عاشق خدا
عاشقان را مست معشوق است و بس........

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.
 

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.
 

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.
 
 
من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.
 

من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.
 

من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.
 

من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.
 

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.
 
 

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.
 

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.
 
 

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.
 
 

من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.
 
 
 

من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.
 

من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.
 

من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
 

من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.
 
 

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.
 

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.
 

من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
 

من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.
 

من باور دارم ...
«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را داردنيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.»
 

 
و من باور دارم
...




[ دوشنبه 6 دی 1389  ] [ 8:04 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 3

سلام صبح بخير


چشم که می گشایی، به تو لبخند می زند زندگی.

طلوعی دوباره است؛ فرصتی دوباره برای شکفتن
 
بر تاقچه های روشن صبح، در تکاپوی سلام خداوندی:

چشم هایت را برمی داری و می دوی درهای و هوی صداها و عطرها.

شب را آرام می تکانی از جانمازت و ملکوت، بر گونه ات می خندد. از خبرها بگذر، از خیابان ها؛ از طارمی های خورشید بگذر و از تمام کلماتی که دست افشان، بر حاشیه ها می گذرند.

صورت به صورت شهر بگذار و با تمام فریادت بخند. تو شروع شده ای... .

سلام ای سلام خداوند! سلام ای هوای روان بر دریچه های بی هنگام!

سلام ای عطر بی مرز!

ذرات، مرا می خوانند؛ آن چنان که آفتاب بر دره های خاموش جهان آواز می خواند.

برمی خیزم و با تمام تنم از رخوت خویش بیرون می زنم. در نفخات تو می چرخم و باز می چرخم، ای هیجان ناتمام! سلام ای هیجان ناتمام!

دست هایت در شیار دقایق می دود و همچنان بر طبل تلاش می کوبی؛ در تکاپوی سهم خویش بر سفره بی حصار خداوند.
 
با لبان این همه انسان می خندی، وقتی که شانه ات، تکیه گاه جداره های جهان است.

عشق، سر بر زانویت می گذارد و تو همچنان بر طبل تلاش می کوبی. لب بر پینه دستانت می گذاری و عطرهای دنیا را می نوشی.

نسیم متراکم شهر از پیشانی ات می گذرد و قندیل آسمان از صدایت می آویزد.

بر گام هایت محکم بایست و باقی مانده توانت را سرود بخوان؛ سرودی بر گسله های ویران زمان.
 
جاده تو را نمی برد؛ تویی که چون رودی پر خم راه را با خویش به دریا کشانده ای؛ راه می خندد و دریا. ملکوت می خندد و تو بر تاقچه های روشن صبح.

صبح شده است.




[ دوشنبه 6 دی 1389  ] [ 10:24 AM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0


خداوند خطاب به انسان

در وحی قدیم آمده : ای بنده ام از دعا خسته مشو همانطوریکه من از اجابت دعا خسته نمی شوم.




خدای بزرگ می فرماید:

ای فرزند آدم!

ملائکه من شب و روز مواظب تو هستند، آنچه را می گویی و انجام می دهی، کم یا زیاد، همه را می نویسند. آسمان بر آنچه از تو دیده شهادت می دهد و زمین بر آنچه روی آن انجام داده ای گواهی می دهد. خورشید و ماه و ستارگان بر آنچه می گویی و عمل می کنی شهادت خواهند داد. خود نیز بر قلب و اعمال مخفی تو آگاهم پس از خودت غافل مباش!
 



خداوند خطاب به دنیا

خداوند به دنیا فرموده : در خدمت کسی باش که به من خدمت می کند و برای کسی رنج آور باش که به خودت خدمت می کند.

منبع : کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی



خداوند خطاب به انسان

در وحی قدیم آمده : ای بنده ام از دعا خسته مشو همانطوریکه من از اجابت دعا خسته نمی شوم.

منبع : کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی



خداوند خطاب به انسان

ای فرزند آدم من غنی و بی نیاز هستم، تو هم به دستورات من

 

اطاعت کن تا فقیر نشوی. ای فرزند آدم من زنده ای هستم که

 

نمیمیرم، تو هم به من اطاعت کن تا تو را هم زنده جاودانه بکنم.

