عاشق خدا
عاشقان را مست معشوق است و بس........

دیگر زمین هیچ وقت چنین مجلس ذکری به خود نخواهد دید
و آسمان هیچ وقت چنین مناجاتی نخواهد شنید
حتی وقتی که آقا بیاید...
 
تو دعا بخوانی
و زینب گریه کند
دو امام معصوم ، عباس، علی اکبر؛ قاسم ، عبدالله...
با تو زمزمه کنند
رباب، دخترش را کنار دست نشانده باشد و شیرخواره اش را در آغوش کشیده باشد و
هم نوای تو اشک بریزد....
دیگر هیچ وقت هیچ وقت تکرار نمی شود...
 
گفتی
  الحمد لله الذی لیس لقضائه دافع
خدایا!
من با پای خودم آمده ام که ذبح عظیم تو باشم
نکند بلاهای کربلا را از من دفع کنی...
 
می دانستی همه ی دارو ندار خدا تویی
می دانستی محبوب نازک دل  تو دل این را ندارد که این بار به تیغ اجازه ی بریدن بدهد
گفتی
 اشکو الیک غربتی
 و بُعد داری
دلم برایت تنگ شده . به تنهائی ام رحم کن
شاید همان لحظه ها بود که مسلم را از پله های دارالاماره بالا می بردند....
 
گفتی
  أسألک  بنور وجهک الذی أشرقت له الارض و السموات
 أن لا تمیتنی علی غضبک
 و لا تنزل بی سخطک
 


به  صورت خون گرفته ی خودم قسمت می دهم
حسین چه جوری برایت بمیرد تو راضی تر می شوی؟
 
لک العتبی
لک العتبی
حتی ترضی
 
کمر حسین شکسته باشد
از او راضی می شوی؟
پیشانی اش شکافته باشد
چه؟
بگذار تیر به قلبش بنشیند
عیبی ندارد
سنگبارانش کنند
اصلا شمر بیاید روی سینه اش بنشیند
فقط تو راضی باش
فقط تو راضی باش
 
گفتی خدایا تو قبلا هم رفیق و دوست و خلیل و کلیم داشته ای
اما حساب حسین با همه ی اینها فرق می کند
 
یا مقیّض الرّکب لیوسف فی البلد القفر و مخرجه من الجُبّ و جاعله بعد العبودیّة ملکا
یا رادّه علی یعقوب بعد أن ابیضّت عیناه من الحزن فهو کظیم
 
یک وقت مرا از گودی قتلگاه  بیرون نیاوری
بگذار گرگ های آل ابوسفیان ...
 
و شاید این ها را می گفتی که زینب هم بشنود : یا رادّه علی یعقوب...
 
یا کاشف الضر و البلوی عن ایّوب
 
و ممسک یدی ابراهیم عن ذبح اسماعیل
بَعد کبر سنّه ...
 
عاطفه ی تو  که از ابراهیم کمتر نیست حسین!
از تو هم سنی گذشته
جوان تو کمتر از اسماعیل دلبری نمی داند
حتی طفل شیر خواره ات ...
شاید این ها را گفتی که علی اکبر هم بشنود
که رباب هم...
 
یا من فلق البحر لبنی اسرائیل فأنجاهم...
 
و توی دلت می گفتی عباسم
 این بار قرار نیست دریایی شکافته شود
 و کسی راه باز کند ...
 
گفتی
یا من دعَوتُه مریضا فشفانی و عریانا فکسانی و جائعا فأشبعنی
و عطشانا فأروانی
 
خدایا! تو زیاد به حسینت مهربانی کرده ای
زیاد گرسنگی و تشنگی اش را رفع کرده ای
این  یک بار تشنگی حسینت را طاقت بیاور
حسین تو کسی نیست که کسی از پیش او دست خالی برگردد
بگذار این بار
پیراهنش را هم...
 
