المعجم الكبیر، ج ۱۲،ص ۱۱۷، ح ۱۲۷۳۵
پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله فرمودند:
شَكى نَبىٌّ مِنَ الاَنبِیاءِ اِلى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقالَ: یا رَبِّ یكونُ العَبدُ مِن عَبیدِكَ یؤمِنُ بِكَ وَ یعمَلُ بِطاعَتِكَ، فَـتَزوى عَنهُ الدُّنیا، وَ تَعرِضُ لَهُ البَلاءَ، وَ یـكونُ العَبدُ مِن عَبیدِكَ یكفُرُ بِكَ و یعمَلُ بِمَعاصیكَ، فَتَزوى عَنهُ البَلاءَ وَ تَعرِضُ لَهُ الدُّنیا. فَاَوحَى اللهُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیهِ؛ اَنَّ البِلادَ وَالعِبادَ لى، و اَ نَّهُ لَیسَ مِن شَىءٍ اِلاّ یسَبِّحُنى و یهَلِّـلُنى و یـكَبِّرُنى، واَمّا عَبدىَ المُؤمِنُ فَلَهُ سَیـئاتٌ فَاَزوى عَنهُ الدُّنیا، و اَعرِضُ لَهُ البَلاءَ حَتّى یأتینى فَاَجزِیهُ بِحَسَناتِهِ، و اَمّا عَبدىَ الكافِرُ فَلَهُ حَسَناتٌ فَاَزوى عَنهُ البَلاءَ، و اَعرِضُ لَهُ الدُّنیا حَتّى یأتینى فَاَجزِیهُ بِسَیئاتِهِ؛
یكى از پیامبران به پروردگارش شِكوه نمود و گفت: پروردگارا! بندهاى از بندگانت به تو ایمان مىآورد و طبق فرمان تو عمل مىكند و تو، دنیا را از او باز مىدارى (او را از دنیا محروم مىكنى) و در معرض بلا قرارش مىدهى. و بندهاى از بندگانت به تو كفر مىورزد و تو را نافرمانى مىكند و تو، بلا را از او باز مىدارى و دنیا را به او ارزانى مىكنى! خداوند عزّوجلّ به او وحى فرمود: «سرزمینها و بندگان، از آنِ مناند و هیچ چیزى نیست، جز اینكه مرا منزه و یگانه و بزرگ مىداند. امّا بنده مؤمنم، گناهانى دارد و من دنیا را از او بازمىدارم و او را در معرض بلا قرار مىدهم تا اینكه در قیامت نزد من بیاید و پاداش خوبىهایش را بدهم. و امّا بنده كافرم، خوبىهایى دارد، و من بلا را از او باز مىدارم ودنیا را به او عَرضه مىكنم تا نزد من بیاید و كیفر گناهانش را بدهم».
مشكاة الأنوار، ص ۷۳، ح ۱۳۶
پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله فرمودند:
اِنَّ اللهَ جَلَّ ثَناؤُهُ یقولُ: و عِزَّتى و جَلالى، ما خَلَقتُ مِن خَلقى خَلقا اَحَبَّ اِلَىَّ مِن عَبدىَ المُؤمِنِ و لِذلِكَ سَمَّیتُهُ بِاسْمى مُؤمِنا، لَاُحرِّمُهُ ما بَینَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ وَ هِىَ خِیرَةٌ لَهُ مِنّى و اِنّى لَاُمَلِّكُهُ ما بَینَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ و هِىَ خِیرَةٌ لَهُمِنّى، فَلیرضَ بِقَضائى، وَ لیصبِر عَلى بَلائى وَ لیشكُر نَعمائى، اَكتُبُهُ یا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدّیقینَ عِندى؛
خداوند ـ كه نام او بلند باد ـ مىفرماید: «به عزّت و جلالم سوگند، از میان آفریدگانم آفریدهاى كه نزد من محبوبتر از بنده مؤمنم باشد، نیافریدم و بدین جهت، او را به اسم خودم، مؤمن، نام نهادم. البته گاه او را از آنچه میان مشرق و مغرب است، محروم مىسازم و این انتخاب من براى اوست و گاه او را از آنچه میان مشرق و مغرب است، بهرهمند مىسازم و آن، انتخاب من براى او است. پس باید به خواست من، خشنود باشد و بر بلاى من، صبر كند و نعمتهاى مرا شكر نماید. اى محمّد! او را در شمار صدیقین (بندگان راستین) خود مىنویسم».
مشكاة الأنوار، ص ۷۳، ح ۱۳۶
پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله فرمودند:
اِنَّ اللهَ جَلَّ ثَناؤُهُ یقولُ: و عِزَّتى و جَلالى، ما خَلَقتُ مِن خَلقى خَلقا اَحَبَّ اِلَىَّ مِن عَبدىَ المُؤمِنِ و لِذلِكَ سَمَّیتُهُ بِاسْمى مُؤمِنا، لَاُحرِّمُهُ ما بَینَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ وَ هِىَ خِیرَةٌ لَهُ مِنّى و اِنّى لَاُمَلِّكُهُ ما بَینَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ و هِىَ خِیرَةٌ لَهُمِنّى، فَلیرضَ بِقَضائى، وَ لیصبِر عَلى بَلائى وَ لیشكُر نَعمائى، اَكتُبُهُ یا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدّیقینَ عِندى؛
خداوند ـ كه نام او بلند باد ـ مىفرماید: «به عزّت و جلالم سوگند، از میان آفریدگانم آفریدهاى كه نزد من محبوبتر از بنده مؤمنم باشد، نیافریدم و بدین جهت، او را به اسم خودم، مؤمن، نام نهادم. البته گاه او را از آنچه میان مشرق و مغرب است، محروم مىسازم و این انتخاب من براى اوست و گاه او را از آنچه میان مشرق و مغرب است، بهرهمند مىسازم و آن، انتخاب من براى او است. پس باید به خواست من، خشنود باشد و بر بلاى من، صبر كند و نعمتهاى مرا شكر نماید. اى محمّد! او را در شمار صدیقین (بندگان راستین) خود مىنویسم».
التوحید، ص ۳۹۹، ح ۱
پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله به نقل از جبرییل فرمودند:
عن اللهِ عَزَّوَجَلَّ، قالَ: قالَ اللهُ تَبارَكَ وَ تَعالى: ... اِنَّمِن عِبادىَ المُؤمِنینَ لَمَن یریدُ البابَ مِنَ العِبادَةِ فَاَكُفُّهُ عَنهُ، لِئَلاّ یدخُلَهُ عُجبٌ فَیفسِدَهُ ذلِكَ، و اِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یصلُحُ ایمانُهُ اِلاّ بِالفَقرِوَ لَو اَغنَیتُهُ لاَفسَدَهُ ذلِكَ، و اِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یصلُحُ ایمانُهُ اِلاّ بِالغَناءِ ولَو اَفقَرتُهُ لاَفسَدَهُ ذلِكَ، واِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یصلُحُ ایمانُهُ اِلاّ بِالسُّقمِ ولَو صَحَّحتُ جِسمَهُ لاَفسَدَهُ ذلِكَ، و اِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یصلُحُ ایمانُهُ اِلاّ بِالصِّحَّةِ ولَو اَسقَمتُهُ لاَفسَدَهُ ذلِكَ، اِنّى اُدَبِّرُ عِبادى لِعِلمى بِقُلوبِهِم، فَاِنّ ىعَلیمٌ خَبیرٌ؛
خداوند تبارک و تعالى فرمود: ... بعضى از بندگان مؤمن من، كسانى هستند كه مىخواهند از راه عبادت، به درگاه من وارد شوند، ولى من مانع مىشوم، به خاطر این كه غرور در آنان به وجود نیاید تا فاسدشان كند. و بعضى از بندگان مؤمن من، كسانى هستند كه ایمانشان جز با فقر، درست نمىشود، كه اگر بىنیازشان كنم، بىنیازى فاسدشان مىكند. و بعضى از بندگان مؤمن من، كسانى هستند كه ایمانشان جز با ثروت، درست نمىشود كه اگر نیازمندشان كنم، نیازمندى فاسدشان مىكند. و بعضى از بندگان مؤمن من، كسانى هستند كه ایمانشان جز با بیمارى، درست نمىشود، كه اگر به آنان تندرستى ببخشم، تندرستى فاسدشان مىكند. و بعضى ازبندگان مؤمن من، كسانى هستند كه ایمانشان جز با تندرستى، درست نمىشود كه اگر بیمارشان كنم، بیمارى فاسدشان مىكند. در حقیقت، من، بندگانم را با آگاهىاى كه ازدلهایشان دارم اداره مىكنم؛ چراكه من داناى آگاهم».
الاحتجاج، ج ۱، ص ۴۹۲، ح ۱۲۲
وقتى كه از امام على علیه السلام درباره قضا و قدر پرسیدند، حضرت فرمودند:
لا تَقولوا: وَ كَلَهُمُ اللهُ اِلى اَنْفُسِهِم فَتُوَهِّنوهُ، وَ لا تَقولوا: اَجبَرَهُم عَلَى المَعاصى فَـتُظَـلِّموهُ ولكِن قولوا: الخَیرُ بِتَوفیقِ اللهِ وَ الشَّرُّ بِخِذلانِ اللهِ وَ كُلٌّ سابِقٌ فى عِلمِ اللهِ؛
نگویید: خدا آنان (گناهكاران) را به خودشان وانهاده است، كه با این سخن خدا را سبک مىكنید، و نگویید: خدا آنان را بر انجام دادن گناهان، مجبور ساخته است؛ كه با این سخن به خدا نسبت ظلم مىدهید بلكه بگویید: خیر در سایه توفیق خدا و شر به خاطر یارى نشدن از جانب خداست و همه اینها از قبل در علم خداوند بوده است.





