از سند تا فرم اداری

 
اطلاعات راجع به اولاد
 
بنا بر آنچه پیش از این آمد ، از حدود یک قرن قبل از این ایرانیان نیز چون غربیان به این نتیجه رسیدند که :
سند رسمی نوشته ای است که بنا به قانون تنظیم شده باشد ؛ در پی قانون قاعدتا" مقررات ، آئین نامه ها و دستور العمل هائی وجود دارند که شیوه تنظیم اسناد را تعیین می کنند و نهایتا" ، در اکثر موارد ، منجر به یک فرم یا فرمت اداری می گردند .
این فرم ، خود گویای قانون و از قانون ، گویای فرهنگ جامعه ای است که به آن تعلق دارد .
شناسنامه در ایران دهه 1310 ، یا آنچنانکه در آن زمان نامیده می شده است ، دفتر هویت ، نیز محصولی از جامعه ایرانی است که بیشتر به اصطلاحات عربی نوشته شده یا تکیه داشته است ، چهار محل برای چهار ازدواج در آن پیش بینی شده است و ؛ البته یازده ستون برای یازده فرزند صاحب شناسنامه ؛ در صفحه ی شش ازدفتر هویت که چون به شکل جدول است ما عینا" منتقل نمی کنیم .
 
 
صفحه (6) اطلاعات راجع باولاد صاحب د فتر هویت
اسامی اولاد :
     - پسر
     - دختر
نمره دفتر ولادت
تاریخ تولد  : روز .... ماه ........ سال شمسی
تاریخ فوت : روز...... ماه ...... سال شمسی 
 

ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 بهمن 1392  ] [ 9:03 AM ] [ Ali - Reza ayatollahi ]

شناسنامه و ثبت سند رسمی ازدواج و طلاق در آن

 
 
دفتر سجل احوال ، تنظیم و ثبت اسناد رسمی
 
 
ازدواج و طلاق
 
 
در باره شناسنامه متوجه شدیم که یکی از اصلی ترین و شاید اصلی ترین سند در جامعه است ، و علاوه بر آن در مطالعات علمی - انسانی ما مؤید این است که :
 - تا زمان تاسیس ثبت احوال در ایران زبان عربی و عربگرائی در ایران رسوخِ بسیار داشته است
- ایران به مزایای تاسیسات اداری غربی پی برده و به ناچار آنها ، یا به اصطلاح بخش هادیِ مدرنیزاسیون ، را پذیرفته است . 
- شکل شناسنامه می تواند حاکی از زبان وفرهنگ جامعه خود باشد
- تغییرات در شکل شناسنامه نمایشی از تغییرات در فرهنگ و به خصوص سازمان اجتماعی است ؛ مثلا" در نخستین شناسنامه ها بنا بر شرع مقدس اسلام که تا چهار زن عقدی را جایز می داند چهار صفحه خاص ثبت ازدواج صاحب شناسنامه تعبیه دیده اند ( حال آنکه در شناسنامه های کنونی محل بسیار کمتری را به آن اختصاص داده اند ) .
ازدواج موقت بسیار بیش از امروز بوده و زوج میبایست قانونا" ازدواج موقت خود را هم در شناسنامه شان بیاورند .
بنابراین شیوه تنظیم سند یا فرم سند ازدواج در شناسنامه  ، در صفخات 2 ، ، 3 ، 4 ، و 5 آن به صورت زیر بوده است :
 
خلاصه ازدواج
 
آقای / خانم ................. که نمره ورقه هویت او ............. و در
تاریخ روز ..........ماه ...........سال ..............شمسی متولد شده
در تاریخ روز.........ماه ..................سال ...............شمسی
با آقای / خانم...........ازدواج دائم / منقطع نموده و مزاوجت آنها
بنمره ...................... ثبت دفتر ازدواج شد .
امضاء مامور و مهر سجل احوال شعبه نمره ............
دفتر سجل ولایتی ...............
 
خلاصه طلاق
 
در تاریخ روز ...ماه ..........سال ............................شمسی
طلاق واقع و بنمره ..........در دفتر طلاق ثبت شد
امضاء مامور و مهر سجل احوال شعبه نمره ...........
دفتر سجل ولایتی ........... 
 
 

ادامه مطلب
[ یک شنبه 20 بهمن 1392  ] [ 7:52 AM ] [ Ali - Reza ayatollahi ]

سند ترین سندها و رسمی ترین سندها : شناسنامه رضاخانی آنچه امروز غیر قابل باور می نماید !!.

 
 
سند ترین سندها و رسمی ترین سندها :
 
شناسنامه رضاخانی
 
آنچه امروز غیر قابل باور می نماید !!.
 
جریان مشروطیت و دورانی که ما آنرا دوره انتقالی از سنٌت به مدرنیزاسیون می دانیم اصل بر تمرکز قدرت نزد حکومت ( سلطنت ) و انتظام مرکزی امور قرار گرفت ؛ که از ابتدا از جمله با « ضرو رت » وجود سند در هر مورد و به خصوص هر مدعا ، و آنگاه « مرجعیت متمرکز » سند نزد دولت شروع شد ؛ و بنابر این سه سازمان اداری در پی این تصمیم به وجود آمد :
ثبت اسناد و املاک
ثبت احوال
ثبت شرکت ها
و وجود شناسنامه شخصی در هر امری ضرورت یافت : سند اساسی ، سندِ سندها
درست است که اصل موضوع از ادارات فرانسه تقلید شد امٌا به دلیل رعایت فرهنگ مردم و این که غالب کارمندان ادارات را کسانی تشکیل می دادند که اصولا" روحانی بوده تحصیلات حوزوی داشتند حاصل کار خود را در ( صفحه اول ) شناسنامه نویسی به صورت (فرم ) زیر ارائه دادند :
 
صفحه ..
تاریخ صدور ......... ماه ...............سال ...................... شمسی
نمره ......
آقای / خانم .............................. پدر او موسوم به .........................
و مادر او مسماة ................ است و درولایت ..........................
شهر / قصبه ............محله .......... کوچه.......... خانه نمره ............
بلوک............ .............قریه .......................... ساکن است .............
درتاریخ روز .............ماه .................................سال ................
تولد یافته است
...............
امضاء مامور و مهر سجل احوال شعبه نمره ....
دفتر سجل احوال و...
 

ادامه مطلب
[ سه شنبه 15 بهمن 1392  ] [ 8:54 AM ] [ Ali - Reza ayatollahi ]

از سر نسخه پزشکان تا سربرگ رسمی ادارات دولتی و بخش خصوصی

 
از سر نسخه پزشکان تا سربرگ رسمی ادارات دولتی و بخش خصوصی
 
حدود یک قرن قبل از این در ایران ، بین دو دوره « سنٌت » و « مدرنیزاسیون رضا شاهی » ، و ادامه ی آن ، کسی که خود را دارای شخصیت ، و متشخص  ، و به اصطلاح « شناسنامه دار » ، می دانسته است ، یا ابعاد شخصیتی خود را نزد مردم قابل می دیده است در تفاخر و تبلیغ این قابلیت و شخصیت ، یا به صورتی ساده تر در تبلیغ شخص خود ، به تهیه سربرگ بنام حود می پرداخته است : شخصیت حقیقی .
امٌا برای هر شخصیت حقوقی عملا" و فارغ از این که قانون و مقرراتی در این باره وجود داشته باشد یا خیر ، تهیه ی « سربرگ » الزامی بوده است .
پزشکان ، در جهان ، از نخستین اشخاصی بوده اند که سربرگ یا در واقع « سرنسخه » استفاده می کرده اند .
در ایران ، با تاسیس سازمان های جدید اداری مقتبس از غرب ( مدرنیزاسیون ... ) از یک طرف ، و تشکیل عدلیه ( دادگستری ) از طرف دیگر به طرقی این سازمان ها ملزم به تهیه سربرگ شده اند ؛ مثل سربرگ شرکت تلفن در حدود یک قرن قبل از این :
 
شرکت سهامی کل تلفن ایران                        نمونه (37)
 
«محدود »                       بتاریخ .........................
اداره ...........                  ضمیمه ............... نمره ........
تلگرافی « گفتار »
 
که البته این سربرگ به رسمی بودن نامه اداری ممضی و ممهور کمک می گرده است .
 

ادامه مطلب
[ دوشنبه 14 بهمن 1392  ] [ 8:04 AM ] [ Ali - Reza ayatollahi ]

ازکارت ویزیت تا سربرگ

 
 
از کارت ویزیت تا  « سربرگ »
 
