جون خدمت گزار ابوذر غفاری بود. وی پس از رحلت ابوذر در ربذه به مدینه برگشت و خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام بود.

او مردی آگاه به اسلحه شناسی و تعمیر ادوات جنگی بود. پس از شهادت علی علیه السلام در خدمت امام حسن علیه السلام قرار گرفت. وقتی مسئله حرکت امام حسین علیه السلام به مکه پیش آمد، به همراه آن حضرت از مدینه تا مکه و از آن جا تا کربلا آمد و لحظه ای از آن حضرت جدا نشد.

 

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393  | 11:27 AM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 0

در روز عاشورا پس از شهادت همه اصحاب امام حسین علیه السلام ، جوانان بنی هاشم آماده نبرد با دشمن شدند. اوّلین کسی که پیش امام علیه السلام آمد عبدالله بن مسلم بود.

وقتی از امام حسین علیه السلام اجازه خواست آن حضرت فرمودند: «هنوز از شهادت پدرت مسلم زمان زیادی نمی گذرد. اگر تو به جنگ بروی مادرت ناراحت می شود. بهتر آن است که دست مادرت را بگیری و از این جا بروی».

 

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393  | 11:26 AM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 0

عزیز دلم!

آمده ام تا بلندترین مثنوى عشق را برایت زمزمه كنم .

 آمده ام تا حرف هاى نگفته ام را برایت بگویم .

آمده ام تا اشكهایم را بر تو ببارانم و سیرابت كنم .

آمده ام تا دل بى تابم را بى قرارتر كنم .

آمده ام تا سراغ مولایم را از تو بگیرم .

آمده ام تا از على و رضایت او بپرسم .

 

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 7:08 PM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 0

حضرت آدم در کربلا  

هنگامی که حضرت آدم (ع) به زمین فرستاده شد  ، میان او و همسرش « حوا » جدایی افتاد . آدم برای یافتن همسرش ، به جست وجو پرداخت . در میانۀ راه ، گذرش به کربلا افتاد . پس بی اختیار ، اشک از چشمانش جاری شد . و ابری از غم ، دلش را تسخیر کرد .

سر به آسمان بلند کرد و گفت : خدایا ! آیا دیگر بار ، دچار معصیتی شده ام که این حال به من دست داده است ؟ خطاب رسید : « ای آدم ! گناهی از تو سر نزده است بلکه در این سرزمین ، فرزند تو حسین (ع) را با ستم به قتل می رسانند . »  عرض کرد : خدایا حسین کیست ؟ آیا از پیامبران است ؟  ندا آمد ؟ « نه ، پیامبر نیست ، ولی فرزند پیامبر آخرالزمان محمد بن عبدالله است . » عرض کرد : خدایا ! قاتل او کیست ؟ .

 

خطاب آمد : « نامش یزید است که ملعون آسمان ها و زمین است . »  در این هنگام ، به جبرئیل رو کرد و گفت : دربارۀ قاتل حسین (ع) چه باید کرد ؟ جبرئیل گفت : « باید او را لعن کرد . »  آدم (ع) چهار بار یزید را لعن کرد و راه خود را در پیش گرفت و از سرزمین کربلا خارج شد .  

 

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 5:08 PM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 0

تحریف از ماده حرف است و به معنی منحرف کردن و کج کردن یک چیز از مسیر و مجرای اصلی است. برخی از داستان‌هایی که به دروغ به زندگی سیدالشهدا (ع) نسبت می‌دهند، عبارتنداز:


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 4:08 PM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید