ماه عشق من محرم
هر سال برای تو سیه می پوشیم در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز با یاد لب تو آب را می نوشیم...

1. الگوهاى مديريت را با تمام تنوع‏هاى ظاهرى و صورى آن به دو نوع مادى و الهى مى‏توان تقسيم كرد؛ حادثه عاشورا در واقع بهترين و گوياترين تابلوى نمايش اين الگوى مادى و الهى است.
2. از نظر امام‏حسين(ع) مديريت و حكومت افراد فاسد، خائن و ستمگر بر جامعه عظيم‏ترين فتنه و بليّه و بزرگترين عامل فساد و تباهى است.
3. مديريت حماسه عاشورا، الگوى كارآمدى را براى هدايت جامعه انسانى به ويژه در دوره‏هاى بحرانى و استبداد خارجى و يا داخلى به دست مى‏دهد.
4. در بخش هدف اين نتيجه حاصل شد كه؛ مديريت بايد جلوگيرى از فساد، بى‏عدالتى و اداره امور را تضمين كند تا هم در سازمان و هم در جامعه عدالت ايجاد گردد، زيرا هدف نهايى مديريت اسلامى رسيدن به فلاح و رستگارى است.
5. در بخش تصميم‏گيرى؛ امام‏حسين(ع) براى تصميم‏گيرى بر خلاف يزيد در يك فضاى مه آلود قرار نگرفته بود، او به خوبى شرايط را مى‏ديده و مى‏دانسته است كه شرايط به گونه‏اى است كه جز با شهادت او اين كجى‏هاى چندين ساله ناشى از مديريت و حكومت بنى‏اميه اصلاح نمى‏گردد. مجموعه جريان قيام امام‏حسين(ع) سرشار از لحظه‏هاى مهم و خطر خيز بود؛ دعوت شدن به كاخ استاندارى مدينه، حركت از مكّه، برخورد با سپاه حُر، بى‏آبى و بى‏تابى كودكان،انبوه سپاه دشمن، غربت و تنهايى، شهادت ياران، همه و همه، لحظه‏ها و صحنه‏هايى هستند كه پاى اراده را مى‏لرزانند و انسان را در تصميم‏گيرى دچار بحران و دشوارى و تنگنا مى‏سازد، لكن امام(ع) در تمام اين شرايط بهترين تصميم و دقيق‏ترين برنامه را طرّاحى‏مى‏كرد.



سه شنبه 6 آبان 1393 

روز نهم ماه محرم که معروف به تاسوعا است، آخرين روزي بود که امام حسين عليه السلام و يارانش شبانگاه آن را درک کرده بودند و اين روز به شب عاشورا پيوند خورد. بدين جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بيت عليه السلام از اهميت بالايي برخوردار است.

 

61.jpg

 

حکومت جمهوري اسلامي و مسلمانان تاريخ ساز ايران اسلامي، اين روز را بسان روز عاشورا گرامي داشته و با اعلان تعطيل رسمي به سوگواري مي پردازند.

در اين روز مهم، چند رويداد سرنوشت ساز در سرزمين کربلا واقع گرديد که به آن ها اشاره مي کنيم:

 

 

منبع : منبع : روز شمار تاريخ اسلام (ماه محرم ) ؛ سيد تقي واردي



کشته شدن جعفر بن يحيي بر مکي به دستور هارون الرشيد.[1] .

خالد بن برمک از بزرگ هواداران بني عباس در ايران بود و در استواري حکومت عباسيان نقش مهمي بر عهده داشت. منصور دوانقي (دومين خليفه عباسي) وي را امارت موصل و آذربايجان و پسرش يحيي را حکومت ارمينيه (ارمنستان) داد.

مهدي عباسي (سومين خليفه عباسيان)، يحيي بن خالد را به سرپرستي و تربيت فرزند خود هارون گماشت. يحيي در تربيت و تعليم هارون تلاش ‍ بليغي نمود و او را از هر جهت براي خلافت آماده کرد و آن هنگامي که هادي عباسي (چهارمين خليفه عباسيان) تصميم گرفت که به جاي پدرش ‍ هارون، فرزند خود را ولي عهد نمايد و هارون را از ولايت عهدي خلع کند، يحيي، وي را از اين کار بازداشت و به شدت با تصميم وي مخالفت ورزيد.

به همين جهت، به دستور هادي عباسي، زنداني شد و مورد خشم وي قرار گرفت. ولي پس از هلاکت هادي عباسي، برادرش هارون به تخت خلافت تکيه زد و يحيي را از زندان آزاد و مقامش را گرامي داشت و وي را به وزارت خويش منصوب و امور کشور را به وي سپرد.

علاوه بر يحيي، فرزندان او چون جعفر، فضل و محمد نيز همانند پدر در خدمت هارون الرشيد بوده و در استواري حکومت وي، تلاش هاي وافري به عمل آوردند.

فضل بن يحيي، برادر رضاعي هارون الرشيد بود. زيرا هر دو از خيزران، مادر هارون شير خورده بودند. [2] .

 

 

 

به همين جهت، هارون، يحيي را پدر خطاب مي کرد. هارون به يحيي و فرزندان او مناصب و پست هاي مهم کشوري و دولتي بخشيد. گاهي فضل و جعفر را حکم وزارت مي داد و گاهي جعفر را بر مصر و سپس بر خراسان و پس از آن بر شام، امارت داد.

فضل را حکومت مصر، سپس خراسان و پس از آن براي دفع قيام يحيي بن عبدالله علوي به ديلم و شمال ايران گسيل داشت. هارون در سال 182 قمري، فرزند خود مامون را پس از امين، ولايت عهد خويش گردانيد و جعفر بن يحيي را براي کفالت وي برگزيد.

به اين ترتيب، برمکيان در تمام اجزاي حکومت هارون الرشيد نقش ‍ حساسي بر عهده داشته و چندين سال خلافت عباسيان را با درايت و مديريت خويش اداره کردند.

اما رقيبان برمکيان در حکومت بني عباس، مانند فضل بن ربيع که با وجود ترکتازي هاي برمکيان، خود را منفعل و حاشيه نشين مي ديدند، درصدد تضعيف موقعيت آنان برآمدند و با بهانه هايي واقعي يا واهي در نزد هارون، بر ضد آنان سعايت مي کردند و هارون را از افزايش قدرت آنان بيم مي دادند.

از سوي ديگر، فضل بن يحيي که وزارت هارون را بر عهده داشت، در نهان با علويان و بزرگان آنان ارتباط داشته و براي آنان احترام ويژه اي قائل بود و علي رغم درخواست هارون، با آنان بدرفتاري نمي کرد. اين امر بر هارون پوشيده نمي ماند و خبرچينان، او را از اين گونه امور با خبر مي کردند.

به تدريج، هارون نسبت به آنان بدگمان شد و بناي ناسازگاري و شدت عمل در پيش گرفت. هارون در آخر محرم سال 189 (يا 187) قمري پس از بازگشت از مراسم حج، در شهر «انبار» دستور قتل جعفر بن يحيي را صادر کرد. در پي آن، «مسرور» خادم هارون با گروهي شبانه بر وي حمله آورده و سرش را از بدن جدا کردند.

در همان شب، برادرش فضل بن يحيي را دستگير و به زندان منتقل کردند و پدرشان يحيي بن خالد را در يکي از خانه هاي قصرش محبوس گردانيدند و تمام دارايي ها و بردگان برمکيان را از آنان مصادره نمودند.

هارون از شدت خشم دستور داد، پيکر بي جان جعفر بن يحيي را دو تکه کرده و بر جسر بغداد نصب نمايند. بسياري از برمکيان و هواداران آنان دستگير و زنداني شده و در زندان ها با آنان بدرفتاري و خشونت کردند.

 

80.jpg



اشاره

امام حسين(علیه السلام) گوهر تابناك و چراغ درخشانى است كه هماره بر تارك تاريخ درخشيده و خواهد درخشيد. طالبان هدايت و انسان‏هاى خسته از ظلم و تبعيض و ذلت و ستيزه، نامردمى و ناجوانمردى را به حق رهنمون ساخته و بيدار نموده است. عنصر جاودانه‏اى كه به يقين رمز ماندگاريش را در الهى بودنش بايد جُست. سيره‏ى ارجمندش را در قرآن بايد نگريست تا به حقيقتش يا شمه‏اى از حقيقتش دست يافت. امام حسين(ع) نه تنها شاگرد مكتب قرآن كه عِدْل و شريك قرآن است از اين‏روست كه در فرازى از زيارتنامه‏ى شريفش مى‏خوانيم: «السَّلامُ عَلَيكَ يا شريكَ القُران؛(1) سلام بر تو اى شريك قرآن» و در حديث «ثقلين» نيز همدوشى امام به عنوان قرآن ناطق و قرآن به عنوان امام صامت گرديده است.

رسولُ اللَّه(ص) فرمودند: «انى تاركٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كتابَ اللَّه و عترَتى اهلَ بَيْتى فَأِنَّهُمَا لَنْ يَفتَرِقا حتَّى‏ يَردِا عَلَىّ الحوض»(2) حال كه ائمه(ع) بطور عام و امام حسين(ع) به طور خاص چنين نسبت و خويشاوندى محكمى با قرآن دارند بايد تفسير قرآن را در آنان جُست كه در «وجود آنها كرامت‏ها و فضيلت‏هاى قرآن و گنج‏هاى الهى نهفته است.» «فيِهْم كوائِمُ القرآن و هُمْ كُنوُز الرَّحمان»(3) در اين نوشتار بر آنيم كه فرازهايى از آيات نورانى قرآن را در سيره‏ى علمى و عملى آن امام همام جستجو كنيم و آيات اين كتاب صامت را با نور وجود اين پرتو درخشنده به نطق آوريم.

اگر چه ما را هرگز ياراى آن نيست كه عمق شخصيت آن درياى علم و معرفت و اخلاق و معنويت را بپيمايد ولى از باب عرض ارادات به پيشگاه آن شفيع روز محشر چند جمله‏اى را به تحرير در مى‏آوريم.

 

80.jpg
 

 



 


در آمدی بر سیره قرآنی امام حسین(ع)امام حسین(ع) گوهر تابناك و چراغ درخشانی است كه هماره بر تارك تاریخ درخشیده و خواهد درخشید. طالبان هدایت و انسان‏های خسته از ظلم و تبعیض و ذلت و ستیزه، نامردمی و ناجوانمردی را به حق رهنمون ساخته و بیدار نموده است. عنصر جاودانه‏ای كه به یقین رمز ماندگاریش را در الهی بودنش باید جُست. سیره‏ی ارجمندش را در قرآن باید نگریست تا به حقیقتش یا شمه‏ای از حقیقتش دست یافت. امام حسین(ع) نه تنها شاگرد مكتب قرآن كه عِدْل و شریك قرآن است از این‏روست كه در فرازی از زیارتنامه‏ی شریفش می‏خوانیم: «السَّلامُ عَلَیكَ یا شریكَ القُران؛(۱) سلام بر تو ای شریك قرآن» و در حدیث «ثقلین» نیز همدوشی امام به عنوان قرآن ناطق و قرآن به عنوان امام صامت گردیده است.
رسولُ اللَّه(ص) فرمودند: «انی تاركٌ فیكُمُ الثَّقَلَیْنِ كتابَ اللَّه و عترَتی اهلَ بَیْتی فَأِنَّهُمَا لَنْ یَفتَرِقا حتَّی‏ یَردِا عَلَیّ الحوض»(۲) حال كه ائمه(ع) بطور عام و امام حسین(ع) به طور خاص چنین نسبت و خویشاوندی محكمی با قرآن دارند باید تفسیر قرآن را در آنان جُست كه در «وجود آنها كرامت‏ها و فضیلت‏های قرآن و گنج‏های الهی نهفته است.» «فیِهْم كوائِمُ القرآن و هُمْ كُنوُز الرَّحمان»(۳) در این نوشتار بر آنیم كه فرازهایی از آیات نورانی قرآن را در سیره‏ی علمی و عملی آن امام همام جستجو كنیم و آیات این كتاب صامت را با نور وجود این پرتو درخشنده به نطق آوریم.
اگر چه ما را هرگز یارای آن نیست كه عمق شخصیت آن دریای علم و معرفت و اخلاق و معنویت را بپیماید ولی از باب عرض ارادات به پیشگاه آن شفیع روز محشر چند جمله‏ای را به تحریر در می‏آوریم.



شعر علی اصغر,لالایی علی اصغر

لالایی لالایی علی علی علی اصغر(ع)

شب هفتم شب قحطی آب    شب تشنگی نسل بوتراب

شب لالایی ربابه و         شب ناله ی اصغرم بخواب

رفته آب بیاره عمو اینقدر پیشم تو پرپر نزن

پاره پاره میشه دلم آتیش به دل مادر نزن

رفع تشنگی می کنم حرف اما و اگر نزن

حق همیشه با ما یاره    ایشالا بارون میباره

رحمی کنه خدا به بچه ام   که بچه ام تو احتضاره

لالایی لالایی علی علی علی اصغر(ع)

تو خیمه ها صدای العطش   قیمت جون یه قطره آب همش

رباب کفن پوشیده اصغرو     سرباز حرم به حال غش

پشت خیمه ها منتظر چشم به راه مونده نگاهش

شکسته قلب حسین و ترک رو لب و روی ماهش

آب و روی خاکا ریختن بگید آخه چی بوده گناهش

آسمون امروز کویره     الهی اصغر نمیره

منع آب عیبی نداره   داغمون سه شعبه تیره

لالایی لالایی علی علی علی اصغر(ع)

سر از تن علی جدا شده     قاصد تسلیت خدا شده

بهت نگاه ها به شیرخوارست    انگار قیامتی به پا شده

اون طرف هیاهو شده این طرف حسین تو خجالت

راهه خیمه و رباب و اشک و سوزو یک دل حرارت

غیرت علی نزاشته ببینه مادر و تو اسارت

ای گلی که بارون نخوردی   غنچه ندادی پژمردی

خنده نکن بابا می میره    مادرتو به کی سپردی

 



شهادت مظلومانه سیدالشهداء و یارانش در کربلا ، تأثیر بیدارگر و حرکت آفرین داشت و خونی تازه در رگهای جامعه اسلامی دواند و جو نامطلوب را شکست و امتدادهای آن حماسه ، در طول تاریخ ، جاودانه ماند . حتی در همان سفر اسارت اهل بیت نیز تأثیرات سیاسی این حادثه در اندیشه های مردم آشکار شد . گروهی از اسرا را که به شام می بردند ، چون به تکریت رسیدند ، مسیحیان آنجا در کلیساها جمع شدند و به نشان اندوه بر کشته شدن حسین (ع) ، ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند . به شهر « لینا » نیز رسیدند . مردم آنجا همگی گرد آمدند و بر حسین و دودمانش سلام و درود فرستادند و امویان را لعن کردند و سربازان را از آنجا بیرون کردند . چون خبر یافتند که مردم « جُهینه » هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند . به قلعه « کفر طاب » رفتند ، به آنجا نیز راهشان ندادند . به حمس که وارد شدند ، مردم تظاهرات کردند و شعار دادند : « اَکفْرا بَعدَ ایمانٍ وَ ضَلالا بَعدَ هُدی ؟ » ( آیا کفر پس از ایمان و گمراهی بعد از هدایت ؟ ) و با آنان درگیر شدند و تعدادی را کشتند . (7) برخی از تأثیرات حماسه عاشورا از این قرار است :

1 - قطع نفوذ دینی بنی امیه بر افکار مردم

2 - احساس گناه وشرمساری درجامعه ، بخاطریاری نکردن حق وکوتاهی در ادای تکلیف

3 - فروریختن ترسها و رعبها از اقدام و قیام بر ضد ستم



 

محرم الحرام

 


پیش از اسلام، عرب جنگ در ماه محرم را حرام می دانست و ترك مخاصمه می كرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد.(1) و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند.(2) در توضیح این كه چرا ماه های دیگر كه جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی شود می توان گفت: چون ترك جنگ از این ماه شروع می شد به آن محرم گفتند.


این ماه در مكتب تشیع یادآور نهضت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) و حماسه جاودان كربلاست.

این ماه، یادآور دلاورمردی های یاران با وفای اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، فداكاری های زینب كبری(سلام الله علیها)، حضرت سجاد(علیه السلام)، و همه اسرای كاروان امام حسین(علیه السلام)، است. این ماه، یادآور خطبه ها و شعارهای آگاهی بخش سالار شهیدان، نطق آتشین حضرت زینب(سلام الله علیها) و خطابه غرّای زین العابدین(علیه السلام)، است.

این ماه، یادآور استقامت حبیب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.

آری این ماه، ماه پیروزی حق بر باطل است.

