الو، مرا ببخش، باز هم مزاحمت شدم

الو الو سلام منزل خداست؟

اين منم مزاحمي که آشناست.

هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است

ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست.

شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است

به ما که مي رسد، حساب بنده هاتان جداست؟

الو الو دوباره قطع و وصل  شد تلفنم

چرا صدايتان نمي رسد کمي بلندتر صداي من چطور؟

خوب و صاف و واضح و رساست؟

اگر اجازه مي دهي از داغ دل بگویم و از دوری پدر

شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست.

دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم

پناهگاه اين دل شکسته خانه ي شماست.

الو، مرا ببخش، باز هم مزاحمت شدم

دوباره زنگ مي زنم،دوباره... تا خدا خداست

دوباره زنگ می زنم... تا خدا خداست



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:31 PM | نظرات (0)

با رهروان ِ خـَسته، راهی نمیتوان رَفت

زین روزگار عـُزلـَت، قلبی شِکسته دارم

 

از شِکوه های ِبسیار، لبهای ِ بسته دارم

 

در بندِ شـَحنه چندی، بَر دست بود زنجیر

 

حالی دو دستِ خـَسته، از بند رَسته دارم

 

پیمان ِ ما شکسته،   باری دِگر  نـَبـَسته

 

زان عهد ِدیر پایا، پیمان گـُسـَسته دارم

 

با رهروان ِ خـَسته، راهی نمیتوان رَفت

 

زین راهِ بی تفاوت، بَس گام ِخسته دارم

 

یک دست بی توان است، ازبَرگرفتن ِگـُل

 

در آرزوی ِبُستان، گـُل دَسته دَسته دارم

 

دُردیست دربرابر، با کـَس نمیتوان خورد

 

در خانقاه،   تنها،   جامی شِکسته دارم

 

برخیز، گرچه پیری، زین کـُنج ِ پُرمَرارَت

 

تا کِی رضی بگویی، کـُنجی نِشسته دارم

 



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:30 PM | نظرات (0)