گفتی
فبأیّ شیء أستقبلک یا مولای
أ بسمعی؟
أم ببصری؟
ام بلسانی؟
أم بیدی؟
أم برجلی؟
ألیس کلها نعمک عندی و بکلّها عصیتک ؟
 
خدایا !
زبان حسین خشکیده باشد
چشم هایش سیاهی برود
همه جایش قطعه قطعه شده باشد
حسین را می بخشی؟
 
 
گفتی
اللهم إنّک یجیب المضطر و تکشف السّوء و تغیث الکروب و تشفی السقیم و تغنی الفقیر و تجبر الکسیر و ترحم الصغیر و تعین الکبیر و لیس دونک ظهیر و أنت العلی الکبیر المطلق المکبل الاسیر
یا رازق الطفل الصغیر
یا عصمة الخائف المستجیر
 
خدایا فقط یک چیز هست که حسین هم طاقت دیدنش را ندارد...
.
.
.
به بچه های کوچک حسین
وقتی از وحشت بین آتش ها می دوند
خودت رحم کن
زینب را خودت یاری کن
آخر آنها کسی را جز تو ندارند ...
 
گفتی
یا اجود الاجودین و اکرم الاکرمین
الیک اقبلنا موقنین
و لبیتک الحرام ءامّین قاصدین
فاعنّا علی مناسکنا
و اکمل لنا حجّنا
 
خدایا هنوز حج حسین تمام نشده
هنوز حسین قربانی هایش را نداده...
کمکش کن که...
 
راوی می گوید حسین به اینجا که رسید از چشم های زیبایش مثل دو مشک ، اشک  سرازیر بود:
 
یا اسمع السامعین
هرچقدر دوست داری مناجات حسینت را گوش کن
یا ابصر الناظرین
سیر حسینت را تماشا کن!
 
یا رب یا رب یارب...
 
راوی می گوید حالا دیگر صدای گریه ی اهل بیت هم به آسمان بلند شده بود
 
فکر کن
با هرکدام از این صداهای گریه باید یک بار جدا عرفه خواند...
با صدای گریه ی عباس...
صدای گریه ی زینب ...
صدای گریه ی رباب
صدای گریه ی قاسم ...
صدای گریه ی عبدالله...
حتی صدای گریه ی علی اصغر...
.
.
.
راستی !
             چقدر جای حر خالی بود.



[ جمعه 18 آذر 1390  ] [ 10:01 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0

خداوند فراموشی را بیهوده نیافریده است.

فراموشی را آفریده است تا غیر او را فراموش کنیم




[ یک شنبه 7 فروردین 1390  ] [ 10:47 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 1

[تصویر: 1257319349_18460_f2f719e7cf.jpg]


اى سید و مولاى من آیا باور کنم که مرا در آتش مى‏سوزانى با وجود آنکه به توحید و یکتائیت گرویدم
و با آنکه دلم به نور معرفتت روشن گردید
و زبانم به ذکرت گویا شد و در باطنم عقد محبت استوار گردید
و بعد از آنکه از روى صدق و خضوع و مسکنت به مقام ربوبیتت اعتراف کردم
بسیار دور است که تو کریمترى از اینکه از نظر بیاندازى کسى را که پرورش داده‏اى آن را یا آنکه دور کنى کسى را که نزد خود کشیده
یا برانى آنکه را که به او جا داده‏اى یا بسپارى بسوى بلاء آنکه را که به او کفایت کرده‏اى و رحم نموده‏اى
و اى کاش اى خداى من و سید و مولاى من بدانستمى که تو آتش قهرت را مسلط مى‏کنى بر آن رخسارها که در پیشگاه عظمتت سر به سجده عبودیت نهاده‏اند
یا بر آن زبانها که از روى حقیقت و راستى ناطق به توحید تو و گویا به حمد و سپاس تواند
یا بر آن دلها که از روى صدق و یقین به خدایى تو معترفند یا بر آن جانها که از علم و معرفت در پیشگاه جلالت خاضع و خاشعند
یا بر آن اعضایى که مشتاقانه به مکانهاى عبادت و جایگاه طاعتت مى‏شتابند و به اعتقاد کامل از درگاه کرمت آمرزش مى‏طلبند




[ جمعه 27 اسفند 1389  ] [ 2:42 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0

مردی در عالم رویا فرشته ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت.