 

محرم از منظر معصوم

شیعیان از امام رضا(علیه السلام)، چنین نقل شده است: «وقتی محرم فرا می رسید، پدرم خندان دیده نمی شد، حزن و اندوه تا پایان دهه اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصیبت و گریه ایشان بود.»(3)

همچنین حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره عاشورا می فرماید: «كسی كه عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند قیامت را روز شادمانی و سرور او قرار خواهد داد.»(4)

 

اعمال شب اول ماه محرم

1ـ نماز: این شب چند نماز دارد كه یكی از آنها به شرح ذیل است:

دو ركعت، كه در هر ركعت بعد از حمد یازده مرتبه سوره توحید خوانده شود.

روزه گرفتن در روز عاشورا كراهت دارد؛ ولی بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشامیدن خودداری شود

 



پيامدهاي عملي قيام عاشوراي امام حسين(ع) در زندگي اجتهادي، عملي و اقتصادي و سياسي و ... چيست؟

ارزيابى حادثه خونين كربلا و آثار و نتايج اين قيام پرشور و فداكارى بى نظير، نيازمند مطالعه اى گسترده است; اين حقيقتى است كه از مطالعه نوشته هاى دانشمندان به دست مى آيد. درسهايى كه قيام امام حسين(عليه السلام) به ما مى آموزد بسيار است كه به بعضى از آنها اشاره مى كنيم:
1. هدف اصلى مصلحان حقيقى و پاسداران حق، تحكيم حق، كوبيدن باطل، احياى نام خداوند، مواسات، اعتلاى دين و آزادى و عدالت اجتماعى است تا در پرتو آن طبقات محروم و ستمديده بتوانند از حق خويش برخوردار شوند. امام حسين(عليه السلام) مى ديد كه ملّت اسلام در اثر تبليغات سوء دشمن، فساد و ستم را پيشه كرده و عدالت، حريّت و كمالات را به فراموشى سپرده و به تبهكارى و بندگى شهوات روى آورده است. امام حسين(عليه السلام) مى ديد كه قوانين الهى در حال فراموشى و نابودى اند و اسلام عزيز فداى هوسرانيهاى افراد نالايق و خواسته هاى شوم بلهوسان شده است; پس قيام كرد و با نهضت خود اسلام را جانى تازه بخشيد.
2. امام حسين(عليه السلام) به مردم فهماند كه ملّت اسلام و بلكه هر ملّتى بايد از زير بار ستم نجات يابد.
3. با قيام امام حسين(عليه السلام) احكام اسلام و برنامه هاى عالى دينى و توحيدى پس از آنكه مدّت ها در حال فراموشى بود، دوباره محور زندگى مردم قرار گرفت.
4. قيام امام حسين(عليه السلام) اين بصيرت را به مسلمانان داد كه اسلام بالاتر از همه چيز است و براى برقرارى آن بايد از همه چيز گذشت و براى بزرگداشت احكام و سنن آن فداكارى كرد.
5. نهضت عاشورا درس ديندارى و استقامت در برابر ظلم و كفر به مسلمانان و انسان ها داد و روح شهامت و شجاعت را در مسلمان ها زنده كرد.



بي شك بررسي و تبيين ابعاد مختلف قيام هاي اصلاح طلبانه و آزادي خواهانه تاثير شگرف و قابل ملاحظه اي در بيان نكات مبهم و روشنگري اقشار مختلف مردم به ويژه افشار تاثيرگذار جامعه دارد و زمينه را براي پاسخگوئي به سوالات آنان در باب اين گونه قيام ها فراهم مي نمايد .

قيام حضرت امام حسين (ع) كه سرآغازي براي بيداري ملت هاي پس از خود و شكل گيري قيام هاي خوانخواهانه و آزادي طلبانه گرديد و با اهداف مهمي چون اصلاح امت زمان پيامبر اسلام (ص) ، امر به معروف و نهي از منكر و احياي ارزش هاي ديني و اسلامي صورت گرفت يكي از قيام ها و حركت هاي ارزشمندي بود كه براي زنده كردن اسلام و نابودي كفر انجام شد .

اين نهضت عظيم آثار و پيامدهاي مختلفي به دنبال داشت و زمينه را براي قيام هاي بعد از خود فراهم نمود .

در اين مقاله سعي شده است اين پيامدها از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرد .






( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   


آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 27934
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 91
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    یک شنبه 2 آذر 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    یک شنبه 2 آذر 1393