ماه عشق من محرم
هر سال برای تو سیه می پوشیم در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز با یاد لب تو آب را می نوشیم...

چهار مرحله قيام
پس از تاءمل كامل در مدارك تاريخى چنين معلوم مى شود كه قيام امام با تهاجم دستگاه حكومت شروع شده و در چهار مرحله مختلف انجام يافته است :
1- از وقتى كه آن حضرت از مدينه به مكه هجرت فرمود تا وقتى كه به تصميم ماندن در مكه باقى بود.
2- از وقتى كه تصميم گرفت به كوفه برود تا وقتى كه با حر بن يزيد رياحى برخورد كرد.
3- از برخورد با حر بن يزيد رياحى تا شروع جنگ
4- مرحله جنگ .

ماهيت نظام حسينى
يكى از مسائل در مورد نهضت امام حسين عليه السلام اين است كه ماهيت اين نهضت چه بوده است ؟ چون نهضت ها هم مانند پديده هاى طبيعى ، ماهيت هاى مختلف دارند. اشياء و پديده هاى طبيعى ، از معدنى ها گرفته تا گياهان و انواع حيوانات ، هر كدام ماهيتى طبيعى و وضع بالخصوصى دارند. نهضت ها و قيام هاى اجتماعى عم اين چنينند.
يك شى ء را اگر بخواهيم بشناسيم ؛ يا به علل فاعلى آن مى شناسيم ، يا به علل غايى آن (كه امروز شناخت به علل غايى را چندان قبول ندارند)، يا به علل مادى آن يعنى اجزاء و عناصر تشكيل دهنده آن ، و يا به علت صورى آن ، يعنى به وضع و شكل و خصوصيتى كه در مجموع پيدا كرده است . اگر يك نهضت را هم بخواهيم بشناسيم ، ماهيتش را بخواهيم به دست آوريم ، ابتدا بايد علل و موجباتى را كه به اين نهضت منتهى شده است بشناسيم . تا آنها را نشناسيم ماهيت اين نهضت را نمى شناسيم (شناخت علل فاعلى ). بعد بايد علل غايى آنرا بشناسيم . يعنى اين نهضت چه هدفى دارد؟ اولا هدف دارد يا هدف ندارد و اگر هدف دارد چه هدفهايى دارد؟ سوم بايد عناصر و محتواى اين نهضت را بشناسيم كه در اين نهضت چه كارهايى ، چه عملياتى صورت گرفته است ؟ و چهارم بايد ببينيم اين عملياتى كه صورت گرفته است ، مجموعا چه شكلى پيدا كرده است ؟
 

mahiat-nehzat-karbala.jpg



ماهيت هاى گوناگون قيام حسين (ع )
در انقلاب امام حسين ، در درجه اول بايد بدانيم كه انقلاب آگاهانه است ، هم از ناحيه خودش و هم از ناحيه اهل بيت و يارانش . انفجار نيست .
انقلاب آگاهانه مى تواند ماهيت هاى مختلف داشته باشد. اتفاقا در قضاياى امام حسين عوامل زيادى مؤ ثر بودند كه اين عوامل سبب شده است كه نهضت امام حسين يك نهضت چند ماهيتى باشد نه تك ماهيتى . يكى از تفاوتهايى كه ميان پديده هاى اجتماعى و پديده هاى طبيعى هست اين است كه پديده طبيعى بايد تك ماهيتى باشد، نمى تواند چند ماهيتى باشد، يك فلز در آن واحد نمى تواند كه هم ماهيت طلا داشته باشد و هم ماهيت مس را.ولى پديده هاى اجتماعى ، مى توانند در آن واحد چند ماهيتى باشند.



