کشته شدن جعفر بن يحيي بر مکي به دستور هارون الرشيد.[1] .
خالد بن برمک از بزرگ هواداران بني عباس در ايران بود و در استواري حکومت عباسيان نقش مهمي بر عهده داشت. منصور دوانقي (دومين خليفه عباسي) وي را امارت موصل و آذربايجان و پسرش يحيي را حکومت ارمينيه (ارمنستان) داد.
مهدي عباسي (سومين خليفه عباسيان)، يحيي بن خالد را به سرپرستي و تربيت فرزند خود هارون گماشت. يحيي در تربيت و تعليم هارون تلاش بليغي نمود و او را از هر جهت براي خلافت آماده کرد و آن هنگامي که هادي عباسي (چهارمين خليفه عباسيان) تصميم گرفت که به جاي پدرش هارون، فرزند خود را ولي عهد نمايد و هارون را از ولايت عهدي خلع کند، يحيي، وي را از اين کار بازداشت و به شدت با تصميم وي مخالفت ورزيد.
به همين جهت، به دستور هادي عباسي، زنداني شد و مورد خشم وي قرار گرفت. ولي پس از هلاکت هادي عباسي، برادرش هارون به تخت خلافت تکيه زد و يحيي را از زندان آزاد و مقامش را گرامي داشت و وي را به وزارت خويش منصوب و امور کشور را به وي سپرد.
علاوه بر يحيي، فرزندان او چون جعفر، فضل و محمد نيز همانند پدر در خدمت هارون الرشيد بوده و در استواري حکومت وي، تلاش هاي وافري به عمل آوردند.
فضل بن يحيي، برادر رضاعي هارون الرشيد بود. زيرا هر دو از خيزران، مادر هارون شير خورده بودند. [2] .
به همين جهت، هارون، يحيي را پدر خطاب مي کرد. هارون به يحيي و فرزندان او مناصب و پست هاي مهم کشوري و دولتي بخشيد. گاهي فضل و جعفر را حکم وزارت مي داد و گاهي جعفر را بر مصر و سپس بر خراسان و پس از آن بر شام، امارت داد.
فضل را حکومت مصر، سپس خراسان و پس از آن براي دفع قيام يحيي بن عبدالله علوي به ديلم و شمال ايران گسيل داشت. هارون در سال 182 قمري، فرزند خود مامون را پس از امين، ولايت عهد خويش گردانيد و جعفر بن يحيي را براي کفالت وي برگزيد.
به اين ترتيب، برمکيان در تمام اجزاي حکومت هارون الرشيد نقش حساسي بر عهده داشته و چندين سال خلافت عباسيان را با درايت و مديريت خويش اداره کردند.
اما رقيبان برمکيان در حکومت بني عباس، مانند فضل بن ربيع که با وجود ترکتازي هاي برمکيان، خود را منفعل و حاشيه نشين مي ديدند، درصدد تضعيف موقعيت آنان برآمدند و با بهانه هايي واقعي يا واهي در نزد هارون، بر ضد آنان سعايت مي کردند و هارون را از افزايش قدرت آنان بيم مي دادند.
از سوي ديگر، فضل بن يحيي که وزارت هارون را بر عهده داشت، در نهان با علويان و بزرگان آنان ارتباط داشته و براي آنان احترام ويژه اي قائل بود و علي رغم درخواست هارون، با آنان بدرفتاري نمي کرد. اين امر بر هارون پوشيده نمي ماند و خبرچينان، او را از اين گونه امور با خبر مي کردند.
به تدريج، هارون نسبت به آنان بدگمان شد و بناي ناسازگاري و شدت عمل در پيش گرفت. هارون در آخر محرم سال 189 (يا 187) قمري پس از بازگشت از مراسم حج، در شهر «انبار» دستور قتل جعفر بن يحيي را صادر کرد. در پي آن، «مسرور» خادم هارون با گروهي شبانه بر وي حمله آورده و سرش را از بدن جدا کردند.
در همان شب، برادرش فضل بن يحيي را دستگير و به زندان منتقل کردند و پدرشان يحيي بن خالد را در يکي از خانه هاي قصرش محبوس گردانيدند و تمام دارايي ها و بردگان برمکيان را از آنان مصادره نمودند.
هارون از شدت خشم دستور داد، پيکر بي جان جعفر بن يحيي را دو تکه کرده و بر جسر بغداد نصب نمايند. بسياري از برمکيان و هواداران آنان دستگير و زنداني شده و در زندان ها با آنان بدرفتاري و خشونت کردند.
