رازدرون‏

خداوندا پریشان خاطرم من‏gggggخدایا رشته سرد گمم من
نمی‏دانم چرا عاشق شدم من gggggبگاه معرفت افتادم من
زهجرت مهدیا گشتم مجنون gggggبعزم خود چو کوه ایستاده‏ام من
اگر تو عاشقی، عاشق ترم من‏gggggبکوی عاشقی صادق ترم من
بدورانی که عاشق بودن عار است‏gggggپشیمان نیستم عاشق شدم من
بیا دل پاره از زخم زبان است‏gggggبکن فکری بزخم کاری من
بود رازی درون سینه من‏gggggدرون سینه بی کینه من





[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:41 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]