سه شنبه 6 آبان 1393 

براي حفظ هويت نهضت عاشورا و اهداف آن، بايد «ماهيت‏» آن را خوب شناخت. ماهيت قيام امام حسين‏ «ع‏» را از منابع مستند و خدشه ناپذير زير مي‏توان شناخت:
الف: خطبه‏هاي امام و اهل بيت، که در مکه و بين راه حجاز و عراق و در کربلا وپس از آن در کوفه، شام و مدينه ايراد شده است.
ب: سخناني که امام، در پاسخ به پرسشها، پيشنهادها و خيرخواهيهاي اين و آن، درطول نهضت بيان کرده است.
ج: رجزهايي که امام و اصحاب او، روز عاشورا در مقابل دشمن خوانده‏اند و همه ‏آنها در مآخذ معتبر ثبت‏شده است.
د: نامه‏هايي که ميان امام و مردم کوفه و بصره رد و بدل شده است، نامه‏هاي يزيد به ‏ابن زياد، ابن زياد به يزيد و عمر سعد، نامه‏هاي عمر سعد به ابن زياد، ابن زياد به حاکم مدينه و... .
از مجموع اين منابع و اسناد مکتوب و موجود، مي‏توان اهداف، ماهيت، ديدگاههاي ‏طرفين را به دست آورد.در عين حال مي‏توان گفت نهضت امام حسين‏ «ع‏» چهار بعد داشت: ويران کردن، ساختن، تجديد و آفريدن و ابداع.اما توضيح مختصر اين ابعاد:
«ويران کردن‏»: در هم شکستن و ويران کردن هيکل و اسکلتي که به امويان امکان داده‏ بود به اسم‏ «دين‏»، ستمگري کنند و به نام خلافت، کاخهاي عياشي خود را بر استخوانها و جمجمه‏هاي محرومان و آزاديخواهان بنا کنند و آزاد مردان را از صحنه کنار بزنند يا به‏ شهادت برسانند. انقلاب کربلا، بنيان ستم و تحميق و تزوير را در هم شکست و پايه‏هاي ‏آن را متزلزل ساخت.
«ساختن‏»: دميدن روح شهامت و بيداري در کالبد جامعه اسلامي و پروراندن نسلي ‏خداجوي و شهادت طلب و ستيزه‏گر با سلطه ستم، به دليل حرکتهاي انقلابي پس از عاشورا.
«تجديد»: ارزشهاي اسلامي که با نقشه‏ها و توطئه‏هاي بني اميه کهنه و فراموش شده و مفاهيم ديني که به دست آنان تحريف گشته بود، دوباره احيا شد.ديدگاه اصلي دين درباره ‏حکومت و حاکم و بيت المال و حقوق مردم مطرح گشت و بناي عقيده و ايمان، روحي‏تازه يافت و تحريفها زدوده گشت و روحهاي کوچک، آن عظمت را يافتند که در برابر طاغوت بايستند و امر به معروف و نهي از منکر کنند.
«ابداع‏»: نمونه‏هاي زنده و بزرگ و قهرمان براي بشريت‏ساخته شد که همواره خار سر راه متجاوزان به حقوق محرومان بودند و ايجاد يک خط آزاد يبخش که با روح تقوا واخلاص خدايي اشباع شده بود، خطي که در طول تاريخ، خواب از چشم جباران متکبر ربوده، و بستر نرمشان را خشن ساخت.اين خط، در سايه ايجاد هويت جديد انساني و اسلامي در جامعه پديد آمد و امام حسين‏ «ع‏» به همه انسانها، حتي غير مسلمانان، درس‏آزادگي و غيرت داد.
ماهيت قيام کربلا، امر به معروف و نهي از منکر و احياء سنت پيامبر «ص‏» بود.نيز جهاد در راه مبارزه با جهالت و گمراهي و سرگرداني، که در زيارت آن حضرت مي‏خوانيم: «و بذل مهجته فيک حتي استنقذ عبادک من الجهالة و حيرة الضلالة‏».[1] دست ‏يافتن به اين‏هدف، نثار «خون‏» لازم داشت که در عاشورا انجام يافت.و تفسير «خون‏» و رسواگري ‏ظالم لازم داشت که با برنامه اسراي اهل بيت تحقق يافت.در خون شهداي کربلا و سيد الشهدا «ع‏»، قيامت و رسالت و آزادگي نهفته بود.و اين محتوا چه خوب در اين اشعار «حسين الاعظمي‏» بازگو شده است:



 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم يكی از مسائل در مورد نهضت امام حسين عليه السلام اينست كه ماهيت اين‏ نهضت چه بوده است ؟ چون نهضتها هم مانند پديده‏های طبيعی ، ماهيتهای‏ مختلف دارند . اشياء و پديده‏های طبيعی ، از معدنيها گرفته تا گياهان و انواع حيوانات ، هركدام ماهيتی طبيعی و وضع بالخصوصی دارند . نهضتها و قيامهای اجتماعی هم اينچنينند

يك شی‏ء را اگر بخواهيم بشناسيم ، يا به علل فاعلی آن می‏شناسيم ، يا به‏ علل غائی آن ( كه امروز شناخت به علل غائی را چندان قبول ندارند ) ، يا به علل مادی آن يعنی اجزاء و عناصر تشكيل دهنده آن ، و يا به علت صوری‏ آن ، يعنی به وضع و شكل و خصوصيتی كه در مجموع پيدا كرده است . اگر يك‏ نهضت را هم بخواهيم بشناسيم ، ماهيتش را بخواهيم به دست آوريم ، ابتدا بايد علل و موجباتی را كه به اين نهضت منتهی شده است بشناسيم . تا آنها را نشناسيم ماهيت اين نهضت را نمی‏شناسيم ( شناخت علل فاعلی ) . بعد بايد علل غائی آن را بشناسيم .



سه شنبه 6 آبان 1393 

نهضت امام حسین(ع) یک انقلاب بود و نه انفجار
انتخاب و آزادی
ماهیّت عکس العملی منفی ِ نهضت
ماهیّت عکس العملی مثبتِ نهضت

یکی از مسائل در مورد نهضت امام حسین(ع) این است که ماهیّت این نهضت چه بوده است؟ چون نهضتها هم مانند پدیده های طبیعی ماهیِتهای مختلفی دارند. یک شیء را اگر بخواهیم بشناسیم؛ یا به علل فاعلی آن می شناسیم، یا به علل غائی آن (که امروزه شناخت علل غائی را چندان قبول ندارند.)، یا به علل مادّی آن یعنی اجزاء و عناصر تشکیل دهنده ء آن، و یا به علّتصوری آن، یعنی به وضع و شکل و خصوصیّتی که در مجموع پیدا کرده است.
اگر نهضتی را هم بخواهیم بشناسیم، ماهیّتش را بخواهیم بدست آوریم؛ ابتدا باید علل و موجباتی را که به این نهضت منتهی شده است بشناسیم تا آنها را نشناسیم ماهیّت این نهضت را نمی شناسیم (شناخت علل فاعلی). بعد باید علل غائی آن را بشناسیم، یعنی این نهضت چه هدفی دارد؟ سوم باید عناصر و محتوای این نهضت را بشناسیم که در این نهضت چه کارهائی، چه عملیّاتی صورت گرفته است؟ و چهارم باید ببینیم این عملیّاتی که صورت گرفته است، مجموعاً چه شکلی پیدا کرده است؟



