محرم عشق
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
Sunset on Koh Phangan island
Shortly before sunset
Good sculpture on Koh Samui island
That is such cute barmaid you can see here
  • محرم ماه عشق،ماه حسین است
  • فرا رسیدن ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را حضور تمام شیعیان جهان تعزیت و تسلیت عرض می نماییم....ترجمه قالب
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
  • لطفا جمله های مورد نظر خودتان را جایگزین بفرمایید.
  • می توانید به تعداد جمله ها اضافه نموده و یا تعداد جمله های مورد نظر را کمتر نمایید.
  • همچنین طولانی بودن جملات در این بخش محدودیتی نداشته و اسکرول مربوطه بصورت خودکار جملات را بگردش خواهد گذاشت.
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ

    نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید
    (نزهه الناظر،ص 81)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب

    جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.
    (تحف العقول ، ص 247)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی

    به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم.
    (تحف العقول ، ص 245)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    مُجالَسَةِ أهلِ الدِنَاءَة شَر، وَ مُجَالَسَةِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَة

    همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار است
    (بحارالانوار، ج75، ص 122)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا

    کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت
    (مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69) (بحار الانوار، ج 44، ص 192 )
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.

    از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
    (بحارالانوار،ج75،ص119)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَةِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ

    آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.
    (الکافی،ج2،ص373)(الکافی،ج4،ص117)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ

    بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است
    (التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه السلام ص309)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق

    رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.
    (بحارالانوار،ج 44،ص383)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة

    هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.
    (کشف الغمة فی معرفة الائمه ج 2،ص 33)
جعبه حدیث


کدهای آهنگ مورد نظرتان را جایگزین نمایید

Read fullscreen

آخرین مطالب

Recent Posts

موضوع مطالب

Blog Categories

آرشیو مطالب

Montly Archive

حدیث از امام حسین (ع)

Words of Imam Hussein

لحظه شمار

calendar

نویسندگان

Authors in this site

نوای سایت

site song - ali akbari

لینکهای مفید

ترجمه پوسته از :   غریبه

Copyright © 1997-
تمام حقوق سایت متعلق به : محرم عشق می باشد

نخستین سوگوارى ها پس از عاشورا

بنابر گواهى نخستین اسناد مكتوب عاشورا، عزادارى اهل سنت و شیعیان همزمان و پس از حادثه عاشورا به وقوع پیوست. طبرى داستان عبور خاندان امام حسین توسط لشكریان یزید از مسیر قتلگاه را یادآور شده و ذكر مصیبت حسین (علیه السلام) را كه توسط خواهرش زینب هنگام دیدن پیكر غرقه به خون و بى سر برادر بر زبان آورده شده است، این گونه گزارش مى كند: «یا محمداه، یا محمداه! درود فرشتگان آسمان بر تو! این حسین است كه در بیابان افتاده، با خون خود آغشته گردیده، اعضایش قطعه قطعه شده. یا محمداه! دخترانت اسیر شده اند و اولادت از دم تیغ گذرانده شده اند كه بر پیكرشان باد می وزد...» وى در ادامه مى افزاید: «با این جملات و كلماتى كه زینب ادا كرد، همه حاضران و دوست و دشمن اشك ریختند.»1 طبرى همچنین از عزادارى در منزل یكى از دشمنان معروف امام حسین (علیه السلام) به نام خولى بن یزید ازدى یاد مى كند كه سر امام را از عمرسعد تحویل گرفت و براى بشارت به عبیدالله بن زیاد و گرفتن پاداش، پیش از دیگران به سوى كوفه حركت كرد و پس از آنكه با درِ بسته دارالاماره مواجه شد، به خانه برگشت و سر مبارك را در تنور یا صندوقچه اى پنهان داشت. زن حضرمیّه او پس از اطلاع، شروع به ناله و فریاد نمود، براى مظلومیت امام حسین و حادثه عاشورا سخت گریست و منزل او را ترك گفت.2

سوگوارى سیدالشهدا و سایر قربانیان كربلا با انتقال بازماندگان حادثه به شام، بدان سرزمین منتقل شد و محفل جشن و شادمانى یزید را به مجلس عزا تبدیل كرد. یزید پس از ورود اهل بیت پیامبر (علیهم السلام)، سر امام حسین را در طشتى در مقابل نهاد و لب و دندان آن حضرت را به چوب بست و اشعارى را، كه نشانگر مستى او در رضایت از انتقام كشته گان بدر و احد بود، بر زبان راند. مردى از اهل بیت، كه اتفاقاً از اصحاب پیامبر بود، تاب نیاورد و خطاب به یزید گفت: «آیا با نى بر لب و دندان حسین مى زنى؟ تو همانا چوبت را بر جایى مى زنى كه من خود دیدم پیامبر آن را مى بوسید. اى یزید! تو در روز قیامت محشور خواهى شد و ابن زیاد شفیعت خواهد بود و این سر مبارك در روز قیامت از راه مى رسد در حالى كه محمد (صلّى الله علیه وآله) او را شفاعت مى كند...»3

 

 

عزادارى خاندان یزید

یزید كه پس از ارتكاب جنابت كربلا همچنان بر تداوم خط جاهلى و ستم بیشتر اصرار می ورزید و با بازماندگان عاشورا با كمال پستى و دنائت رفتار مى كرد، سرانجام در اثر فعالیت هاى تبلیغى حضرت زینب و امام زین العابدین(علیهما السلام) و تنفر روزافزون مردم، چهره نادم به خود گرفت و اجازه داد تا اطرافیان قدرى آزادى بیان یافته، احساسات خود را ابراز دارند كه از جمله آنان، گریه و سوگوارى حرمسراى یزید است: «هنگامى كه اهل بیت وارد منزل یزید شدند، هیچ زن و دخترى از خاندان یزید باقى نماند مگر آنكه نزد اهل بیت آمدند و به سوگوارى پرداختند.»4

طبرى همچنین از عزادارى در منزل یكى از دشمنان معروف امام حسین (علیه السلام) به نام خولى بن یزید ازدى یاد مى كند كه سر امام را از عمرسعد تحویل گرفت و براى بشارت به عبیدالله بن زیاد و گرفتن پاداش، پیش از دیگران به سوى كوفه حركت كرد و پس از آنكه با درِ بسته دارالاماره مواجه شد، به خانه برگشت و سر مبارك را در تنور یا صندوقچه اى پنهان داشت. زن حضرمیّه او پس از اطلاع، شروع به ناله و فریاد نمود، براى مظلومیت امام حسین و حادثه عاشورا سخت گریست و منزل او را ترك گفت

 

شاعران و سروده هاى عاشورایى

نوحه، محرم، حضرت عباس

با همه سوگوارى هاى اولیه كه عمدتاً با حضور اهل بیت امام حسین (علیه السلام) و یا با مشاهده سر بریده آن حضرت انجام مى گرفت، یادكرد عاشورا و عزادارى آن حضرت پس از حوادث مرتبط با عاشورا و بازگشت اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) به مدینه از طریق شعر و سوگ سروده هاى شاعران، از جمله شعراى شناخته شده یا گمنام، ادامه یافت.

از كسانى كه پس از ورود اهل بیت (علیهم السلام) به شام تحت تأثیر مظلومیت شهداى كربلا، به ویژه امام حسین (علیه السلام)، قرار گرفت، خالد بن معدان است كه از جمله بزرگان تابعان در نزد اهل سنت به شمار مى رود. وى به محض مشاهده كاروان حسین در شام، كه پیشاپیش اسیران، سرهاى بریده، بخصوص سر مبارك امام حسین (علیه السلام) حركت داده مى شدند، به شدت سوگناك گردید، به گونه اى كه از شدّت اندوه مدت یك ماه از مردم كناره گیرى كرد و در حیرت و ماتم فرو رفت.