 

من به هرچیزی بگویم باش موجود می شود، تو هم به من اطاعت

 

کن تا اراده ات مثل اراده من باشد
 
منبع : کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی

 مجموعه احادیث قدسی(از کتاب صدای او ،گردآورنده: حمید رضا همتی)



در باب پرهیزکاری و خدا ترسی

ترس از خدا*
خداوند می فرماید:
« من سزاوار آنم که بندگان از من بترسند سزاوار است که بنده ی من چیزی را با من شریک نگرداند و سزاوار است که من بنده ای را که شریک برایم قرار ندهد،داخل بهشت گردانم».
________________________________________________________________
*شرط بخشایش:

خداوند می فرماید:
«هر کس که گناهی کوچک یا بزرگ انجام دهد و توجه نکند که کیفر یا بخشایش او به دست من است؛هرگز او را نسبت به آن گناه نخواهم بخشود. و هر کس که گناهی کوچک یا بزرگ انجام دهد و آگاه باشد که کیفر یا بخشایش او به دست من است؛ او را خواهم بخشود».
_________________________________________________________________
شرم از خدا*

خداوند متعال می فرماید:
«بنده ی من!هرگاه که از من شرم کنی ،عیب های تو را از مردم می پوشانم،گناهان و لغزش هایت را از نامه ی عملت محو می کنم و در هنگام قیامت و زمان بازجویی بر تو سخت نمی گیرم».
_________________________________________________________________
*از خود غافل مشو:

خداوند می فرماید:
«ای پسر آدم گناه مردم، تو را از گناه خودت، و نعمتی که در دست مردم است، تو را از نعمتی که خداوند به تو بخشیده است،غافل نسازد. مردم را از رحمت خداوند نا امید مگردان، در حالی که خود بدان امید واری».
_________________________________________________________________
*اگر مرا بشناسی:

خداوند متعال می فرماید:
«بنده ی من!هرگاه مرا شناختی، مرا عبادت می کنی و به من امیدوار می شوی. اگر کسی را با من شریک نسازی تو را می بخشایم. اگر چه گناهت دنیا را پر کرده باشد، من آن را پر از گذشت و آمرزش می کنم و از کسی هم پروا ندارم».
_________________________________________________________________
*پاداش صالحان:

خداوند متعال می فرماید:
«برای بندگان صالح و نیکوکارم هدایایی تهیه دیده ام که هرگز چشمی آن را ندیده،گوشی آن را نشنیده و بر قلب بشری خطور نکرده است».
_________________________________________________________________
*یا دنیا،یا آخرت:
خداوند متعال می فرماید:

«به ارجمندی و شکوهم سوگند که برای بنده ام دو ترس و دو امان را توام نخواهم کرد. هرگاه در دنیا از من بترسد، او را در آخرت امان دهم و هرگاه در دنیا از من ایمن باشد، او را در آخرت بترسانم».
_________________________________________________________________
*ظلم بر بی یاور:
خداوند متعال می فرماید:

«سخت است خشم من بر کسی که ستم کند بر آن که جز من کمک و یاوری نیابد».
_________________________________________________________________
*محروم از رحمت الهی:
خداوند متعال می فرماید:

«به رحمت ن نرسد کسی که قسم های دروغ خورد و در قیامت راه به سوی من نیابد آن که زنا کند».
_________________________________________________________________
*اخلاص در نزد دوستان:
خداوند متعال می فرماید:

«اخلاص سرّیست از اسرار من. آن را در قلب بندگانی که دوستشان می دارم، به امانت گذاشته ام».

در دیگر حدیث قدسی آمده است:
«هر کس درون خود را فاسد کند، خداوند برونش را فاسد می کند».


 




[ جمعه 3 دی 1389  ] [ 11:02 AM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0

خدای بزرگ می فرماید:

ای فرزند آدم!

ملائکه من شب و روز مواظب تو هستند، آنچه را می گویی و انجام می دهی، کم یا زیاد، همه را می نویسند. آسمان بر آنچه از تو دیده شهادت می دهد و زمین بر آنچه روی آن انجام داده ای گواهی می دهد. خورشید و ماه و ستارگان بر آنچه می گویی و عمل می کنی شهادت خواهند داد. خود نیز بر قلب و اعمال مخفی تو آگاهم پس از خودت غافل مباش!


منبع : آداب الطلاب



ای فرزند آدم من غنی و بی نیاز هستم، تو هم به دستورات من اطاعت کن تا فقیر نشوی. ای فرزند آدم من زنده ای هستم که نمیمیرم، تو هم به من اطاعت کن تا تو را هم زنده جاودانه بکنم.
 من به هرچیزی بگویم باش موجود می شود، تو هم به من اطاعت کن تا اراده ات مثل اراده من باشد.

 منبع : کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی





[ جمعه 3 دی 1389  ] [ 10:53 AM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0



رسول خدا فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت :یا رسول الله ، خداوند مرا با هدیه اى به سوى تو فرستاد که پیش از تو به هیچکس چنین هدیه گرانبهائى اعطا نفرموده است .
پیامبر پرسید: هدیه چیست ؟
گفت : صبر، بهتر از آن قناعت ، بهتر از آن رضا، بهتر از آن زهد، بهتر از آن اخلاص ، بهتر از آن یقین است و اصل همه اینها توکل .
پیامبر مى فرماید: پرسیدم توکل بر خدا به چه معنى است ؟
جبرئیل پاسخ داد: یقین داشتن به اینکه مخلوق قدرت ندارد به تو ضررى یا سودى برساند. و نمى تواند نعمتى به تو بدهد و یا ترا از نعمتى محروم سازد.
توکل نومیدى از خلق است . پس هرگاه انسان به این مرحله از یقین رسید، دیگر او براى احدى جز خدا کار نمى کند، جز به خدا امید ندارد، جز او از کسى بیم ندارد و به احدى جز او دل نمى بندد. این معنى توکل است .
پیامبراکرم : تفسیر صبرچیست ؟
جبرئیل : آنست که در سختیها، تنگدستیها و گرفتاریها استقامت نمائى ، چنان که در حال رفاه و ثروت و عافیت زندگى مى کنى .
پیامبر اکرم : تفسیر قناعت چیست ؟
جبرئیل : قناعت آنست که به آنچه از دنیا مى رسد، هر چند کم باشد، قناعت کنى و سپاس گوئى .
پیامبر اکرم :تفسیر رضا چیست ؟
جبرئیل : راضى کسى است که بر مولایش غضب نکند، خواه چیزى از دنیا به او برسد، خواه نرسد، و در مقابل عمل کم و آسان از خود راضى نشود.
پیامبر اکرم : تفسیر زهد چیست ؟
جبرئیل : زهد آنست که انسان کسى را که خدا را دوست دارد، دوست داشته باشد و کسى را که خدا را دشمن دارد، دشمن بداند. از حلال دنیا به اندازه رفع حاجت استفاده نماید و به حرام دنیا هیچ توجهى نکند. زیرا در حلال آن حساب ، و در حرام آن عقاب است . با همه مسلمانان رئوف و مهربان باشد و آنان را مورد ترحم قرار دهد، چنانکه به خودش رحم مى کند. از سخن باطل بپرهیزد، چنانکه از مردار متعفن و گندیده مى پرهیزد. از دنیا دورى گزیند، چنانکه از آتش اجتناب مى ورزد. آرزویش را کوتاه کند و مرگش را جلو چشمش ببیند.
پیامبر اکرم : تفسیر اخلاص چیست ؟
جبرئیل :مخلص کسى است که از مردم چیزى نمى خواهد مگر اینکه آن را به دست آورد. آنگاه از دستاورد خود راضى است و اگر پس از رفع نیاز خود چیزى نزدش باقى ماند، آن را در راه خدا انفاق کند. اگر انسان چیزى از مردم نخواهد، پس به عبودیت براى خدا اقرار کرده ، و هر گاه نعمتى از خدا به او رسید، او از خدا راضى است و خدا از او راضى است . خلاصه مخلص کسى است که نسبت به همه چیزش به پروردگارش اطمینان دارد.
پیامبر اکرم : تفسیر یقین چیست ؟
جبرئیل : مؤ من کارش را براى خدا انجام مى دهد، چنانکه خدا را مى بیند، و اگر او خدا را نمى بیند، همانا خداوند او را مى بیند، و ناظر و حاضر بر همه افعال و اعمال اوست .
در پایان جبرئیل امین گفت : اینها (صبر ، قناعت ، رضا ، زهد ، اخلاص ، یقین ) همه شاخه هاى توکل است

 




[ پنج شنبه 2 دی 1389  ] [ 7:55 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 1

خدايا
احساس مي کنم زود عادت مي کنم و گاهي به اشتباه اسم آنرا دوست داشتن مي گذارم.

خدايا...
مي ترسم از اينکه به گناه کاري که نفسم آنرا صحيح مي خواند و دلم از آن مي ترسد و عقلم به آن شک دارد، در آتش بي مهري ات بسوزم.

خدايا...
مي دانم تمام لحظه هايم با توست. مي دانم تنها تويي که مرا فراموش نمي کني. مي دانم که اگر بارها فراموشت کنم، ناراحتت کنم و برنجانمت، باز مي گويي برگرد. مي دانم؛ همه اينها را مي دانم، ولي نمي دانم چه کنم؛ نفسم مرا به سويي مي کشد و عقلم حرفي ديگر مي زند و دلم در اين ميانه مانده.
خدايا...
تو بگو چه کنم. تو نشانم بده راهي که بهترين است.
خدايا...
مي دانم تو هميشه با مني ، ولي تنهايم مگذار؛ يا شايد بهتر باشد بگويم: نگذار تنهايت بگذارم.
خداوندا..
من از تنهايي و برگ ريزان پاييز، من از سردي سرماي زمستان،
من از تنهايي و دنياي بي تو مي ترسم.
خداوندا...
من از دوستان بي مقدار، من از همرهان بي احساس،
من از نارفيقي هاي اين دنيا مي ترسم.
خداوندا...
من از احساس بيهوده بودن، من از چون حبابِ آب بودن،
من از ماندن چون مرداب مي ترسم.
خداوندا...
من ازمرگ محبت، من از اعدام احساس به دست دوستان دور يا نزديک مي ترسم.
خداوندا...
. من از ماندن مي ترسم
خداوندا...
من از رفتن مي ترسم
خداوندا...
من از خود نيز مي ترسم
خداوندا...
پناهم ده




[ پنج شنبه 2 دی 1389  ] [ 7:53 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0



قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل كرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند . خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو . آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،‌گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم…
.
 




[ پنج شنبه 2 دی 1389  ] [ 7:52 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0


يادمان باشد که : هر روز بايد تمرين کرد دل کندن از زندگي را.
يادمان باشد که : آنها که دوستشان مي دارم مي توانند دوستم نداشته باشند.
يادمان باشد که : باور هايم شايد دروغ باشند.
يادمان باشد که : لزومي ندارد همانقدر که تو براي من عزيزي، من هم برايت عزيز باشم.
يادمان باشد که : محبتي که به ديگري مي کنم ارضاي نياز به نمايش گذاشتن مهر خودم نباشد.
يادمان باشد که : دلخوشي ها هيچکدام ماندگار نيستند.
يادمان باشد که : لازم است گاهي با خودم رو راست تر از اين باشم که هستم.
يادمان باشد که : پيش ترها چيزهايي برايم مهم بودند که حالا ديگر مهم نيستند.
يادمان باشد که : آنچه امروز برايم مهم است، فردا نخواهد بود.
يادمان باشد که : گاهي مجبور است براي راحت کردن خيال ديگران خودش را خوشحال نشان بدهد.
يادمان باشد که : خوبي آنچه که ندارم اينست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود.
يادمان باشد که : با يک نگاه هم ممکن است بشکنند دل هاي نازک.
يادمان باشد که : بجز خاطره اي هيچ نمي ماند.
يادمان باشد که : وظيفه ي من اينست: حمل باري که خودم هستم تا آخر راه.
يادمان باشد که : به جستجوى راه باشم، نه همراه.
يادمان باشد که : با يک ايميل در مورد کسي قضاوت نکنيم! حتي اگر با اون ايميل مخالف بوديم!
يادمان باشد که ... خاطرمان تنها نماند ...
 




[ پنج شنبه 2 دی 1389  ] [ 7:48 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 1


    بسم الله الرحمن الرحیم
 آدم معصیت کار و شهادت اعضای بدن
 


آنروز ( روز قیامت ) هرکس امّی و غامی باشد قاری و خوانا می شود .
مثل آنکه بعد از مردن لغت عرب را می فهمد .
این است که میّت را به عربی تلقین می گویند وگرنه آن تلقین عمل لغوی خواهد بود .
 
  پس از آنکه در نامه ی عمل نظر می کند همه چیز را نوشته می بیند و از همه یادش می آید که فلان روز درفلان محل چه کرده و چه گفته . منکر می شود می گوید این نامه ی عمل من نیست ، دو ملک رقیب و عتید شهادت می دهند و معصیت کار شهادت دو ملک را قبول نمی کند ، آنوقت خداوند عالم ، روزها و شبها و قطعه های زمین را می فرماید  که هرچه از احوال این بنده من اطّلاع دارید شهادت بدهید ، زمان و مکان شهادت می دهند که این اعمال از او سر زده " زمین حالا ساکت است ، آنروز به زبان می آید و شهادت می دهد "
کر نباشد ارض را چشم  رشد            بر ندیده چون گواهی می دهد
باز آن بنده منکر می شود که دیوار حاشا بلند است و این مرتبه می فرماید که پیغمبر و ائمّه می آیند شهادت می دهند ( چون هفته ای دو مرتبه صورت اعمال را به نظر نبی و امام می رسانند ) و امام هر عصری درباره ی رعیّت خود شهادت می دهد و این دفعه منکر می شوند و قسم می خورند که از ما این عمل ها سر نزده آنوقت خداوند می فرماید که دیگر حرف نزنید ، مهر بر دهان معصیت کاران می زنند و به اعضا و جوارح ایشان می فرماید که هر عمل کرده اید بگوئید اعضا و جوارح به حرف می آیند : دست گوید من چنین دزدیده ام       لب بگوید من چنین بوسیده ام
چشم گوید کرده ام غمزه حرام       گوش گوید چیده ام سؤالکلام
پا بگوید مر برفتیم و منی                   فرج گوید من بکردستم زنا
بلسان حال معصیّت کار تغییر می کند ، به جوارح خود که شما چرا شهادت می دهید بر ضرر ما از شما این توقع نبود ، در جواب می گویند ما را به حرف آورده ای وای از افتضاح و رسوائی آنروز خداوند خودش اطلاع دارد که بنده اش چه کرده به علم خودش می تواند عمل بکند با وجود این اقامه به این همه شهود می کند که همه کس بفهمند این بنده را تهمت نزده اند و ظلم بر او نکرده اند بالأخره حکم می شود بزبانه ی جهنم امر می شود که ملئکه ی غلاظ  و شداد که این بنده را بگیرید و دستش را به گردنش غل کنید و او را در قعر جهنّم زنجیر کنید ، نه قبیله به کار می خورد نه عشیره نه دولت نه سلطنت ، می کشند او را میبرند نزدیک جهنّم که صدای آتش را می شنود آنوقت شفیق جمعی برای او به هم میرسد ، یک مژه ی چشم او به سخن می آید عرض می کند پروردگارا هر کس هرچه اطلاع داشت شهادت داد من هم شهادتی دارم اذن می دهی  بگویم ؟ خطاب می رسد بگو ،
 
آن مژه ی چشم عرض می کند من شهادت دارم که این بنده ی تو از خوف و ترس تو بر خود ازید و گریست آنقدر که من یک مژه تر شدم .
  
آنوقت دریای رحمت الهی موج بر می دارد ، می فرماید من دو خوف در یک دل جمع نمی کنم هرگاه این بنده در دار دنیا از من ترسیده و اینقدر گریسته من او را بخشیدم دیگر امروز او را به آتش نمی رسانم و نمی سوزانم .
 
                               ربّ العالمین چون پی بهانه می گردد ، به شهادت یک مژه ی چشم        
 
                                                       همه ی گناهان را می بخشد     

                             کدام قاضی در پی بهانه برای تبرعه ی مجرم است ؟   لا اله الا الله

 




[ پنج شنبه 2 دی 1389  ] [ 7:44 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0


گفتم: خسته‌ام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.
گفتم: تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.
گفتم: توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
..:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::




[ پنج شنبه 2 دی 1389  ] [ 7:41 PM ] [ الهام مصلح راد ]
نظرات 0
درباره وبلاگ

نويسندگان
امار سايت
كل بازديدها : 17470 نفر
كل مطالب : 17 عدد
تعداد کل نظرات: 6 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: پنج شنبه 2 دی 1389 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 2 آبان 1391 
امکانات وب