هدف و فلسفه قیام امام حسین(ع) بنا بر گفته خود ایشان اصلاح امت جدش پیامبر بزرگ اسلام و امر به معروف و نهی از منکر تا شجاعت، متانت، عطوفت، حریت و انسانیت در دنیای اسلام حاکم شود.
این مطلب را آیت الله صالحی بنیانگذار مدرسه علمیه رسالت و از علمای بر جسته کشور درباره فلسفه قیام امام حسین(ع) در یک گفتگوی اختصاصی به خبرگزاری صدای افغان(آوا) گفت.
استاد صالحی گفت: امام حسین (ع) خود می فرماید که خط و روش من پیروی از سیره جدم پیامبر اکرم (ص) می باشد، بنابراین برای امر به معروف و نهی از منکر خارج شده تا امت اسلام به معارف قران آشنا شده و به احکام اسلام عمل کند و برای مبارزه و ظلم ستیزی آماده شوند.
این عالم برجسته کشورمان ادامه داد: امام حسین با قیام بر علیه یزید چنان حادثه و واقعه ای را آفرید که ما معتقدیم در عالم قطعاً بی نظیر است. جنایاتی که در کربلا بر علیه خاندان پیامبر روا داشته شده است تاکنون چنین جنایاتی در دنیای بشریت اتفاق نیفتاده است.
ایشان افزود: انقلاب کربلا دو صفحه دارد یک صفحه آن که همه اش جنایات است به سرکردگی یزید، عبیدالله زیاد، عمر سعد و شمر و صفحه دیگر آن صفحه ایثار، زهد، شجاعت و شهامت است که توسط امام حسین(ع) و یارانش به عرصه ظهور رسید.



 



ايثار و پاكبازي امام حسین (ع) و  ياران آن حضرت

 

ديگران را براي خود خواستن، رسم جوان‌مردان نيست. در اين فتوت و رادي، معيار و ارزش، از خودگذشتگي و پاكبازي است و به تعبير اخلاق ناصري«ايثار آن بود كه بر نفس آسان باشد از سر مايحتاجي كه به خاصه او تعلق داشته بود برخاستن، و بذل كردن در وجه كسيكه استحقاق آن او را ثابت بود.» امام صادق (عليه‌السلام) در وصف مؤمنان مي‌فرمايند:« ايشان نيكي‌كنندگان به برادران در حال سختي و راحتي‌اند و برگزينندگان بر خويشتن در حال سختي‌اندآن‌چنان‌كه خداي تعالي ايشان را چنين وصف كرده است:«ويؤثرون علي انفسهم»

اپثار و پاكبازي، ريشه در وارستگي و عظمت روح دارد. آن‌كه شيفته و وابسته چيزي نيست مي‌تواند ببخشد و آن‌كه روحي عظيم، جاني رها و وجودي آزاد و بند گسسته دارد مي‌تواند ايثار كند. در افقي فراتر، ايثار، داد و ستد انسان‌ها با خداست. جان دادن و جانان يافتن، از تن گذشتن و به رضوان الهي رسيدن است.

كربلا جز اين نيست. قصه انسان‌هايي متعالي كه از همه چيز مي‌گذرند و در نهايت پاكبازي، قرب و وصل دوست مي‌يابند.

وقتي درآغاز حركت، پيشاهنگ انقلاب- اباعبدالله- مطرح مي‌كند كه تنها آنان همراه شوند كه بذل جان مي‌كنند، همه درمي‌يابند كه امام- قاطع و صادق- انتهاي راه را ترسيم مي‌كند، معلوم مي شود همراهان، چهره‌هاي مخلص، پاكباز و از جان گذشته‌اي هستند كه از تيغ نمي‌گريزند و از جان دريغ نمي‌ورزند. 


 

 



 

 

 

عظمت شهادت امام حسین (ع)

از امام صادق علیه‏السلام روایت شده است: روزی امام حسین علیه‏السلام نزد امام حسن علیه‏السلام آمد و چون آن حضرت را دید، گریست. امام حسن علیه‏السلام پرسید: برای چه می‏گریی؟. گفت: برای مصیبتی که برایت رخ می‏دهد.

قال علیه‏السلام:

ان الذی یؤتی الی؛ سم یدس الی فاقتل به، و لکن لا یوم کیومک یا ابا عبدالله یزدلف الیک ثلاثون ألف رجل یدعون أنهم من امة جدنا محمد صلی الله علیه و آله و سلم و ینتحلون دین الاسلام فیجتمعون علی قتلک و سفک دمک و انتهاک حرمتک و سبی ذراریک و نسائک و انتهاب ثقلک فعندها تحل ببنی أمیة اللعنة و تمطر السماء رمادا و دما و یبکی علیک کل شی‏ء حتی الوحوش فی الفلوات و الحیتان فی البحار  

امام حسن علیه‏السلام فرمود:

آن مصیبتی که بر من وارد می‏شود از راه سمی است که به دسیسه به من می‏دهند و من با آن کشته می‏شوم. ولی روزی چون روزگار تو مباد ای ابوعبدالله! سی هزار مرد بر سر تو می‏ریزند و مدعی‏اند که از امت جد ما محمد صلی الله علیه و اله و سلم هستند و پیرو دین اسلامند.

آنان برای کشتن تو و ریختن خونت و پایمال کردن حرمت تو و اسیر کردن فرزندان و زنانت و غارت اثاثیه‏ات همدل می‏شوند. در آن وقت است که لعنت بر بنی‏امیه روا گردد و از آسمان خون و خاکستر می‏بارد و بر تو همه چیز گریان شوند؛ حتی حیوانات بیابان‏ها و ماهیان دریا.

 

پی نوشت ها:

1.        [1] اثبات الهداة، ج 5، ص 147، ب 13، ح 7.

2.        احقاق الحق، ج 11، ص 164 به نقل از در بحر المناقب، ص 132 مخطوط.

3.        امالی صدوق، ص 101، ح 3، م 26.

4.        بحارالأنوار، ج 45، ص 218، ح 44.

5.        تاریخ چهارده معصوم علیهم‏السلام، ص 762.

6.        مدینة المعاجز، ج 3، ص 394، ح 104 / 942 (به نقل العوالم ج 16، ص 272، ح 1 و ج 17، ص 154، ح 1 و ص 459 ح 10).

عطر کربلا

 



سه شنبه 6 آبان 1393 

 


امام حسین و ایثار

 

ایثار یکى از جلوه‏هاى عرفانى قیام امام حسین(ع) و بلکه از زیباترین آنهاست، جلوه‏اى که قرآن کریم بسیار بر آن تأکید کرده و در نمودهاى مختلف ظاهر گشته است، شهادت در راه خدا و انفاق مال که آیات بسیارى درباره آن‏ها نازل شده از این جمله است؛ اوج ایثار و از خودگذشتگى را در لیلةالمبیت که على(ع) به جاى پیامبر خوابید مى‏توان ملاحظه کرد و خداوند مدال «وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّه...» را درباره‏ى آن بزرگوار نازل کرد.

در سوره‏ى انسان نیز درخشش دیگرى از این فداکارى را که ناظر بر اهل‏بیت است ملاحظه مى‏کنیم «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى‏ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّه..«

اساس قیام امام‏حسین(ع) و یاران آن بزرگوار که برگرفته از مکتب آن حضرت است بر محور از خودگذشتگى است. عدم قبول بیعت امام با امویان و از خود گذشتن براى اثبات حقیقت نمونه‏ى بارز ایثار آن بزرگوار بود.

دست‏یابى حضرت اباالفضل العباس(ع) به آب و نیاشامیدن آن، جان‏فشانى دو تن از یاران امام(ع) در ظهر عاشورا که جهت اقامه‏ى نماز تن خود را سپر بلاى آن حضرت ساختند و به شهادت رسیدند، ارادتهایى که اصحاب آن حضرت در شب عاشورا ابراز کردند و در روز عاشورا تا زنده بودند نگذاشتند که از بنى‏هاشم وارد میدان شود و بنى‏هاشم نیز تا زنده بودند نگذاشتند امام(ع) وارد میدان شود و... همه و همه نمونه‏هایى بى‏مانند ایثارند که در قیام امام حسین جلوه‏گر شد.