سلیمان بن قتة، یكى از افراد بنى تمیم كه پس از عمرى در اعتقاد به تسنن، به بنى هاشم و تشیع گروید، پس از حادثه عاشورا، سه بار به كربلا آمد و با مشاهده اوضاع كربلا پس از شهادت امام حسین و یارانش و دیدن صحنه هاى مختلف جنایت هواداران یزید و فداكارى و جانفشانى یاران امام حسین (علیه السلام)، اشعار زیر را در مرثیه سیدالشهدا سرود:

 

 

مـــررت علــــى ابیــات آل محمد

 

فلــم اوهــــا لعـهـدها یوم حلت

 

 

الم تر ان الشمس اضحت مریضه

 

لفقــد الحسیـن و البلاد اقسرت

 

 

 و كـــانـــوا رجــــــاء ثـــم صـــاروا

 

 لقــد عظـمـت تلـك الرزایا و جلّت

 

 

أتســألنـا قیس فنعطــى فقیرها

 

و تقـتـلــنا قیس اذا افــعـــل زلت

 

 

 و عـنـد غــنـــى قطـرة من دمائنا

 

سنــطـلــها یــومـاً بها حیث حلت

 

 

 فلا تُتبــعِـــد اللــّه الـدیار و اهلهـا

 

و ان اصبحت منهم برغمى تخلت

 

 

فــان قتیــل الطف من آل هاشم

 

اذل رقــاب الـمــسلــمــیـن فذلت 5

 

 

 

 

پس از ندامت یزید و مجبور شدن وى به بازگرداندن اهل بیت (علیهم السلام) به مدینه، مجالس متعدد روضه خوانى و عزادارى در شام و در مسیر شام به كربلا و مدینه و سپس هنگام ورود آنان به مدینه برگزار شد. این مجالس هرچند به طور عمده از سوى بازماندگان قربانیان عاشورا و شیعیان برپا مى گردید، اما در آن ها شمارى از اهل سنت شركت مى نمودند و براى خاندان پیامبر، به ویژه فرزندان آن حضرت، سراشك غم مى ریختند.

 

 


 

پی نوشت ها:

(1) - تاریخ الطبرى، ابوجعفر محمدبن جریر طبرى، ج 5، تحقیق ابوالفضل ابراهیم، بیروت، درالتراث، ص 456 / ص 455.

(2) - تاریخ الطبرى، ابوجعفر محمدبن جریر طبرى، ج 5، تحقیق ابوالفضل ابراهیم، بیروت، درالتراث، ص 456 / ص 455.

(3) - همان، ص 465 و 464 / العقد الفرید، ج 4، ص 358.

(4) - همان، ص 465 و 464 / العقد الفرید، ج 4، ص 358.

(5) - ابوالفرج الاصفهانى، مقاتل الطالبین، قم، منشورات الشریف الرضى، 1416، ص 12.

منبع: عزادارى امام حسین علیه السلام در میان اهل سنّت، عبدالمجید ناصرى



8:24 PM - سه شنبه 27 آبان 1393    |   نویسنده : حسین عرب جعفری   | نظر: (0)
مورّخان اهل سنت و گزارش عاشورا

در قرن سوم كه فشار و اختناق عباسيان بر ضد شعاير اهل بيت (عليهم السلام)، بخصوص ياد و نام امام حسين (عليه السلام) و عزادارى عاشورا، شدت يافت و متوكل عباسى در سال 236 مرقد مطهر حسينى را تخريب و با خاك يكسان كرد و بر زمين آن آب بست و زائران و عزاداران آن حضرت را به انواع شكنجه و اذيت گرفتار كرد، مورّخان و نويسندگان اهل سنت داستان مصيبت امام حسين (عليه السلام) و ياران او را در قالب تاريخ و قصه بازگويى نمودند و در واقع، حادثه كربلا از سينه ها به كتاب منتقل گرديد و جاودانه گرديد.