 مرد جلو رفت و از فرشته پرسید:

« این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟ »

 فرشته جواب داد:

«می خواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب، آتش های جهنم را خاموش کنم. آنوقت ببینم چه کسی واقعاً خدا را دوست دارد! »

 

http://cherknevesht.ir/wp-content/uploads/2008/07/222.jpg

امام علی(ع) می فرمایند :

«خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم بلكه ترا مستحق ‏و سزاوار پرستش یافتم»




[ پنج شنبه 28 بهمن 1389  ] [ 10:38 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0

بر من پشت کرده ای در حالی که اگر می دانستی چقدر دوستت دارم و چقدر چشم براه آمدنت هستم بند بند وجودت از شدت شوق پاره می شد!/کلیات حدیث قدسی



من به شما نیازی ندارم ، فقط دوستتان دارم/ دعای ابوحمزه

برایم کاری ندارد برآوردن هر آرزویی که برایتان خیلی است/ دعای افتتاح

در نعمت و سلامتی به یادم باش، در سختی و تنهایی به یادت خواهم بود./کتاب کلمه ا.


..بنده  من! اطاعتم کن تا از تو موجودی شبیه به خود بسازم ...


من هر چه را اراده کنم بی درنگ خواهد شد،کاری خواهم کرد که تو نیز اینگونه باشی/ کتاب الجواهر السنیه


بیش از این آزارم نده و به روزگار ناسزا مگو .روزگار منم.../کتاب یک هزار گوهر علمدر همیشه باز است و پرده ها کنار/مناجات خمسه عشر



و من همنشین توام ثانیه ای که در فکر منی./حدیث قدسی شیخ حر عاملی


بنده روزه دار من ! رایحه دهانت هزارمرتبه برای من از شمیم مشک خوشایند تر است./ کتاب هزار گوهر علم


کاش می دانستی که اگر وجبی به سوی من بیایی، به اندازه دو گام بلند به سویت نزدیک می شوم و هرگاه دو گام بلند به سوی من برداری به قدر تاختن اسبی به سویت خواهم شتافت./کتاب یک هزار گوهر علم

راستی کسی را می شناسی که در طوفان گرفتاری ها به من امید بسته باشد و امیدش را قطع کرده باشم؟/کتاب اصول کافی




[ جمعه 8 بهمن 1389  ] [ 9:52 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.
 

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.
 

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.
 
 
من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.
 

من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.
 

من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.
 

من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.
 

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.
 
 

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.
 

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.
 
 

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.
 
 

من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.
 
 
 

من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.
 

من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.
 

من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
 

من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.
 
 

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.
 

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.
 

من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
 

من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.
 

من باور دارم ...
«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را داردنيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.»
 

 
و من باور دارم
...




[ دوشنبه 6 دی 1389  ] [ 8:04 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 3

سلام صبح بخير


چشم که می گشایی، به تو لبخند می زند زندگی.

طلوعی دوباره است؛ فرصتی دوباره برای شکفتن
 
بر تاقچه های روشن صبح، در تکاپوی سلام خداوندی:

چشم هایت را برمی داری و می دوی درهای و هوی صداها و عطرها.

شب را آرام می تکانی از جانمازت و ملکوت، بر گونه ات می خندد. از خبرها بگذر، از خیابان ها؛ از طارمی های خورشید بگذر و از تمام کلماتی که دست افشان، بر حاشیه ها می گذرند.

صورت به صورت شهر بگذار و با تمام فریادت بخند. تو شروع شده ای... .

سلام ای سلام خداوند! سلام ای هوای روان بر دریچه های بی هنگام!

سلام ای عطر بی مرز!