کارت ویزیت نشانه شخصیت بود ، امٌا با چه مشخصاتی ؟
« سربرگ » نشانه شخصیت بود ؛ امٌا با چه مشخصاتی ؟
تفاوت اساسی بین این دو مدرک بسیار ساده در چیست ؟
کارت ویزیت که از فرانسه تقلید شده است پس از تشکیل اداره سجل احوال در ایران متداول شده و فقط حاوی نام و نام خانوادکی یک نفر بوده است . از همانجا عناوین و القاب ازنام دارنده ی کارت حذف شده و به فرض استفاده به عنوان عملی غیر متعارف و خود بینانه مورد تمسخر دیگران قرار می گرفته است . القابی چون « خان » ، و عناوینی چون « دکتر » ، « مهندس » و ... روی کارت ویزیت ها وجود ندارند چه رسد به القاب - عناوینی چون شیخ - حجت الاسلام - و....
نخستین کارت ویزیت میرزا جواد آیت اللهی در سال 1308 در یزد به چاپ رسیده است 
نخستین سربرگ شخصی میرزا جواد آیت اللهی چاپ 1312 در یزد بوده است که آن نیز چون کارت ویزیت شامل نام و نام خانوادگی به فارسی و به لاتین بوده است ... امٌا به اضافه ی تاریخ و به تقلید از سربرگهای اداری : نمره ( شماره نامه ) ... و ضمیمه .... بدون اینکه محل دارنده سربرگ در آن تعیین شده باشد
آوردن نام و نام خانوادگی به لاتین خود گرایش به مدرنیزاسیون در آن زمان را نشان می دهد .
امٌا سر برگ رسمی موضوع مهم تری است که در یادداشت بعدی می آوریم انشاء الله . 
 

ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 بهمن 1392  ] [ 9:46 AM ] [ Ali - Reza ayatollahi ]

اسناد رسمی از عصر سنت شکنی تا عصر استقرار تجدد : عصر گذار

 
چنان که می دانیم از حدود 1285 شمسی یا حتی سالهائی فبل از آن ، تا حوالی سال 1315 شمسی دوران انتقالی و به اصطلاح « دوران گذار از سنٌت به تجدد » در امور اسناد محضری ( در محضر روحانیان ) و اسناد رسمی ( همان اسناد محضری منتهی بنا به قانون ثبت اسناد و دفاتر اسناد رسمی ) ، در حدود چهل سال ، یا قریب به نیم قرن بوده است ؛ و نوسازی به سرعتی که گاهی گفته می شود صورت نگرفته است . بنابر این نمی توان اسناد را به اسناد دوره تجددد ( زمان حاضر ) و دوره سنٌتی و قدرت روحانیان که تا اواخر سلطنت ناصر الدین شاه بوده است تقسیم کرد و اسنادی هم هستند که طی این دوره گذار شکل گرفته اند . مثلا" بر اثر جریان مشروطیت و فهم غلط آن توسط عوام بی سواد و بسیار کم سواد کشور ( عشایر ، روستائیان ، کارگران ، و... ) که به دلیل ستمدیدگی سالهائی مدید ، به خیال مشروطیت یا به بهانه آن دست به عصیان و نافرمانی زده اند اسنادی مثل « شهادتنامه » ، « التزامنامه » و نظایر آنها رواج یافته اند که ما طی یاد داشتهائی از این به بعد به اینگونه اسناد ، به خصوص در عصری که با سنت شکنی عملا" بنیان دین و مذهب  سست می شده است ، می پردازیم . 
 

ادامه مطلب
[ پنج شنبه 10 بهمن 1392  ] [ 5:11 PM ] [ Ali - Reza ayatollahi ]

نخستین دفاتر اسناد رسمی درجه یک تهران (1217 )

 
دفاتر اسناد رسمی درجه یک تهران ؛ در 1317 
 
- آقای اسمعیل عنایت در میدان پهلوی (1)
- آقای اسمعیل فرزانه در خیابان عین الدوله
- آقای عبدالحسین نجم آبادی در بازارچه کربلائی عباسعلی
- آقای محمد تقی غروی زنجانی در میدان پهلوی
- آقای سیٌد محمٌد لاهیجی در خیابان نادری 
- آقای سیٌد محمد باقر مهاجری ایروانی در خیابان شاهپور
- آقای سیٌد جعفر افجه در خیابان شاهپور
- آقای سیٌد ابو طالب آیت الله زاده اصفهانی جنب مسجد سپهسالار
- آقای سیٌد محمد باقر شه منش در لاله زار
- آقای ابو الفضل کاتوزیان در لاله زار
- آقای دکتر علی اصغر خشایار در لاله زار
- آقای ابو محمد فاطمی در تکیه دولت
- آقای ابوالحسن شریفی خراسانی در ناصر خسرو
- آقای محمد رضا طباطبائی در ناصر خسرو
- آقای جعفر اخوان در ناصر خسرو *
(1) نامها مربوط به سال 1317 هستند و بناچار به همانگونه ذکر شدند .
* در اواخر حکومت پهلوی اوٌل بوده است و بنابر سیاستهای آنروز حکومتی القاب روحانیت چون آیت الله و حجت الاسلام و... نیامده است . امٌا اکثر قریب به اتفاق سردفتران ذکر شده دارای دفتر ازدواج و طلاق یا لااقل دفتر ازدواج و بنابر ایت تحصیلات حوزوی عالی بوده اند .
منبع نزد وبنگار موجود است .
 

ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 بهمن 1392  ] [ 10:08 AM ] [ Ali - Reza ayatollahi ]