مهم ترين دانشمند اسلامى كه روايات متعدد انقلاب عظيم كربلا را از يكى از گزارشگران معروف به نام لوط بن يحيى معروف به ابومخنف ازدى (متوفاى 157 ق) نقل كرده است و در اين نقل تا ميزان تحسين برانگيزى رعايت امانت و صداقت را نموده است، محمدبن جرير الطبرى (224 - 310ق) مى باشد.

طبرى تنها به نقل رويدادهاى حادثه كربلا از زبان ابومخنف اكتفا نمى كند، بلكه به داستان اسارت اهل بيت (عليهم السلام) و رويدادهاى كوفه و عزادارى مردم در مجالس عبيدالله زياد و سپس شام مى پردازد و از تداوم كينه جويى و جسارت يزيد بن معاويه به سرِ بريده امام حسين (عليه السلام) و تنفر برخى از اطرافيان و سوگوارى عده اى از مردم شام و همدردى آنان با اهل بيت (عليهم السلام) خبر مى دهد.1 پس از طبرى اين شيوه توسط ساير مورّخان اهل سنت پى گيرى شد كه در ادامه مورد اشاره قرار خواهد گرفت. گاهى قصه گويان در كنار مرقد امام حسين (عليه السلام) آمده، عزاها و مصائب او را به زبان قصه مى گفتند.2

 

 

عزادارى در عصر آل بويه

در قرن چهارم، مرحله سوم خلافت عباسيان (657 - 132 ق) آغاز مى شود و قدرت خلفاى عباسى كه سال ها قبل عملا به تركان جنگجو و متعصب منتقل شده بود، به تدريج و با ضعف عناصر ترك به آل بويه شيعه مذهب انتقال يافت و در واقع، پس از فتح بغداد در سال 334 ق توسط احمد بن بويه معروف به معزالدوله قدرت سياسى و نظامى قسمت اعظم جهان اسلام به آل بويه تعلق گرفت و اين خاندان به اقدامات گوناگون از جمله رفع موانع عزادارى سيدالشهدا پرداخت.

با رفع موانع شديد سياسى، عزادارى امام حسين گسترش فراوانى يافت و در ابعاد گوناگون ادبى و مردمى پيشرفت كرد. در اين عصر افزون بر شاعران عربى زبان، شعراى فارسى سرا نيز به جمع عزاداران پرداخته، مردم فارسى زبان را در فارس، عراق عجم، خراسان، ماوراء النهر و شبه قاره به عزادارى امام حسين تشويق نمودند.

در قرن سوم كه فشار و اختناق عباسيان بر ضد شعاير اهل بيت (عليهم السلام)، بخصوص ياد و نام امام حسين (عليه السلام) و عزادارى عاشورا، شدت يافت و متوكل عباسى در سال 236 مرقد مطهر حسينى را تخريب و با خاك يكسان كرد و بر زمين آن آب بست و زائران و عزاداران آن حضرت را به انواع شكنجه و اذيت گرفتار كرد، مورّخان و نويسندگان اهل سنت داستان مصيبت امام حسين (عليه السلام) و ياران او را در قالب تاريخ و قصه بازگويى نمودند و در واقع، حادثه كربلا از سينه ها به كتاب منتقل گرديد و جاودانه گرديد

بغداد، كه در زمان آل بويه مركز اهالى تسنن و تشيع به حساب مى آمد و پيروان هر دو مذهب اسلامى در آن زندگى مى كردند، پس از ورود آل بويه و عمدتاً از دهه پنجاه قرن چهارم، در روزهاى عاشورا به صورت شهر تعطيل درمى آمد. گاهى مردم لباس سياه به تن نموده، حتى برخى از اهل سنت همراه شيعيان در قالب دسته عزادارى به خيابان ها مى آمدند و به نوحه خوانى، سينه زنى و عزادارى مى پرداختند.3

نوحه، محرم، حضرت عباس

در اين عزادارى ها هرچند گاهى بين اهل سنت و تشيع اختلاف و حتى زد و خورد گزارش شده است، اما:

اولا، اين درگيرى بين برخى اهل سنت، از جمله عده اى از حنابله و شيعيان بوده است نه همه حنابله و يا اهل سنت.