»محمدعلى جناح» سیاستمشدار پاکستانى در این‏باره مى‏گوید: «هیچ نمونه‏اى از شجاعت بهتر از آن‏که امام حسین(ع) از لحاظ فداکارى نشان داد در عالم پیدا نمى‏شود» دانشمند اروپایى «موریس دوکبرى» نیز مى‏نویسد: «امام حسین براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه از جان و مال و فرزند گذشت



سه شنبه 6 آبان 1393 

 

 

مشهورترین واقعه ای که به مناسبت چهلمین روز شهادت شهدای کربلا بازگو می شود جریان رسیدن کاروان اهل بیت علیهم السلام به کربلا و هم زمانی این ماجرا با حضور جابر بن عبدالله انصاری در کربلا و زیارت قبر شریف امام حسین علیه السلام توسط او.



هر چند برخی از صاحب نظران این وقایع را بعید دانسته و منکر آن شده اند اما تحقیقات انجام شده نشان می دهد که این بعید دانستن ها و انکار ها صحیح نیست و دلیل قابل قبولی برای رد این دو واقعه وجود ندارد.(1)

آنچه در ادامه می آید گزارش هایی از این دو واقعه در منابع موجود است:

مصباح الزائر به نقل از عطا می نویسد: روز بیستم صفر با جابر بن عبد اللّه بودم  هنگامى كه به غاضریّه رسیدیم در جوى آن جا غسل كرد و پیراهن پاكیزه اى را كه همراه داشت  پوشید. سپس به من گفت: اى عطا ! آیا عطرى به همراه دارى؟



آیاتى كه امام حسین علیه السلام در مسیر حرکت خود به آنها استناد فرمودند ۱)

1) ۳۳ احزاب: در مسير حرکت امام حسين (ع) از مدينه تا کربلا اتفاقات و حوادث قابل تأمل و شگفتي رخ داد و حضرت در مقابله و مواجهه با هر کدام با تأسي و استفاده از قرآن حرکت خود را قاطعانه و محکم پيش مي بردند. در مدينه هنگامي که مروان نماينده يزيد مأمور شده بود تا از امام حسين (ع) هر طور که شده بيعت بگيرد اما رو به مروان کرد و فرمود: واي بر تو، تو پليدي در حالي که ما خانواده اي هستيم که خدا در مقام و منزلت ما فرموده: انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا و پس از آن از بيعت با يزيد ممانعت کردند و به سوي مکه حرکت نمودند.

۲) ۸۸ هود: امام حسین ع در پایان وصیت نامه اى که قبل از حرکت به کربلا نوشتند به این آیه استناد کردند: و ما توفیقى الا باللّه علیه توكّلت و الیه اُنیب توفیق من جز به (اراده) خداوند نیست که براو توکل کرده ام به او روى آورده ام.

۳) ۲۱ قصص: همین که براى فرار از بیعت با یزید (در ۲۸ رجب) از مدینه به سوى مکه خارج شدند این آیه را تلاوت فرمودند: فخرج منها خائفا یترقّب قال ربّ نجّنى من القوم الظالمین آنگاه که (موسى) از آنجا ترسان و نگران بیرون شد گفت: پروردگارا! مرا از قوم ستمکار نجات بده.

۴) نساء78 : همین كه امام حسین ع به سوى مدینه رهسپار شد، گروه هایى از جن و فرشته براى یارى آن حضرت حاضر شدند، امّا امام این آیات را تلاوت فرمودند: اینما تكونوا یدرككم الموت و لو كنتم فى بروج مشیّدة  هرجا كه باشید و لو در برجهاى استوار سر به فك كشیده، مرگ شما را فرا مى گیرد. همچنین آیه ى: كبَرز الّذین كتب علیهم القتل الى مضاجعهم (آل عمران154) كسانىكه كشته شدند، در سرنوشتشان نوشته شده بود (با پاى خویش ) به قتلگاه خود رهسپار مى شدند. شیخ مفید






( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   


آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 27937
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 91
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    یک شنبه 2 آذر 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    یک شنبه 2 آذر 1393