ذرات، مرا می خوانند؛ آن چنان که آفتاب بر دره های خاموش جهان آواز می خواند.

برمی خیزم و با تمام تنم از رخوت خویش بیرون می زنم. در نفخات تو می چرخم و باز می چرخم، ای هیجان ناتمام! سلام ای هیجان ناتمام!

دست هایت در شیار دقایق می دود و همچنان بر طبل تلاش می کوبی؛ در تکاپوی سهم خویش بر سفره بی حصار خداوند.
 
با لبان این همه انسان می خندی، وقتی که شانه ات، تکیه گاه جداره های جهان است.

عشق، سر بر زانویت می گذارد و تو همچنان بر طبل تلاش می کوبی. لب بر پینه دستانت می گذاری و عطرهای دنیا را می نوشی.

نسیم متراکم شهر از پیشانی ات می گذرد و قندیل آسمان از صدایت می آویزد.

بر گام هایت محکم بایست و باقی مانده توانت را سرود بخوان؛ سرودی بر گسله های ویران زمان.
 
جاده تو را نمی برد؛ تویی که چون رودی پر خم راه را با خویش به دریا کشانده ای؛ راه می خندد و دریا. ملکوت می خندد و تو بر تاقچه های روشن صبح.

صبح شده است.




[ دوشنبه 6 دی 1389  ] [ 10:24 AM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0


خداوند خطاب به انسان

در وحی قدیم آمده : ای بنده ام از دعا خسته مشو همانطوریکه من از اجابت دعا خسته نمی شوم.




خدای بزرگ می فرماید:

ای فرزند آدم!

ملائکه من شب و روز مواظب تو هستند، آنچه را می گویی و انجام می دهی، کم یا زیاد، همه را می نویسند. آسمان بر آنچه از تو دیده شهادت می دهد و زمین بر آنچه روی آن انجام داده ای گواهی می دهد. خورشید و ماه و ستارگان بر آنچه می گویی و عمل می کنی شهادت خواهند داد. خود نیز بر قلب و اعمال مخفی تو آگاهم پس از خودت غافل مباش!
 



خداوند خطاب به دنیا

خداوند به دنیا فرموده : در خدمت کسی باش که به من خدمت می کند و برای کسی رنج آور باش که به خودت خدمت می کند.

منبع : کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی



خداوند خطاب به انسان

در وحی قدیم آمده : ای بنده ام از دعا خسته مشو همانطوریکه من از اجابت دعا خسته نمی شوم.

منبع : کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی



خداوند خطاب به انسان

ای فرزند آدم من غنی و بی نیاز هستم، تو هم به دستورات من

 

اطاعت کن تا فقیر نشوی. ای فرزند آدم من زنده ای هستم که

 

نمیمیرم، تو هم به من اطاعت کن تا تو را هم زنده جاودانه بکنم.

 

من به هرچیزی بگویم باش موجود می شود، تو هم به من اطاعت

 

کن تا اراده ات مثل اراده من باشد
 
منبع : کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی

 مجموعه احادیث قدسی(از کتاب صدای او ،گردآورنده: حمید رضا همتی)



در باب پرهیزکاری و خدا ترسی

ترس از خدا*
خداوند می فرماید:
« من سزاوار آنم که بندگان از من بترسند سزاوار است که بنده ی من چیزی را با من شریک نگرداند و سزاوار است که من بنده ای را که شریک برایم قرار ندهد،داخل بهشت گردانم».
________________________________________________________________
*شرط بخشایش:

خداوند می فرماید:
«هر کس که گناهی کوچک یا بزرگ انجام دهد و توجه نکند که کیفر یا بخشایش او به دست من است؛هرگز او را نسبت به آن گناه نخواهم بخشود. و هر کس که گناهی کوچک یا بزرگ انجام دهد و آگاه باشد که کیفر یا بخشایش او به دست من است؛ او را خواهم بخشود».
_________________________________________________________________
شرم از خدا*

