درآنزمان که فرو لشکرش بیبداد شد gggggسروش و جد بگوش از کروبیان آید
کشند نفس زکی را چو بین رکن و مقام gggggبزرگ ماتم او نزد عرشیان آید
زبعد قتلش چون روز پانزده گذرد gggggقیام حق شود و حجت و بیان آید
لوای فتح و فرج برفراز کعبه زنند gggggکه پیشوای زمین محور زمان آید
کند بلند بامر خدا ندا جبرئیل gggggکه نام نامی شه ذکر هر زبان آید
زجن و انس و ملایک بدور شمع رخش gggggشوند جمع چو آن کعبة الامان آید
کند بساط زمین راز عدل مهدزمان gggggچو تیغ قهرش بنیان کن خسان آید
بهار عیش زمانی بود که حجت عصر gggggلوای نصر بکف تیغ درمیان آید
خزان دهر گلستان کند بقدرت حق gggggجهان چو رشک جنان جمله گلستان آید
بریز ظل همایش جهانیان خوشحال gggggکه لطف او سرخلق سایبان آید
جهان پیر جوان گردد و شود آباد gggggچو فیض بخش شهنشاه خسروان آید
بساط جور و ستم را ز دهر برچیند gggggکه گرگ و میش بهم یا رو مهربان آید
عقول خلق چو ایمانشان شود کامل gggggبلطف و حمکت همدست و داستان آید
درخت علم و عمل بارور شود آنگاه gggggکه خار جهل از آن دوروبی نشان آید
حجاب و بعد نماند دگر میانه خلق gggggیقین و علم هم آغوش این و آن آید





[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:46 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]