ثانياً، در برخى از سنوات درگيرى گزارش شده؛ چنان كه گاهى برخى از اهل سنت دست به شبيه سازى زده، براى مصعب بن زبير مجلس عزا برپا مى كردند و يا عايشه را با سوار كردن زنى بر شتر در يادها زنده مى كردند.4

ثالثاً، در شهرهاى ديگر، از جمله مصر، مردم اعم از شيعه و سنى در كنار قبر ام كلثوم و نفيسه اجتماع مى نموده، به عزادارى مى پرداختند و مبالغ هنگفتى براى اطعام و عزادارى هزينه مى كردند. بنا به گفته مقريزى، اين مراسم چنان در ميان مردم عمدتاً سنى مذهب مصر ريشه دواند كه پس از سقوط فاطميان نيز تداوم يافت و ايوبيان با همه ضديت با فاطميان و تشيع نتوانستند آن را متوقف سازند.5

رابعاً، در شرق قلمرو خلفاى عباسى نيز پس از سقوط آل بويه (447) از اصفهان و حاكميت سلجوقيان متعصب و سنى مذهب، اهل سنت همراه شيعيان به زيارت على بن ابى طالب (عليه السلام) و حسين بن على (عليه السلام) به نجف و كربلا رفتند و وفادارى خود را به امام حسين (عليه السلام) و انقلاب او نشان دادند.6 عبدالجليل رازى قزوينى نيز به سوگوارى مردم سنى مذهب اصفهان در آن زمان اشاره مى كند و مى نويسد: «آن گه چون فروتر آيى، معلوم است كه خواجه بومنصور ماشان [اصفهانى]، كه در مذهب سنت در عصر خود مقتدا بوده است، هر سال اين روز [عاشورا] اين تعزيت به آشوب و نوحه و غريو داشته اند و هر كه رسيده باشد ديده و دانسته باشد و انكار نكند.»7 در سال 458 نيز در بغداد مغازه ها تعطيل گرديد و مردان با سينه زنى و نوحه خوانى و زنان با پريشان كردن مو و گريه و زارى براى امام حسين (عليه السلام) سوگوارى نمودند و خليفه عباسى تنها به اين خواسته اكتفا كرد كه برخى شيعيان تندروى نكرده، سبّ صحابه نكنند.8

 

 

 

 


 

 

پي نوشت ها:

(1) - تاريخ طبرى، ج 5، ص 465.

(2) - جاحظ، البيان و التبيين، ج 1، بيروت، دارالكتب العلميه، ص 179.

(3) - اسماعيل بن كثير، البداية و النهاية، ج 11، بيروت، مؤسسه التاريخ الاسلامى، ص 276، 286، 296، 302، 359، 381.

(4) - اسماعيل بن كثير، البداية و النهاية، ج 11، بيروت، مؤسسه التاريخ الاسلامى، ص 276، 286، 296، 302، 359، 381.

(5) - تقى الدين مقريزى، المواعظ و الاعتبار فى ذكر الخطط و الآثار، مصر، مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامى، ص 18ـ314.

(6) - البداية و النهاية، ج 12، ص 77.

(7) - نقض، ص 317 / ص 114.

(8) - نقض، ص 317 / ص 114.

منبع: عزادارى امام حسين عليه السلام در ميان اهل سنّت، عبدالمجيد ناصرى



8:24 PM - سه شنبه 27 آبان 1393    |   نویسنده : حسین عرب جعفری   | نظر: (0)
ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام

در باب ثواب گریه بر مصائبى كه بر ائمه معصومین علیهم السلام عموما و بر حسین علیه السلام خصوصا وارد شده روایات زیاد است كه براى نمونه به چند حدیث و روایت اشاره مى شود:

1 ـ حسن بن فضال روایت مى كند كه حضرت رضا علیه السلام فرمود: « كسى كه مـتذكر مصائب ما شود و بخاطر ستمهایى كه بر ما وارد شده گریه كند در روز قـیامت با ما خواهد بود و مقام و درجه ما را خواهد داشت و كسى كه مصیبت هاى ما را بیان كند و خـود بگـرید و دیگران را بگریاند در روزى كه همه چشمها گریان است چشم او نگـرید و هر كس ‍ در مـجلسى بنشیند كه در آن مجلس امر ما را زنده مى نمایند روزى كه قلبها مى میرند قلب او نخواهد مرد.»1

2 ـ حسن بن محبوب از امام باقر علیه السلام روایت مى كند كه حضرت زین العابدین علیه السلام مـى فـرمـود: «اگـر مـؤمـنى براى شهادت امام حسین علیه السلام گریه كند كه اشكهایش بر گونه اش جارى شود خداوند متعال او را در غرفه هاى بهشتى جاى مى دهد و هر مـؤمـنى بخـاطر صدمـه و اذیتى كه از دشمنان به ما رسیده بگرید، كه اشكش بر گـونه اش جارى شود خدا او را در بهشت در مقام صدیقین جاى دهد و هر مؤمنى به خاطر ما، اذیت و آزارى به او برسد كه اشكش به گونه هایش سرازیر شود خدا اذیت و آزار را از او دور گرداند و در روز قیامت از سخط و عذاب دوزخ ایمن باشد.»2

3 ـ ابو عـمـاره شاعـر مى گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: درباره امام حسین علیه السلام شعرى بگو، من شروع كردم به خواندن شعر و حضرت مى گریست و آنقدر خـواندم كه صداى گریه از بیرون خانه شنیده مى شد سپس امام صادق(علیه السلام) فرمود: « اى ابا عـماره كسى كه درباره حسین بن على علیهماالسلام شعرى بخـواند و پـنجاه نفـر را بگریاند جاى او بهشت است ، و كسى كه شعرى درباره حسین بخـواند و سى نفـر را بگریاند جایگاه او بهشت است ، و كسى كه شعرى درباره حسین بخـواند و بیست نفر را بگریاند جایش در بهشت است ، و كسى كه شعرى درباره حسین بسراید و ده نفر را بگریاند بهشت جاى او است و كسى كه شعرى درباره حسین بخواند و یك نفـر را بگـریاند جاى او بهشت است و اگر شعرى بخواند و خود بگرید در بهشت مـنزل خواهد كرد، و اگر شعرى بخواند و تباكى كند (حالت گریه را بخود بگرید) او هم به بهشت خواهد رفت .»3

4 ـ زید شحام مى گوید: ما گروهى از اهل كوفه خدمت امام صادق علیه السلام بودیم كه جعفر بن عفان وارد شد، امام صادق علیه السلام او را نزدیك خود نشانید.

و سپس فرمود: جعفر!

جعفر گفت : لبیك ، خدا مرا فداى تو گرداند.

امام : بمن رسیده كه درباره امام حسین علیه السلام اشعار خوبى مى سرائى .

جعفر: آرى قربانت گردم .

امام : بخوان .

جعفر اشعارى خواند، امام و كسانى كه اطرافش بودند گریستند و امام صادق علیه السلام آنقـدر گـریه كرد كه اشگش صورت و محاسن شریفش را فرا گرفت آنگاه فرمود: «جعـفـر! بخدا سوگند فرشتگان مقرب خدا در اینجا حضور یافتند و گفتار تو را درباره حسین عـلیه السلام شنیدند و گریستند چنانكه ما گریستیم بلكه بیشتر. سپس فرمود: جعـفر! خدا بهشت را در همین ساعت بر تو واجب گردانید. سپس فرمود: جعفر آیا بیش از این برایت بگویم ؟

جعفر: آرى آقاى من .

حضرت رضا علیه السلام فرمود: « كسى كه مـتذكر مصائب ما شود و بخاطر ستمهایى كه بر ما وارد شده گریه كند در روز قـیامت با ما خواهد بود و مقام و درجه ما را خواهد داشت و كسى كه مصیبت هاى ما را بیان كند و خـود بگـرید و دیگران را بگریاند در روزى كه همه چشمها گریان است چشم او نگـرید و هر كس ‍ در مـجلسى بنشیند كه در آن مجلس امر ما را زنده مى نمایند روزى كه قلبها مى میرند قلب او نخواهد مرد.»
عاشورا

امـام هر كه شعرى درباره حسین بخواند كه خود بگرید یا دیگرى را بگریاند بهشت را بر او واجب گرداند و او را بیامرزد .»4

ـ صالح بن عقبه از امام صادق علیه السلام روایت مى كند كه فرمود: اگر كسى درباره حسین علیه السلام یك بیت شعر بخواند و خود بگرید و ده نفر را هم بگریاند براى او و گـریه كنندگان بهشت است و اگر بیتى بگوید كه خود بگرید و نه نفر را بگریاند جاى او و گـریه كنندگان در بهشت خواهد بود و پیوسته تعداد نفرات را پائین مى آورد تـا جائیكه فرمود: اگر كسى بیتى درباره حسین بگوید و خود گریه كند ـ و گمان مى كنم فرمود یا تباكى كند ـ جاى او در بهشت خواهد بود.5

6 ـ ابو هارون مـكفوف (نابینا) روایت مى كند كه امام صادق علیه السلام در حدیث طویلى فـرمود: « اگـر نزد كسى از حسین علیه السلام یادى به میان آید و اشك از چشمان او باندازه بال مـگـسى جارى شود ثـوابش بر خـداى عـزوجل است كه كمـتـرین آن دخول در بهشت است » .6

7 ـ مـرحوم عـلامه مجلسى مى فرماید: در بعضى از تالیفات معاصرین مورد وثوق دیدم كه روایت شده وقـتـى پـیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فاطمه زهرا سلام الله علیها را از شهادت امام حسین و مصائب آن حضرت با خبر ساخت فاطمه شدیدا گریه كرد و گـفـت : پـدر در چـه زمـانى این اتـفـاق مـى افـتـد؟ رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: در زمانى كه نه من باشم و نه تو و نه على .

زهرا كه این سخـن شنید گـریه اش شدیدتر شد و عرض كرد: پدر پس كى ؟ براى فرزندم اقامه عزا مى نماید و گریه مى كند؟

رسول خـدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: زنان امتم بر زنان اهلبیت من و مردان آنها بر مـردان اهلبیت من مى گریند و هر سال اقامه عزا خواهند نمود و چون قیامت بر پا شود تـو شفـیع زنان خـواهى شد و من شفیع مردان و هر یك از آنها كه بر مصیبت حسین گریه كرده باشند دستشان را مى گیریم و وارد بهشت مى كنیم .

« فاطمه ، هر چشمى در روز قیامت گریان است به جز چشمى كه بر حسین بگرید كه آن خندان است و او را به نعمتهاى بهشتى بشارت مى دهند. »

 

 

 

 


 

 

پی نوشت ها:

1. بحار ج 44 / ص 278 - نفس المهموم ص 39.

2. بحار ج 44، ص 281. ینابیع الموده ص 375. نفس المهموم ص 42.

3. بحارج 44/ ص 282

4. بحارج 44/ص 282- قاموس الرجال ج 2/ص 392.

5. بحارج 44/ص 289 و 291 و 293.

6. بحارج 44 ص 289 و 291 و 293.

منبع: آنچه در كربلا گذشت، آیت الله محمد على عالمى



8:23 PM - سه شنبه 27 آبان 1393    |   نویسنده : حسین عرب جعفری   | نظر: (0)
آرشیو تمام مطالب این سایت