خداوند متعال می فرماید:
«بنده ی من!هرگاه که از من شرم کنی ،عیب های تو را از مردم می پوشانم،گناهان و لغزش هایت را از نامه ی عملت محو می کنم و در هنگام قیامت و زمان بازجویی بر تو سخت نمی گیرم».
_________________________________________________________________
*از خود غافل مشو:

خداوند می فرماید:
«ای پسر آدم گناه مردم، تو را از گناه خودت، و نعمتی که در دست مردم است، تو را از نعمتی که خداوند به تو بخشیده است،غافل نسازد. مردم را از رحمت خداوند نا امید مگردان، در حالی که خود بدان امید واری».
_________________________________________________________________
*اگر مرا بشناسی:

خداوند متعال می فرماید:
«بنده ی من!هرگاه مرا شناختی، مرا عبادت می کنی و به من امیدوار می شوی. اگر کسی را با من شریک نسازی تو را می بخشایم. اگر چه گناهت دنیا را پر کرده باشد، من آن را پر از گذشت و آمرزش می کنم و از کسی هم پروا ندارم».
_________________________________________________________________
*پاداش صالحان:

خداوند متعال می فرماید:
«برای بندگان صالح و نیکوکارم هدایایی تهیه دیده ام که هرگز چشمی آن را ندیده،گوشی آن را نشنیده و بر قلب بشری خطور نکرده است».
_________________________________________________________________
*یا دنیا،یا آخرت:
خداوند متعال می فرماید:

«به ارجمندی و شکوهم سوگند که برای بنده ام دو ترس و دو امان را توام نخواهم کرد. هرگاه در دنیا از من بترسد، او را در آخرت امان دهم و هرگاه در دنیا از من ایمن باشد، او را در آخرت بترسانم».
_________________________________________________________________
*ظلم بر بی یاور:
خداوند متعال می فرماید:

«سخت است خشم من بر کسی که ستم کند بر آن که جز من کمک و یاوری نیابد».
_________________________________________________________________
*محروم از رحمت الهی:
خداوند متعال می فرماید:

«به رحمت ن نرسد کسی که قسم های دروغ خورد و در قیامت راه به سوی من نیابد آن که زنا کند».
_________________________________________________________________
*اخلاص در نزد دوستان:
خداوند متعال می فرماید:

«اخلاص سرّیست از اسرار من. آن را در قلب بندگانی که دوستشان می دارم، به امانت گذاشته ام».

در دیگر حدیث قدسی آمده است:
«هر کس درون خود را فاسد کند، خداوند برونش را فاسد می کند».


 




[ جمعه 3 دی 1389  ] [ 11:02 AM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0

خدای بزرگ می فرماید:

ای فرزند آدم!

ملائکه من شب و روز مواظب تو هستند، آنچه را می گویی و انجام می دهی، کم یا زیاد، همه را می نویسند. آسمان بر آنچه از تو دیده شهادت می دهد و زمین بر آنچه روی آن انجام داده ای گواهی می دهد. خورشید و ماه و ستارگان بر آنچه می گویی و عمل می کنی شهادت خواهند داد. خود نیز بر قلب و اعمال مخفی تو آگاهم پس از خودت غافل مباش!


منبع : آداب الطلاب



ای فرزند آدم من غنی و بی نیاز هستم، تو هم به دستورات من اطاعت کن تا فقیر نشوی. ای فرزند آدم من زنده ای هستم که نمیمیرم، تو هم به من اطاعت کن تا تو را هم زنده جاودانه بکنم.
 من به هرچیزی بگویم باش موجود می شود، تو هم به من اطاعت کن تا اراده ات مثل اراده من باشد.

 منبع : کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی





[ جمعه 3 دی 1389  ] [ 10:53 AM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0



رسول خدا فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت :یا رسول الله ، خداوند مرا با هدیه اى به سوى تو فرستاد که پیش از تو به هیچکس چنین هدیه گرانبهائى اعطا نفرموده است .
پیامبر پرسید: هدیه چیست ؟
گفت : صبر، بهتر از آن قناعت ، بهتر از آن رضا، بهتر از آن زهد، بهتر از آن اخلاص ، بهتر از آن یقین است و اصل همه اینها توکل .
پیامبر مى فرماید: پرسیدم توکل بر خدا به چه معنى است ؟
جبرئیل پاسخ داد: یقین داشتن به اینکه مخلوق قدرت ندارد به تو ضررى یا سودى برساند. و نمى تواند نعمتى به تو بدهد و یا ترا از نعمتى محروم سازد.
توکل نومیدى از خلق است . پس هرگاه انسان به این مرحله از یقین رسید، دیگر او براى احدى جز خدا کار نمى کند، جز به خدا امید ندارد، جز او از کسى بیم ندارد و به احدى جز او دل نمى بندد. این معنى توکل است .
پیامبراکرم : تفسیر صبرچیست ؟
جبرئیل : آنست که در سختیها، تنگدستیها و گرفتاریها استقامت نمائى ، چنان که در حال رفاه و ثروت و عافیت زندگى مى کنى .
پیامبر اکرم : تفسیر قناعت چیست ؟
جبرئیل : قناعت آنست که به آنچه از دنیا مى رسد، هر چند کم باشد، قناعت کنى و سپاس گوئى .
پیامبر اکرم :تفسیر رضا چیست ؟
جبرئیل : راضى کسى است که بر مولایش غضب نکند، خواه چیزى از دنیا به او برسد، خواه نرسد، و در مقابل عمل کم و آسان از خود راضى نشود.
پیامبر اکرم : تفسیر زهد چیست ؟
جبرئیل : زهد آنست که انسان کسى را که خدا را دوست دارد، دوست داشته باشد و کسى را که خدا را دشمن دارد، دشمن بداند. از حلال دنیا به اندازه رفع حاجت استفاده نماید و به حرام دنیا هیچ توجهى نکند. زیرا در حلال آن حساب ، و در حرام آن عقاب است . با همه مسلمانان رئوف و مهربان باشد و آنان را مورد ترحم قرار دهد، چنانکه به خودش رحم مى کند. از سخن باطل بپرهیزد، چنانکه از مردار متعفن و گندیده مى پرهیزد. از دنیا دورى گزیند، چنانکه از آتش اجتناب مى ورزد. آرزویش را کوتاه کند و مرگش را جلو چشمش ببیند.
پیامبر اکرم : تفسیر اخلاص چیست ؟
جبرئیل :مخلص کسى است که از مردم چیزى نمى خواهد مگر اینکه آن را به دست آورد. آنگاه از دستاورد خود راضى است و اگر پس از رفع نیاز خود چیزى نزدش باقى ماند، آن را در راه خدا انفاق کند. اگر انسان چیزى از مردم نخواهد، پس به عبودیت براى خدا اقرار کرده ، و هر گاه نعمتى از خدا به او رسید، او از خدا راضى است و خدا از او راضى است . خلاصه مخلص کسى است که نسبت به همه چیزش به پروردگارش اطمینان دارد.
پیامبر اکرم : تفسیر یقین چیست ؟
جبرئیل : مؤ من کارش را براى خدا انجام مى دهد، چنانکه خدا را مى بیند، و اگر او خدا را نمى بیند، همانا خداوند او را مى بیند، و ناظر و حاضر بر همه افعال و اعمال اوست .
در پایان جبرئیل امین گفت : اینها (صبر ، قناعت ، رضا ، زهد ، اخلاص ، یقین ) همه شاخه هاى توکل است

 




[ پنج شنبه 2 دی 1389  ] [ 7:55 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 1
درباره وبلاگ

نويسندگان
امار سايت
كل بازديدها : 17456 نفر
كل مطالب : 17 عدد
تعداد کل نظرات: 6 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: پنج شنبه 2 دی 1389 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 2 آبان 1391 
امکانات وب