علی و چاه های صبور مدینه بی حضور تو

اتاق خاموش است . صدایی به گوش نمی رسد . او بی حركت خوابیده است . رو به سویكعبه . او دختر نبی الله است ، بانوی بانوان جهان ، ناز پرورده پدر ، لطیفه ی مدینه .

برای دیدن اندازه اصلی عکس بر روی آن کلیک کنید .

 

او سیده اهل بهشت است ، صاحب باغ فدك ، زخم خورده زخم های كهنه كینه ، تنها یاور ولی خدا ، بی یارترین یار رسول .

زبان اَسما بند آمده است . می خواهد صدایش كند ، ولی می ترسد . سر به دیوار خانه نهاده است . تنها ، نگاهش می كند و آرام می گرید . ولی باید او را بخواند . این خواسته ی خود اوست . سال ها در این خانه جز اطاعت امر او هیچ نكرده است .

صدایش می زند : بانوی من !

 

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 29 آبان 1393  | 4:20 AM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 0

بند آمدن زبان آقای سید عبدالرحیم اردبیلی که گفت: نذورات حضرت ابوالفضل ‏را به طلبه‏ ها بدهید !!

عالم گرانقدر و فقیه فرزانه، آیة الله حاج سید عبدالکریم موسوی اردبیلی این قضیه را از مرحوم پدرشان، حجة الاسلام والمسلمین آقای سید عبدالرحیم موسوی قدس سره نقل کرده ‏اند:


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 22 آبان 1393  | 10:36 AM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 0

بیست و سه سال جهاد برای مکتب، بیست و پنج سال شکیبایی برای وحدت و پنج سال انقلاب برای عدالت، و این یعنی نیم قرن عقیده و ایمان؛ یعنی علی‏ بن ‏ابیطالب علیه ‏السلام .و به راستی که انسان به میزانی که به مرحله‏ ی انسان بودن نزدیک‏تر می ‏شود، احساس تنهایی بیشتری می ‏کند و تمام رنج‏ های علی، تاوان بزرگی‏ هایش بود؛ مردی که اندوه «شقشقیه» در دل داشت؛ مردی که غربتش را فقط با چاه تقسیم می‏کرد و تنها نخل‏ها محرم رازش بودند؛ مردی که خدای کلام بود و طلایه‏ دار قیام؛ مردی که زخم نیم قرن غربتش در مسجد کوفه، از فرق بلندش سر بازکرد؛ مردی که ذوالفقار، فقط لایق دست او بود و آفتاب، واله و سرمست او؛ مردی که یتیمان عرب خوب می ‏شناسندش.


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 21 آبان 1393  | 10:36 AM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید