نظم درر السمطین: 201
عمیر بن اسحاق گوید:
ما تَکَلَّمَ عِنْدى أَحَدٌ أَحَبَّ اِلَىَّ اِذا تَکَلَّمَ أَنْ لایَسْکُتَ مِنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ علیهماالسلام وَ ما سَمِعْتُ مِنْهُ کَلِمَةَ فُحْشٍ قَـطُّ.
کسى نزد من [نیکو گفتارتر] از امام حسن علیه السلام نبود تا آنجا که هرگاه سخن مى گفت دوست داشتم سخنش به پایان نرسد و سکوت نکند و هرگز کلمه زشتى از او نشنیده ام.
تاریخ ابن عساکر، ص 144
امّ موسى گوید:
کانَ الْحَسَنُ بْنُ عَلىٍّ علیهماالسلام اِذا آوى اِلى فِراشِهِ بِاللَّیْلِ اَتى بِلَوْحٍ مَنْقُوشٍ فیهِ سُورَةُ الْکَهْفِ فَیَقْرَأُها.
امام حسن علیه السلام وقتى شب به رختخواب خود مى رفت، لوح منقوشى مى آورد که سوره کهف در آن نوشته شده بود و آن را مى خواند.
بحارالانوار، ج 43 ص 339 ح 13
امام باقر علیه السلام می فرمایند: امام حسن علیه السلام فرمودند:
اِنّى لاََسْتَحْیى مِنْ رَبّىِ اَنْ أَلْقاهُ وَ لَمْ أَمْشِ اِلى بَیْتِهِ.
من از خدایم حیا مى کنم که او را ملاقات کنم در حالى که پیاده به زیارت خانه اش نرفته باشم.
بحارالانوار، ج 83 ص 175 ح 2
ابو خیثمه گوید:
کانَ الْحَسَنُ بْنُ عَلىٍّ علیهماالسلام اِذا قامَ اِلَىالصَّلاةِ لَبِسَ أَجْوَدَ ثِیابِهِ…
امام حسن علیه السلام وقتى به نماز مىایستاد بهترین لباسهایش را مىپوشید. سؤال شد: چرا بهترین لباسهایتان را مىپوشید؟ فرمودند: خداوند زیباست و زیبایى را دوست دارد.
مناقب، ج 4 ص 14
فتال گوید:
اِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلىٍّ علیهماالسلام کانَ اِذا تَوَضَّأَ اِرْتَعَدَتْ مَفاصِلُهُ وَ اصْفَرَّ لَوْنُهُ. فَقیلَ لَهُ فى ذلِکَ، فَقالَ: حَقٌّ عَلى کُلِّ مَنْ وَقَفَ بَیْنَ یَدَىْ رَبِّ الْعَرْشِ اَنْ یَصْفَرَّ لَونُهُ وَ تَرْتَعِدَ مَفاصِلُهُ.
امام حسن علیه السلام وقتى وضو مىگرفت پاهایش لرزیده و رنگش زرد مىشد، در این باره از حضرت سؤال کردند، فرمودند: براى کسى که در مقابل پروردگارش ایستاده، سزاوار است رنگش پریده و پاهایش بلرزد.





